03-12-2017

عبدالقدیر علم

حاکم کشور قلب خداست
03-12-2017

عبدالقدیر علم

حاکم کشور قلب خداست

شریعیت ظاهر می پسندد:؟
حوزۀ حاکمیت ومدیریت شریعیت جوارح واعضاء  ظاهری است حاکم قلب ها  وباطن انسانها خداست.پس  خدائی نکنید.
گاهی اتفاق می افتد که برخی از مسلمانان در بارۀ ما فی الضمیر انسانها قضاوت نموده وبا اجرأت خلاف شریعیت اسلامی اشتباهات جبران نا پذیر را مر تکب میشوند لذا درین نوشته به ترجمه آیات واحادیث پرداخته شده که حوزۀ تصرف انسانها را در امر تطبیق احکام الهی مشخص میسازد.مثلا خداوند ج در اول سورۀ توبه مسلمانان را به خشونت علیه مشرکین متجاوز امر کرد وفرمود مطابق شرائط واوضاع  بر مشرکین سخت بگیرد راه شان را سد کنید محاصره وفشار بیاورید واگر نشد از کشتن شان هم باکی نداشته باشید ولی این شدت و خشونت نه به مفهوم این است که راه بازگشت به روی آنها بسته شده باشد، بلکه در هر حال و در هر لحظه بخواهند می توانند جهت خود را تغییر دهند، لذا بلافاصله میفر ماید:
{‏فإن تابوا وأقاموا الصلاة وآتوا الزكاة فخلوا سبيلهم‏}‏ (‏التوبة‏:‏ 5‏)‏‏
 ((اگر آنها توبه کنند و به سوی حق باز گردند و نماز را بر پا دارند و زکوة را ادا کنند، آنها را رها سازید و مزاحمشان نشوید. )
و در این صورت با سایر مسلمانان کمترین تفاوتی را ندارند و در همه احکام و حقوق با آنها شریکند. زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است ، و کسی را که به سوی او باز گردد، از در خود نمیراند (ان الله غفور رحیم ).

سپس این موضوع را در آیه بعد با دستور دیگری تکمیل می کند تا تردیدی باقی نماند که هدف اسلام از این دستور تعمیم توحید و آئین حق و عدالت است، نه استعمار و استثمار و قبضه کردن اموال یا سرزمینهای دیگران، و می گوید: اگر یکی از بت پرستان از تو درخواست پناهندگی کند به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود)) (و ان احد من المشرکین استجارک فاجره حتی یسمع کلام الله ).

یعنی در نهایت آرامش با او رفتار کن، و مجال اندیشه و تفکر را به آنها بده تا آزادانه به بررسی محتوای دعوت تو بپردازند، و اگر نور هدایت بر دل آنها تابید آنرا بپذیرند. بعد اضافه می کند که ((او را پس از پایان مدت مطالعه به جایگاه امن و امانش برسان )) تا کسی در اثناء راه مزاحم او نگردد. (ثم ابلغه مامنه

و سرانجام علت این دستور سازنده را چنین بیان می کند که : ((این بخاطر آن است که آنها قومی بی اطلاع و ناآگاهند)) (ذلک بانهم قوم لا یعلمون )
تثبیت حاکمیت شریعیت بر ظاهر انسانها بروایت حدیث: احادیث وفرموده های زیادی از پیغمبر خدا ج وجود دارد که  مارا باز شکافتن قلبها وخواندن ما فی الضمیر انسانها باز میدارد
وعن ابن عمر رضي الله عنهما، أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال‏:‏ ‏"‏أمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله ، وأن محمداً رسول الله ، ويقيموا الصلاة، ويؤتوا الزكاة ، فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحق الإسلام، وحسابهم على الله تعالى‏"‏ ‏(‏‏(‏متفق عليه‏)‏‏)‏ ‏.‏
ترجمه: از پسر عمر رضی الله تعالی عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:از طرف خداوند ج برایم امر شده تا زمانی مشرکین متجاوز را بکشم که شهادت دهند بجز الله یگانه دیگر معبود بر حق نیست، ومحمد ص فرستاده الله است،  نماز را اقامه وزکوة را ادا کند.هرگاه بر اینها عمل کرد در عصمت میماند یعنی جان ومالش در امان است مگر بحق اسلام وحساب شان بر الله متعال مفوض است.اگر کدام خبص باطنی داشته باشند خداوند همراه شان محاسبه میکند.
391- وعن أبي عبد الله طارق بن أشيم ، رضي الله عنه ، قال‏:‏ سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول‏:‏ ‏"‏ من قال لا إله إلا الله ، وكفر بما يعبد من دون الله، حرم ماله ودمه، وحسابه على الله تعالى‏"‏ ‏(‏‏(‏رواه مسلم‏)‏‏)‏‏.‏
ترجمه: از ابی عبدالله طارق بن اشیم رضی الله تعالی عنه روایت است گفت: شنیدم رسول الله صلی الله علیه وسلم  میفر مودند.هرکسی بگوید بجزء الله یگانه معبود برحقی دیگری نیست وبر هر چیزیکه غیر از خدا پرستش میشود کفران کند.گرفتن مال وریختاندن خون آن حرام است وحساب قلب آن بر خداست. لذا مسلمانان در تعامل با انسانها باید محطاط باشند..وهرکس را کافر ومباح الدم نخوانند.
 وعن أبي المقداد بن الأسود، رضي الله عنه ، قال‏:‏ قلت لرسول الله صلى الله عليه وسلم ‏:‏ أرأيت إن لقيت رجلاً من الكفار، فاقتتلنا، فضرب إحدى يدى بالسيف، فقطعها، ثم لاذ منى بشجرة، فقال أسلمت لله، أأقتله يارسول الله بعد أن قالها‏؟‏ فقال‏:‏ ‏"‏لا تقتله، فإن قتلته، فإنه بمنزلتك قبل أن تقتله، وإنك بمنزلته قبل أن يقول كلمته التى قال‏"‏ ‏(‏‏(‏متفق عليه‏)‏‏)‏ ‏.ترجمه: از ابو معبد مقداد بن اسود رضی اهلل عنه روايت شده که گفت: برای رسول اهلل صلی اهلل عليه وسلم گفتم: آگاهم کن هرگاه با مرد کافری روبرگـردم و با هم بجنگيم و يکی از دستهايم را به شمشير قطع کند، سپس از ترسم به درختی پناه بـرده و بگويد: به خدا اسلام آوردم، آيا او را بعد از اين گفته اش بکشم؟ فرمود: او را مکش. باز گفتم: يا رسول اهلل صلی اهلل عليه وسلم او يک دستم را بريـده و بعـد از بريـدن آن اين سخن را گفته است. فرمود: او را مکش، زيرا اگر وی را بقتل رسانی او به مانند تست.در جای تو است قبل از آنکه او را بکشی و تو مثل او هستی، قبل از اينکه سخنی را که گفته است به زبان آورده باشد.یعنی چنانچه او قبل از گفتن کلیمه مباح الدم بود تو بعد از قتل وی مباح الدم میباشی.
393- وعن أسامة بن زيد، رضي الله عنهما، قال‏:‏ بعثنا رسول الله صلى الله عليه وسلم، إلى الحرقة من جهينة ، فصبحنا القوم على مياههم، ولحقت أنا ورجل من الأنصار رجلاً منهم، فلما غشيناه قال‏:‏ لا إله إلا الله ، فكف عنه الأنصاري، وطعنته برمحي حتى قتلته، فلما قدمنا المدينة بلغ ذلك النبي، صلى الله عليه وسلم، فقال لى‏:‏ ‏"‏ يا أسامة أقتلته بعد ما قال لا إله إلا الله‏؟‏‏!‏ قلت يا رسول الله إنما كان متعوذا فقال ” أقتلته بعد ما قال لا إله إلا الله‏؟‏‏!‏‏"‏ فما زال يكررها على حتى تمنيت أني لم أكن أسلمت قبل ذلك اليوم‏.‏ ‏(‏‏(‏متفق عليه‏)‏‏)‏ ‏.‏
وفي رواية‏:‏ فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم ‏"‏أقال ‏:‏ لا إله إلا الله وقتلته‏؟‏‏!‏ قلت‏:‏ يا رسول الله، إنما قالها خوفاً من السلاح، قال‏:‏ ‏"‏أفلا شققت عن قلبه حتى تعلم أقالها أم لا‏؟‏‏!‏‏"‏ فما زال يكررها حتى تمنيت أني أسلمت يومئذ‏.‏ (2)
ترجمه: از اسامه بن زيد رضی اهلل عنهما مرويست که گفت: رسول اهلل صلی اهلل عليه وسلم ما را به منطقهء حرقـه از قبيلـهء جهينـه فرسـتاد، و مـا سپيده دم مردم را در سر آبهای شان يافتيم. من و مردی از انصار يکی از آنان را تعقيب کرديم و چون به وی رسيديم گفت: ال اله اال اهلل، انصاری خود را از او بازداشت و من او را به نيـزه زده کشتم و چون به مدينه رسيديم اين خبر به پيامبر صلی اهلل عليه وسلم رسيده و به مـن فرمـود: آيا بعد از آنکه ال اله اال اهلل گفت، وی را کشتی؟ گفتم: يا رسول اهلل صلی اهلل عليه وسلم او پناه جوينده بود. باز فرمود: آيا او را بعد از آنکه ال اله اال اهلل گفت، کشـتی؟ و ايـن سـخن را بـه انـدازهء تکرار فرمود که آرزو کردم کاش پيش از اين روز مسلمان نشده بودم. و در روايتی آمده که باز رسول اهلل صلی اهلل عليه وسلم فرمود: آيا ال اله اال اهلل گفـت، و او را کشتی؟ گفتم: يا رسول اهلل صلی اهلل عليه وسلم از بيم اسلحه اين کلمه را گفت. فرمود: آيا دلش را شق کردی تا بدانی از اين سبب آنرا گفته يا نـه؟ و بـه انـدازهء ايـن سخن را تکرار نمود که آرزو کردم کاش در آن روز اسالم می آوردم...
هر چند برخی مفتی ها مسلمانها با استفاده از ایه ذیل خودرا مالک قلب انسانها میدانند با بستن دروازه توبه خشونت خودرا توجیه میکنند که درست نیست .آیه مبارکه:((. كيف يكون للمشركين عهد عندالله و عند رسوله إ لا الذين عهدتم عند المسجد الحرام فما استقموا لكم فاستقيموا لهم إ ن الله يحب المتقين (7)
كيف و إ ن يظهروا عليكم لا يرقبوا فيكم إ لا و لا ذمة يرضونكم باءفواههم و تاءبى قلوبهم و اءكثرهم فسقون (8)
اشتروا بايت الله ثمنا قليلا فصدوا عن سبيله إ نهم ساء ما كانوا يعملون (9)
لا يرقبون فى مؤ من إ لا و لا ذمة و اءولئك هم المعتدون (10
اما باز هم اگر توبه کند ونماز بر پا کند وزکوة بدهند برادران دینی شما هستند.باید پذیرفت اینجا الله ج میفر ماید.. فإ ن تابوا و اءقاموا الصلوة و اءتوا الزكوة فإ خونكم فى الدين و نفصل الايت لقوم يعلمون (11)
و إ ن نكثوا اءيمنهم من بعد عهدهم و طعنوا فى دينكم فقتلوا اءئمة الكفر إ نهم لا اءيمن لهم لعلهم ينتهون (12)
اءلا تقتلون قوما نكثوا اءيمنهم و هموا بإ خراج الرسول و هم بدءوكم اءول مرة اءتخشونهم فالله اءحق اءن تخشوه إ ن كنتم مؤ منين (13)
قتلوهم يعذبهم الله باءيديكم و يخزهم و ينصركم عليهم و يشف صدور قوم مؤ منين (14)
و يذهب غيظ قلوبهم و يتوب الله على من يشاء و الله عليم حكيم (15)
 
 
 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب