24-04-2017

دکتور محمد انور غوری

تضعیف بازوان اشرف
24-04-2017

دکتور محمد انور غوری

تضعیف بازوان اشرف
تقریباً 25 سال قبل صدای اشرف غنی احمدزی را در قالب یک صاحب نظر امورسیاسی از امواج رادیو ها می شنیدیم ، در آن زمان گفته می شد که وی شخصیت قوم گرای است. زمانی وارد کابینۀ حامد کرزی شد ، بعداً حدود دو سال بحیث رئیس پوهنتون کابل اجرای وظیفه نمود. نویسندۀ این سطور بحیث عضو شورای عالی پوهنتون لا اقل در هرماه یکی دو بار در مجلس با وی هم صحبت بودیم ، دو بار نیز در جملۀ اعضای شورا، در خانۀ ایشان مهمان شدیم ، ضمن مهمانی ، خانم و یک پسر آنها را دیده بودیم. بهر صورت او شخصیت شکسته نفس ، متواضع بعضاً خوشخوی بود، دریشی نمی پوشید ، بدون محافظ در فاکولته ها رفت و آمد داشت ، گاگاه عصبانی می شد ، یکی دو بار بعضی استادان را فحش گفت . حین توضیح نظریاتش راجع به کار های پوهنتون و تحصیلات عالی فکر می شد که امکانات بهتری در امورات بوجود خواهد آورد ، متاسفانه اجراآتش دیر رس و کُند بود ، از کا رهای مهم او فقط دیواری مستحکمی است که به دور پوهنتون کشید. کدام نشانۀ قوم گرایی در او، ظاهراً وجود نداشت. از اینکه کم حوصله بود فکرنمی کردیم ظرفیت ریاست جمهوری را داشته باشد.
 القصه اشرف غنی(منفی احمدزی) کاندید ریاست جمهوری شد ، جنرال عبدالرشید دوستم را معاون اول ، سروردانش را معاون دوم تعیین کرد ، جهت تکمیل ضلع چهارم مربع قومی، احمدضیاء مسعود را نیز همپیمان خود معرفی نمود . یک تیم مشروع ، متحد و گویا قوی. هرکس می داند که اگر مثلث قومی ماورای خودش نمی بود هرگز رای نمی برد الا رای های گوسفندی ، گوسفندچران های همبازویش ، اما در این میان آنهای که سالها به جنرال دوستم بد و رد گفته بودند به خاطر آب کردن شرمندگی ، درگوش دوستان خود ، نجوا می کردند که « دوستم فقط تا ختم انتخابات رفیق ماست بعد از آن او را صلاحیت نمی دهیم» . دزدان رای های مردم ، پشتاره به پشت هویدا شدند و سر انجام کار به حکومت « وحدت ملی» کشید ، چه وحدت مستحکمی . اولین بار که رئیس جمهور به سفر رفت ، معاون اول را صلاحیت جانشینی نداد ، بلی « اسپ سرکش وبی ادب پدر از من و همو گربۀ خورخوری وی از تو» . او نیز عصانی شد و گفت « بیا که بخش کنیم مال پدر را *** چلیم و سرچلیم پالان خر را» . در اثر مطلق العنانی فرد اول ، وحدت ملی حالت تبخیری گرفت ، هی میدان و طی میدان ، سر انجام بده و بستان تا انجا کشید که نوبت ضیاء مسعود رسید. آن ضلع مربع قومی را که خودش ترسیم کرده بود ، از زبان سخنگویش ، چون تار عنکبوت ، یکشبه برکند. حالا اشرف غنی با همو چند همتبارش که سالها باهم پُس پُس می کردند به علاوۀ یک تیم منفعل از وزرای مشاور با معاشات دالری (همه همجنس)، یکه تاز و همه کاره اند ، صلاحیت عام و تام از خودش . وزیر ، رئیس ویا قاضی هیچ کسی توانایی انتخاب تیم همکارش را ندارد ، بی اعتمادی بر همه و بر جمهور . هزاران پیشنهاد مقرری از معاون ولسوال به بالا روانۀ امضای رئیس جمهور می شود ، گاهی اوقات این پیشنهاد ها یک تا دو سال دوران می کنند ، پوپنک می زنند و مردم منتظر مقرری هستند. بلی : 
کارملت نه به افسانه و افسون باشد *** سینۀ سوخته و درد درون می خواهد . (بیدل)
 جان شیران و سگان از هم جداست *** متحد جانهای مردان خداست ... (مولوی)
 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب