30-10-2016

گل رحمان فراز

فرمانده اندرابی مستحق تقدیر است!
30-10-2016

گل رحمان فراز

فرمانده اندرابی مستحق تقدیر است!

 فرمانده اندرابی مستحق تقدیر است!

 فرمانده اندرابی مستحق تقدیر است!


از بدو شهادت محترمین هر یک؛ قوماندان زمان عظیمی، محمد شعیب بخشی، زین العابدین آزاد، عبدالله خان...! بزرگان غور شهادت فرزندان غوری را با انتقاد به نیروهای نظامی بیرون از ولایت یک معما دانستند و تأکید بر این داشتند که ایشان بخاطر حفظ جان و وظیفه شان نمی خواهند جان شان را با اشتراک در عملیات ها به خطر بیندازند اما خوب شد که قضیه بر عکس پیش بینی و تعبیر بزرگان مان، به وقوع پیوست.
حدوداً دو ماه از زمان آغاز جنگ و پیشروی های جدی طالبان در ولسوالی پسابند که حتی احتمال شکست خوردن ولسوالی به کام طالبان وجود داشت، در نبمه شب، زنگی تماسی را از محترم دگروال محمود انداربی دریافتم که با اخلاص نیت، دل پاک، روش مسئولانه و وطن دوستانه آماده سفر برای تأمین امنیت ولسوالی پسابند شده بود، در ابتدا این خبر از یک لحاظ نا خوشآیند بود و اشتراک جسمی فرمانده اندرابی را در این جنگ و عملیات تصفیوی به نظرم همانند چنگ زدن به ریسمان مرگ معلوم می شد و از طرف دیگر خواستار دعا و اجازه برای اشتراک در این عملیات با توکل خاص بر حفاظت و حراست توسط الله (ج) شد که برایم خیلی خسته کن تمام شد و من هم با دل جمعی فراوان و پیش بینی برد به نفع نیروهای امنیتی دولتی با ایشان خدا حافظی نمودم و ایشان را به خدا سپردم.
فرمانده دگروال محمد انداربی - قوماندان کندک نظم و امن عامه ولایت غور در راس نیروهای امنیتی پولیس با تجهیزات و تسهیلات از طریق راه زمینی با قطار امنیتی حاضر به تصفیه پسابند از چنگ طالبان شد که آغاز سفر وی در 13 سنبله بعد از تصفیه راه های مواصلاتی ولسوالی پسابند آغاز و تا دو روز قبل دوشادوش نیروهای امنیتی در ولسوالی پسابند مصروف خدمت و تأمین امنیت مردم ولسوالی پسابند بوده است.
هرکس در زندگی خود راحتی تمنا دارد و هیچ کس نمی تواند فرمانده ی را وادار به اشتراک در عملیات و دخیل به واقعات خطرناک بسازد اما اینکه فرمانده اندرابی مسئولیت را بدوش گرفت، وظیفه ایمانی، وجدانی و انسانی خود دانست تا در این امور مردم پسابند را تنها نگذارد خانه اش آباد و این سهم گیری اش نباید فراموش شده و نادیده گرفته شود.
دولت باید به عوض دادن رتبه های جنرالی به مردم واسطه دار به حال این فرزندان صدیق، وطن دوست و مبارز رحم کند و زحمات شان را در راستای تأمین امنیت نادیده نگیرد تا عبرت برای دشمنان و انگیزه برای کارکرد خارق العاده و فوق العاده عالی سربازان و نیروهای قهرمان ملی امنیتی افغان گردد.
من اگر سمت وزیر وزارت امور داخلی را می داشتم، بدون کدام مصلحت و تأخیر رتبه جنرالی را برای فرمانده اندرابی با پاس تلاش ها، خدمات، فدا کاری ها، پیش روی ها و جان فدایی هایش تفویض می کردم که واقعاً مدت دو ماه را اخلاص مندانه زحمت کشید تا یک ولسوالی کلیدی به اقتدار اش بماند و از سقوط صد در صدی اش جلوگیری صورت گیرد.
فرمانده اندرابی در این عملیات تصفیوی که فرماندهی و مسئولیت رهبری نیروهای امنیتی پولیس را به عهده داشت، توانسته است تا به کمک تیم مأموریتی اش کلیه مناطق ولسوالی پسابند و راه مواصلاتی پسابند را از شورش، مکر و نیرنگ دشمن بصورت کلی و همه جانبه تصفیه نماید و پسابند را از غم تصرف شدن به دست طالبان و دهشت افگنان یک رویا بسازد که تنها در ذهن طالبان و شورشیان یاغی پرورانده می شود و برای مردم نوید زندگی مسالمت آمیز را در چوکات صلح و امنیت تأمین شده مهیا سازد که واقعاً قابل قدر است.
من واقعاً به کارکرد، اخلاص، ایثار، شجاعت، وطن دوستی و امنیت طلبی فرمانده محمود اندرابی مطمئن بوده و اعتماد دارم و برای من رفیق فرمانده اندرابی شخصیت برادر بزرگ تر از خودم، دوست صمیمی و مشاور امورات مردم داری و روابط اجتماعی را دارد که واقعاً از خوبی شخصیت منحصر به فرد اش هرچه گفته شود باز هم کم است و قلم نوشتار در مقابل اوصاف نیک اش در جستجوی واژه های می افتد که پیدا نمودن آن واژه ها که توصیف گر صفات مشخص اش باشد، غیر قابل دریافت است! 
پس، فرمانده اندرابی عزیز!  برگشت موفقیت آمیز تان را از ولسوالی پسابند بعد از شکست طالبان به شهر فیروزکوه خیر مقدم گفته و خوش بر آنم که دوباره شما را در صفوف نیروهای امن و عامه با خود داریم و صحتمندی وجود و موفقیت در تلاش هایت را از خداوند متعال خواهانم.

با مهر 
گل رحمان فراز

نظرات شما

یاسین رحیمی
برادر نا گاه اگر خبر داشته باشید جنگ ولسوالی پسابند از اول ثور ۹۵ که شروع شد قوماندان نظم عامه کجا بود ؟ تا زمانیکه پلان عملیات عمومی به تحت قومانده وهدایت تورنجنرال محی الدین غوری تدارک وعملیات تصفیوی آغاز نگردید وتاریخ ۱۸/۶/۱۳۹۵ ساعت ۲ بجه شب در منطقه تنگی چهل گزی شخص قهر مان شما که لایق تقدیر است بالای قوماندان بهادر صدا میزد ومیگفت او قوماندان صاحب برایم یک بینی گلی بساز اگر نه آبرویم در نزد قوماندان قول اردوی وقوماندان لوا میرود . تو از هیچ چیزی خبر نداری بیخودی از کسی تعریف نکن واقعیت ها را نا دیده نگیر وشاید به نزد خود شخصیت باشی بجایکه از فرد فرد و فزند غوری تعریفی کنید ماه نا دیده الله اکبر میگویید بچه گلشن

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب