مجلات و کتب

محمد نصير توكلي

20-03-2017
هفت نکته بر پنج دقیقه


نقدی بر 5 دقیقه از گزارش‌های جهانداد حکیمی، کارمند رادیو تلویزیون ملی غور

بگذارید پیش از پیش، از تمام عزیزان و دانشمندان خواهش کنم که این دیدگاه برادر کوچک‌شان را هیچ برچسپی، جز سازندگی و اصلاح جامعه، نزنند. در جهان متمدن، انسان‌ها توجه‌شان بیشتر به کسانی است که کاستی‌های آن‌ها را بگویند تا به اصلاح و ترمیم آن‌ها کمک کرده باشند.
در واقع می‌خواهم این نکته را صادقانه به عرض برسانم که تلاش‌ها و خبررسانی کارمندان رادیو تلویزیون ملی غور، رسانه‌های صوتی و چاپی دیگر، درخور ستایش و تمجید است. زیرا در چنین شرایطی که فقر فرهنگی و نبود امکانات تخنیکی، بیش از حد ممکن شغل خبرنگاری و مطبوعاتی را تهدید می‌کند، پرداختن به این شغل و حرکت کردن در این مسیر، جرات و توان بیش از حد می‌خواهد. با توجه به این مسایل، باز هم کاستی‌های در بعضی بخش‌ها موجود است که می‌شود آن‌ها را با دقت بیشتر و وقت گذاشتن، مرفوع ساخت. یعنی این مسایل بستگی به وجود خود گزارشگر و گوینده دارد تا آن‌ها را بیشتر رنده بزند و ترمیم کند.
این نوشته، دیدگاهم را نسبت به 5 دقیقه‌ گزارش محترم جهانداد حکیمی کارمند رادیو تلویزیون ملی غور، منعکس می‌سازد تا از این طریق کمکی جهت بهبود امور در زمینه کرده باشم.
البته بنده همیشه بیننده‌ی برنامه‌های تلویزیون ملی غور هستم و می‌بینم که در اکثر گزارش‌های آقای حکیمی، با وجود این که قبلاً ضبط و تهیه می‌گردد، باز هم مشکلاتی موجود است که نمی‌توان از آن‌ها چشم‌پوشی کرد. در صورتی که برنامه‌های از پیش ضبط شده را می‌توان با کمال دقت و نکته‌سنجی ویرایش و پیرایش کرد، تا هیچ‌گونه عیبی در آن‌ها دیده نشود. البته این به این معنا نیست که تنها در گزارش آقای حکیمی مشکل وجود دارد و در بخش‌ها و برنامه‌های دیگر، هیچ‌گونه مشکلی قابل ملاحظه نیست. در برنامه‌ی مردم و موسیقی، ارایه کنندگان برنامه که یک تن از برادران و یک تن از خواهران است، به جای این که متوجه روند برنامه و تشریح آن باشند، برادر عزیز ما همکار خود را تعریف و توصیف می‌کند و می‌گوید:« به به فلانی جان چه یک صدای داره، قضاوت را به بیننده‌گان می‌گذاریم» که این روش هنگام ارایه‌ی برنامه خیلی ناپسند است.
ماده‌ی سوم قانون رسانه‌های همگانی، بند سوم می‌گوید: « ژورنالیست شخص حرفه‌یی و مسلکی است که از طریق رسانه‌ها، مواد و محتوای نشراتی را ایجاد و عرضه می‌نماید.»
این که آقای جهانداد حکیمی، چه قدر از لحاظ تحصیلات خود مسلکی است  و چه قدر به ادبیات و ویرایش گزارش‌های نگاشته‌شده‌ی خود تسلط دارد و این که در مسلک خود تا چه اندازه موفق است، دقیقا نمی‌دانم.
آن‌چه برایم مهم است و ظاهرا بنده آن را متوجه شدم، این است که آقای حکیمی هیچ نوع مهارتی در بخش نوشتن یک گزارش و گویندگی آن ندارد. حتا دیده می‌شود که با تلفظ بسیاری از واژگان هم مشکل دارد.
در ساعت 7 شب دوشنبه، 25 دلو 1395، آقای تیمورشاه احمدی گوینده‌ی اخبار بود و در این 20 دقیقه‌ی خبری، جهانداد حکیمی حدود کمتر از 5 دقیقه از بخش‌های گوناگون گزارش ارایه کرد. هرچند برخی مشکلات کوچک‌تری هم در این گزارش‌ها موجود بود که از آن‌ها چشم‌پوشی صورت گرفت، اما این چند نکته‌ی زیر به عنوان کاستی‌ در گزارش‌های یاد شده، مطرح می‌شود:

