26-04-2018

امان معاشر

زنده گینامهٔ بی بی مفتوحه ایماق, شاعر مردمی شهر اندخوی
26-04-2018

امان معاشر

زنده گینامهٔ بی بی مفتوحه ایماق, شاعر مردمی شهر اندخوی

 
 
زنده گینامهٔ بی بی مفتوحه ایماق, شاعر مردمی شهر اندخوی
 این پورتریت مفتوحه خانم - توسط داکتر شهرانی نقاشی شده است.                  نمایی از مقبرهٔ بی بی  مفتوحه ، در شهدای صالحین کابل

     مفتوحه بنت نورعلی – در سال ۱۹۰۳ میلادی ، در قصبهٔ بیگیاوول  شهر قازان پایتخت جمهوری تاتارستان چشم به جهان گشود.
     در زمان تسلط شوروی سابق ، مفتوحه با فامیل خود از زادگاهش به جمهوری اوزبیکستان نقل مکان نموده ،  سپس طور مهاجر ، وارد افغانستان می شود و در اولسوالی اندخوی ولایت اندخوی مسکن گزین می گردد.
     بعد از سپری شدن چند سالی ، مفتوحه با شاهیمردانقل  کلانتر ، باشندهٔ قصبهٔ ایماقخانهٔ آن اولسوالی ازدواج می نماید.
     مفتوحه  ایماق   چهار  پسر  بنامهای محمد انور ، محمد هاشم ، فیض الله و محمد الله داشت . پسران اولی و دومی وی ، در سنین ۵-۴ سالگی با مریضی چیچک یکی پی دیگری پدرود حیات گفتند.
     کلانتر  شاهیمردانقل  ایماق ، در  سال  ۱۳۲۸ خورشیدی  پسرش فیض الله  را  شامل مکتب ابتدایی قورغان اندخوی نموده ، همان  سال ، بنابر  مریضی  ملاریا  در سن ۴۷ سالگی از جهان چشم پوشید و مفتوحه  با  دو  پسر  یتیم  و  صغیرش  ماند . عبدالعزیز  بای  و  حیدر قل  قریه  دار ، برادران  مرحوم شاهیمردانقل ، مفتوحه را مجبور می ساختند تا شوهر کند ؛ ولی  او  این پیشنهاد  ایورانش را نپذیرفته ، اظهار داشت : تا دم مرگ با دو پسرش زنده گی کرده، روی شوهر را هرگز نخواهد دید . این خانم حقیقتاً به قول و قرارش وفا کرده ، از کوچه ٔ شوهر نگذشت. همچنان ایوران مفتوحه تآکید می کردند تا پسرش فیض الله را نیز از مکتب اخراج نموده ، به کاری گمارد تا برایش  لقمه نانی را فراهم سازد ؛ ولی او این پیشنهاد  را  همچنان  رد  کرده ، فرزندش  را  از  مکتب اخراج  نساخت ؛ بلکه همه شرایط زنده گی  را جهت تحصیل جگرگوشه اش مهیا ساخت.
     مفتتوحه – تا زمانیکه پسرانش  بزرگ  شوند ، با  فروش  زمین  زراعتی « پیکال » ، سامان  آلات خانه و زیوراتیکه  از  شوهرش  باقی  مانده  بود ، امرار حیات کرد . نا گفته نماند ایوران مفتوحه با او کمک مادی نموده ، از احوال او ، و دو  فرزندش نیز خبرگیری می کردند.
     فیض الله ، فرزند بزرگ مفتوحه خانم، مکتب ابتدایی قورغان را با درجه اعلی باتمام رسانیده ، جهت ادامهٔ  تحصیل  به مکتب  متوسطهٔ  ابن سینای  کابل  فرستاده  شد.  او  همچنان  دارالمعلمین و فاکولتهٔ ژورنالیزم   پوهنتون کابل  را  به آخر  رسانیده ، در رادیو  تلویزیون  افغانستان  ایفای وظیفه کرد و در سالهای  اخیر  از دوکتورای  خود  در  رشتهٔ  ادبیات ، در  جمهوری  اوزبیکستان  دفاع کرد. پسر دیگر مفتوحه خانم پیشهٔ نجاری را بر خود گزیده بود. دریغا ، او در یکی از شبهای سرد زمستان ، با گاز کابن مونوکساید زغال  در  شهر  کابل  مسموم  شده به سن ۲۴ سالگی داعی اجل را لبیک گفت. در این وقت مادرش در شهر اندخوی جهت عروسی پسرش محمد الله ، آماده گی می گرفت ، فیض الله تابوت برادرش را  به  اندخوی  انتقال داد . مادری  که  در  جست و جوی  عروسی  برای پسرش بود ، بالاخر، تابوت جگر گوشه اش  را با چشم سر دید. مرگ شوهر و سه پسرش خصوصاً مرگ نا به هنگام محمد الله ، او را در بستر  مریضی  انداخت.  دیری نگذشت ، او  شام پنجشنبه ۱۶ حمل سال ۱۳۵۸ با مریضی  فشار خون  و  جگر ، به  عمر ۷۵ سالگی  در کابل  پدرود حیات گفته ، در شهدای صالحین کابل در حضیرهٔ اندخوییان به خاک سپرده شد.
     مفتوحه ایماق  ، از  فیض  سواد  بی بهره بوده ، فی البدیهه شهر می گفت . اشعارش زیاد تر شکل دوبیتی را داشته ، به لهجه محلی  تورکی تاتاری سروده شده است.در اشعار مفتوحه خانم ، زیاد تر درد   دوری از مادر وطن ، تنهایی ، و  مهر فرزندانش بازتاب یافته ، نمونه های اشعارش در جریدهٔ «آیدین» منتشرهٔ جمهوری اوزبیکستان ، بیدلستان و گلدسته دو کتاب در یک جلد منتشرهٔ شهر استانبول ترکیه و کتاب  دل سوزی « سوزدل »  داکتر  ایماق  که در  سال ۱۳۹۳ خورشیدی از طرف « بنیاد غضنفر» در کابل اقبال چاپ یافت ، به نشر رسیده است.
     این هم نمونهٔ  چند از دوبیتی های خانم مفتوحه ایماق که به لهجهٔ تاتاری سروده شده است :
آق ایدیل بویینده
آق  ایدیل۱   بویینده  ،  یوردیم   سابان ۲   تویینده 
 بؤلمه سم – بؤلمم تؤیینده، کؤپ یوقله دیم  قؤیننده
 آق    ایدل     بؤیینده  ،  پیاده   یوره    سیم   کیله
   سیوه سینمی، سیومیسینمی ، شونی بیله سیم کیله

  • - نام دریا

۲- جشن جمع آوری حاصلات
دو بیتی ها
 
مينی  اؤغلیم   کابل  کیتگچ ، بنیم  کیتدی  هوشلریم
بو قؤشیقنی ، چیقارغانغه ، عیب قیلمنگ دؤستلریم
 
تیپدیم  ایشیک  آچیلدی ، گل  باغچه  سی ساچیلدی
اؤغلیم  اوچون  کویه – کویه ، استخوانیم  چاقیلدی
 
قلدیرغاچ  بؤلمم میکین،  درخت غه ، قؤنمم میکین
اؤغلیم اوچون ، کویه- کویه، دیوانه ، بؤلمم میکین
 
خط   بیتتیلر   اؤز لری  ،  دفتر   لرده ، کؤز  لری
نه یله سم  یادیمدن چیقمس ،«آنه» دیگن،سؤزلری
 
آه    ایللریم – ایللریم   ، ایلده    قالدی   ، تیگلریم
تینگلریم  اوچون  کویمیمن ،  قالدی  توغان ایللریم
 
***
تهیه و ترتیب و ترجمهٔ متن:
امان معاشر ، ژورنالیست  آزاد

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب