مجلات و کتب

فتح القدیر غفوری

06Jan2016 08:54PM
0
خلص بیوگرافی عبدالرووف غفوری


عبدالرووف غفوری فرزند حاجی عبدالغفور خان دولتیاری در   15 میزان سال 1342 هجری در دهکده    ده مرده ولسوالی دولتیار در یک خانواده متدین ومسلمان دیده به جهان هستی  گشود ، غفوری در سال 1348 درُس ابتدایی  خویش را تا صنف ششم در زادگاهش سپری نمود  وبنا به علاقه پدر بزرگوارشان به سال1354 بمرکز ولایت غور شامل لیسه عالی سلطان علاوالدین غوری گردید  وتا صنف دوازدهم را در لیسه مذکور موفقانه به پایان رساند ودر جریان که غفوری شاگرد مکتب بود نیز محبوس گردید که در یک تبادله اسیران آزاد شد  وبعد از سپری نمودن امتحان کانکور در پوهنحی فارمیسی پوهنتون کابل کامیاب شدند  ومدت دوسال درس  را موفقانه درهمین دانشکده  به پایان رساند و نیز مصروف تحصیلاتش بود که خبراسفناک پدرشان را که بدست کمونستهای وقت اسیر وبه زندان پلچرخی کابل انتقال داده شد  غفوری از شنیدن این خبر متآسر شد و ناگزیر درس وتعلیم اش را گذاشت وبه زاد گاهش برگشت، در آن زمان حکومت وقت برادر حاجی عبدالغفور را بنام عبدالغفار وخواهر زاده اش بنام شاه وزیر دستگیر وبعد از چهار روز اسارت به پشت میله های زندان بگونه بی رحمانه  بشهادت رساندنشان  وتمام اموال ودارایی های منقول وغیر منقول حاجی عبدالغفور دولتیاری را ضبط ملکیت دولت وقت کردند  ودر عین زمان  غفوری بنا به علل و مشکلات  منطقه را به قصد ولسوالی تولک  ولایت غور ترک کرد ومدت را در آنجا سپری نمودند وتا اینکه  با جمعی از اقارب ودوستانش راهی  کشور پاکستان شدند وبا حزب جمعیت اسلامی که قبلا عضویت آن را داشتند در سال 1364 به صفوف مجاهدین پیوستند وهمزمان  به دفتر جمعیت اسلامی  مقیم کشور پاکستان مراجعه نمودند وبا شناخت قبلی که با جناب  استاد برهان الدین ربانی داشتند ملاقات را روی مشکلات منطقه کردند وجناب  استاد تا حد توان وبا امکانات دست داشته شان به ایشان از هیچگونه  تعاون همکاری دریغ ننمود  وعبدالرووف غفوری  با جمع  از دوستانش دوباره به وطن (افغانستان) باز گشت نمودند  واز طریق ولسوالی تولک با فرمانده خود شان حرکت و بسیج  مردمی  و حامیان شان را به  صوب  ولسوالی دولتیار به حرکت در آوردند  وبعد از چند شب و روز توانستند خود را به منطقه برسانند و وارد  نبرد سخت وطاقت فرسای  را با مخالفان وقاتلان پدرشان مواجه شدند  و فرمانده غفوری بعد از مدت یکروز توانست زاد گاهش را  از نزد مخالفین تصرف نماید و تقریبآ به مدت یک ماه توانست  که ضربات کوبینده  را به دشمن وارد نماید  ودشمنانش تاب مقاومت را نیاوردند  و پا به فرا  نهادند عده کثیری شان تسلیم و عده محدود شان در منطقه متواری گردیدند   وتا اینکه با جمعی از برادران ومردم شان توانستند  تسلط کامل منطقه را بدست بگیرند .
فرمانده غفوری توانست نظم وانضباط 14 سال جهاد ومقاومت  را با فرماندهی شخص خودش علیه گروه های اجنبی وبیگانه  نگهدارد  وبعد از آن جنگهای حزبی ،اختلافات قومی و ذات البینی پای این فرمانده  باشهامت  را نیز دوباره به  میدان  نبرد کشانید وایشان از گزند دشمنان محل ومنطقه  در امان نماندند و بخاطر حفظ جان ومال ، نوامیس ملی وارزشهای والای دینی   ناگزیر با موضع گیری  صحنه های سیاسی وارد میدانهای جنگ ونبرد شدند ومجددآ با مقاومت چشمگیر توانستند اراضی را که قبلآ بدست داشتند حفظ نمایند که درین جنگها  متآسفانه سه برادر خود را نیز از دست داد  و همین اختلافات باعث کشاندن طالب به منطقه  شد وایشان با وجود که فرمانده حوزه ابوبکر صدیق را  نیز بعهده داشتند ودر مقابل طالب ها ودشمنان که علیه حزب جمعیت میجنگیدند بار بار مقاومت و ایستاده گی از خود نشان داد  و بعد از پیروزی مجاهدین و حسب لزوم دید مقامات صالحه کشور در سال 1373 در کنار مسوولیت های قومی  منحیث آمر صحت عامه غور و بعدآ بصفت ریس شفاخانه غور تا مدت سه ونیم سال انجام وظیفه نمودند.
وپس از اولین ماموریت دولتی که همانا صحت عامه وریس شفاخانه ولایتی  بود  وبا لیاقت وشایستگی که از خود نشان داد همچنان در دوره موقت وانتقالی در سال 1381 به سمت مستوفی غور گماشته شد ومدت سه ونیم  سال را  نیز درهمین موقف ایفای وظیفه نمود و در سال  1385 به صفت سر پرست ریاست مهاجرین منظور گردیده و هم اکنون که برج جدی 1394 است منحیث ریس مهاجرین وعودت کننده گان ولایت غور این والا مصدر خدمت به این جامعه است .
ضمن مصروفیت های وظیفوی و با استعداد وقریحه که داشتند توانستند در سال 1389 الی 1390 در اوقات غیر رسمی یعنی پروسه شبانه از رشته علوم اجتماعی دارالمعلمین عالی غور فارغ التحصیل صنف چهاردهم (14) نیز گردیدند . 

دیدگاه شما