20-01-2017

عبدالقدیر علم

خدا شناسی در پرتو سورۀ نحل
20-01-2017

عبدالقدیر علم

خدا شناسی در پرتو سورۀ نحل

 

در پرتو سورۀ نحل:

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ أَتى أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَستَعْجِلُوهُسبْحَنَهُ وَ تَعَلى عَمَّا یُشرِكُونَ‏(1) يُنزِّلُ الْمَلَئكَةَ بِالرُّوح مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَن يَشاءُ مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنذِرُوا أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنَا فَاتَّقُونِ‏(2)خَلَقَ السمَوَتِ وَ الأَرْض بِالْحَقّ‏ِتَعَلى عَمَّا يُشرِكُونَ‏(3) خَلَقَ الانسنَ مِن نُّطفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِیمٌ مُّبِینٌ‏(4) وَ الأَنْعَمَ خَلَقَهَالَكمْ فِیهَا دِف‏ءٌ وَ مَنَفِعُ وَ مِنْهَا تَأْكلُونَ‏(5) وَ لَكُمْ فِیهَا جَمَالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَ حِینَ تَسرَحُونَ‏(6) وَ تحْمِلُ أَثْقَالَكمْ إِلى بَلَدٍ لَّمْ تَكُونُوا بَلِغِیهِ إِلا بِشِقّ‏ِ الأَنفُسِإِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌ رَّحِیمٌ‏(7) وَ الخَْیْلَ وَ الْبِغَالَ وَ الْحَمِیرَ لِترْكبُوهَا وَ زِینَةًوَ یخْلُقُ مَا لا تَعْلَمُونَ‏(8)

تبصره: -بیش از همه بحث از نعمتهاى خداوند در این سوره به میان آمده و آنچنان ریزه‏كاریهاى آن تشریح گردیده كه حس شكرگزارى هر انسان آزاده‏اى را بیدار مى‏كند ، و از این راه او را به آفریننده اینهمه نعمت و موهبت نزدیك مى‏سازد .این نعمتها شامل نعمتهاى مربوط به باران ، نور آفتاب ، انواع گیاهان و میوه‏ها و مواد غذائى دیگر ، و حیواناتى كه خدمتگزار انسانها هستند و منافع و بركاتى كه از این حیوانات عائد انسان مى‏شود و انواع وسائل زندگى و حتى نعمت فرزند و همسر ، و خلاصه شامل انواع طیبات مى‏گردد.و درست به همین علت است كه بعضى آنرا سوره نعم ( جمع نعمت ) نامیده‏اند.ولى مشهور و معروف در نامگذارى این سوره همان سوره نحل (زنبور عسل )است ، چراكه ضمن بر شمردن نعمتهاى گوناگون الهى اشاره‏اى كوتاه و پر معنى و عجیب به زنبور عسل كرده ، مخصوصا روى ماده غذائى مهمى كه از آن عائد انسانها... مى‏شود ، و نشانه‏هاى توحیدى كه در زندگى این حشره وجود دارد تكیه نموده است.

ترجمه:ف1- رمان خدا ( دائر به مجازات مشركان و مجرمان ) فرا رسیده است براى آن عجله نكنید منزه و برتر است خداوند از اینكه شریك براى او قائل مى‏شوند.(قیام روز رستا خیز ومحاسبه اعمال در روز واپسین حتمی است به همین دلیل آمدن این روز به صیغه ماضی  تا کید شده که قطعیت یک مسئله را میرساند.

2 -فرشتگانرا با روح الهى به فرمانش بر هر كس از بندگانش بخواهد نازل مى‏كند ( و به آنها دستور مى‏دهد ) كه مردم را انذار كنید ( و بگوئید ) معبودى جز من نیست بنابر این از مخالفت ( دستور ) من بپرهیزید(ارسال پیام پاک ظرف پاک وصاف میخواهد .لذا آنرا خداوند ج میداند که چه کسی شایسته  گرفتن بار رسالت است.

-بخش دیگرى از آن از دلائل توحید و عظمت خلقت خدا ، و معاد ، و تهدید مشركان و مجرمان بحث مى‏كند.

3 -قسمت دیگرى از آن از احكام مختلف اسلامى همانند دستور به عدل و احسان و هجرت و جهاد و نهى از فحشاء و منكر و ظلم و ستم و پیمان‏شكنى و همچنین دعوت به شكرگزارى ازنعمتهاى او سخن مى‏گوید ، و در همین رابطه از ابراهیم قهرمان توحید به عنوان یك بنده شكرگزار در چند آیه نام مى‏برد.

4 -بخش دیگرى از بدعتهاى مشركان سخن مى‏گوید و در همين رابطه ، مثلهاى حسى جالبى ذكر مى‏كند.

5- و بالاخره در قسمت دیگرى انسانها را از وسوسه‏هاى شیطان بر حذر مى‏دارد.

ترجمه:

3 -آسمانها و زمین را به حق آفرید ، او برتر است از اینكه شریك براى او مى‏سازند. حقانیت آسمان و زمین هم از نظام عجیب و آفرینش منظم و حساب شده آن روشن است و هم از هدف و منافعى كه در آنها وجود دارد.و به دنبال آن اضافه مى‏كند : خدا برتر از آن است كه براى او شریك مى‏سازند ( تعالى عما یشركون).

4 -انسان را از نطفه بى‏ارزشى خلق كرد و سرانجام او موجودى فصیح و مدافع آشكار از خویشتن گردید(.یا اینکه با خود وبا خدا به دشمنی بر خواست). بعد از اشاره به مساله آفرینش آسمان و زمین و اسرار بى‏پایان آنها ، سخن از خود انسان مى‏گوید ، انسانى كه به خودش از هر كس نزدیكتر است ، میفرماید : انسان را از نطفه بى‏ارزشى آفرید ، اما سرانجام به جائى رسید كه موجودى متفكر و فصیح و بلیغ و مدافع از خویشتن و سخن‏گوى آشكار شد ( خلق الانسان من نطفة فاذا هو خصیم مبین ) .نطفه در اصل به معنى آب كم یا آب صاف است ، سپس به قطرات آبى كه از طریق لقاح سرچشمه پیدایش انسان مى‏شود ، اطلاق شده است ، در حقیقت با این تعبیر مى‏خواهد عظمت قدرت خدا را مجسم كند كه از قطره آب بى‏ارزشى چه آفرینش عجیبى كرده است كه میان قوس نزول و صعودى او اینهمه فاصله است.

5 -و چهار پایان را آفرید در حالى كه براى شما در آنها وسیله پوشش و منافع دیگر است و از گوشت آنها مى‏خورید.

در این آیه نخست به مساله خلقت چهار پایان كه دلیلى بر علم و قدرت خدا است ، پرداخته ، سپس به بیان نعمتهاى مختلفى كه در آنها وجود دارد مى‏پردازد ، و از میان این نعمتها به سه قسمت اشاره كرده نخست مساله دف‏ء كه به معنى هر گونه پوشش است مى‏باشد ، ( با استفاده از پشم و پوست آنها ) مانند لباس و لحاف و كفش و كلاه و خیمه ، و دیگر منافع كه اشاره به شیر و مشتقات آنست ، و سوم گوشت كه با جمله و منها تاكلون بیان شده است : جالب اینكه در میان اینهمه فوائد ، قبل از هر چیز مسالهپوشش و مسكن را مطرح مى‏كند ، زیرا بسیارى از مردم ( بخصوص بادیه‏نشینان ) هم لباسشان از پشم و مو یا پوست تهیه مى‏شود ، و هم خیمه‏هایشان كه آنها را از سرما و گرما حفظ مى‏كند ، و به هر حال این دلیل بر اهمیت پوشش و مسكن و مقدم بودن آن بر هر چیز دیگر است.

6 -و در آنها براى شما زینت و شكوه است به هنگامى كه به استراحتگاهشان باز مى‏گردانید و هنگامى كه ( صبحگاهان ) آنها را به صحرا مى‏فرستید ....

منظره جالب حركت دستجمعى گوسفندان و چهارپایان به سوى بیابان و چراگاه ، سپس بازگشتشان به سوى آغل و استراحتگاه كه قرآن از آن تعبیر به جمال كرده تنها یك مساله ظاهرى و تشریفاتى نیست ، بلكه بیانگر واقعیتى است در اعماق جامعه ، و گویاى این حقیقت است كه چنینجامعه‏اى خود كفا است ، فقیر و مستمند و وابسته به این و آن نمى‏باشد ، خودش تولید مى‏كند ، و آنچه را خود دارد مصرف مى‏نماید!.این در واقع جمال استغناء و خودكفائى جامعه است ، جمال تولید و تامین فرآورده‏هاى مورد نیاز یك ملت است ، و به تعبیر گویاتر جمال استقلال اقتصادى و ترك هر گونه وابستگى است!.این واقعیت را روستائیان و روستازادگان بهتر از مردم شهرنشین درك میکنند.

 اهمیت زراعت ومالداری:

حتى امروز كه دستگاههاى تولیدى ، ماشینى آنقدر گسترده شده كه همه چیز را تحت الشعاع قرار داده باز هم  دامدارى و كشاورزى مهمترین بخش تولید زندگى انسان را تشكیل مى‏دهد ، چرا كه مى‏دانیم پايه اصلى تغذيه در اين دو قسمت نهفته شده ، و به همین دلیل رسیدن به حد خودكفائى در قسمت دامدارى و كشاورزى نه تنها ضامن استقلال اقتصادى است كه استقلال سیاسى نیز تا حد زیادى به آن مربوط است .بنابر این جاى تعجب نیست كه تمام ملتهاى دنیا كوشش مى‏كنند كه صنعت كشاورزى و دامدارى خود را تا سر حد امكان توسعه دهند و از صنایع مدرن براى این توسعه كمك گیرند.

 جالب اینكه تنها به منافع معمولى و عادى این چهار پایان سودمند اكتفا نمى‏كند بلكه روى جنبه استفاده روانى از آنها در آیه بعد تكیه كرده مى‏گوید : در این حیوانات براى شما زینت و شكوهى است به هنگامى كه آنها را به استراحتگاهشان باز مى‏گردانید ، و هنگامى كه صبحگاهان به صحرا ميفرستید ( و لكم فيها جمال حين تريحون و حين تسرحون ) .

7 -آنها بارهاى سنگین شما را به شهرى كه جز با مشقت زیاد به آن نمى‏رسید حمل مى‏كنند چرا كه پروردگارتان رؤف و رحیم است. : آنها بارهاى سنگین شما را بر دوش خود حمل مى‏كنند و به سوى شهر و دیارى كه جز با مشقت زیاد به آن نمى‏رسیدید مى‏برند ( و تحمل اثقالكم الى بلد لم تكونوا بالغیه الا بشق الانفس ) .این نشانه رحمت و رافت خداوند است كه این چهار پایان را با این قدرت و نیرو آفریده است ، و آنها را رام و تسليم شما نيز گردانیده ، چرا كه پروردگار شما رؤف و رحیم است ( ان ربكم لرؤف رحیم). به این ترتیب این چهار پایان در درجه اول ، پوشش و وسائل دفاعى براى انسان در برابر گرما و سرما تولید مى‏كنند ، و در درجه بعد از فرآورده‏هاى لبنیاتى... آنگاه به سراغ گروه دیگرى از حیوانات مى‏رود كه براى سوارى انسان از آنها استفاده مى‏شود مى‏فرماید خداوند اسبها و استرها و الاغها را آفرید تا شما بر آن سوار شوید ، و هم مایه زینت شما باشد ( و الخیل و البغال و الحمیر لتركبوها و زینة).

بدیهى است زینت در اینجا باز یك مساله تشریفاتى نیست و براى كسى كه با محتواى تعلیمات قرآن آشنا است این مطلب روشن است ، بلكه یكنوع زینت است كه اثر آن در زندگى اجتماعى ظاهر مى‏گردد ، براىپى بردن به این حقیقت كافى است است منظره و حال كسى كه با پاى پیاده یك راه طولانى بیابانى را پیموده ، و خسته و كوفته و ناتوان به مقصد رسیده ، به طورى كه تا مدتى هیچ كارى از او ساخته نیست و نشاطى در او دیده نمى‏شود ، با منظره كسى مقایسه كنیم كه بر یك مركب را هوار سوار شده زودتر به مقصد رسیده نیروى خود را از دست نداده ، نشاط خود را كاملا حفظ كرده و آماده انجام هدفهاى خود و استفاده از وقت و نیروى خویش است ، آیا این زینت نیست ؟ در پایان آیه به مساله مهمترى اشاره كرده و افكار را به وسائل نقلیه و مركبهاى گوناگونى كه در آینده در اختیار بشر قرار مى‏گیرد و بهتر و خوبتر از این حیوانات مى‏تواند استفاده كند متوجه مى‏سازد ، و مى‏گوید خداوند چيزها ( وسائل نقليه ديگرى ) مى‏آفریند كه شما نمى‏دانید ( و يخلق ما لا  تعلمون) انسان از مواد اولیه که خداوند ج بدسترش گذاشته انواع وسائل نقلیه وترانسپورتی میسازد که در زمین وهو وبر وبحر در خدمت انسانهاست.

تفسیر نمونه ج : 11ص :156

8 -(و همچنین ) اسبها و قاطر ها و الاغها را آفرید تا بر آنها سوار شوید و هم مایه زینت شما باشد و چیزها ( وسائل نقلیه دیگرى ) مى‏آفریند كه شما نمى‏دانید!( قرآن مظابق ظرفیت فکری وتوانمندی ذهنی  انسانها یاد دهانی فرموده ذکر وسائل ترانسپورتی شرائط فعلی برای انسان آن زمان قابل قبول نبود وخداوند ج فرمود وسائل ترانسپورت دیگر خلق میشود که شما حالا نمیدانید وحتی باور هم نمیکنید.از آنجا ئیکه قرآن کریم کتاب زمانه هاست عبدالله ابن عباس یکی از مفسرین قرآن میگوید(لا تفسروالقرآن فإن الزمان یفسره ) قرآن را را تفسیر نکنید ویا تفسیر شده حساب نکنید چون زمانه تفسیرش میکند.)با گذشت زمان نور آن آن تاریکی های سایه را میزداید

 

قسمت دوم:

وَ عَلى اللَّهِ قَصدُ السبِیلِ وَ مِنْهَا جَائرٌوَ لَوْ شاءَ لهََدَامْ أَجْمَعِینَ‏(9) هُوَ الَّذِى أَنزَلَ مِنَ السمَاءِ مَاءًلَّكم مِّنْهُ شرَابٌ وَ مِنْهُ شجَرٌ فِیهِ تُسِیمُونَ‏(10) یُنبِت لَكم بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّیْتُونَ وَ النَّخِیلَ وَ الأَعْنَب وَ مِن كلّ‏ِ الثَّمَرَتِإِنَّ فى ذَلِك لاَيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكرُونَ‏(11) وَ سخَّرَ لَكمُ الَّيْلَ وَ النَّهَارَ وَ الشمْس وَ الْقَمَرَوَ النُّجُومُ مُسخَّرَت بِأَمْرِهِإِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ‏(12) وَ مَا ذَرَأَ لَكمْ فى الأَرْضِ مخْتَلِفاً أَلْوَنُهُإِنَّ فى ذَلِك لاَيَةً لِّقَوْمٍ يَذَّكرُونَ‏(13) 

ترجمه:

9 -و بر خداست كه راه است را به بندگان نشان دهد ، اما بعضى از راهها بیراهه است و اگر خدا بخواهد همه شما را ( به اجبار ) هدایت مى‏كند ( ولى اجبار سودى ندارد ) .

10 -او كسى است كه از آسمان آبى فرستاد كه شرب شما از آن است ، و گیاهان و درختان كه حیوانات خود را در آن به چرا مى‏برید نیز از آن است.

11 -خداوند با آن ( آب باران ) براى شما زراعت و زیتون و نخل و انگور مى‏رویاند ، و از همه میوه‏ها ، مسلما در این نشانه روشنى است براى گروهى كه تفكر مى‏كنند

 

تفسیر نمونه ج : 11ص :167

 

12 -او شب و روز و خورشید و ماه را مسخر شما ساخت ، و نیز ستارگان به فرمان او مسخر شمایند ، در این نشانه‏هائى است ( از عظمت خدا ) براى گروهى كه عقل خود را بكار مى‏گیرند .

14 -(علاوه بر این ) مخلوقاتى را كه در زمین آفریده نیز مسخر ( فرمان شما ) ساخت ، مخلوقاتى با رنگهاى مختلف در این نشانه روشنى است براى گروهى كه متذكر مى‏شوند.

 

تفسیر : همه چیز در بند تسخیر تو است اى انسان

 

به دنبال نعمتهاى مختلفى كه در آیات گذشته بیان شد ، قسمت دیگرى از نعمتهاى مهم الهى در آیات مورد بحث آمده است نخست به یكى از نعمتهاى بسیار مهم معنوى اشاره كرده مى‏فرماید : بر خدا است كه راه راست و صراط مستقیم را كه هیچگونه انحراف و كژى در آن نیست در اختیار بندگان بگذارد ( و على الله قصد السبیل ) قصد به معنى صاف بودن راه است ، و بنابر این قصد السبیل به معنى راه راست مى‏باشد راهى كه انحراف و ضلالت در آن وجود ندارد .در اینكه این راه راست اشاره به جنبه تكوینى یا تشریعى مى‏كند ، مفسران تفسیرهاى مختلفى دارند ، ولى هیچ مانعى ندارد كه هر دو جنبه را شامل شود.توضیح اینكه : خداوند انسان را با نیروهاى مختلفى مجهز ساخته ، و استعدادهاى گوناگونى به او داده تا در مسیر تكامل كه هدف آفرینش است به او كمك كند ، و از این نظر همانند گیاهان و یا انواع جانداران است ، كه نیروها و غرائز لازم براى رسیدن به این هدف در اختیارشان گذارده شده است ،

با این تفاوت كه انسان با اراده خود و آزادانه تصمیم مى‏گیرد ولى حیوانات و گیاهان بى‏اختیار به سوى هدفشان پیش مى‏روند ، و قوس صعودى تكامل انسان نیز قابل مقایسه با جانداران دیگر نیست به این ترتیب از نظر خلقت و آفرینش و تكوین انسان را مجهز به عقل و استعداد و نیروهاى لازم براى پیمودن این صراط مستقیم كرده است.و از سوى دیگر ، خدا پیامبران را با وحى آسمانى و تعلیمات كافى و قوانین مورد نیاز انسان فرستاده است ، تا از نظر تشریع ، راه را از چاه مشخص كرده و با انواع بیانها او را تشویق به پیمودن این راه كنند و از مسیرهاى انحرافى باز دارند .و جالب اینكه خداوند در آیه فوق این امر را به عنوان فریضه‏اى بر خود لازم شمرده و با كلمه على الله ( بر خدا لازم است ) از آن یاد كرده است كه همانند آنرا در آیات دیگر قرآن نیز مى‏خوانیم ان علينا للهدى : بر ما است كه انسان را هدايت كنیم ( ليل - 12 ) ، اگر ما ، در وسعت مفهوم على الله قصد السبيل و مجموعه نيروهاى مادى و معنوى كه درآفرينش انسان و تعليم و تربيت او به كار رفته دقيق شویم ، به عظمت این نعمت بزرگ كه از همه نعمتها برتر است ، آگاه خواهیم شد.

 

سپس از آنجا كه راههاى انحرافى فراوان است ، به انسانها هشدار مى‏دهد و مى‏گوید بعضى از اين راهها منحرف و بيراهه است ( و منها جائر).و از آنجا كه نعمت اختیار و آزادى اراده و انتخاب ، یكى از مهمترین عوامل تكامل انسان مى‏باشد با یك جمله كوتاه به آن اشاره كرده مى‏گوید اگر خدا مى‏خواست همه شما را به اجبار به راه راست هدایت مى‏كرد به گونه‏اى كه نتوانید گامى از آن فراتر بگذارید ( و لو شاءلهداكم اجمعین).ولى این كار را نكرد ، چرا كه هدایت اجبارى ، نه افتخار است و نه تكامل ، بلكه به شما آزادى داد تا این راه را با پاى خود بپیمائید و به بالاترین اوج تكامل برسید.جمله فوق ضمنا به این واقعیت اشاره مى‏كند كه گام نهادن گروهى از انسانها در طریق جائر و راه منحرف ، نباید این توهم را ایجاد كند كه خدا در برابر آنها مغلوب شده است بلكه این خواست او است و مقتضاى حكمت است كه انسانها آزاد باشند.

 

در آیه بعد باز به سراغ مادى مى‏رود تا حس شكرگزارى انسانها را برانگیزد ، آتش عشق خدا را در دلهایشان بیفروزد ، و آنها را به شناخت بیشتر بخشنده این نعمتها دعوت كند.مى‏گوید : او كسى است كه از آسمان آبى فرو فرستاد ( هو الذى انزل من السماء ماء).آبى حیاتبخش ، زلال ، شفاف ، و خالى از هر گونه آلودگى كه شما از آن مى‏نوشید ( لكم منه شراب).و نیز گیاهان و درختانى از آن به وجود مى‏آید كه حيوانات خود را در آن به چرا مى‏فرستید ( و منه شجر فيه تسيمون).تسیمون از ماده اسامه به معنى چراندن حیوانات است و مى‏دانیم حيوانات هم از گياهان زمين استفاده مى‏كنند هم از برگهاى درختان ، و اتفاقا شجر در لغت عرب معنى وسیعى دارد كه هم به درخت گفته مى‏شود و هم به گیاه .

 

بدون شك منافع آب باران تنها نوشیدن انسان و روئیدن درختان و گیاهان نیست ، بلكه شستشوى زمینها ، تصفیه هوا ، ایجاد رطوبت لازم براى طراوت پوست

تفسیر نمونه ج : 11ص :170 

تن انسان و راحتى تنفس او ، و مانند آن همه از فوائد باران است ، ولى از آنجا كه دو قسمت یاد شده ، از اهمیت بیشترى برخوردار بوده روى آن تكیه شده.

 باز همین مساله را چنین ادامه مى‏دهد به وسیله این آب باران براى شما زراعت را مى‏رویاند ، و همچنین زیتون و نخل وانگور را ( ینبت لكم به الزرع و الزیتون و النخیل و الاعناب).و خلاصه از تمام میوه‏ها ( و من كل الثمرات).مسلما در آفرینش این میوه‏هاى رنگارنگ و پر بركت و این همه محصولات كشاورزى نشانه روشنى است از خدا براى كسانى كه اهل تفكرند ( ان فى ذلك لایة لقوم یتفكرون).

 

زرع هر گونه زراعتى را شامل مى‏شود ، زیتون هم نام آن درخت مخصوص است و هم نام میوه آن ( ولى به گفته بعضى از مفسران زیتون فقط نام درخت است ، و زیتونه نام میوه آن در حالى كه در آیه 35 سوره نور زیتونه به خود درخت اطلاق شده است).نخیل ( درخت خرما ) هم به معنى مفرد و هم به معنى جمع استعمال مى‏شود ، و اعناب جمع عنبه به معنى انگور است .در اینجا این سؤال پیش مى‏آید كه چرا از ميان همه ميوه‏ها ، قرآن مجید ، تنها روى این سه میوه تكیه كرده است ، زیتون و خرما و انگور ، دلیل آنرا به خواست خدا در ذیل همین آیات مى‏خوانید.سپس به نعمت تسخیر موجودات مختلف جهان در برابر انسان اشاره كرده ، مى‏فرماید : خداوند شب و روز را براى شما مسخر كرد و همچنین خورشید و ماه را ( و سخر لكم اللیل و النهار و الشمس و القمر).

ستارگان نیز به فرمان او مسخر شما هستند ( و النجوم مسخرات بامره ) .مسلما در این امور نشانه‏هائى است از عظمت خدا و بزرگى آفرینش براى آنها كه اندیشه مى‏كند ( ان فى ذلك لایات لقوم یعقلون).در ذیل آیات سوره رعد و ابراهیم گفتیم كه مفهوم واقعى تسخیر موجودات براى انسان آنست كه در خدمت منافع او باشند ، و به نفع او كار كنند ، و به او امكان بهره‏گیرى دهند ، به همین جهت شب و روز و خورشید و ماه و ستارگان كه هر كدام به نوعى در زندگى انسان اثر دارند و مورد بهره بردارى او قرار مى‏گیرند در تسخير اويند.این تعبیر جالب ( مسخر بودن موجودات براى انسان به فرمان خدا ) علاوه بر اینكه شخصیت و عظمت واقعى انسان را از دیدگاه اسلام و قرآن روشن مى‏سازد ، و به او عظمتى مى‏بخشد كه درخور مقام خلیفةاللهى است ، نعمتهاى گوناگون خدا را به خاطرش مى‏آورد ، حس قدردانى را در او برمى‏انگیزد ، و از نظام بدیعى كه در چگونگى این تسخیر به كار رفته ، وى را به خدا نزدیك مى‏سازد .و به همين جهت در پايان آيه ميگوید : در این تسخیر نشانه‏هائى است براى آنها كه اندیشه مى‏كنند.براى آگاهى بیشتر از اسرار این تسخیر به شرح مبسوطى كه در سوره ابراهیم آیات 32 و 33 آوردیم مراجعه فرمائید .علاوه بر اینها مخلوقاتى را كه در زمین آفریده نیز مسخر فرمان شما ساخت ( و ما ذرأ لكم فى الارض).مخلوقاتى گوناگون و رنگارنگ ( مختلفا الوانه). از انواع پوششها ، غذاها ، همسران پاك ، وسائل رفاهى گرفته تا انواع معادن و منابع مفید زیر زمینى و روى زمینى و سایر نعمتها.

در اینها نیز نشانه‏اى است آشكار براى مردمى كه متذكر مى‏شوند ( ان فى ذلك لایة لقوم یذكرون)

 

نكته‏ها:

1 -نعمتهاى مادى و معنوىجالب اینكه در آیات فوق نعمتهاى مادى و معنوى آنچنان به هم آمیخته شده است كه نمى‏توان آنها را از یكدیگر تفكیك كرد ، با این حال لحن آیات مزبور در زمینه نعمتهاى معنوى با مادى متفاوت است .در هیچ مورد نمى‏گوید بر خدا است كه فلان رزق و روزى را براى شما بيافريند ، اما در مورد هدایت ، راه راست مى‏گوید بر خدا است كه راه راست را به شما نشان دهد ، و نیروهاى لازم را براى پیمودن این راه از نظر تكوین و تشریع در اختیارتان بگذارد.اصولا بحثهاى یك بعدى از روش قرآن دور است ، حتى آنجا كه سخن از آفرینش درختان و میوه‏ها و تسخیر خورشید و ماه به میان مى‏آورد باز آن را درمسیر یك هدف معنوى قرار مى‏دهد و مى‏گوید : این نعمتهاى مادى نیز نشانه‏اى است از عظمت آفرینش و آفریدگار.

 

2 -چرا تنها زیتون و نخل و انگور ؟!ممكن است چنين به نظر آید كه اگر قرآن در آیات فوق از ميان انواع ميوه‏ها روى زیتون و خرما و انگور تكيه كرده به خاطر وجود آنها در محيط نزول

تفسیر نمونه ج : 11ص :173

قرآن بوده است ، ولى با توجه به جهانى و جاودانى بودن قرآن ، و عمق تعبیراتش روشن مى‏شود كه مطلب از این فراتر است.غذاشناسان و دانشمندان بزرگى كه سالیان دراز از عمر خود را در راه مطالعه خواص گوناگون میوه‏ها صرف كرده‏اند به ما مى‏گویند كمتر ميوه‏اى است كه براى بدن انسان از نظر غذائى به اندازه این سه میوه ، مفید و مؤثر باشد .همانها مى‏گویند روغن زيتون براى توليد سوخت بدن ارزش بسيار فراوان دارد ، كالرى حرارتى آن بسیار بالا است ، و از این جهت یك نیروبخش است و آنها كه مى‏خواهند همواره سلامت خود را حفظ كنند ، باید به این اكسیر علاقمند شوند.روغن زیتون دوست صمیمى كبد آدمى است ، و براى رفع عوارض كلیه‏ها و سنگ‏هاى صفراوى و قولنج‏هاى كلیوى و كبدى و رفع یبوست بسیار مؤثر است.به همین دلیل در روایات اسلامى نیز از آن مدح و تمجید فراوان شده ، در حديثى از امام على بن موسى الرضا (علیهماالسلام‏) درباره زیتون چنین مى‏خوانیم : غذاى خوبى است ، دهان را خوشبو و بلغم را بر طرف مى‏سازد ، صورت را صفا و طراوت مى‏بخشد ، اعصاب را تقویت نموده و بیمارى و درد را از میان مى‏برد و آتش خشم و غضب را فرو مى‏نشاند .و از آن مهمتر اینكه در خود قرآن از درخت زیتون به عنوان شجره مباركه ( درخت پر بركت ) یاد شده است.با پیشرفت دانش پزشكى و غذاشناسى اهمیت داروئى خرما نیز به ثبوت رسیده است.در خرما كلسیم وجود دارد كه عامل اصلىاستحكام استخوانها است و نیز فسفر وجود دارد كه از عناصر اصلى تشكیل دهنده مغز و مانع ضعف اعصاب و خستگى است ، و قوه بینائى را مى‏افزاید.

 و نیز پتاسیم موجود است كه فقدان آنرا در بدن علت حقیقى زخم معده مى‏دانند ، و وجود آن براى ماهیچه‏ها و بافتهاى بدن بسیار پر ارزش است.این سخن امروز در میان غذاشناسان معروف است كه خرما از سرطان جلوگیرى مى‏كند ، زیرا آمارهائى كه در این زمینه تهیه شده نشان مى‏دهد در مناطقى كه خرما بیشتر مى‏خورند ابتلاى به سرطان كمتر است ، و اعراب و صحرا نشینانى كه در فقر غذائى به سر مى‏برند بواسطه خوردن خرما هرگز مبتلا به سرطان نمى‏شوند ، عامل این موضوع را وجود منیزیم مى‏دانند .قند فراوانى كه در خرما وجود دارد از سالمترین قندها است كه حتى در بسیارى از موارد مبتلایان به بیمارى قند نیز مى‏توانند براحتى از آن استفاده كنند.دانشمندان در خرما سیزده ماده حیاتى و پنج نوع ویتامین كشف كرده‏اند كه آنرا به صورت یك منبع غذائى غنى و بسیار پر ارزش در آورده است.به همین دلیل در روایات اسلامى نیز روى این ماده غذائى تاكید فراوان دیده مى‏شود ، از على (کرم الله) نقل شده كه فرمود : كل التمر فان فیه شفاء من الادواء : خرما بخورید كه شفاى بيماريها است .و نيز روايت شده كه در بسيارى از اوقات غذاى على (علیه‏السلام‏) را نان و خرما تشكیل مى‏داد..ادامه دارد.
منبع استفاده تفسیر نمونه

 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب