25-11-2017

گل رحمان فراز

مرورِ بر مأموریت والیان غور در یک و نیم دهۀ اخیر!
25-11-2017

گل رحمان فراز

مرورِ بر مأموریت والیان غور در یک و نیم دهۀ اخیر!

 



مرورِ بر مأموریت والیان غور در یک و نیم دهۀ اخیر!


بعد سقوط رژیم سیاه طالبان و از زمان آغاز حکومت نه تن بحیث والی غور مقرر گردیده است و هرکدام با خصوصیات مختلف بر مأموریت شان ادامه داده اند که  قرار ذیل است: 

محمد ابراهیم ملکزاده:
از فرماندهان ارشد جمعیت اسلامی بشمار می آید که در دوران مقاومت، دومین برجسته ترین نقش را بعد از فرمانده شهید مسعود ایفا نموده است. در نخستین روز های ایجاد حکومت داری و اداره موقت، حسب لزوم دید مقام مرکز، وکیل محمد ابراهیم ملکزاده بحیث والی ولایت غور تقرر حاصل نمود. ملکزاده در زمان مأموریت اش صادقانه و مدبرانه کار کرد ولی بی نظمی تمام دوران مأموریت اش را کنترول می نمود. از یک سو دشوار بود اینکه با اداره نو شکل یافته به انجام فعالیت های خطیر و چشم گیر می پرداخت و از سوی دیگر دخالت دایمی بزرگان قوم مرغابی، بر روند حکومت داری خوب لطمه وارد می نمود و دخالت های مولوی دین محمد عظیمی در زمان معاونیت ولایت اش به امورات و مسئولیت های والی ایجاد گر صدمه و کندکاری بود اما در کل ملکزاده توانست خود را با آن همه بی بندوباری حفظ نماید و دست خود را دخیل فساد و سوء استفاده از موقف ننماید.

عبدالقدیر علم:
از جملۀ سران مرکزی جمعیت اسلامی می باشد که تمرکز اصلی اش را بیشتر رشد امورات فرهنگی و تشویق نسل جوان به آموزش و کسب تحصیل شکل می دهد به عنوان دومین والی غور پسا دهه های خونین انتخاب شد. گرچند عمر مأموریت آقای اعلم چندان طولانی نبود که از وی توقع انجام کار و اجرای فعالیت را نمود ولی به هر حال؛ آدم فعال و فرهنگی بود که می توانست قناعت همه را با رفتار نیک و گفتار پسندیده اش برآورده سازد و با بودجه در نظر گرفته دولت مرکزی روزگارِ مأموریتی ولایت خویش را بچلاند.

شاه عبدالحد افضلی:
از جمله ارباب ترین والیان ولایت غور بشمار می رود که در طول مأموریت خود هم توانسته بود توجه نسل ارباب مجاهد را بخود جلب دارد، هم رضایت کمونیستان کار فهم را بدست آرد و هم به انتقاد تند جوانان تحصیل کرده با استخدام شان در پوست های عادی نقطۀ پایان بخشد. افضلی از جملۀ والیان دموکرات و فاسد بشمار می رفت. نسل جوان علی رغم آگاهی خیانت های وی، خود را با احراز کرسی های عادی (خادمی) فروخته بودند و صدای از زبان شان سر نمی زد. او سهمیه مشخصی را برای هر رئیس اداره با در نظر داشت عواید اداره شان حواله نموده بود و ماهوار از ایشان مطالبه می کرد. کار نمادین وی رنگ نمودن اجباری دوکان توسط صاحبان آنها و ساخت منار در یک چوک ولایت است و دیگر هیچ دستآوردِ از جانب ایشان مشهود نیست.

باز محمد احمدی:
ساکن ترین والی که نه ضرری به مردم رسانیده است و نه فایده اش را کسی به چشم دیده است، آقای باز محمد احمدی است. مسئولیت خطیر و مأموریت برجستۀ آقای احمدی را خواب دایم و آرامش همیشگی شکل می داد. وی صلاحیت عام و تام تصمیم گیری ها را برای رئیس هر اداره واگذار کرده بود و از ایشان می خواست تا تنها از وی امضا بر روی اوراق را مطالبه نمایند. فعالیت که در دوران وی صورت گرفت همانا غرس نهال در بیشترین نقاط ساحات سبز مرکز فیروزکوه می باشد و بس.
سید اقبال منیب: یگانه والی که به جز از روند برخورد مناسب و اخلاق رفیقانه خوب در دوران مأموریت اش نه کارکردی داشته است و نه کدام دستآوردی خاصی! از ایشان کدام خلاقیت کاری و اداری دیده نشده است که بتوان به عنوان نمونه یاد کرد. فقط همین و بس!

عبدالله هیواد:
مهم ترین ویژگی هیواد را آلوده نبودن وی به فساد اداری شکل می داد. هیواد با آنکه از غور بود، مردم از وی توقعات بی شمار داشتند ولی او نتوانست خود را به روند پسندیده اجتماع غوری عیار نماید برای اینکه غربزده بود و نمی توانست عادت و رسوم غرب را بزودی فراموش کند که در لابلای آن پرورش یافته بود و دفعتاَ طرزِ اجتماعی بودن به سبک محل را بیاموزد. مهم ترین کارکرد هیواد را جلب توجه کمک کنندگان و دونر های خارجی برای تطبیق پروژه ها شکل می داد ولی حس علاقه مندی اش به دست زدن در امورات ذات البینی همان ویژگی پسندیده اش را از بین بُرد. آتش مشکلات قومی بین اقوام تایمنی و سردار در دوره مأموریت هیواد دوباره شعله ور می شد و این خود در آینده نه چندان دور به یک معضل حل ناشدنی مبدل می گردید. 

سید انور رحمتی:
از ادیب ترین، اجتماعی ترین و ارباب ترین والیان غور به حساب می آید. رحتمی با وجودیکه متعلق به قومی بود که از جایگاه نفوسی خوبی برخوردار نیست ولی به درستی توانست ماهرانه به دل همگان جا پیدا کند. میزان رضایت مردم از آقای رحمتی به اندازه بود که حتی رئیس شورای ولایتی آن ولایت ایشان را به عنوان فرشته خطاب می نمود. در زمان مأموریت آقای رحمتی، سران گروه های مسلح غیر مسئول همیشه سرکوب می شد، در مأموریت های جنگی نقشِ هماهنگ کنندۀ مسئول را داشت، آدم مدبر، مدیر کار فهم و انسانِ با گذاره بود. رحمتی در طول مأموریت خود تنها به معاش و امتیازات ولایتی خویش سازگاری نشان داد و با همان امتیازات افتخار سرکوب کردن مخالفان قدرتمند دولت محلی را داشت. او با هیچ گروه از مردم خود را درگیر نساخت و همه را با آغوش گرم به تاسی از چوکات و محدودیت های قانونی می پذیرفت، سخن خشن را می شنید و به انتقاد به خاطر بهبود امور کاری اش توجه می کرد. در کُل وی را ارباب خوش سخن و شخصیت محترم دانستم که از توانایی انجام خطیر ترین مأموریت های می بر آید. 

الحاج سیما جوینده:
والی که به نافهمی اش سابقه نداشت! جوینده بعد از کرسی شورای ملی (که آنرا اتفاقی بدست آورد بود) با حمایت عطامحمد نور به این سمت تکیه زد. اشتباه اولیه جوینده این بود که سمت ولایت را بر کرسی مفت و مجانی پارلمان ترجیح داد. اشتباه دوم وی را کنار زدن همه اقوام و برتری قومِ که خودش متعلق آن قوم است شکل می دهد.
در سومین اشتباه اش، وی کوشش کرد تا روابط کاری خویش را با ریاست های شورای ولایتی و شورای علمای غور برهم بزند و به نحوی قضیه معامله با مأموریت ولایتی اش را به جنبه قومی سازی ببرد. جوینده در امورات مدیریت مردم اصلاً کور و کر بود. او توان تدویر و مدیریت جلسه با رؤسا را نداشت و نمی دانست در همان جلسه به چه بپردازد. او با اعتماد بر اینکه هیچکس نمی تواند وی را از این سمت سبک دوش کند، خیلی مغرور مأموریت خویش گردیده بود. بی خبر از اینکه توان حرکت و جنبش مردم را هیچ کس ندارد و هر کس که رقیب اش ملت باشد، روزی به فغان خواهد آمد.

غلام ناصر خاضع:
انسان شریف ولی بی کاره و بی مدیرت است. می دانم که دست اش هیچگاه به فساد اداری و سوء استفاده از صلاحیت وظیفوی دخیل نیست اما والی بودن وی کدام نفعی را در پی ندارد. تنها می تواند با احترام خاصِ که به فرد فردِ مردم غور دارد، مشکلات و چالش های زندگی شان را به گوش مهمانان اعزامی از دولت مرکزی برساند و در بدل؛ کف زدن مردم را با خود داشته باشد و بس. والی قانونی و طرفدار حق است.
پس می توان گفت که کارکرد و عملکرد دولت مرکزی به تقرر افراد که توانایی کار و مدیریت در آن ولایت را نداشتند، موجب شده است تا غور بیشتر از پیش رو به عقب کشانده شود و از نقطۀ دید سران مرکزی دورتر گردد. برای جبران این نابسامانی ها، لازم است تا دولت از بطن جامعه؛ انسان توانا و آدم تحصیل کردۀ را بحیث والی به خدمت مردم انتخاب کند تا بتواند حد اقل تحلیل کلی از وضعیت موجود در آن ولایت غور داشته باشد و از همان طریق دردِ مردم را به دولتِ مرکزی انعکاس دهد تا از حالت موجود به حالت مطلوب برسیم.

با احترام
نویسنده: گل رحمان فراز

نظرات شما

انوری کاکر وال
دوست عزیز جوان قلم بدست و نویسنده خوب! از معلومات شفاف و همه جانبه شما که راجع به کار کرد های ولیان غور باستان ارایه داشته ائید سپاس جرءت شما قابل قدر است عمرت طویل و قلمت رسا باد. انوری کاکر وال کابل 4/9/1396
انوری کاکر وال
دوست عزیز جوان قلم بدست و نویسنده خوب! از معلومات شفاف و همه جانبه شما که راجع به کار کرد های ولیان غور باستان ارایه داشته ائید سپاس جرءت شما قابل قدر است عمرت طویل و قلمت رسا باد. انوری کاکر وال کابل 4/9/1396

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب