26-09-2016

احمد سعیدی

نامه ای به آقای اشرف غنی رئیس جمهور
26-09-2016

احمد سعیدی

نامه ای به آقای اشرف غنی رئیس جمهور


خالی از تعرفات تشریفاتی که هرگز طرفدارش نبوده و نیستم، جناب آقای غنی رئیس جمهور من چند سال قبل کتاب تحت عنوان ( افغانستان آماجگاه فتنه ها و آسیب ها ) نوشته بودم تا  کنون سه مرتبه با تیراژ 2000 هزار جلد اقبال چاپ یافت کتاب دیگر من تحت عنوان ( پاکستان محور شرارت ) نیز در داخل و خارج استقبال خوبی شد من در این دو کتاب عوامل و انگیزه های بحران در افغانستان را مکمل تشریح نموده ام کتاب دیگر من که در نزدیکی ها اقبال چاپ یافته ( بحران فرا گیر فاجعه جبران نا پذیر ) نام دارد از سوی دیگر گاه و بیگاهی که فرصت پیدا کرده ام چه در نوشته ها و چه در بحث های سیاسی عوامل و انگیزه های بحران در افغانستان را همه جانبه بر ملا ساخته ام یکبار دیگر خواستم باور های خود را در مورد مشکلات و بحران فراگیر که در حکومت شما و در گذشته دامنگیر مردم افغانستان بوده و این گره کور تا کنون باز نگردیده با شما شریک سازم شاید این نوشته را بخوانید یا شاید نخوانید عیبی ندارد اما با نوشتن حقایق میخواهم وظیفه ایمانی و  وجدانی خود را انجام دهم،  جناب رئیس جمهور به باور من زمینه های بحران در افغانستان از ابعاد مجاری  مختلف میتواند مورد بحث قرار گیرد طوریکه تمام  ارگان های ملی وبین المللی فعال در افغانستان و منطقه به نوع در ایجاد انگیزه های بحران در این سرزمین آماجگاه فتنه ها و آسیب ها  نقش خودرا داشته و دارند.
خوب به یاد دارم که تقریباً 15 سال قبل  بتاریخ ۲۳/۸/۱۳۸۰  با همکاری قوت ها بین المللی حکومت طالبان در کابل سقوط کرد.اما قبل از سقوط حکومت طالبان نظام طالبانی در افغانستان  ومنطقه وجهان در حالیکه از پشتیبانی پاکستان و عربستان سعودی برخوردار بود به صفت یک بحران فراگیر وخطر ناک بحساب میرفت واثرات نا مطلوب آن در منطقه وجهان بدرستی محسوس میشد.جامعۀ جهانی در رأس آمریکا برای ریشه کن کردن این بحران با ساز برگ نظامی با طالبان والقاعده طبل جنگ را نواختند واما هر گز تا امروز مؤفق به نابودی این پدیده نشدند.آمریکا وکشور های متحد  ونیروهای مردمی در افغانستان صرف توانستند طالبان والقاعده را طور مؤقت از صحنه دور کنند .به این معنی که طالبان با هجوم نیروهای بین المللی از قدرت خلع وبه دهات وکوه ها وآنطرف مرز افغانستان پرا گنده وپناهنده شدند.وهیچ فردی کلیدی در آن وقت از طالبان  نه اسیر شده ونه هم نابود به استثنای اخترمحمد عثمانی ،  ملا داد الله ، ایشان در کمین ومنتظر اوضاع بودند تا زمینه ظهور مجدد آنها مساعد ودوباره وارد صحنه شوند. همچنان ملا فاضل ملا نوری ، نعیم عمری و یک تعداد دیگری که روانه محبس گوانتا نامو شده بودند حالا کشور قطر از آنها مهمان داری میکند . جناب رئیس جمهور باید بدانیم که چرا و چطور ظهور مجدد طالبان اتفاق افتاد.

  1. بحران امنیتی دولت: همه بحرانها زادۀ بحران امنیتی است.اگر امنیت نباشد هم فساد اداری است وهم اقصاد در هم شکسته نوشته من در قدم اول زیاد تر روی بحران امنیتی متمرکز خواهد بود. نه تنها مخالفین بلکه هم دولت شما و هم حکومت گذشته در چندین مورد بحران آفرین بوده اند که طور فشرده به آن اشاره میکنیم. گماشتن ونصب بعضی از افراد کم تجربه وبی کفایت هم در گذشته و هم در حال حاضر در ولایات آشوب زده. آنعده والیانیکه در بین مردم محبوبیت وپایگاه نداشته اند بجای امنیت مردم را از دست داده اند. و باعث تقویه صفوف مخالفین نیز شده اند.

دولت با طرح بر نامۀ دیدی آر ودایاک وخلع سلاح گروپ های غیر مسئول که در واقع حامی دولت ومخالفین طالبان بودند به مسئله جایگزینی وپر کردن خلاء فکر نکرده بودند دولت فکر کرده بود طالبان نابود شده اند در حالیکه طالبان نابود نه بلکه رانده شده بودند.دولت پولیس کافی مجرب تربیت شده  با مورال وآ شنا به جغرافیا کشور نداشته و ندارد .بناء طالبان دوباره از کوه ها به مناطق وقراء دور دست ولایان جنوب وجنوب غرب پایان شدند ومردم را به گروگان گرفتند .از خانه سرمایه وزمین های زراعتی بخاطر زرع کوکنار استفاده کردند وآهسته آهسته به تشکیل صفوف خود پرداختند .ابتداء چندین ولسوالی را در ولایات قندهار هلمند ارزگان وزابل به کنترول خود در آوردند وسلاح ومهمات کافی را تصاحب شدند.وعملا شکل پیدا کردند.

از سوی دیگر خود سری نیروهای بین المللی هم در حکومت گذشته و هم در حکومت شما یکی از دلائل عمده افزایش بحران در افغانستان است همزمان با ظهور مجدد طالبان نیروهای ناتو در رأس آمریکا پروسه انگیزه دهی در صفوف طالبان ومردم محل را آغاز کردند.واین انگیزه دهی شان تلاشی خانه ها زنان ودست زدن به کالاهای زنانه در جنوب بمباردمان خانه های مردم عادی محافل عروسی  مساجد وزیارت ها واماکن مقدس و هتک حرمت به جاهای مقدس وکشتار مکرر غیر نظامیان وتا پرتاپ توب منقش به کلیمۀ توحید که همه عامل بزرگ در توسعه وگشسترش بحران کمک کرد. در حال حاضر اگر صلاحیت وجود داشته باشد تلاش کند تا نیرو های نا تو  از بین شهر ها ومراکز تجمع بیرون شوند وبا جذب نیروهای زمینی از نفس ولایات آشوب زده که با طالبان مخالفت داشته باشد وبه اراضی آشنا باشد یک ولایت را طور مکمل از وجود طالبان پاکسازی کند .نشان دهد که نیرو شکننده است نه شکست خورده باید مورال طالبان زا بشکنند.

2.    جناب رئیس جمهور طی دو سال گذشته مقاومت و قربانی قوت های مسلح ما قابل تقدیر است اما کمی و کاستی های جدی نیز وجود دارند در حال حاضر بعضی  از کارمندان قوت های مسلح نه انگیزه دارند نه تجربه نه مورال ونه آشنای به مناطق ودر یک کلام طالبان پولیس ملی واردوی ملی افغانستان را که از حمایت نیروهوای ناتو بر خوردار نباشند یک نیرو  نه که  یک طعمه وشکار فکر میکنند .هر گز ازین نیرو ها نمیترسند وبا جسارت وتهور تمام بدون هراس نیروهای امنیتی دولت را مورد حمله قرار میدهند میکوشند وخلع سلاح میکنند بیشترین تجهیزات نظامی را طالبان از پوسته های امنیتی وولسوالی ها گرفته اند.

 اگر دولت از پولیس ملی بجای حمایت از قانون در جنگ ها استفاده میکند .درانصورت لازم است تا به جذب نیروهای بپردازد که با طالبان مخالفت جدی داشته باشند ومورال داشته باشند وانگیزه وبه همین تر تیب باید به کوه .دشت های حادثه آفرین افغانستان آشنا باشند وبه همین تر تیب اردوی ملی.جذب افراد بین سنین 18 تا 20 در صفوف ملی هر گز مشکل مبارزه با طالبان را حل نمیکند. از جانب دیگر اصلاحات که در اردوی ملی و پولیس ملی آغاز گردیده و این وظیفه را زیادتر خارجی ها به عهده دارند نهایت تشویش آور است.

3.     مداخلات همسایه: همسایه های افغانستان در بی ثباتی افغانستان نقش زیاد دارند.در مورد پاکستان به استدلال نیاز نیست ودر مورد ایران باید عرض کنم که سیاست ایالات متحده در برابر ایران از لحاظ زمانی خیلی غیر منطقی وبه ضرر افغانستان تمام میشود وعاقلانه نخواهد بود اگر کسی پا به گلون کسی بگذارد وما بگویم باید شخص افتیده دست وپای خودرا هم تکان ندهد.لذا اگر ایران به افغانستان مداخله میکند این مداخله متأثر از سیاست ـمریکا ست . آمریکا قبل از رساندن افغانستان به مار شال پلان رویائی به عراق حمله کرد وافغانستان را به مشکل مواجه ساخت. غرور بی جاه ومحاسبات غلط آمریکا با عث مداخله کشور های همسایه به افغانستان شده جناب رئیس جمهور پاکستان دوست استراتیژیک آمریکا وافغانستان یک تخته خیز ویا محل اشتغال شرکت های نفتی برای آمریکا ست، لذا این به دوش آمریکاست تا به هر نحو ممکن جلوی پاکستان را بگیرد.وبا تغییر  سیاست در برابر ایران به افغانستان فرصت دهد تا نفس براحت بکشد .

4.    إحیائی فرهنگ سیاسی جدید: ار گان های مدعی حقوق بشر، جامعۀ مدنی، آزادی بیان ودموکراسی: دفتر حقوق بشر یوناما وبرخی ارگانها اماتور دیگر با ایجاد فرهنگ سیاسی جدید و شعار های قبل از وقت.چون جنگ سالار تفنگ سالار جنایت کاران جنگی و نام بردن از القاب وعناوین نا آشنا چون امانیزم وسکولورالسم وفدرالسم عدۀ را نسبت به آیندۀ دولت پیروز با داشتن چنین بر نامه ها ی تهدید کننده  مأیوس از دولت جدا ویا درکنار دشمنان نظام قرار داد.  نهاد های متذکره بخاطر خود نمائی از دادن شعار های بحران آفرین وغیر عملی خود داری ورزند وبه إعتماد سازی بین اقشار مختلف افغانستان بپردازند وبدانند از خوش ساختن حلفات خاص خارج از کشور راضی نگهداشتن کتله های مختلف داخل کشور به نفع افغانستان است. بخصوص مزدوران و وطن فروشان که از چندی بدین سو هم در داخل نظام و هم در بیرون از نظام تعصبات قومی و زبانی را خیلی دامن میزنند

5.    حکومت: حکومت ویا قوۀ إجرائیه نیز به نوبه خود در بحران آفرینی کوتاهی نکرده است. وجود فساد واختلاس بی عدالتی در تقرر کادر های ملکی و نظامی  در ادارات حکومت وناکامی ار گانهای مبارزه با مواد مخدر به زایش وتشدید بحران در افغانستان نقش با سزای داشته است.در یک نظام کفایت اداری وجود نداشته باشد مردم به مشکلات گوناگون مواجه میشوند همین اکنون بیکاری وفقر نبود امنیت و دامن زدن به تعصبات قومی و زبانی  بحران است که کتلۀ بزرگ از مردم را بدامن دشمن انداخته . دولت برای افراد بیکار کار پیدا کند ودر هر ولایت با راه اندازی پروژه های بزرگ باز سازی زمینه جذب افراد بیکار را مساعد سازد.معاش کار مندان دولت را بلند ببرد واز فساد جلوگیری کند. من میدانم که نبود امنیت همه تلاش هارا به چالش مواجه  میسازد اما این بدین معنی نیست که بخاطر نبود امنیت دست حکومت و زمامداران بخاطر خدمت گزاری برای مردم از پشت سر بسته شده باشد .

6.    بحران سیاسی: دولت افغانستان بخصوص بعد از ایجاد حکومت وحدت ملی  از جهات مختلف به بحران سیاسی مواجه است.نخست از رهگذر دوستان خارجی دوستان خارجی در ساختار نظام سیاسی مداخله نموده یکی را رئیس جمهور و دیگری را رئیس اجرائیه اعلان کردند این سیاست ها و این نام گذاری ها گاهی قبل از استراتیژی سیاسی دولت را به چالش  گرفته است. از سوی دیگر مثلا مسئله جنگ وصلح قبل از آنکه دولت افغانستان در راه صلح گامی بردارد این کلیمه از حنجرۀ خارجی ها بگوش ها طنین می اندازد چنانچه بعد از امضای تفاهمنامه با حزب اسلامی گلبدین حکمتیار عوض پشتیبانی و تائید مردم افغانستان سفارت امریکا و انگلیس با گذشت یک دقیقه بعد از امضای تفاهمنامه  ابلاغیه تائیدی خود را انتشار دادند این حرکت ها جناب رئیس جمهور باور های مردم را نسبت به استقلال دولت کاهش داده. وهم اختلافات دورونی نظام وبر خورد دوگانه پارلمان وحکومت دولت را به بحران سیاسی مواجه میسازد چنانچه مخالفت بین  شخص رئیس جمهور  و رئیس اجرائیه مردم را به تشویش انداخته این مخالفت باید مطابق قانون حل شوند در غیر آن بحران موجود را دامنه دار تر می سازد شما میدانید که اول آوازه آماده گی حکمتیار برای  مذاکره از حنجره مطبوعات کشور های غربی بیرون شد پیش از آنکه نماینده گان مردم در پارلمان این تفاهمنامه را مورد تائید قرار دهند سفارت خانه های کشور های غربی پیشگام تر بودند این حرکت ها مردم افغانستان را نسبت به صداقت دوستان خارجی مشکوک میسازد وبسیاری به این عقیده اند که دولت های غربی زیر شعار دمو کراسی به پروژه های نفتی می اندیشند وهر کز امنیت این پروژه هارا که از تر کمنستان به پاکستان تمدید میشود برای آمریکا قابل قبول است واگر این کار را طالبان هم انجام دهند غرب از شعار دموکراسی غیر عملی خود در افغانستان صرف نظر خواهد کرد.

7.     جناب آقای غنی سیاست به انزوا کشانیدن پاکستان در سطح بین المللی خیلی مورد تائید است اما دولت های غربی ودولت افغانستان باید در برابر طالبان پالیسی روشن داشته باشند.طالبان یک پدیده خشونت آفرین اند وحتی اگر به قدرت سیاسی هم برسند به خشونت ادامه میدهند.هر حرکت تا رسیدن به قدرت دست به خشونت می زند واما طالبان بعد از رسیدن به قدرت خشونت را تشدید بخشیده ومی بخشند.لذا طالبان اگر پدیده سیاسی شود دیگر طالب نیست وماهیت آن خذف میشود . سیاست های اخیر حکومت را در مورد طالبان بطور رسمی موثر میدانم اما کافی نیست باید فیصله در برابر پدیده طالب قاطع باشد. چنانچه طالب اصل هدف خویش را در این روزها اظهار کرده که نیروهای خارجی از افغانستان بیرون شوند افغانستان بعد از ایجاد حکومت وحدت ملی با امریکا قرار داد امنیتی بسته و  نیروهای خارجی بعد از عقد این قرار داد خود را قانونمند ساخته اند و تا سال 2024 بیرون نمی شوند اگر این خواسته از طالب باشد یا از حکمتیار هرگز به کرسی نخواهد نشست

8.    بحران اقتصادی: برای بر شماری موارد بحران اقتصادی حاجت به استدلال نیست.دولت ما در حال تقلید  از پالیسی اقتصادی کشور های جهان را آغاز کرد که تا هنوز دولت به معهوم واقعی آن نشده بود.بر نامۀ اقتصاد آزاد شاید مفکورۀ خوب باشد اما بجایش.در کشوریکه سکتور خصوصی به شکل ما فیائی عمل میکند سپردن مقدرات مردم به دست مافیائی اقتصادی بدون حاکمیت وکنترول هم بحران است وهم فاجعه. که درک این حقیقت را به متخصصین اقتصادی حواله میکنم. بهتر است  که دولت قوانین مالیاتی مؤثر را در جهت کنترول سرمایه بگذارد وازین مالیات باطبقۀ ضعف وناتوان سبسایدی بدهد.دولت مالیه را باید به خدمات اجتماعی مصرف کند و اقتصاد را کنترول کند واگر سکتور خصوصی آماده پرداخت مالیه نیست باید جایداد را به همان نرخ دوباره بالای دولت بفروش برساند .باید سکتور خصوصی را مطابق به یک مدل مؤفق پذیرفت مثلا کشور های اروپای غربی واگر قابل مقایسه نباشد پس سپردن اقتصاد به سرمایه گذاران خصوصی نیز یک اشتباه خواهد بود باید دولت خودش زمام امور اقتصادی کشور را بدست بگیرد وافغانستان تا هنوز به مرحلۀ نرسیده است که سرمایه داران از حالت مافیائی دست بکشند. وضع موجود قیمت خرید اموال و اجناس مصرفی در کشور ثابت ساخت که سیاست اقتصادی و کاپی شده دنیا غرب چقدر در مورد افغانستان غلط بوده این سیاست در روی کاغذ و کتاب معقولیت داشته اند اما در تطبیق با جامعه افغانی فرهنگ ها فاصله دارند هیچ کس نمی تواند منکر شود بخاطر عدم مدیریت درست در اداره اقتصاد کشور و موجودیت اقتصادی وارداتی و مصرفی ایجاد پروژه های غیر هم آهنگ عدم شفافیت در دخل خرچ سیل آسا انجوها پایه اصطلاح مردم ( ان جیب ها ) عدم توجه درتولیدات داخلی و خاک زدن به چشم مردم مظلوم در مورد حقایق موجود کسانیکه اقتصاد کشور را رهبری می کنند اکثریت به این باوراند که بازار آزاد عرضه و تقاضا است در حالیکه چنین است عرضه وجود دارد و تقاضا هم اما امکان خرید را بدون کسانیکه رشوت می گیرند یا انجو و یا معاش خصوصی دارند دیگر هیچ کس توان خرید را ندارد ملت صبور ما این را با گوشت و پوست خود احساس می کنند در نتیجه ایجاد بازار آزاد بی نظم بدون یک پلان منطقی و بدون در نظرداشت معیار های عملی و عمل تعادل بین عوائد و مصارف مردم و اکثریت خانواده ها برهم ودرهم شده سرمایه دار ها سرمایه دار تر و ظالم تر و نادار ها نادار تر و فقیر تر و بدبخت تر شده اند. سوپر پاوریست ها شرقی و غربی باید بدانند که سیاست غلط اقتصادی دولت را به طرف بحران سوق داده است.

9.    بحران فرهنگی: دموکراسی مهار گسیختۀ فرهنگی در کشور باعث هجوم سر سام آورفر هنگ بیگانه در کشور شده است .در مطبوعات أعم از رادیو وتلویزیون نشریه ها وسایت های انتر نتی هیچگونه قاعده وجود ندارد آنچه وجود دارد همانا قطب بندی فر هنگی در ابعاد مختلف که نهایت نگران گننده است حال دشنام هم انتقاد گفته میشود وتمسخر پیشنهاد.نه طرح سازنده واکادمیک وجود دارد ونه هم دلسوزی هر چه هست شهرت طلبی وریا کاری. من باور دارم آنانیکه افغانستان را دوست دارند میدانند که این نوشته ام یک حقیقت است .

  1. پارلمــان: به گفته بعضی ها پارلمان کشور هم در حال حاضر از نگاه قانونی می لنگد هم در انتخابات گذشته و هم در انتخابات شش سال قبل بشمول انتخابات ریاست جمهور 1393 مردم افغانستان عاشقانه به پای صندوق های رای رفتند در مورد انتخابات ریاست جمهوری که چی شد و به کجا رسید در گذشته زیاد نوشته ام اما در مورد انتخاب  وکلا مردم مسئولیت و رسالت خود را انجام دادند به امید اینکه نماینده گان شان در خانه ملت اعمال را انجام دهند که باعث خوشبختی مردم شود اما آنچه توقع میرفت عمل نشد از طریق مطبوعات می شنوم فلانی وکیل حکومتی فلانی وکیل غیر حکومتی گفته میشود بعضی از روز ها 20 الی 30 نفر در مجلس حضور ندارند معاش میگیرند امتیاز دارند  چقدر زیبا وخوب است که همه وکیل مرد باشند و از منافع مردم دفاع کنند اعضای محترم پارلمان میدانند که آنچه را تا اکنون انجام داده ایم باعث قناعت مردم نیست چقدر عالی می بود که منافع ملی بر منافع تنظیمی ، زبانی و قومی مقدم می بود.

 
نوت : جناب آقای غنی رئیس جمهور نبود امنیت بیکاری و دها مشکل دیگر که دامنگیر مردم ماست درد مشترکیست اما درد دیگری که در حکومت وحدت ملی شما نسبت به گذشته خیلی چاق و چله شده و هر روز دامن زده می شود از هر مشکل دیگری ملت ما را زود تر بطرف بربادی میبرد تعصبات قومی و زبانی است آقای غنی در شرائط حساس و شکننده کشور اقدامات اختلاف افگن و بنیان سوز قومی و زبانی  می تواند پیامدهای ناگواری برای افغانستان بدنبال داشته باشد. آنانی که در چنین شرائطی به اختلافات وتعصبات قومی و زبانی یا هر نوع تنش و اختلاف در میان مردم افغانستان دامن می زنند خواسته یا ناخواسته به کمک دشمنان امنیت و ثبات افغانستان آمده و با عمیق تر کردن اختلافات زبانی و قومی در کشور زمینه های بیشتر استیلای دشمنان ثبات و پیشرفت این آب و خاک را فراهم می کنند. به همین دلیل وارد کردن تعصبات قومی و زبانی بخصوص در ادارات دولتی و همچنان در محیط های علمی و آموزشی بویژه دانشگاه ها و مراکز آکادمیک اقدام نسنجیده و خطرناک است. زیرا در محیط های علمی کشور قرار است متخصصان و آینده سازان این سرزمین تربیت شوند زمانیکه این محیط ها آلوده به این گونه تعصبات باشد افرادی که در این مراکز تربیت می شوند نیروهای مضر و خطر ناک برای فردای کشور و جامعه خواهند بود چرا مسئولین در حکومت شما تلاش نمیکنند تا .
 روحیه هم پذیری و همبستگی ملی در  بین اقوام مختلف افغانستان تقویت شود متاسفانه عملکرد بخش از مسولان در حکومت شما هر روز با این آتش پطرول می ریزند جلو این بحران را بگیرید در غیر آن این کشتی طوفانی هم شما و هم کشور را در قهر دریا خواهد برد ..

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب