26-03-2018

محمد دین محبت انوری

داکترمشهور در مسند خدمت
26-03-2018

محمد دین محبت انوری

داکترمشهور در مسند خدمت



از رسم وعادت هایکه تابحال دراثنای تقرر وتبدیلی دیده ام که صورت گرفته برخی به نظرم نا پسند افتاد که دربین هرگروه ودسته ای ازطرفداران واقوام ونزدیکان به گرد آنکس جمع میشوند وبا گل وچپن مبارک باد وزنده یاد میگویند وازریشه وبنیاد برایم نادرست بوده  وهنوزهم مخالفت دارم ولزومی را برای تشویق پیش ازوقت خدمت گذار وکارمندجدید دولت نمی بینم وآنرابه عنوان پدیده خودساخته میدانستم ونتایج بعدی هم بدنبال داشته  که پس ازچند روز تقرر جناب رئیس  ومدیرکسانیکه چپن وگل وغیره تحایف آورده بودند بدفتراو تشریف برده وخواسته های شخصی وقومی خودرا بالای خدمتگار، درمحور قومی وگرایش حزبی و...درچوکات صلاحیت اش مطالبه می کردند وآن شخص مجبور بود از اصول ومقررات چشم پوشی نماید وشامل بی عدالتی شود.
ویکی از راهای رسیدن به فساد وانحراف از اصول وآلوده شدن میتواند همین باشد.اگر به گذشته مقرری ها بنگریم تحفه وچپن درآن زمان مروج نبوده ولی تنها بخاطرگرفتن تعهد وبدرقه کمر رئیس را یکی از بزرگان منطقه به نیت نیک بسته میکردند. ودعای خیرودوری ازشررا برایش میدادند.که عمل بجا وبدون جنجال بشمار میرفت.طوریکه درسالهای واپسین دیده میشود تغییر روش حین معرفی درپست های دولتی نیز بوجود آمده که از لحاظ عقلی وقانونی به نگاه خودم مناسب نیست بجای آن همان پول را جمع کرده وبرای فقرا بدهند وخیرات سرش کنند بهتروشایسته تراست حد اقل نیاز فقیری برآورده میشود.به چند وچون مسله خیلی نمی پیچم شاید بعضی از دوستان هم شوق آنرا درسر داشته باشند.
مرغ  خدمت به بالای سرآنکس می پرد که سرش سودای وطن را داشته باشد. چون خوشبختی نه درچوکی ومقام است بل خوشبختی واقعی در رضایت مردم ویقین آنها براثبات کار نیک ودست آوردعینی میباشد.
که درآنصورت تحفه بزرگتروخوشی بیشترازآن وجود ندارد.
مردم فقیرومظلوم دیارما به مدل موتروطرزلباس پوشیدن ونشست وبرخاست وخورد ونوش اراکین دولتی بهای نمیدهند ونه هم به نظرشان پسندیده است هرگاه اشخاص خودنمای کنند وکاروفعالیت شان به نفع مردم نباشد قهرمردم برعلیه شان بیشترمیشود ولیک صدای عمل شانرا زودتراز صدای فریاد شان میشنوند واین است راه ورسم خدمت به مردم.
تاهنوز که شاهد تقرر وتبدیلی های بی شماری درسطح ولایت خود بودم باید اعتراف نمایم که هیچ کدام ازآن هم خاطره وابتکار نه آفریدن وبازهم چشم امید مردم  پرازاشک ونامیدی شد.وقتی خودرا بجای مردم عام قراردهیم وناظرصحنه باشیم آنگاه میدانیم که تفاوت دربین حرف وعمل چقدر زیاد است وقتی اعتماد وجود نداشته باشد پس مردم چگونه به حرف های مسولین باورکنند؟ مردم آنقدر رنج دروغ  دیده اند که اگر کسی پیداشود و صداقت خودرا برای شان ثابت نماید شاید ازخوشی درپای آنکس خم شوند.
مردم ما  زمانیکه از کاروان صادقان وپرهیزگاران جدا شدن تاهنوز درانتظار بازگشت دوباره آن مرحله هستند وامید شان ازدرگاه خدا کنده نشده است. به یقین تاحالا کمترمردی را یافته باشند که بدون هراس ازچوکی ومقام درخدمت مردم چند قدمی را صادقانه وعاشقانه برداشته باشد وبرطبع دل شان کاری کرده باشند.
واما درین روزها نمیدانم ستاره اقبال شهرما ازکدام سمت نمایان شده باشد که بخت نوید میدهد،که درآسمان تاریک گردآلود غبار غم را می زداید گمان کنم بخت بجایش برمیگردد وعقل زسر رفته سرجایش می آید واولین کسیکه درقلب خود مزرعه صداقت ومحبت وطن را آب داده است با عزم دور کردن پلیدی ها به صحنه کار درشرایط دشوار ودر نمی دلدلزار فساد پا می گذارد که خداکند قدمش سرآغاز آمدن انسان های نیکو وراست کار دگر باشد.
تاباشد حیثیت واژه خدمت دوباره درسرزمین ما احیآ گردد ونوبت فاسدان ودزدان درین مقطع حساس زمانی به پایان برسد.
چشم بد کورباشد داکترنامدار،نیک نام وپرآوازه دیارما داکتر میراجان احمدی را نه بخاطر دانش وتجربه کاری اش بلکه بخاطر صداقت وصفای قلب ودستان پاک او درگذشته، برای مسولیت ریاست شفاخانه ولایتی غور نیکو می پندارم وبرایش آرزوی فداکاری وخدمت گذاری به مردم میخواهم.
اگر او نتواند آرمانیکه در ذهن وقلب خودنسبت به مردم دارد عملی نماید خودرا ملامت خواهد کرد ورنج بی شمار خواهد کشید واین وظیفه برایش به مثابه مسند شهرت وقدرت نه بلکه فرصت کمک بیشتربرای نیازمندان بوده وخواهد بود افتخارات اش بی شمار وماندگارخواهدماند.اما آنقدرکه میدانم اوداکتر پخته کار وبا احتیاطی است که همه مسایل را با دقت پلان کرده وبدون اشتباه وکاهلی عملی خواهدنمود.چون تاهنوزکار او مورد رضایت وپسند هموطنان ما بوده است.
متخصص کهنه کار ما همان مرد اجتماعی است که سالها درعشق وطن ومردم دل سوختانده وجگر پخته کرده است که هرگز نمیخواهد دربخش صحت کوتاهی وبی پروای نماید وبی توجهی وغفلت دیگران را نیزقبول نمیکند بلکه انتظارمیرود که ابتکارات جدید وتغیرات اصلاحی وبنیادی را درشفاخانه ولایتی بگونه ای  بوجود آورد که به هیچ کس آسیب شغلی نرسد. باید دانست که حالا بیشترازهروقت دگرتقاضای مراجعین مریض دارهم همین است تا خدمات صحی بشکل معیاری برای مردم عرضه شود وهمه ای مردم به داکتر ودیوار شفاخانه امید بسته اند اگرتعهد وتلاش صادقانه وجود داشته باشد صحت عامه رونق بیشترپیدا میکند ونظم واخلاق پایدار در آن مکان مهم عمومی برقرارمیشود.

پایان
شهرفیروزکوه(چغچران)
حمل 1397
محمددین محبت انوری

نظرات شما

Kakarwal
دوست عزیز و نویسنده قلم بدست اقای محمد دین محبت انوری! مضمون جانانه را ارایه و تحریر نموده ائید همه اش مملو از حقیقت های عینی جامعه بلخوص غور باستان است از مدت چندین سال بدینسو تهداب همه چیز به شکل دیگری مانده شده هر کس هر چیزی دل شان خواست مینویسد و چشم پت کرده در یکی رسانه میفرستند به همه حال نظریات نیک شما در نزد خودم قابل قدر است ولی یک چیز ار میخواهم که بگویم اینکه شهر شما تا هنوز هم دو مرکز دارد شما در اخیر نوشته ائید که شهر فیروز کوه چغچران نفهمیدم که ولایت غور است یا چغچران. باید مینوشتید که شهر فیروز کوه ولایت باستانی غور. اگر وقت داشته باشید کمکی در باره معلومات بدهید خوش میشوم زنده باشی دوست. 6 حمل 1397 خورشیدی.

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب