07-08-2016

گل رحمان فراز

خاضع، در ماموریت شش ماه اش چه کرده است؟!
07-08-2016

گل رحمان فراز

خاضع، در ماموریت شش ماه اش چه کرده است؟!

خاضع، در ماموریت شش ماه اش چه کرده است؟!


غلام ناصر خاضع که قبل از انتخابات ریاست جمهوری مصروف تجارت آزاد (دکانداری)، کارمند مؤسسات و مامور در یک بست مقام ولایت هرات بوده است، در جریان کمپاین ها و مبارزات انتخاباتی مسئولیت دفتر مبارزات انتخاباتی داکتر عبدالله عبدالله - رئیس اجراییه دولت وحدت ملی جمهوری اسلامی افغانستان را به عهده داشت و بعد از شکل گیری حکومت وحدت ملی بحیث مشاور ریاست اجراییه (پست که کارمندان از بی کاری همان القاب را می گیرند) تعیین گردید و از آنجا لاتری بخت اش نظر به تقسیم بندی و سهمیه بندی ولایات به ریاست اجراییه مربوط شد که به صفت والی ولایت غور تعیین گردید.
شخصیت غلام ناصر از هر لحاظ ستودنی و قابل مکث است! او ظاهراً آدمی متین، ارباب، صادق، قانونی، ورزیده، دلسوز و فهیم به نظر می رسد و دید و بازدید با وی انسان را وا می دارد تا از قانونیت، مصمم بودن و بی طرف بودن اش روایت ها داشته باشی و او را عاری از هر گونه غفلت وظیفوی و مأموریت ولایت کردن بپنداری ولی در واقع چنین نیست و شرط انصاف نباشد که در مراحل ابتدائیه دید و بازدید از وی قضاوت کلی نماییم و همه خوب و بد اش را به زودي اعلام داریم.
شخصیت غلام ناصر خاضع از لحاظ بی طرف بودن و عدم دخیل بودن اش در امورات مردم داری، قوم گرایی، جنبه بازی و نفاق افگنی قابل قدر است و کسی نمی تواند از این خوبی های وی چیزی بکاهد و یا این ویژگی های شخصیتی اش را نادیده بگیرد چون در وجود اش بصورت طبیعی نهفته است و بدون شک قابل ستایش و شایسته تمجید است.
داشته فوق در بدنه شخصیتی و وجود خاضع بسنده نیست بلکه موارد دیگر نیز وجود دارد که عدم رعایت و توجه به آنها موجب سر خمی دولت مرد، کاهش اعتماد مردم نسبت به کارکرد و کار کشتگی شخص مسئول، بی علاقه گی ملت در مقابل دولت و بروز تنش و شورش در محیط تحت حاکمیت دولت می گردد.
◇ تا هنوز در هر موارد که از محترم خاضع مشوره خواسته شده است، نقش میانجی و یا وساطت کردن را بعهده داشته است و سراسر در قبال قضایا محافظه کار بوده است و ضرب المثل ذیل را به تمثیل گرفته است "شتر دیدی؟، ندیدم!" که این عملکرد علاقه مندی رجوع مردم را در قبال قضایا و معضلات موجود کم ساخته و بی باوری ایجاد می کند.
◇ خاضع، وعده های قطعی برای تطبیق پروژه بند برق گرمابک (پوزلیج) داده بود و چنین لافی زد که گویا وزیر وزارت انرژی و آب، دست نشانده و تعیین کرده خودش از طریق سهمیه در نظر گرفته برای دفاتر کمپاین ها در تیم اصلاحات و همگرایی می باشد ولی حالا تأخیر در تطبیق کار این پروژه نمایانگر دخالت خود شخص و یا تنبلی کردن بخاطر ایجاد سهولت برای هراتیان است. (ساخت بند برق پوزلیج به سود هراتیان نیست، چون هریرود که غور از آن مستفید می شود به هرات سرازیر می گردد.)
◇ خاضع، وعده افزایش تشکیلات در ارگان های نظامی را کرده بود و گفته بود که تشکیل فعلی نظامی فقط و فقط بسنده حالت عادی تشکیلات نظامی است و برای تصفیه و تأمین کلی امنیت باید تشکیلات افزایش یابد، حال در یک کندک اردوی ملی حدود 200 تن سرباز کاهش آمده است، در کندک نظم و امن عامه که دارنده چهار تولی بود، یک تولی اش تنقیص یافته است و همانطور چندین بست افسری در قوماندانی امنیه غور که افسران برای آموزش به هرات برده شده بودند بعد از آموزش بست های شان تنقیص شده است، اینجا عملکرد جناب نظر به وعده اش تا چه اندازه صورت گرفته است. 
◇ در اوایل، تکیه کلام اش آوردن و حاکم ساختن شفافیت بود،  لطف نموده مثالی بزند که کدام دوسیه را بصورت کلی و شفاف در ادارات مختلف مربوطه تحت غور، ارزیابی و بررسی قرار داده است؟ ضعف وی در مقابل آوردن شفافیت قابل دید است، او نتوانست عادی ترین قضایای واسطه بازی در امتحان ها برای گزینش کارمندان ادارات مختلف را حل کند و هر روز بدون دانستن قانون و مقررات ایشان را به تعیین نمودن گروه های مختلف هیئات برای بررسی مشکل شان مصروف می کرد و وقتیکه ایشان عدم نتیجه داشتن کارکرد وی را می دیدند از نا توانی مدیریتی وی سخن می گفتند و از وی فاصله گرفتند.
◇ موضوع سرک حلقوی را گزینه خیلی جدی می گرفت و بر این باور بود که گویا از طریق تنفذ کارکرد اش در رده های اول تیم اصلاحات و همگرایی می تواند این کار بر سر حکومت تحمیل کند که شوربختانه آنرا هم نتوانست.
◇ از موضوع وعده های کاریابی برای جوانان تحصیل کرده و بی کار غوری تبار چه باید گفت؟ اینکه بیکاری معضل همه گیر و فراگیر همه واحد های اداری افغانستان است، زیاد به آن نمی پیچم.
◇ تا هنوز نشنیده ام که کدام رئیسی از ریاست های مختلف ادارات دولتی غور از کدام ویژگی منحصر به فرد این جناب سخن بگوید و یا گفته باشد! در دوران مأموریت سید انور رحمتی، همه رئیس ها از طرز برخورد و مدیریت جانانه اش سخن می گفتند و در دوران مأموریت جوینده همه از هیولا بودن مأموریت وی در وحشت بودند، اما از این شخصیت هیچ خبری نیست و طوری معلوم می شود که انگار یا والی وجود ندارد و یا از هیبت چهره های رئیس ها خود را در مخفی گاه مقام ولایت پنهان کرده باشد.
پس، شما بگویید که رضایت مندی مردم عوام از شخصیت وی به چه اندازه می تواند مثبت باشد؟ کسیکه با چهره همیشه خواب آلود و خنثی وارد میدان سیاست و رهبری مقام ولایت گردد، چطور می تواند رضایت نسبی مردم همان ولایت را بدست آورد؟! مردم و جوانان از محترم خاضع نمی خواهند فرهاد کوه کن و حسن غم کش گردد و همچنان آنها از وی خواهش نکرده اند که برای شان وعده های چرب با لهجه هراتی فریب ده اش بدهد و بعد پشت عمل اش نگردد، آنها فقط خواستار تعهد در اجرای مسئولیت های این جناب بودند و از این جناب چنین امید می بردند که حد اقل از خواب غفلت و خنثی بودن بیدار و آگاه گردد.
اما گوشزد سازی ها هيچوقت توجه عالی جناب را به خود جلب نکرد و جناب والی صاحب هم با چشم کورکورانه، گوش کر کرانه و با رفتار سکوت از جاده شکایات و انتقاد ها گذر کرده است و بقول کاکه ها؛ سری هیچ شکایتی چمپ نگرفته است.
روی هم رفته، من اصلاً کدام مشکلی شخصی با جناب خاضع صاحب ندارم و حتی دوست دارم مواردی را که در شان وجود خاضع است که در بند های اولی این متن ذکر گردیده است ولی با آن هم مشکلاتی در امور مدیریتی وی وجود داشت که متذکر شدم و امید که جوابی از طرف وی نیز دریابم.

 با مهر
گل رحمان فراز

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب