30-03-2017

عبدالقدیر علم

نقش زمان ، مکان وجامعه برتر بیت و ساختار شخصیت افراد :
30-03-2017

عبدالقدیر علم

نقش زمان ، مکان وجامعه برتر بیت و ساختار شخصیت افراد :



در جوامع نسبتا ابتدائی وسنتی کنش ها وواکنش های اطفال را غالبا  به والدین شان نسبت میدهند .اگر فرزند خانواده عمل زشت انجام دهد همه والدین وفامیلش را مقصر میدانند چنانچه  عملکرد شایسته وپسندیده اش را نیز به والدینش نسبت میدهند   در حالیکه والدین یکی از عناصر اثر گذار در تر بیت اطفال اند. در کنار سهم والدین نقش جامعه، تا ثیر گذاری اسا تید، اثر زمان ومکان ،تخنیک وتکنا لوزی، رسانه ها رهبران جامعه  حتی غذا ولباس  در شکل گیری شخصیت افراد تا ثیر خود را دارد. شاید بتوان گفت که در میان عوامل تاثیرگذار در شخصیت افراد  بیشترین نقش را محیط اجتماعی و سپس زمان و سپس والدین دارند.نقش جامعه و زمان بر فرد تا آن جاست که هر گونه مخالفت با آن موجب خروج از مدار اجتماعی می شود. منسوب به حضرت علی  رض ) است که دراین باره می فرماید: هرکه با زمان، دشمنی ورزد، زمان، او را به خاک خواهد نشاند...این بدان معناست که نمی توان به جنگ زمانه و مقتضیات آن رفت و باید با آن کنار آمد و آن را مدیریت و مهار کرد. شنا کردن بر خلاف جریان زمان و مقتضیات آن جز خستگی و افزایش هزینه ها چیزی ندارد.
مثال :در یک مقطع  از زندگی بر حسب تاثیر زمان ومکان  اگر کسی  در نماز حین ختم سورۀ فاتحه به جهر  گفتی ویا حین رکوع رفع الیدین کردی ویا دست روی سینه  وبا پا های گشاده رو به قبله استاد شدی ویا حین ادای نماز تراویح بعد از ادای چنذ رکعت به تفریح رفتی خیلی زشت ومنکر به نظر میآمد واما حالا بر حسب مقتضیات زمان ومکان در یک صف نماز .نمازگزاران اعمال متفاوت انجام میدهند همه معروف پشندیده ونیکوست .یکی دست هایش آویزان است ،یکی بر سینه ودیگری زیر ناف می بندد وبرخی با ختم سورۀ فاتحه به جهر آمین میگویندعدۀ  آهسته  ویکی حین سجده و رکوع دستهایش را تا گوشها بلند میکند ویا یک امام در نماز های عید 12 تکبیر ودیگری شش تکبیر زائد میگوید همه اینها معروف وشایسته است .پسندیده است.کسی بخود حق نمیدهد از یکی پرسان کند چرا به جهر آمین گفتی ویا رفع الیدین کردی ویا ادعا کرد که مذهب من از مذهب تو بهتر است نه خیر این سوال ها جزء بی ادبی وکم فهمی چیزی دیگری تعبیر نمیشود.ووپس میتوان گفت که زمان ومکان هم بر تر بیت وساختار شخصیت افراد تا ثیر به سزائی دارد.لذا هر آنچه با  اصول ثابت اسلام  در تضاد نیست وبحکم زمان شناخته شده عرف زمانه ومعروف است باید به آن تن داد ویا از گردونه زمان خارج شد.
خداوند ج بر پیامبران را بر حسب تقا ضای زمان فر ستاده است.وحتی پیامبران از بین خود مردم که با عادات وفرهنگ همان زمان آشنا باشند. خداوند ج میفر ماید.( هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَإِن کَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ؛ اوست آن کس که در میان بى‏سوادان فرستاده‏اى از خودشان برانگیخت، تا آیات او را بر آنان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت بدیشان بیاموزد، و آنان‏ قطعاً پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند...
در جهان امروز  هم پیش از دیروز جامعه و زمان نقش تعیین کننده در شکل گیری شخصیت‌ کودکان ایفا می کند. اگر در گذشته شخصیت آنان در دامان والدین شکل می‌ گرفت؛ اما امروز دیگر این گونه نیست؛ بلکه این جامعه بلکه جامعه جهانی و زمانه معاصرت است که در شکل گیری نقش کلیدی و اساسی را ایفا می کند. تربيت هنر مديريت انسانى است كه فرد را براى پذيرش يك سرى صفات اخلاقى، دينى و عقلانى آماده مى سازد. ودانشمندان از تر بیت تعاریف مختلفی دارند مثلا:
افلاطون تربيت را عبارت از رساندن جسم و روح به بالاترين پايه كمال و جمال مى داند، به نظر اسپنسر تربيت مهيا كردن انسان است براى زندگى كامل. ژان آموس كمينوس مى گويد: آموزش و پرورش هنرى است كه افراد را براى زندگانى آماده مى كند و هدف اين است كه فرد داراى دانش، اخلاق و دين شود.1
دوركيم در اين خصوص مى گويد: تربيت عملى است كه نسل هاى بزرگ سال بر روى نسل هايى كه هنوز براى زندگانى اجتماعى پخته نيستند انجام مى دهند و هدف آن اين است كه در كودك شمارى از حالات جسمانى و عقلانى و اخلاقى برانگيزد و پرورش دهد..2
از مجموع اين تعاريف به دست مى آيد كه تربيت يك نوع روش رساندن انسان از حالتى به حالت ديگر است و در واقع، تربيت يك هنر و مديريت انسانى است كه فرد را براى پذيرش يك سرى صفات اخلاقى، دينى و عقلانى آماده مى سازد. پس در تربيت، مرّبى يك مهندس حرفه اى است كه ساختمان روحى و روانى فرد را بر اساس نقشه از قبل طراحى شده به تدريج مى سازد.
چنان که گفته شد، محیط اجتماعی نقش اساسی در شکل گیری شخصیت افراد دارد. البته در گذشته محیط اجتماعی محدود به محله و شهر می شد، اما امروز محیط اجتماعی در دایره جهان معنا می شود؛ زیرا جهان چون دهکده ای در آمده است و رسانه ها و ابزارها و فن آوری ها نوین به گونه ای عمل می کند که دیگر محدودیت جغرافیایی معنا و مفهوم ندارد، بلکه انسان ها در یک محدوده جغرافیای کل زمین با هم ارتباط و تعامل دارند. امروز دهکده جهانی همان محیط اجتماعی است که در تعلیم و تربیت و شکل گیری شخصیت نقش ایفا می کند.
ما همیشه بر این باور بودیم که والدین شخصیت کودک را رنگ می‌دهند، خط و مشی و رفتار او را در زندگی معین می‌کنند و این والدین هستند که براساس روش تربیتی خود، کودکی آرام یا نامتعادل می‌پرورانند؛ چرا که جغرافیای محدود روستا و محله و شهر موجب می شد تا محیط اجتماعی آن چنان پر رنگ عمل نکند و خانواده در کنار عامل محیط و زمان عمل کند؛ هر چند که باز محیط و زمان قوی بودند ولی یک تاز میدان تعلیم و تربیت و شکل گیری شخصیت نبودد؛ چرا که در گذشته محور تربیت و شکل گیری شخصیت همان خانواده بود و جامعه کمترین نقش را در تربیت افراد ایفا می‌کرد.
اما در جهان امروز به سبب گسترش و بهبود فن آوری های ارتباطی، خانواده به طور کامل به کنار نهاده شده و از همان آغاز کودکی، کودکان با رسانه ها و تبلیغات و تعلیمات و آموزه های آنان آشنا شده و رشد می یابند. به سخن دیگر، هرچه دامنه ارتباط و ابزارهای ارتباطی بیشترو قوی‌تر شد، به همان میزان نقش جامعه پررنگ‌تر و نقش والدین و خانواده کم‌رنگ‌تر شده لذا با ا درک این واقعیت ها در میا بیم که عوامل گوناگون در تر بیت وساختار شخصیت اطفال وافراد نقش دارند.
 
 
 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب