03-10-2016

عبدالقدیر علم

تو هین در روز تجلیل
03-10-2016

عبدالقدیر علم

تو هین در روز تجلیل

 

بزرگان گفته اند: هر سخن جائی وهر نکته مکانی دارد:

محافل تجلیل وبزرگداشت جائی برای توهین وتحقیر نیست لذا  میخواهم این نوشته را به سخنها  ونکته های بی جا وبی مکانی تخصیص دهم که در روز همایش تجلیل از پنجمین سالگرد شهادت پروفیسور استاد بر هان الدین ربانی  فضا ئی محفل را آلوده  وخاطر حا ضرین را  مکدر وپریشان ساخت.  معنی وروح روز یاد بود از شهداء  اتحاف دعا ، التجاء تر حیم  به رفتگان . تفقد و دلجو ئی وهم نوائی  وپیام دادن به باز ماندگان است.روزیکه بایست با سخنان نرم ودلنشین  همه را در محور یک آرمان ملی چون وحدت واستقلال سر افرازی فرا خواند . اما با دریغ ودرد که درین روز یکی از جوانان نا عاقبت اندیش وسطحی نگر بدون اینکه جای سخن را بفهمد ومکانی نکته هارا  با سود وزیانش درست نشانی کند با  سر دادن  شعار مرگ بر کرزی پیکر مجروح وزخمی جامعه افغانستان را معلولتر ومصدومتر ساخت .این شعار شاید فرد را نشانه گرفته بود اما طبق سنت و وفرهنگ جامعه افغانی چوب را بر شانه قوم زد تو گوئی ابر بی رحم  درین روز بر سر روی حاضرین وحتی ناظرین غم وشر مندگی بارید . ما از تدویر محافل تجلیل  از مقام شهداء وبزرگان بگمان اینکه فرصت وبهانه ای مناسبی است برای اظهار همدلی وهم پذیری ومرحم گذاری بر زخم های  ناشی از حوادث خو نین ودردناک افغانستان باشد استقبال میکنیم .تا از بر کت این روز ها نفاق وشقاق ونگون بختی مردم رنج اشنائی افغانستان کا هش یابد .اگر .فکر میکنم تر سیم  فضا وسیمای جلسه تاریخی روز جمعه نهم میزان 1395 خورشیدی در خیمه لویه جرگه  که بمناسب تجلیل ویاد بود از مقام استاد ربانی تدویر یافته بود با ذکر پیامددها برای ما چیز های را میآموزد بناءٌا نگارش چند پروگراف درین خصوص  خالی از خیر نخواهد بود.

اگر جای سخن بدل شود پیام غلط  اید:

هر چند مرگ ودرد ویا مرده باد سلاح وسنگر ضعیفی است که نمیتواند رقیب وحریف را از پا در آورد چه بسا که استفاده بی محل وبیمورد این ابزار برای استفاده کننده نیز تبعات خوبی ندارد ، چنانچه در روز هما یش تجلیل و اتحاف دعا بروح شهید  استاد ربانی یک جوان اماتور وخالی ایاغ با سیمائی پکول وواسکت وصدائی شکننده بر حامد کرزی رئیس جمهور پیشین افغانستان شعار مرگ سر داد که با روح وفضائی مجلس کاملا مغایر بوده گرد تا ثر وشر مندگی را بر سر وروی بزرگان حاضر در محفل پا شید.درست است که ما در مجالس ومبا حث سیاسی  ومیز های  گرد از آدرس خود حامد کرزی را مولود ویا محصول بمبار مان های طیارات بی 52 امریکا دانسته  علاوه از نا هنجاری  چون ضعف مدیریت اشاعه فساد وقاچاق شعار های ضد بمبارد مان آنرا نیز یک ریا کاری سیاسی می پنداریم  اما  در مراسم و محا فل تکریم واعزاز شهداء وبزرگان آن هم منسوب با افراد ویا سازمان خاص  تکرار این شعار ها مفهوم ومعنی معکوس میدهد وپیامدش هم بجای هم پذیری دو قطبی شدن جامعه وتحریک احساسا ت قومی وسمتی وگروهی  را در پی خواهد داشت.هم پذیری  وهمدلی بخاطر ختم دشمنی ، تا مین امنیت ، حاکمیت قانون و تعمیم عدالت اجتماعی از مبرمترین نیاز های جامعه افغانی  است وما باید از همه فرصت ها ازین خرمن ها خوشه چینی کنیم  اما طوریکه مشاهده وتجربه میگردد این شیشه آرزو وامید هر لحظه  با پر تاب سنگ بی مهری و کم فهمی ازطرف افراد نا عاقبت اندیش وسطحی نگر  میشکند که خیلی نگران کننده است.

پیامد شعار مرگ بر کرزی:متا سفانه این شعار در جامعه سنتی وقومی ما از آدرس فرد تلقی نشد عدۀ آنرا یک حرکت ساز مان یافته وپلان شده از آدرس قوم وسمت تعبیر کردند که عمق پیامد هم در روشنی همین نگرش شکل میگیرد. سود وزیان این شعار برای عامل وگوینده مشخص نیست چزیکه از آن بدست آورد فقط گر فتن یک تصویر در تلویزیون با حامد کرزی بود که گویا آنرا بخشید. اما در همان  لحظه با مشا هدۀ صلاح الدین ربانی فکر کردم پدری از خطا رفتن باد فرزندش در محفل شر مگین وحاضرین مجلس هم از اثر بوی متعفن این باد نا راحت اند. شاید او میخواست با سر دادن  شعار مرگ  کرزی را محکوم وزمین گیر کند، اما ازینکه جای سخنش غلط  ومکان نکته معکوس بود نتیچه وپیامد هم غلط از آب در آمد.بر خلاف  تصور وخواست این جوان ومحر کینش به حامد کرزی چانس طلا ئی دست داد تا با چهرۀ حق بجانب ستیژ را در دست گیرد و  به همه انتقاد ها واعتراض های  چند روز قبل که از اثر مصاحبه با تلویزیون بی بی سی متوجه اش شده بود به منتقدینش پاسخ دهد وتجر بیات خودرا مثبت  ومطابق بواقعیت ها وخواستهای جامعه امروزی جلوه دهد که از طرف حاظرین وناظرین به گر می استقبال شد . او بمثابۀ یک سیا ستمدار موقع شناس  با برد باری وتحمل وایراد جملات کلیشه ای چون وحدت ملی ویکپارچگی وهمدلی  وخارجی ستیزی که با روح  وفضای محفل مناسبت داشت بیشتر از پیش محبوبیت حاصل کرد اما این جوان نا عاقبت اندیش که جایگاه سخن را نمیدانست دوباره سر افگنده به سکو ی معذرت خواهی رفت و مورد نفرت بسیاری ها قرار گرفت  پس  بزرگان درست گفته اند که ( هر سخن جا ئی وهر نکته مکانی دارد).

حامد کرزی و استاد ربانی: درست است که  برخی در میدان سیاست حامد کرزی را عامل ومسبب شهادت شهدائی زنجیره ای دوران حکومتش میدانند اما او با عملکرد منحصر به فردش فرزندان ونزدیکان همه این شهداء را با وصف سن وتجربۀ کم بجای پدران شان نصب کرد که صلاح الدین ربانی فرزند برومند شهید استاد ربانی نیز یکی از آنهاست.پذیرش منصب ووظیفه از طرف فرزندان ونزدیکان شهدآء وقرار گر فتن زیر سایه شفقت ولطف حامد کرزی بر همه توهمات واتهامات خط بطلان میکشد چون نمیشود کسی را قاتل پدر گفت وباز هم در رکابش خدمتگذار بود؟ فرزندان بخصوص صلاح الدین ربانی چنین ادعای ندارند که گویا حامد کرزی دشمن ویا قاتل پدر شان است بلکه بیکار ها وفرصت طلبان بازار سیاست اند که میخواهند ازین جوی گل آلود ماهی بگیرند. گذشته از آن حا میان استاد ربانی نیز به این عقیده اند که حامد کرزی در حیات وممات بیشترین اکرام واعزاز برای استاد ربانی روا داشته که بر گزاری مراسم مجلل وبا شکوه خاک سپاری وانتخاب محل دفن وساختن پارک  تفریحی در جوار مقبرۀ استاد ربانی بر تپه تاریخی وزیر اکبر خان گواه روشن این  ادعاست.اما صلاح الدین ربانی سیاسی عمل نکرد چون کم تجربه است وعمیقا ازین حالت متاثر شد.ه بود به نظر من شایسته وبایسته این بود تا صلاح الدین ربانی با انکار ونا شناسی شخص شعار دهنده را از محفل بیرون میراند وخودش در ستیژ این کلیمات را تکرار میکرد.

حاضرین محترم ! از حالت پیش آمده خیلی متاثرم.انتظار نداشتم در مراسم تجلیل از سالگرد شهادت پدرم که زمانی رهبر جهاد ورئیس جمهور ومهمتر از همه تسلیم دهنده مسالمت آمیز قدرت به برادر معنوی  اش حامد کرزی بود کسی این شعار را سر دهد .حالا من ضمن اینکه این عمل شنیع را به شدت محکوم میکنم از جناب حامد کرزی این درخت تنومند تحمل وبر باری  شخصا معذرت میخواهم .از آدرس خود وجمعیت اسلامی افغانستان محترم حامد کرزی را( پدر دموکراسی وآزادی بیان افغانستان) لقب میدهم.

البته این لقب رسمی نبود این اظهار حسن نیت حامیان استاد ربانی وزدن سیلی بر روی مخر بین بود .شاید عدۀ این کلیمات را چا پلوس ما بانه فکر کنند، اما همه میدانند سران جمعیت بشمول صلاح الدین ربانی از حامد کرزی معذرت خواهی کردند اما بگونه که من یاد آور شدم میتوانست مرحمی باشد بر زخم های احتمالی که طبق رواج های سنتی  پیکر قومی را در افغانستان زخمی کرد ه بود .ویا فضا را که خیلی بد بود  بهترعوض میکرد وپیامد های منفی احتمالی را که  قطب بندی های قومی وسمتی است کاهش  میداد...من پیامد هارا طور فشرده اینکونه رقم میزنم..

1-      تو هین به روح استاد ربانی بنام شهید صلح .

2-      شر مندگی فرزند رهبر وپیروان جمعیت اسلامی .

3-      احیای مجدد شخصیت علیل حامد کرزی .

4-      ایجاد  تنفر وقطب بندی های قومی ناشی ازین شعار .

5-      کاهش اهمیت همایش ها از لحاظ کمی وکیفی در سال های آینده.

 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب