27-04-2016

رسول پویان

تـــــــاج ستـمـگـــــری
27-04-2016

رسول پویان

تـــــــاج ستـمـگـــــری

تـاج سـتمگـری بـه پـشـیزی نمی خرم
تخـت سـکـندری بـه کهیزی نمی خرم

یوسف نیم که منصب شاهی کنم طلب
دودمان مصر را به عزیزی نمی خرم

عالم اگر پر از حور وغلمان شود ولی
سوگند می خـورم که کنیزی نمی خرم

جلاد نیـسـتم که کـشـم تـیغ خـون‏چکان
زور تفـنـگ و خنجـر تیزی نمی خرم

سـرمایـه تـا سـتم بـه جهـان بـشـر کند
زیـن دادگاه ظــلــم ممیـزی نمی خـرم

اززرگری که غش زند درطلای ناب
پازیب و طـرحِ سینه ریزی نمی خرم

رسم دوگانه زیستن از کله ها گریخت
با نو عروس خسته جهیزی نمی خرم

زنبور اگر چو مار زند نیش بر جگر
کندوی شهد و گـوی کلیزی نمی خرم

رهـوار نـرم را نـدهـم بـا درشـت گام
گر یرغه بود توسـن خیزی نمی خرم

پوشاک کهنه ام نرسـاند زیان به کس
قـانع بـه پـنـبـه ام و قهیزی نمی خرم

لطف غذای سادۀ من دربهشت نیست
دیگـر فـریب طعـم لـذیـذی نمی خرم

از طرح نام تقلید و تکـرار خسته ام
باز و دوبـاره هـم و نیزی نمی خرم


20/1/2016

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب