10-04-2017

محمد عالم افتخار

شبح قساوت کلیسای قرون وسطی بر سر مؤمنانِ اسلام!
10-04-2017

محمد عالم افتخار

شبح قساوت کلیسای قرون وسطی بر سر مؤمنانِ اسلام!

 

(ادامهء نقد از ناگزیری و فشار مسئولیت)


به دوام جستجو ها پیرامون چون و چرا و فراز و فرود حدیث سازی و حدیث بازی های پُر فاجعه در تاریخ اسلام؛ نظرم را در انترنیت تصویر یک تلویزیون درهم شکسته با مارتول؛ به خود جلب کرد:
در نگاه اول؛ پنداشتم که یاد و سخن و روایتی از حاکمیت طالبانی و تلویزیون شکنی ها و ویدیوـ دار زنی ها در افغانستانِ یک و نیم دهه پیش با فرامین آخوند ملامحمد عمر مجاهد است؛ ولی در نگاه دقیقتر یافتم که؛ در پای این تصویر؛ فتاوای ملا محمد عمری ثانی؛ آمده و خلصش: دیدن تلویزیون حرام و شکستن آن واجب است؛ میباشد!
خواهید گفت که چنین تصویر ها و فکر ها و فتوا ها؛ که بیشتر از هر جای دیگر دنیا؛ در افغانستان معمول و مرسوم و مسنون است نه تنها  در حدوداً 7 سال «امارت اسلامی» سیاست اعلانی و اعمالی  بوده بلکه 30 سال پیش و پس از امارت اسلامی ملا محمد عمر آخوند؛ نیز در منش و روش و کنش جهادی های آی . ایس . آی «قلعه اسلام» و «ولایت فقیه» اجزای لاینفک ثابت شده است با این تفاوت کهیدیو دار زنی کمیت طالبانی در افغانستان یک و نیم دهه پیش است یرامون آن خود داری نموده ایتش و طالبان مسلح و غیر مسلح به مثابه پیاده نظام گوش به فرمان لومپن تر بیرون مرزی جمهوریه اسلامیه پاکستان و شیوخ حرمین شریفین عرب؛ بیچون و چرا دستور اجرا میکردند و میکنند ولی جهادی های متباقی؛ کم کم عملگرا تر شده؛ به طور فزاینده باور های خویش را با مقتضیات شرایط مجبره عمومی و اقتضاءات منافع شکمی و زیر شکمی خودشان دمساز می نمایند و بسیاری در بدل دالر و کلدار و طلا و زمین و قصر و زن و کرسی؛ بر عقاید شریفه! و مقدسات عالیه! عملاً پای میگذارند.  لهذا دست کم برای اهالی افغانستان خاصه برای نسل های پیشینه تر همچو موارد و پدیده ها؛ تازه گی و شگفت انگیزی ندارد.
کمینه علی الرغم چنین ملاحظات که ظاهراً بسیار به جا می نماید؛ از چند نقطه نظر دیگر؛ تأمل و تعمق بر این مورد را خیلی خیلی ضروری و سازنده میدانم:

1ـ از نظر طعنهء تلخِ شیعی بودن؛ به اهل سنت:
 شاید به موجبه و علت اینکه آثار و تبعات همچو عقاید و باور ها گسترده میباشد و مرتبت قاعده ای دارد، سایت شیعی که این موارد را درج نموده آنرا فقط حالت یک طعنه تلخ بخشیده و از کمترین اما و اگر و تحلیل و تفسیر و نظریه پردازی پیرامون آن(که آسان هم نیست!) خود داری نموده است:

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب