مجلات و کتب

گل رحمان فراز

13-11-2017
جهان و خواست های موجودات اش!



جهان و خواست های موجودات اش!

جهان و خواست های موجودات اش!


جهان بستر آفرینش و تخت آسایش موجودات محسوب می شود. موجودات وجود هستی شان را همگام با داشته های جهان پرورش می دهند و از این طریق اعلام موجودیت کرده و یادگار ابقای نسل شان را فراهم می سازند. در این دنیا هیچ کس برتری نسبت به کسی دیگری ندارد ولی فهم، درک و نگرش حیوان های ناطق موجب شده است تا جایگاه اش را نسبت به موجودات دیگر خاص تر و بارز تر تبارز بدهد و ویژگی های را کسب کند که موجودات دیگر از حاصل کردن آن محروم اند چون نه عقل فطری در قبال دارند و نه اندیشه کسبی به ذهن می پرورانند. 
در جهان، بین انسان ها تمایز وجودی نه وجود دارد و نه جایز است و همه انسان های روی کره زمین از امتیازات و حقوق متوازن برخوردار اند ولی کسب ویژگی های انسانی و انسانیت باعث شده است تا یکی از دیگری یا در عرصه اخلاق، یا در امور خرد، یا در دریچه تقوا و یا هم از زاویه تلاش خوبتر جلوه نماید و به تناسب رفاه زندگی، آسایش محل زیست و دسترسی به سهولت های زندگی و قدرت عظیم اقتصادی و سیاسی اش خوبتر دانسته شود. 
می دانم که تقوا شرط اساسی استثنا شدن از دیگران و برتریت از افراد بشر است ولی این بحث بر می گردد به بعد معنوی اش که به تقوا موقف معنوی روحانیت و دینداری می بخشد. تقوا در هر حالت ادله استثنا شدن/بودن است. از این طریق می توان عزت نفس پیدا کرد و بیشتر به تأمین مساوات، برابری حقوق، احترام به انسانیت و اعتماد به هم زیستی برای ایجاد زمینه هم کاری و تفکر اجتماعی تلاش شامخ کرد.
 تعیین سرحدات، ایجاد تقسیمات، کشیدن مرزها، کشمکش های سیاسی و گفتگو های تمدن باعث می شود تا محلات خود کفا و نزدیک به ساحه دید بارور، حاصل خیز و سعادت مند گردند ولی محلات از نظر افتاده بیشتر به فقر، بی سوادی، جهل، کم/بی توجهی، آوارگی و غربت روبرو می گردند. این بدان معنی که کلیه امتیازات زندگی و سهولت های محیط زیست از انسان های نیازمند گرفته شده و از ایشان در موارد مختلف استفاده ابزاری صورت می گیرد. دولت مردان بخاطر رسیدن به منزلت والای اجتماعی و کرسی های نرم سیاسی از هر طریق می کوشند تا توجه قشر عقب نگهداشته شده را در کارزار های انتخاباتی بدست آورند. 
بعد از رسبدن به آرزوی رویایی شان، در تلاش جلب حمایت مردم عقب نگهداشته با وعده های دروغین می گردند ولی هیچگاه نمی خواهند به وعده های نزدیک شان تخم عمل بپاشند. در عوض، تلاش می کنند تا زمینه تطبیق پروژه و تخصیص بودجه را در محلات زندگی خودشان رونما سازند و خودشان از سهولت ها برای همیشه مستفید، بهره مند و صاحب نفع گردند غافل از اینکه همه مان اعضای هم دیگریم و از آفرینش مان از یک جوهر به وجود آمده ایم. 
مردم ولایت غور و دیگر مردم ولایات مرکزی نشین همه به این معضل گرفتار و به این مشکل دچار اند. از آنها در موضوعات مشارکت عامه، سهم در پروسه های ملی و حمایت از طرح های دولتی با نوید های خوش، استقبال نیک و وعده های چرب حسن استفاده صورت می گیرد ولی در کارزار عمل، آنها در واقعیت آدم های اند که مرده اند و مرده های اند که تابوت ندارند وگرنه می بایست تا به پاس منافع مشترک و امور اشتراکی انسانیت، افغانیت و اسلامیت در بین اقشار مساوات در نظر گرفته می شد و حد اقل سهم برق و سرک که نیاز های اولیه و با اهمیت زندگی اند، فراهم می شد. 
با پاس همین سخن، غوری ها در خیابان ها ریخته اند تا صدای حق خواهی برق و سرک را از طریق حرکت مردمی "راه و روشنی" به سمع سران حکومت وحدت ملی برسانند و از ایشان خواهان توجه بیشتر برای تخصیص بودجه و تطبیق پروژه به این دو امور گردند تا این مردم هم همانند افراد مناطق دیگر افغانستان صاحب سرک صاف و برق روشن گردند با امید اقدام سران حکومت.

با احترام
گل رحمان فراز

نوشتن دیدگاه