عبدالقدیرعلم

 

 

نهم ثور( سه روزپی در پی)

 

 

تا هنوز یاد خاطرات تلخ روز های هفت وهشت ثورفراموش نشده که روزی دیگری بنام نهم ثور در تاریخ کشور ما در حال آبستن است تا بجای درامه های دور وز پی در پی  درامه بزرگتری  رابنام سه روز پی در پی  با ملالت ها وتلخ کامی ها بیشتر به نمایش بگذارد...اینکه  روز سوم چه پیامد های را در پی خواهد داشت تجربه های گذشته ودرامه های آینده شکل دهندۀ  آن خواهد بود.اگر جناب رئیس کمیسیون تخنیکی تاریخ این روز را به روز نهم ثور مسجل نمیساخت عنوان نوشته حاضر(دو خرام کم بها تر از یک گرام) بود، چون دولت مدتها زیر نام ولباس جرگه امن منطقوی خرامیده بود وحال که نقش صلح را بر روی این طیلسان پر زرق وبرق کشیده است میتوان گفت خرام دیگر در راه است که هدف بزرگتر ومبهم تری را دنبال میکند  واما از رهگذر پیامد ونتیجه ویا روشنتر بگوئیم اثر گذاری بر روی مخالفین کم بها تر از یک گرام خواهد بود.هرچند نوشته حاضر میتواند عناوین فرعی زیاد تری رااحتوا نماید اما بخاطر بی بها بودن این خرام پر هزینه لازم میدانم اولتر از همه دلائل نا کار آمدی این جرگه از نظر خود بر جسته سازم.

جرگه صلح ،پر هزینه وکم اثر: وقتی ادارۀ یک کشور بدست کمیسیونهای وجرگه ها سپرده میشود باید فاتحه اش را خواند، چون ضعیف ترین وبی الزام ترین اداره کمیسیون وجرگه است.نحوۀ تفسیر وتأویل از جرگۀ امن وجرگه صلح به اولیائی امور ارتباط دارد من چندان تفاوت بین امن وصلح نمی بینم چنانچه پیامد ها ودست آورد های این جرگه را نیز بهتر وبیشتر از جرگه امن منطقوی بحساب نمی آورم.در تمام جهان تعامل این است که برای اداره کشور قوای سه گانه با تفکیک صلاحیت کافیست کس جلو ادارۀ کشور را به دم جرگه وکمیسیون بسته نمیکند .تعین کمیسیون بخاطر رسیدگی به نیاز های ابتدائی به مفهوم فرار از مسئولیت وگریز ازمشکلات است.وضعیف ترین نهاد در پهلوی دولت کمیسیون است که به منظور شانه تهی کردن از مسئولیت از طرف مسئولین بی کفایت وراه گم کرده تعین میشود در کشور ما بجای اینکه به سراغ مشکل بروند همیشه در حال فرار از مشکل اند.شما نتیجه کار سه کمیسیون پیهم مبارزه با فساد اداری جناب حامد کرزی را مشاهده کنید که چه هست؟ وجرگه امن با تمام گردن کجی چه ار مغان به بار آورد؟ تشکیل کمیسیونها به مفهوم إعتراف بر بی کفایتی ویا گریز از مسئولیت چیزی بیش نیست.

دوم : همه صاحب نظران بر این عقیده اند که مشکل افغانستان قسما داخلی وعمدتا منطقوی وجهانی است.یعنی اول باید اقوام افغانستان خصوصا در هلمند وقندهار از خصومت وقوم کشی دست بر دارند تا یکطرف وسیله دست استخبارات پاکستان نشده وصف بزرگ را بنام مخالف وطالب تشکیل ندهند.دوم همسایه های افغانستان باید در برابر جامعه جهانی بر عدم مداخله در امور افغانستان تعهد بسپارند واقوام دو طرف خط دیورندهم در جلسات شرکت داشته باشند وتوضیح دهند که چرا القاعده وطالبان را کمک میکنند وخواست ونیاز شان چیست.البته جرگه امن منطقوی با همین وسعت  وظرفیت جلسات را با دل نا خواسته دائر نمودند اما نتیجه را تنها داکتر فاروق وردک میداند و ویا جناب حامدکرزی.آخر کس نیست پر سان کند جرگه قبلی که مبتکر آن کرزی صاحب وفاروق وردک بود جزء مصرف پول چه دست آورد داشت که باز هم مردم در پای تریبیون اقای وردگ نشسته اند ومنتظر اند که در مورد أهداف جرگه صلح وآینده چه میگوید..

سوم: در جرگه صلح نهم ثوربه تعداد 1200 تا 1500 تن از نمایندگان اقشار مختلف کشورومهمانان کشور های جهان وغیره شرکت میکنند.اگر هدف از حضور این تعداد شنیدن نظریان وپیشنهادات حاضرین ویا بر رسی خاست ها ونیاز های جا نبین باشد طی سه روز جلسه آنهم با کمال بی نظمی گمان نمی رود بیشتر از صد نفر ابراز نظر نمایند پس باید جلسۀ صد نفری متخصصین را تشکیل میدادند واگر میخواهند باز هم چیزی گندۀ بی کیفیت را نشان دهند شاید هدف دیگری در فرجام این جرگه نهفته باشد که بعدا اشاره خواهم نمود.والا  جناب رئیس جمهور با فاروق وردک  میتوانندآنچه به صلح کمک میکند طی فر مان ویا إعلامیه رسمی در مطبوعات اعلام نماید که این است شرائط صلح واین است میکانیزم وچوکات بندی، چه حاجت به اینقدر سفر بری وکشمکش.میدانم میخواهند شمار دست های بلند شده بخاطری هدف که زیر پرده است در تلویزیون زیاد معلوم شود وبر چیزی مشروعیت بخشند که آینده کشور را تاریک تر از گذشته و حال سازد..

چهارم:تشکیل جرگه های اضافی اهانت اشکار به شورای ملی کشور است.جرگه صلح نماد بی إعتمادی وإهانت حامد کرزی  وفاروق وردک به شورای ملی کشور میباشد به دلیل اینکه در روز نهم ثور نمایندگان منتخب ملت من حیث افراد بی اعتبار در پهلوی نمایندگان خواهند نشست که شخص حامد کرزی انتصاب نموده است.اگر دولت میخواهد نظر مردم را بخواهد میتواند این مسئله را در شورای ملی مطرح سازد که همه نمایندگان منتخب ملت اند.شما أهدافی را که جناب وردک مطرح نموده ملاحظه فر مائیدبدرستی میدانید که تصمیم گیری درین مورد از صلاحیت ها ومسئولیت های کا مل رئیس جمهور، شورای ملی وقوۀ قضائیه کشور است که ملت گاهی هم با آن مخالفت نمیکند.اما دولت طور وانمود میسازد که این کار های بزرگ  بالا تراز صلاحیت رسمی ارکان ثلاثه دولت بوده باید یک نهاد با صلاحیت تر وبا إعتبار تر بنام جرگه صلح تصامیم بزرگ را بگیرد که خود اقدامیست در جهت ترور حیثیت شورای ملی کشور.آقای وردگ در مورد اهداف جرگهء ملی مشورتی صلح چنین گفت:
(سه هدف اساسی اول مشوره، مفاهمه و موافقه با ملت افغانستان برای رسیدن به صلح دوامدار دوم موافقه روی چهارچوب مفاهمه با مخالفین سوم ایجاد مکانیزم مفاهمه با مخالفین می باشد) ملاحظه.اول هدف دوم وسوم چندان از یکدیگر تفاوت ندارند اگر به چهارچوب توافق شده همان را میکانیزم قبول کنید. دوم ملت افغانستان نمایندگان خودرا تعین نموده اند که در شورای ملی حضور دارند. این حرکت  یا بی إعتنائی به نمیاندگان ملت است ویا اظهار بی إعتمادی وبی کفایتی ارکان ثلاثه دولت..آیا حامد کرزی کدام طرح صلح را در قالب فر مایشات جناب وردک به شورای ملی وستره محکمه پیشکش نموده که رد شده باشد وحال میخواهد از قاطبه ملت کمک بخواهد؟ نه خیر.از نظر من سه هدف فوق آنقدر طمطراق نمیخواهد یک صداقت تعهد وراستی در برابر مردم ومبارزه علیه فقر واختلاس مشکل را آسان میسازد .

أهداف إحتمالی جرگه : شکل بندی جرگه صلح ایجاب مینماید تا دو هدف را دنبال کند .

اول استعفای رئیس جمهور: گمان میرود رئیس جمهور از ادامه حاکمیت که نه دران صلاحیت است ونه قانونیت وآسایش برای ملت خسته شده باشد.وقتی دیده میشود رئیس جمهور نقارۀ صلح را در لندن  وحامیان بین المللی اش زنگ ناقوس جنگ را در مرجه به صدا در میاورند فهمیده میشود که رئیس جمهور ساحه صلاحیت های خودرا درک کرده است  لذا تلاش می ورزد تا در محضر نمایندگان اقشار مختلف مردم افغانستان و نمایندگان جامعه جهانی استفا دهد.واین یک اقدام بجا ومنطقی است. وضعیت سیاسی وامنیتی واقتصادی کشور آنقدر بحرانی است که ایجاب یک تحول سالم ومثبت را مینماید .از طرف مشروعیت دولت فعلی نیز روی دلائل مختلف زیر سئوال است.

از رهگذر نتائج انتخابات صحبت نمیکنم چون دوستان درین مورد خیلی قلم فرسائی کرده اند.اما دلائل آتی قابل مکث است.

1- دست نشانده است بخاطر اینکه در مسئله جنگ وصلح با مخالفین از دیگران اجازه میگیرد.اگر رئیس جمهور صلح بگوید دوستانش جنگ میخواهند واگر او از جنگ صحبت کند وزیر خارجه انگلیس از سر عت مذاکرات صلح حرف میزند.خلاصه رئیس جمهور ما نباید بلند حرف بزند که صدایش بگوش دیگران برسد.

2- عدم تسلط وحاکمیت بر جغرافیائی کشور. دولت واقعا خارج از ادارات دولتی صلاحیت چندانی ندارد شاید به نظر شما برخی ولایات آرام به نظر رسد وامنیت ظاهرا تأمین باشد اما این آرامش به معنی حاکمیت دولت نیست بلکه مناطق ومحلات مختلف توسط گروپ های خودسراداره میشود که با والی وقوماندان امنیه تعهد سپرده اند که به داخل دفتر شان حمله نمیکنند.نمونه روشن آن آرامش وامنیت ولایت غور است که به هیچ صورت به مفهوم حاکمیت دولت نیست.در جوار ولایت محاکم قوماندانان محلی فعال است وعشر، جزیه وخراج از مردم جمع میشود وتفنکداران مانند سالهای جهاد جبهه ومحکمه خودرا دارند.

3-  عدم حکومت قانون: دولت بر خلاف تحلیف وتعهد قوانین کشور را نافذ کرده نمیتواند.از آنجائیکه دولت بر سر زمین حاکمیت ندارد  قادر به تطبیق قانون هم نیست. چون مسئولین دولتی غیر مسئول وبلا تکلیف اند وخارج از اداره دولت در بسیاری از ولایات حاکمیت ندارند.در جائیکه نه ساحه حاکمیت باشد ونه اقتدار قانون ونه إعتماد وباور مردم پس مشروعیت از آسمان هم تأئید نشده رابطه دولت ومردم را چگونه فکر میکنید.؟
هدف دوم تأئید سلطنت موروثی: اگر مسئله استعفا مطرح بحث نباشد مسئله أخذ بیعت غیر علنی بخاطر ادامه حاکمیت سلطنتی قویا محتمل است .از زمانیکه جناب حامد کرزی بر خلاف انتظار بجای ملغی ساختن کمیسیون تقلب کار ودست نشاندۀ انتخابات کمیسیون سمع شکایات را نیز بفر مان خویش تعین نمود این احتمال افزایش یافته است که رئیس جمهور میخواهد شیوه زعامت را از ریاست به سلطنت انتقال دهد وتلاش می ورزد با تشکیل جرگه بزرگ زیر هر نامیکه باشد ازمردم تعهد بگیرد تا مادام العمر ویا تا زمان بزرگ شدن میرویس چوچه بر تخت سلطنت باقی بماند چون انتخابات هم مصارف زیاد دارد وهم عرفی خلاف عنعنات افغانهاست پس همین جرگه صلح که کار لویه جرگه عنعنوی را انجام میدهد برای سر پوش گذاشتن به همه رسوائی ها کافیست ومیتواند عمر هر حکومت فضول وخود کامه را طولانی تر سازد.خلاصه افغانستان بعد ازین بجای دوروز پی در پی سه روز پی در پی را با ناگواری های بیشتر در تاریخ خویش رقم میزندبا تفاوت اینکه دوروز اول بادرد فراوان بیداری آفرید واما روز سوم با ترزیق پیچکاری بیهوشی خواب آفرین است چون مردم خسته شده اند میخواهند باز چهل سال بخوابند......

 

 


نظرات شما

اسم شما

 

محل سکونت

 

 

 


 

 

نظرات شما

احمدسعیدی
کابل

دانشمند گرامی علم صاحب این مقاله شما را مثل دیگران سر تا پا چندین مرتبه خواندم شما می دانید که در گزشته و حال نوشته های شما یاری رسان و سر مشق خامه های من بوده و هستند اکثریت مطلق این نوشته شما حقیقت است که بدون شک همین طور است تنها به این پروگراف توافق ندارم که فرموده اید (استفای ریس جمهور) این آدم را که من می شناسم سر می دهد اما چوکی نمی دهد هر قدر اگر وی را تشویق و ترغیب بنماید این چوکی را تا به زور از وی نگیرند به رضا نمی دهد

 

ولایــت غــــــــور

اخــبــــــــار روز

ادبـیـات و هـنــر

ادبـیـات کــودک
فـرهـنگ مـردم

تـــاریـــــخ غـــور

عــکــــس هـــــا

فـلـم و مـوسـیـقی

آرشـیـف مـطـالـب

سیاه موی و جلالی

مـطـالــب عـمـومی

سیمینار غوری ها
گـــــــزارشــــــــات
نـشـــریــات غــــور

سـایـت هـای دیــگر

تـمــاس بـــا مـــــا

صـــفــــحـــــه اول

جـــــــام غـــــــــور
Pictures
Magazines

English Info

Contact us

                                       

Share

 

خانه | ولایت غور | مطالب عمومی | سوال و جواب | تماس  | درباره ما | جام غور | نقشه سایت

Copyright 2005 -  2009 jame-ghor.com

 حقوق  همه مطالب سایت جام غور محفوظ است، نقل و استفاده از آنها در سایت ها و نشریات تنها با ذکر منبع مجاز میباشد