  1.   در گزارش «ملاقات هیات حزب اسلامی با والی غور» می‌گوید: «الحاج غلام ناصر خاضع والی غور گفتند: مجاهدین که در راه آزادی و نجات این کشور خدمات ارزنده‌یی را انجام داده اند، اکنون نیاز است که دست به دست هم داده بر علیه آنان که قبلا هیچ جرأت و حرکتی در برابر مجاهدین نداشتند، اکنون با حرف‌های ناسزا از مجرای رسانه‌های مجازی حواله‌ی مجاهدین می‌کنند. استادگی نماییم»

می‌بینیم که این جمله با چه ترکیبی ساخته شده؟! اول این که گزارشگر، از جریانی که گزارش را روی آن نوشته، هیچ حرفی نمی‌زند و مستقیم روی گفته‌ی والی می‌رود. لازم بود ابتدا چند واژه‌یی در مورد این که چه اتفاقی افتاده، بیان می‌کرد و بعد حرف‌های والی را پیرامون موضوع، مطرح می‌کرد. دوم این که « مجاهدین» واژه‌ی‌ سوم شخص جمع است و باید پسوند ضمیری آن هم وابسته به سوم شخص جمع بیاید، یعنی به جای «استادگی نماییم» در جمله‌ی بالا، باید «استادگی نمایند» می‌آمد. زیرا فعل«نمودن» آخر به به واژه‌ی «مجاهدین» برمی‌گردد. سوم این که آوردن دو بار واژه‌ی «اکنون» در این جمله، کاملاً با ترکیب درست دستوری ناسازگار است. هرچند شاید بتوان آن را به کوره‌راهی برد.
باز در ادامه‌ی همین گزارش می‌گوید:

    *   هیات حزب اسلامی گفتند: « ما در طول چند دهه‌ی اخیر آموختیم، اکنون خواهان یک ملت شده هستیم»

    *    « آمدن ما به شهر صبر و تحملِ شهر مجاهدپرور، همیشه محروم از مرکز، بدیل‌های امید می‌دهد تا تمام احزاب جهادی همگام و همنوا برای رفع تمام نابسامانی‌ها یک دست شوند»

ترکیب‌های جالبی که در دو نکته‌ی بالا به کار رفته، نتوانستم آن را بفهمم که اولاَ « ما در طول چند دهه‌ی اخیر آموختیم» چه ربطی به « اکنون خواهان یک ملت شده هستیم» دارد و یا این که ترکیب دوم را چگونه بتوان معنا کرد.

   2.   در گزارشی که از دیدار والی غور با اعضای شورای محصلین ارایه می‌کند، می‌گوید: الحاج غلام ناصر حاضع والی غور با محصلین گفتند: شرایط امروزی برای همه اتواع کشور زمینه مساعد شده، چه محصل، چه دکاندار و اهل کسبه، چه تحلیلگر و جامعه‌ی مدنی، ناظر اوضاع باشند، کمی‌ها و کاستی‌ها را درک می‌کنند. جرأت بیان آن را دارد

اول این که واژه‌ی «اتباع» را کاملاَ «اتواع» تلفظ می‌کند و دیگر این که «شرایط» و «زمینه» در مفهوم جمله‌ی بالا یکی است و نیازی به آوردن هردو واژه نیست، یعنی چه بگوییم: « شرایط مساعد شده است» یا بگوییم: « زمینه مساعد شده است» فرقی نمی‌کند. دوم این که وقتی از اهل کسبه، تحلیلگر و دیگران صحبت می‌کند، یک مرتبه آن‌ها جمع حساب می‌کند – که درست هم است- و پسوند جمع را نسبت به آن‌ها می‌آورد؛ یعنی می‌گوید: « ناظر اوضاع باشند، ... کاستی‌ها را درک می‌کنند.» اما بلافاصله در همان جمله یک مرتبه پسوند ضمیر مفرد را به همان افراد نسبت می‌دهد؛ یعنی می‌گوید: « جرأت بیان آن را دارد» که این روش با هیچ چوکاتی از خبرنگاری و دستور زبان سازگار نیست.

   3.   در ادامه‌ی همین گزارش می‌گوید: «نیروهای امنیتی در غور امسال شجاعانه رزمیدند، تمام واحدهای اداری غور درحال و فعال است»

ترکیب: « تمام ادارات غور درحال و فعال است» خیلی ترکیب عجیبی است، زیرا جمله‌ی که در این زمینه وجود دارد، جمله‌ی « بر حال و فعال » می‌باشد که « بر حال» را مترادف « فعال » می‌شناسند و این معمول است. اما «درحال» به معنی فورا و هماندم و همان لحظه، کاربرد دارد که با جمله‌ی بالا هیچ همخوانی ندارد.

    4.   بعدتر می‌گوید: «در جایی که دشمن سر بلند کرده است، سرکوب می‌شوند»

در این جمله نیز یک مرتبه دشمن را پسوند مفرد می‌دهد، یعنی «است» بعدتر پسوند جمع را با همان واژه‌ی دشمن به کار می‌برد، یعنی «می‌شوند» این عمل نشان می‌دهد که گوینده، هیچ آگاهی از پیوندهای واژگانی و ترکیب‌های سخن ندارد.

    5.   باز در همین گزارش می‌گوید:« در آخر از دیدارکننده‌گان خواست تا انتقادات پیشنهادات شان را برای حل‌های آن طور کتبی به مقام ولایت ارایه نمایند»

در این ترکیب نیز دیده می‌شود که بین واژه‌های «انتقادات» و « پیشنهادات» جای حرف عطف «و» کاملا خالی است و این ترکیب در گفتار، خیلی سکته‌ی بزرگی وارد می‎‌کند که گفتار را سخت صدمه می‌زند. همچنان ترکیب «برای حل‌های آن» را نیز نفهمیدم که منظورشان چه است. واضح است که در یک جمله وقتی که این قدر اشتباه و کاربرد ناشی ترکیب‌ها موجود باشد، گفتار را تا چه سطحی صدمه خواهد زد؟

    6.   در گزارشی که از کارکردهای مدیریت ترانسپورت زمینی دارد، از قول مدیر ترانسپورت می‌گوید: « مدیریت ترانسپورت توانسته است در طی سال روان به اثر انتقالات و ترانزیت سالم، بالاتر از تارگت تعیین شده‌ی اداره‌ی مرکزی عواید جمع‌آوری، به خزانه‌ی دولت انتقال گردیده است»

در بند بالا، اولاً که تارگت یک واژه‌ی انگلیسی است و اگر از خود گوینده‌ی همین گزارش بپرسی که چه معنی می‌دهند، مطمینم نمی‌داند. دوماً: بین « جمع‌آوری» و « به خزانه‌ی دولت» باز هم حرف عطف «و» کاملا نیاز بود که می‌بنیم جای آن خالی است و این گونه تکلم، گفتار را سخت به هم ریخته و پراکنده جلوه می‌دهد. از این که در ابتدای جمله بیان داشته که « مدیریت ترانسپورت توانسته است» در آخر جمله هم باید می‌گفت« انتقال دهد» یا « انتقال نماید» زیرا قرار بوده مدیریت ترانسپورت عواید را به خزانه‌ی دولت انتقال دهد. اما در ترکیب ساخته شده‌ی بالا، مفهوم این گونه می‌شود که: « مدیریت ترانسپورت توانسته است خود را به خزانه‌ی دولت انتقال دهد» زیرا مبتدا می‌گوید: « توانسته است» و در خبر هم می‌گوید: «انتقال گردیده است» پس مبتدا و خبر این گونه می‌شود: « توانسته است انتقال گردیده است»

     7.   باز در همین گزارش از قول مدیر ترانسپورت می‌گوید: « نمایندگی‌های که مسافرین را به ولایت انتقال می‌دهند، رقابت سالم و خدمات مطمین را برای مسافرین ارایه می‌کنند»

می‌توانست بگوید: « رقابت سالم دارند و خدمات مطمین ارایه می‌کنند» اما می‌بینیم که می‌گوید: « رقابت سالم و خدمات مطمین را برای مسافرین ارایه می‌کنند» در واقع انسان می‌تواند با کسی رقابت داشته باشد، یا با کسی رقابت کند اما ارایه کردن رقابت، ترکیبی است که صادقانه عرض کنم بنده نتوانستم با آن کنار بیایم.
چند جمله‌ی دیگر را بدون توضیح می‌آورم، شما خودتان معنا کنید:

1.   منشی شورای ولایتی، از عدم عضویت زنان در کمیته‌ی صلح نگران‌کننده عنوان نمودند.

2.    ابتدا والی غور پُسته‌های امنیتی و تحکیمات آن پسته‌ها دیدن نمود.

3.    سپس از پیشرفت کار بالای کندن کاری تونل بازدید نموده کار به شدت جریان دارد.


فشرده:
مدیر مسوول مطابق قانون مکلف است تمام مطالب را از لحاظ محتوا، نگارش، ارزش و ترکیبات نگارشی کنترول کند تا مقام رسانه را در جامعه حفظ نماید.

پیشنهاد:

از جناب والی صاحب که خودشان شخص نکته‌سنج و آگاهی در این گونه مسایل اند، توقع می‌رود گاهی نشریات تلویزیون غور را تماشا کرده و در بهبود وضعیت یگانه‌ رسانه‌ی تصویری ملی در غور، دست کم توجهی داشته باشند.
از آمر صاحب محترم تلویزیون خواهشمندیم، کسانی که در بخش گویندگی توانایی ندارند، آن‌ها را در قسمت تهیه‌ی عکس و فیلم از محافل و جمع‌آوری اطلاعات موظف سازد و کسانی که در گویندگی مهارت بیشتر دارند، بخش خواندن گزارش و گویندگی را به آن‌ها واگزار شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یادداشت: منتظر نقد بر یکی از برنامه‌های دیگر تلویزیون بمانید.
یا هو

نظرات شما

نوشتن دیدگاه