مجلات و کتب

عبدالقدیر علم

18-03-2017
نقش احزاب سیاسی در تمثیل دموکراسی!؟


 

 

نقش احزاب سیاسی در حکومت های صدارتی پارلمانی:

احزاب سیاسی نماینده مردم ویا پل رابط بین مردم وحکومت است .اعتبار احزاب   سیاسی همان حمایت آشکار مردم است که در گزینش نمایندگان تبلور میابد.کثرت نمایندگان یعنی کثرت محبوبیت .وافتخار بر ابتکار وبر نامه وپلان حزب سیاسی بحساب میاید

درین گراف که نمونه  ونماد حضور مردم در حکومت در چوکات احزاب سیاسی است  شما چند واقعیت را میتوانید درک کنید واینکه در کشور های نور مال ومترقی احزاب سیاسی چگونه اراده مردم را تمثیل میکنند وبعد از انتخابات چه رسالتی را ادا میکنند.

1-      مردم سالاری

2-      نقش وسهم تناسبی احزاب در حکومت.به تناسب شعاع نفوذ ومجبوبیت شان .

3-      شریک بودن وسهیم بودن مردم در حکومت  آن هم در قالب احزاب.

4-      باور داشتن مردم به احزاب سیاسی

5-      صداقت و قناعت احزاب سیاسی

6-      نظم وانسجام  در خانه ملت.

7-      اینکه حکومت صداراتی پارلمانی نیاز مند نقش اساسی احزاب سیاسی است.

..............................................................................................

متا سفانه در افغانستان احزاب مقتدر قبل ازینکه سیاسی وملی باشند قومی وسمتی اند به همین دلیل در مورد نقش تناسبی ایشان  در حکومت داری باور مندی کمتری وجود دارد. ودولت هم زمینه رشد این احزاب را نمیدهد که به این حساب میتوان چیزی گندم تر است و چیزی هم آسیاب کند.اگر حکومت در جهت رشد وتوسعه احزاب وقائل شدن نقش اساسی شان کو تاهی میکند احزاب افغانستان هم احزاب معیاری وکارا نیستند ولی میشود از کشور های مدرن جهان بطور نمونه استفاده کرد که از نظر من  نقش تناسبی احزاب سیاسی کشور های اروپائی  وتشکیل حکومت حکومت توسط احزاب موجود در پارلمان بهترین نوع مدیریت است .

هالند من حیث یک نمونه:

اول باید یاد آور شوم که تفا وت دید گا های این احزاب در واقعیت امر آنقدر زیاد نیست چون همه استرا تیژی واحد دارند  ودموکراسی جوهر اصلی مبارزات این انتخابات است تفاوتی که وجود دارد   شعار های انتخاباتی  و نحوه ارائه خدمت به مردم با شیوۀ کمپاین است. بیشترین  احتلاف  در بین حزب چپ افراطی بنام چپ سبز  وراست افراطی بنام حزب آزادی مردم است است که حین فعالیت های انتخاباتی جهت جلب آراء مردم  در حد صد فیصد مشهود است واما در عمل مصلحت کشور ومنافع ملی ورفاه عمومی هدف همه ا حزب سیاسی  میباشد.

نگاه به دیدگا های حزب راست افراطی هالند: اگر برخی هالندی های خارجی تبار خصوصا مراکشی ها رفتار خودرا تغییر بدهند یعنی صادق باشند ومانند هالندی ها کار کنند وکار های خلاف انجام ندهند اصلا حزبی بنام راست افراطی بوجود نمیاید.اما برخی مسلمانها خصوصا مراکشی ها اعمالی انجام میدهند که برای مسلمانها مایه شر مساری است اما از سر نا گزیری ها بنام مسلمان از ایشان دفاع میکنیم که وجدانا ملا متیم...مراکشی ها ی مسلمان بیشتر وبالا ترین سطح جرم وجنایت را در هالند دارند.مثلا پسران شان از مغازه ها دزدی میکنند ومیگویند مال کفار برای ما حلال است و حین خارج شدن از مغازه ها دستگیر میشوند ویا از خانه ها دزدی میکنند. به همین دلیل رهبر حزب راست افراطی میگوید..مروکان کمتر مصیبت وجنایت کمتر واین مراکشی ها مسلمان هستند وبعد ادامه میدهد که مسلمانها همه همینطور هستند که انسان میشرمد..واما حزب چپ افراطی از فرهنگ وکلتور خارجی ها حمایت میکنند ومیگویند هالند کشور دارای فرهنگ ها وکلتور مختلف است باید  طبق قانون اساسی هیچنوع تبعیص وجود نداشته باشد وکسی را بنام قوم ومذهب آن نباید نکوهش ویا تهدید کرد.

حکومت در هالند چگونه ساخته میشودک؟نحوۀ حکومت سازی: اینگون است که طبق قانون هر حزبی که نسبت به احزاب دیگر پیشتاز باشد  ورائی زیاد تر گرفته باشد ونمایندگان بیشتر در پارلمان داشته باشد حق ساختن حکومت را دارد .این حزب پیروز ویا پیشتاز رائی کامل ندارد بلکه طور نسبی پیشتر است و از همه احزابیکه در پارلمان عضو دارند دعوت میکند تا  باوی همکاری کنند چون به تنها ئی نصاب  مورد نیاز را ندارد پس مجبور است حکومت ائتلافی تشکیل  دهد .مثلا پارلمان هالند 150 عضو دارد کسیکه حکومت میسازد باید حد اقل 76 عضو پارلمان را با خود داشته باشد که مصوبا تش را تا ئید کند..شاید فکر کنید همه علاقه دارند وتلاش میکنند در حکومت شریک شوند.اما چنین نیست فقط اظهار مشارکت وهمکاری مکینند وحزب حاکم هر کس را خواست با خود شریک میسازد واین مشارکت بر طبق قوا نین  صورت میگیرد. نمیشود هر رور ناز ونخره ودخول وخروج باشد تا حکومت را سقوط دهند وبحران آفرینی کنند شرائط از قبل تهیه وتنظیم وامضا میشود وغالبا تا آخر ادامه پیدا میکند. از احزابیکه دعوت نشده در حکومت شریک شوند ایشان به همان پارلمان قناعت دارند بخاطر گر فتن چوکی وزارت چانه زنی نیست. ومانند افغانستان نمیگیوند مارا دست کم گر فتید من این تعداد قوم دارم وجبهه باید حتمی چوکی داشته باشم.ث

مثلا حزب اول_ حزب آزادی برای مردم که با وصف از دست دادن هشت چوکی باز هم اول است.اما 33 چوکی دارد باید با کدام احزاب اتحاد کند تا نصاب را تکمیل کند..حزب آزادی ویا راست افراطی که در جایگاه دوم قرار دارد و بر نامه هایش در شعار متفاوت است نه رهبر حزب حاکم آنهارا دوست دارد ونه هم آنها باوی میانه خوب دارند  که زمینه کنار آمدن ضعیف است وائتلاف حزب حاکم  اقلا با سه حزب دیگر یعنی دموکرات های مسیحی و دموکرات 66 وهم حزب سوسیالست ویا چپ سبز  میتواند به تشکیل حکومت بیانجامد...منظور ازین نوشته این بود که در حکومت های صداراتی پارلمانی ، نهادینه شدن مردم سالاری واحزاب سیاسی  قانونمند خیلی مهم است ..افغانستان با نداشتن احزاب سیاسی مؤثر وپیچیدن به مسائل قومی وسمتی از معیار های جهانی خیلی فاصله دارد .تا وقتیکه مردم به رشد سیاسی ورفاه اجتماعی نرسند واز حلقه های محدود قومی وسمتی بیرون نشوند شعار های .حکومت صداراتی وپارلمانی ویا ریاستی هیچکدام معنی ندارد.بناءٌ بر مردم افغانستان است تا از مودل های مؤفق استفاده کنند.در غیر آن صد ها سال منافع ملی بپای  اهداف شخصی وقومی قربانی میشود ومردم هم قربانی بی اعتمادی وبی باوری یکدیگر ند.

 

نظرات شما

نوشتن دیدگاه