21-10-2016

دکتور محمد انور غوری

جایگاه دستار و شمله
21-10-2016

دکتور محمد انور غوری

جایگاه دستار و شمله
نام های دستار ، مندیل ، لونگی ، فوته(فیته) ، سرله(سَلّه) ، چلمه(نام بوسنیایی) ، لوکنته ، لنگوته و پتکی معادل کلمۀ عربی عمامه اند. عمامه عبارت از چندمترتکۀ مناسب است که مردان آن را با کلاه یا بدون کلاه به دور سر خود می پیچند. یک انجام دستار از قسمت فوقانی (شملۀ دستار) و انجام دوم از سمت پائین(دستۀ دستار) اضافی نگاه داشته می شود. دستار را با شمله و دسته یا بدون آنها بکار میبرند. در کشورما ، بیشتر رنگهای سیاه ، سفید ، زرد یا مختلط راه داربرای دستار مورد پسند قرار می گیرند. می گویند حضرت پیغمبر اکرم عمامۀ(دستار) سیاه ، سفید یا سبزرنگ داشتند ، که شمله و دستۀ آن توام در عقب سر شان ، حدود یک وجب از میان هر دو شانه آویزان می شد. این نوع شمله را در خراسان «شملۀ دوشاله » می گفتند. درهرات ، غور و بادغیس، وقتی پسری به دنیا می آید ، روز سوم ، مردم محل طور دسته جمعی بسمت خانۀ پدر نوزاد میروند پیشاپیش آنها آخند قریه شعری از نوع ترجیع بند را بنام «نشرح » می خواند که در هر مصرع، به آوازبلند آمین گفته می شود ، یک بیت نشرح: ……… استاد ما بیاید ، دستار و جبه شاید *** «شمله دو شاله» باید، سبحان من یّرانی ……… هنگام فراغت علمای دینی از مدارس ، مراسم دستار بندی برگزار می گردد ، دستارو شملۀ علمای دینی اغلباً اشکال مناسب ، مرتب و پسندیده دارد . دستار با شمله و بی شمله درشرق میانه ، شمال افریقا ، جنوب آسیا و نیم قارۀ هند از قدیم مروج بوده و تا امروز ادامه دارد ، شمله نام شهری در هندستان می باشد. هند وها در مراسم شادی های خود، دستار تیره رنگ با شملۀ بلند به سر می پیچند. در هند بریتانوی ( هند ، بنگله دیش و پاکستان امروزی) شمله، جزء لاینفک قطعۀ تشریفات بود و هست که هم اکنون ، هم در هند و هم در پاکستان هنگام پذیرایی مهمانان بلندرتبۀ دولتی ، قطعۀ تشریفات رسمی با دریشی مخصوص و شمله های بلند در میدان هوایی صف می کشند . پادشاهان مشرق زمین منجمله شاهان سلجوقی دستار های با رنگ ها و ساختمان های مختلف به سر می کردند. پیچیدن دستار کار سادۀ نبود ، گفته شده در دربار پادشاه شخصی هنرمند و با سلیقه وظیفه داشت ، چند نمونه دستار برای شاه تهیه کند و در حالات مختلف ( در جنگ، درسفر، درشکار، درشادی ، در ماتم ، در حرمسرای و …) برای پادشاه به مشورۀ استاد موظف ، دستاری انتخاب می گردید، طبق روایات تاریخی تعداد دستار های یکی ازپادشاهان تا چهارصدنوع گزارش داده شده است . احمدشاه ابدالی، دستارو شملۀ مروج شاهان سلجوقی و افشار، از نمونۀ بخارایی بسرمی بست. امروزه شخصیت های مختلف مخصوصاً در دهات دستار می بندند. اقوام کوچی بنام لولی های شمله دار متعلق به قوم سنجرانی(سنجرزایی) با خیمه های خود هنگام بهار از چخانسور تا ولایات مرکزی سرازیر می شوند ، اینها چغل و غربال می سازند زن های شان حجامتگری و فالبینی می کنند. زمانی در شهر فیروز کوه مرکز غور، خیمه دارانی ازسمت ولایات مشرقی می آمدند با خود شادی(بوزینه)می آوردند یکی از این شادی بازان بنام «اخترگی شمله دار» مشهوربود. دستار و شمله در حالت مناسب،مرتب و پسندیدۀ آن بحیث علامت وقار ، غرور و زینت میتواند تعبیر گردد ، اما در حالات غیر عادی و نمای افراطی اش شکل کاریکاتوری و مسخره را تمثیل می نماید که هرگزمتعلق به یک قوم و یک منطقه نمی باشد .

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب