25-09-2017

گل رحمان فراز

پرتاب بوت به سوی حکمتیار کار زشت بود!
25-09-2017

گل رحمان فراز

پرتاب بوت به سوی حکمتیار کار زشت بود!



پرتاب بوت به سوی حکمتیار کار زشت بود!
 

چند روز قبل، گلبدین حکمتیار - رهبر حزب اسلامی بخاطر حضور در جمع طرفداران هراتی اش عزم سفر به آنجا را گرفت. در آنجا محافل و همایش های زیادی گرفته شد و افراد مربوط به حزب اسلامی در هرات از آمدن رهبر شان استقبال گرم و پر شور نمودند.

به سلسله دید و بازدید ها، ملاقات ها و حضور یافتن در پیشروی جمع واحد برای سخنرانی؛ حکمتیار موقع سخنرانی را ایراد خطبه در مسجد جامع هرات سنجید و خواست از تریبیون مسجد سخن و کلام اش را به اشتراک کنندگان همایش برساند. در موقع سخنرانی، ناگهان مورد استقبال پرتاب یک جوره بوت از طرف دادشانی - یک تن از جوانان اشتراک کننده در محفل قرار می گیرد که عملکرد وی مورد حمایت بیشتر از کاربران شبکه های اجتماعی قرار گرفت و از این عمل اش ستایش شد. حتی بعضی ها به رسم حمایت از این حرکت، به جوره بوت آقای دادشانی قیمت دالری گذاشتند، عده ی حاضر به پرداخت معاش ماهوار شان شدند و جالبتر از همه یک خانم که نتوانست رضایت اش را از این عملکرد پنهان دارد، حاضر به ازدواج کردن با همان جوان شد که بر روی حکمتیار کشف پرتاب کرده است.

اما من به چه استدلال این عملکرد را زشت می دانم؟!

¤ خداوند (ج) در قرآن کریم می فرماید: {وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ} سوره الاسراء، آیه ﴿۷۰﴾ ترجمه: [و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم]، اینجا از فضیلت و ویژگی های مومن و معصوم سخن گفته نشده است بلکه کلیه افراد بشر را کرامت انسانی داده است که برتاب کردن یک بوت به رسم انتقاد نه، بلکه به رسم توهین خود زایل کننده کرامت انسانی و از بین برنده گرامی بودن انسان را نشان می دهد. انتقاد سالم قابل قبول است اما اینکه آزادی بیان جایگاه خویش را به آزادی توهین واگذار نماید، تحمل اش دشوار است.

¤ با استدلال بر دلایل و شرع متون اسلامی، از صدر اسلام تا حال تنها مساجد از تعرض مصون بوده است، هیچ کس نمی تواند قاتلی را که قتل های عینی را انجام داده است به محض ورود و حضور یافتن به مسجد (خانه خدا) بکشد، زخمی نماید و یا صدمه ی برساند. حتی بر برخورد عادلانه و عدم صلیقوی به همان شخص قاتل اصرار گردیده است که مسجد را برای حفاظت  جان اش پناهگاه امن، حفاظت شده و ساحه بدون خطر انتخاب نموده باشد.

¤ حکمتیار، برای مردم هرات (گذشته از سابقه جنگی شوم اش) خاصیت مهمان را داشت. می بایست تا هراتیان افتخار دیرینه، رسم پسندیده و سوغاتی هراتی شان را که همانا مهمان نوازی بود، تا آخرین لحظات ادامه می دادند و با برخورد نیک شان برای حکمتیار درس هم دیگر پذیری، پندار نیک و محیط امن را بدون تعصب قومیتی، تنظیمی، حزبی و گروهی نشان می دادند. با اینکار یکی از بزرگترین دارایی ها و پسندیده ترین عنعنه های هراتیان از بین رفت و دیگر هرات محلی خوب برای مهمان نوازی نیست.

¤ این حرکت ولو که به سفارش هیچ کس انجام نگرفته باشد و مبنی بر احساسات شدید همان فرد مختص باشد، برچسب های را بخود خواهد گرفت و این مسئله اگر قوم گونه تعبیر نشود، تعبیر تعصب حزبی بودن به حتم است. پس بزرگان و رهبران احزاب دیگر که آمار حامیان به تناسب حزبی همتای شان در محلی به اقلیت قرار داشته باشد، بی درنگ انتظار اصابت کفش را هنگام ایراد سخنرانی ها توسط حامیان احزاب مخالف شان داشته باشند و چاره ی برای جلوگیری از حمله بسنجند.

¤ آهسته آهسته این فرهنگ توهین نمودن اشخاص منتفذ نهادینه می شود، هر کس هرچه دلش خواست می کند صرف نظر از اینکه چه پیامد های دشوار در آینده خواهد داشت و چگونه آبروی رهبران که یک عمر زحمت اخذ اعتبار را کشیده اند، با پرتاب یک کفش بسوی شان در محضر عام، اعتبار و آبرو بکلی از بین رفته و بی آبرو می شوند. همین است که دید تعصب گونه نسبت به یکدیگر به پیش می آید و هم دیگر پذیری از بین جامعه رخت سفر می بندد.

¤ من شخصاً منتقد کلیه عملکرد ها، گفت شنید های اخیر و ماقبل حکمتیار هستم اما به عنوان اینکه از شخصیت وی به دیده احترام جمعی از مردم افغانستان نگریسته می شود، با احترام به گرایش فکری همان مردم باید به حکمتیار احترام قایل شد و از اینکه تسلیم حکومت شده است (که قبلاً اعلام جهاد را علیه آن داده بود) باید از وی تقدیر کرد و تمجید به عمل آورد

¤ حکمتیار نفس های آخر شرر خود را می کشد. از وی نمی توان توقعی بد نمودن و خساره رساندن فیزیکی برای گرفتن جان ها را نمود، او فقط همچون شیر زخمی شده از بلند های تپه ها غرش حاکمیت جنگل را می زند بی خبر از اینکه برای حرف های شنونده باقی نمانده است و دیگر هیچ کس حاضر نیست به دستور وی کاری خلاف انجام دهد و جان های مردم بی گناه را بگیرد.

¤ آمدن حکمتیار در پروسه صلح خود نمونه بارز از عدم ابقای قدرت و غرور وی می باشد. تا هنوز به هر فکر که بوده است و حالا هر آن فکری را که بر سر می پروراند، بر گرفته از احساسات و حسادت های فعلی و افتخارات رهبر بودن اش در دوران جهاد است. همینکه سخن گفته گفته برود، خود پی خواهد برد که مردم دیگر تحمل شنیدن گفتار تند، پرخاشگر و آشوب طلب اش را ندارند و همانجاست که روحیه برخورد، طرز سخن گفتن و روش عملکرد اش خود به خود از حالت ظلم به تزویر و محافظه کاری مبدل خواهد شد که در آخر خود مبلغ تأمین امنیت می شود.
پس زیبنده است تا به رسم گرفتن انتقام از دشمنان اسلام، هم بستگی را حفظ نموده و ریشه وحدت را بین اقوام و افراد مختلف آب دهیم. همدیگر را با آغوش باز بپذیریم، نیکی کنیم و از بدی دست برداریم، خون را با خون پاک نکنیم، بخشش را از انتقام ارجحیت داده و به فکر مبارزه با دشمنان اسلام، توسعه حکومت اسلامی، قلمرو سیاسی، بهبود تعلیم و تربیه و مهیا سازی زمینه انکشاف، ترقی، تأمین عدالت و امنیت و استقرار صلح باشیم.

با مهر 
گل رحمان فراز

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب