07-06-2016

گل رحمان فراز

فرمانده، امید ما تو ای!
07-06-2016

گل رحمان فراز

فرمانده، امید ما تو ای!

 


فرمانده، امید ما تو ای!


نمی توان خود را قانع ساخت و در برابر تجربیات دوره های متفاوت که از خود نشان داده اید، شما را به بیکارگی محکوم کرد. نمی توان از شجاعت و همت ات در دوره های جهاد و مقاومت چیزی کاست، نمی توان از قوماندان اعتباری بودنت برای آمر صاحب مسعود (قهرمان ملی کشور) چشم پوشید، نمی توان عقاب بودن ات را در نقشه کشی کمر بند های محافظتی ولایات مختلف بعد از اشغال توسط دشمنان (که از توان هر رجال برجسته نظامی بدور بود) عادی گرفت، نمی توان از ژنرال مملکت بودن ات انکار کرد و نمی توان باور کرد که توانایی تأمین امنیت ولایتم در وجود تو نباشد! 
تو یگانه فرمانده ای که آمر صاحب مسعود بتو افتخار می کرد، تو بقایای تجربه مقاومت های راسخ در برابر نیروی آهنین شوروی بوده ای، تو کوره ی داغ تجربه ای، تو ژنرالی هستی که دست نوازش آمر صاحب شهید را لمس کرده ای، تو بازمانده ی رنج و پرورده ی تکالیف بی شمار تجارب زندگی ای، تو ژنرالی، تو شجاع ای، تو فرمانده ای و تو قوماندان ای.
می دانم و می دانند، همت ات طالبان را در کوه ها و راهزن ها را در صحرا ها لرزان ساخته است! می دانم باید در برابر کوه تجارب ات تکیه زنند و سر تعظیم فرود بیاورند. می دانم حرکت تو مانع حرکت آنها قرار خواهد گرفت و می دانم که به هیچ وجه قهر ترا علیه شان با اشغال سنگر مبارزه تحمل نمی توانند. 
پس، چه نیاز است؟ لطف نموده شورشیان را به حال شان نگذار! برای شان در برابر هر عمل وحشیانه درس عبرت تهیه کن، وحشت آفرینان را راهی جهنم نما و انتقام خون فرزندان صدیق وطن را با از بین بردن پایگاه های شورشیان بگیر!
مردم همه منتظر اقدام ماهرانه و شجاعانه تو اند، ای فرمانده ی دلیر و با تجربه و ای ژنرال مملکت کار کشته! چطور انتظار می کشید تا قطره های خون فرزندان صدیق وطن همچون؛ فرمانده بخشی، فرمانده ذین العابدين آزاد، فرمانده عبدالله....! توسط تیر نا مردی دشمنان کوردل وطن به فراموشی سپرده شود؟! چطور تحمل می کنی ربودن خواب از چشمان هم وطنان ات در شب های نا آرام غور را بخاطر دهشت شورشیان؟!
می دانم که احساس ات به جوش آمده است و بزودی طرح ریشه کن سازی پایگاه های فعالیت شورشیان را عملی خواهی کرد اما لطفاً عجله نمایید چون در کار خیر ثواب را در عجله جستجو کنید! یگانه امیدی که تا هنوز به دل مردم چنگ می زند و آنها را به آینده تأمین شده از لحاظ امنیت و زیستن به محیط مرفه امیدوار می سازد، تو ای، تو ای، تو ای!
همان، تو نبودید که بغلان را از بیم حمله دشمنان بصورت ماهرانه نجات دادی و برای مردم امید دفاع از سرزمین شان را دادید؟ همان، تو نبودید که تنها چاره ساز تأمین امنیت ولایت های کاملاً تحت خطر شناخته شدید؟! می دانیم که تو بودی و می دانیم که تو هستی!
پس، بزودی امید برپا نمودن انقلاب نابود سازی دشمنان و شورشیان را به قومانده و فرماندهی خودت داریم، لطفی نما و بر صحنه حاضر شو! حاضر شدن ات موجب کفاندن دل مقاوم مقاومت گران شورشی می شود و حضور ات در سنگر جنگ، دل سربازان شجاع را صد برابر کلان و انگیزه ی شان را سرشار می سازد.

لطفاً، لطفاً، لطفاً

با احترام
گل رحمان فراز

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب