08-09-2018

الحاج امین الدین سعـیـدی

آمین بالجهر در نماز
08-09-2018

الحاج امین الدین سعـیـدی

آمین بالجهر در نماز



بسم الله الرحمن الرحیم
کلمـﮥ آمینبه مد الف و یا امین بر وزن فعیل، اسم فعلی است بـه معنای (اجابت کن) و یا نزد برخی از لغویین چنین ترجمه شده (باید همین گونه باشد) هنگامی که در زبان عربی می گویی (آمین) برای این آمین گفتن مصدری است و آن (تأمین است) امن یأمن تأمینا که باید به تشدید خوانده شود. (آمـين ) یعنی  بار الها ! دعاي ما را بپذير، و ما را به راه راست پايدار گردان.  
در بخاری از حضرت عطا ء بن ابی رباح ( رح ) منقول است که : « الامین دعا» آمین یک دعا است  ( بخاری جلد اول صفحه 107 ) 
در سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم آمین ګفتن در نماز جهری ، جهری ودر نماز سری، سری میباشد. 
فضیلت آمین:
آمین یکی از اسباب مهم نابودی گناهان و باعث جلب رحمت الهی  است.
طوریکه در  حدیث روایت شده  ابوهریره ( رض ) آمده است : چون امام آمین می‌گوید شما نیز آمین بگویید، زیرا کسی که آمینش موافق و همآهنگ با آمین ملائکه شد گناهان پیشین او آمرزیده می‌شوند(اللؤلؤ والمرجان 1 / 83           (
همچنان حضرت ابوهریره ( رض )  در روایتی دیگری فرمودند: چون امام «غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ» را می‌گوید، شما آمین بگویید.پس اگر آمین شخصی با قول فرشتگان موافق گشت گناهان پیشین او بخشیده می‌شوند .( صحیح مسلم، ک صلاة).
آمـیـن ګفتن بعد از سورۂ حمد 
در نماز واجب استیا مستحب؟
طبق رأی جمهور علماءگفتن آمین توسط مامومین  و امام بعد از انتهای سوره ی فاتحه مستحب و سنت است نه واجب، و اگر کسی آنرا ترک کند نمازش صحیحاست. اما امام ابن حزم آنرا برای مامومین واجب دانسته ولی برای امام و کسی که تنها نماز می خواند مستحب دانسته است.
در حدیثی از وائل بن حجر روایت است :»  کان رسول الله صلی الله علیه وسلم إذا قرأ ولا الضالین قال آمین و رفع بها صوته» ( پیامبر صلی الله علیه وسلم وقتی که ولاالضالینرا می‌خواند، با صدای بلند می‌گفت : آمین) (  ترمذی (248).
و از ابوهریره روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : « إذا أمن الإمام فأمنوا، فإن من وافق تأمینه تأمین الملائکة غفرله ما تقدم من ذنبه»  (وقتی امام آمین گفت شما هم آمین بگویید چون کسی که آمین گفتنش همزمان با آمین گفتن ملائکه باشد گناهان (صغیره) پیشینش بخشوده می‌شود). ( متفق علیه)
پس برای هر نمازگزاری امام یـا ماموم یا منفرد باشد، سنت است‌ که بعد از قراء‌ت فاتحه‌، آمین بگوید. در نمازهای جهری (‌آشکارا) که همراه جماعت است آنرا با صدای بلند و در نمازهای سری آن را با صدای آهسته‌ گفت‌.
یادداشت:
 «‌آمین» با الف ‌کوتاه یا کشیده و میـم مخفف جـزء فاتحه نیست‌، بلکه دعائی است ‏بمعنی «خدایا از ما بپذیر».‏
در بخاری آمده‌ که ابن شهاب‌ گفت‌: پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌گفت‌: «آمین». عطاء ‌گفته است‌: آمین دعااست‌.
 ابن الزبیر و کسانی‌ که در پشت سر وی نماز می‌گزاردند، آمین‌ گفتند تا اینکه طنین آن در مسجد بلند شد. و نافع ‌گفته است: «ابن عمر آن را ترک نمی‌کرد، و مردم را به ‌گفتن آن تشویق می‌نمود و از وی در این باره روایتی شنیده‌ام».
آمین بالجهر:
مسألهآمین بالجهریك  از موضعاتی اختلافی در بین  علماء است  أئمه ثلاثه هریک(امام شافعی  امام مالك وامام  أحمد رحهم الله) بر این رای اند که امین بالجهردر احادیث صحیحه  از پیامبر صلی الله علیه وسلم  به اثبات رسیده است ، اگر خوانندگان محترم  ما متوجه  شده باشند وهمین حالا  در حرمین شریفینهم این عمل جاری است، ودر نماز جماعت  پنج گانه امین بالجهر  خوانده میشود . 
ولیپیروان  امام ابوحنیفه  ( رحمه الله ) در این مورد  با ائیمه ثلاثه مختلف رای اند واستدلال میاورند که امین بالجهر  را در نماز قبول ندارند ودرکشور ما افغانستان در برخی از اوقات دیده شده که حتی مسلمانان با حساسیت  در مورداین مساله  برخورد مینمایند .
سنت صحیح  همین است که در نمازهای خفیه (ظهر و عصر) امام و ماموم هر دو بعد از انتهای قرائت فاتحه، بصورت خفیه آمینگویند، و در نمازهای جهریه (صبح و مغرب و عشاء) هم امام و هم مامومین بصورت جهریه آمینگویند.
زیرا در احادیث صحیح ثابت شده که پیامبر صلی الله علیه وسلم هر گاه خواندن فاتحه را به پایان می‌برد «آمین» می‌گفت و صدایش را هم بلند می‌کرد و می‌کشید. (بخاری در «جزء القراءة» و ابوداود با سند صحیح آنرا روایت فرموده اند .
احادیثی وارده  در مورد امین بالجهر:
اول :
حدیثی از:« عن وائل بن حجر رضی الله عنه قال كان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم إذا قرأ «ولا الضالین»  قال آمین رفع بها صوته  » (  رواه ابو داوود حدیث شماره  928)  (  وائل بن حجر روایت می كند كه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ‌وقتی كه «  ‌ولا الضالین»  می گفتند با صدای بلند آمین می گفتند.)
 ایشان اقتدا کنندگان را نیز به گفتن آمین سفارش می‌نمود ومی‌فرمود: «إِذَا أَمَّنَ الإِمَامُ فَأَمِّنُوا، فَإِنَّ الْمَلائِکَةَ تُؤَمِّنُ، فَمَنْ وَافَقَ تَأْمِینُهُ تَأْمِینَ الْمَلائِکَةِ». (بخاری (780).
یعنی: «هر گاه امام آمین گفت شما نیز آمین بگویید. کسی که آمین گفتن وی با آمین گفتن فرشتگان».
دوم :
حدیثی از :  « عن ابی هریرة رضی الله عنه قال كان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم إذا فرغ من قراءة ام القرآن رفع صوته و قال آمین »(سنن دار قطنی جلد اول 127 )
(ازابوهریره رضی الله عنه روایت است كه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وقتی كه از قراءة ام القرآن فارغ میشدند با صدای بلند آمین میگفتند و امام حاكم این حدیث را صحیح گفته اند .
سـوم :
حدیثی از«عن ابی هریرة رضی الله عنه قال :«  إذا أمّن الإمام فأمّنوا فانه من وافق تأمینه  تأمین الملائكة غفرله ما تقدم من ذنبه »  (صحیح بخاریحدیثی شماره  781) 
(  ابوهریره رضی الله عنه می گوید: هنگامی كه امام آمین  گفت شما نیز آمین بگوئید، زیرا آمین هركسی كه با آمین فرشتگان موافق باشد، گناهان گذشته اش آمرزیده میشود. در شرح این حدیث امام قسطلانی میفرمایند:
« فإن قلت من این یؤخذ الجهر من الحدیث؟ أجیب بأنه لولم یكن التأمین مسموعاً للمأموم لم یعلم به وقد علق تأمینه بتأمینه »  ( شیخ امام قسطلانی  فی شرح البخاری جلد اول صفحه 64  طبع مصر ) 
اگر بگویی از كجای این حدیث آمین بالجهر ثابت میشود ؟ در جواب میگوییم تا زمانی كه آمین امام شنیده نشود دانسته نمیشود تا موافقش باشد، به همین خاطر آمین مقتدی را معلّق با آمین امام كرد.
و خود امام بخاری از این حدیث چنین استنباط كرده اند به همین خاطر درکتاب خویش باب مستقلی بنام «  باب جهر المأموم بالتأمین» را نگاشته  اند .
و به همین خاطر صحابه كرام درنمازهای خود آمین بالجهر میگفتند ، وچنانكه امام عطا استاد امام ابو حنیفه رحمهم الله میفرماید: «قال ادركت مأتین من اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فی هذا المسجد(یعنی المسجد الحرام )إذا قال الإمام و لا الضالین رفعوا اصواتهم بآمین  »  (مرقاة 1/530 بحواله سنن بیهقی 2/59 ) 
امام عطاء تابعی میفرمایند :
كه من در مسجد الحرام دوصدصحابی رسول الله صلی الله علیه وسلم را دیده ام كه وقتی كه امام می گفت: «  و لا الضالین»  ایشان با  آواز بلند  « آمین»میگفتند.
عبد الحق دهلوی محدث حنفی می فرماید : 
رسول الله صلی  علیه وسلم در آخر سوره فاتحه آمین می گفت، البته در نماز جهری بجهرو در نماز سری بخفیه و مقتدیان نیز موافقت آمین می گفتند، و در جهر بتأمین در نماز جهری احادیث واقع شده .(مدارج النبوة (فارسی) 1/401) 
 نیز نامبرده در جای دیگر می فرمایند: «  احادیث در جانب جهر بیشتر و صحیح تر آمده  » (اشعة اللمعات شرح مشكاة (فارسی) 1/409) 
 عبدالحی لكهنوی می فرمایند: «  والإنصاف أن الجهر قوی من حیث الدلیل » (التعلیق الممجد 105)( یعنی انصافا آمین بالجهر از روی دلیل قوی تر است.)
 ودر جای دیگر می فرماید :«  قد ثبت الجهر عن رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم بأسانید متعددة یقوی بعضها بعضاً، فی سنن ابن ماجه و النسائی و ابی داوود و جامع الترمذی و صحیح ابن حبان و كتاب الأم للشافعی و غیرها و لهذا اشار بعض اصحابنا كابن الهمام فی فتح القدیر و تلمیذه ابن امیر الحاج فی حلیة المحلی شرح منیة المصلی إلی قوة روایته » (عمدة الرعایة 1/167) 
آمین بالجهر از رسول الله صلی الله علیه وسلم با اسانید متعدد ثابت است كه بعضشان بعض دیگر را قوی می كند، ( واین روایت) در سنن ابن ماجه و نسائی و ابو داوود و ترمذی و صحیح ابن حبان و كتاب الأم امام شافعی و غیره آمده، به همین خاطر بعضی از علمای احناف مانند ابن همام در فتح القدیر و شاگردش ابن امیرالحاج در حلیة المحلی شرح منیة المصلی بقوت روایتش اشاره كرده اند.
 نیز در جای دیگر نوشته اند: «  فوجدنا بعدالتأمل والإمعان القول بالجهر بالآمین هو الأصح لكونه مطابقاً لماروی عن سید بنی عدنان و روایة الخفض عنه صلی الله علیه وآله وسلم ضعیفة لا توازی روایات الجهر و لو صحت وجب أن تحمل علی عدم القرع العنیف كما اشار الیه ابن الهمام و ای ضرورة داعیة إلی حمل روایة الجهر علی بعض الأحیان او الجهر للتعلیم مع عدم ورود شی ء من ذلك فی روایة و القول بأنه كان فی ابتداء الأمر ضعیف لأن الحاکم قد صححه من روایة وائل بن حجر و هو إنما أسلم فی اواخر الأمر كما ذكره ابن حجر فی فتح الباری، و اما اثر ابراهیم النخعی و نحوه، فلا توازی الروایات المرفوعة  « (  السعایة فی كشف ما فی شرح الوقایة 2/176) 
(ما بعد از تأمل و تفكر دریافتیم كه آمین بالجهر صحیح تر است چون مطابق با آنچه از سید بنی عدنان (یعنی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده بود، و روایت آمین بالسر از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ضعیف است، و روایات آمین بالجهر را نمی تواند مقابله كند، و اگر (روایات خفض) صحیح باشد واجب است كه بر بسیار بلند كردن آواز حمل شود، چنانكه علامه ابن همام اشاره كرده اند، و چه ضرورت است كه روایات آمین بالجهر را بر بعضی اوقات (گاهی) و یا بر تعلیم حمل كنیم، چون هیچ دلیلی بر این نیست، و اینكه می گویند، این در اول امر بود (بعد منسوخ شد) ضعیف است، چون حاكم روایت آمین بالجهر را از وائل بن حجر صحیح گفته اند، و این صحابی در آخر عمر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ایمان آورده اند و چنانكه ابن حجر در فتح الباری ذكر كرده اند. و آثاری كه از ابراهیم نخعی و غیره( در آمین بالسر) روایت شده روایات مربوطه را مقابله نمی كنند.)
 وسراج أحمد حنفی می فرماید:
«و احادیث در جانب جهر بیشتر و صحیح تر آمده است  » (مجموعه شروح أربعه جامع ترمذی( زبان فارسی) 1/272)  
رشید أحمد گنگوهی می فرمایند: 
در باب آمین از هر دو طرف حدیث صحیح موجود است، و در این مسأله دو قول است، یكی آمین بالجهررا أولی می داند، و قول دوم سریرا بهتر می دانند، در اصل در سنت بودن آمین، هر دو گروه متفق اند، بعضی از مجتهدین این قول را راجح  و أولی قرار داده اند( یعنی دومی را )، لهذا هر دو صحیح هستند و هر دو از تقریر رسول الله صلی الله علیه وسلم و عمل صحابه ثابت هستند.
از سخنان گنگوهی صاحب به صراحت معلوم شد كه آمین بالجهراز احادیث صحیح ثابت است و فقط فریقین در اولویت تنازع دارند و عمل صحابه هم بر آمین بالجهر بود 
( ذلك ما كنا نبغ ) مقصد ما هم ثابت كردن همین ( آمین بالجهر) بود. 
حالا صحیح قرار دادن گنگوهی صاحب احادیث آمین بالسرّ را، فقط رأی شخصی خودش هست، و گرنه از طریق محدثین و ائمه جرح و تعدیل آمین بالسرّ حتی یك حدیث صحیح هم ندارد، و علمای محقق احناف هم این را تسلیم می كنند.
چنانكه اسماعیل دهلوی رحمه الله می فرمایند:«و كذا یظهر بعد التعمق فی الروایات  والتحقیق أن الجهر بالتأمین أولی من خفضه لأن روایة جهره اكثر و اوضح من خفضه » (تنویر العینین 42  ) 
  بعد از تأمل و تفكر و تحقیق در روایات ثابت می شود كه آمین بالجهر اولی تر است از آمین بالسرّ، چون روایات آمین بالجهر اكثر و واضح تر است از روایات بالسرّ.
  پس هر مسلمان باید بر سنت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم عمل كند و بر عاملین بر سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم حسد و كینه نداشته باشد، بلكه آنها را عامل به سنت بداند، و از وجود آنها خوشحال باشند و گرنه كسانی كه از این سنت ناراحت و اذیت می شوند و بر عاملین  بالجهر حسد می ورزند به مصداق حدیث رسول الله صلی الله علیه  وسلم در زمره یهودیها شامل می شوند. و آن حدیث به شرح ذیل است:
« عن عائشة رضی الله عنها قالت: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم ما حسدتكم الیهود علی شیء ما حسدتكم علی السلام والتأمین»   (سنن ابن ماجه برقم 856   ) (از عائشه رضی الله عنها روایت است كه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: یهود بر هیچ عمل شما اینقدر حسد نمی كنند كه بر سلام و آمین شما حسادت می ورزند.)
 علامه سندهی حنفی شارح ابن ماجه درباره این حدیث می فرمایند: 
 «  هذا اسناد صحیح و رجاله ثقات احتج المسلم بجمیع رواته  »  (حاشیه ابن ماجه در شرح حدیث رقم 856)  یعنی این سند صحیح است و رجال این سند همه ثقه و معتبر هستند، و امام مسلم تمام این راویان را حجت قرار داده.
 این واضح است كه سلام بالجهراست، پس آمین هم باید همین طور لازماً بالجهر باشد، چون حسد بدون شنیدن غیر ممكن است، پس این حدیث یك دلیل بزرگی برای آمین بالجهر است، و مسلمان باید از خصلت یهودی و تشابه به یهودیان اجتناب و دوری كند.
و در صحیح بخاری آمده:
 قَالَ عَطَاءٌ: «آمِینَ دُعَاءٌ» أَمَّنَ ابْنُ الزُّبَیْرِ: وَمَنْ وَرَاءَهُ حَتَّی إِنَّ لِلْمَسْجِدِ لَلَجَّةً .. وَقَالَ نَافِعٌ: «کَانَ ابْنُ عُمَرَ لاَ یَدَعُهُ وَیَحُضُّهُمْ وَسَمِعْتُ مِنْهُ فِی ذَلِکَ خَیْرًا»
یعنی: عطاء ‌گفته است‌: آمین دعا است‌. ابن الزبیر و کسانی‌ که در پشت سر وی نماز می‌گزاردند، آمین‌ گفتند تا اینکه طنین آن در مسجد بلند شد. 
و نافع ‌گفته است: «ابن عمرآن را ترک نمی‌کرد، و مردم را به ‌گفتن آن تشویق می‌نمود و از وی در این باره روایتی شنیده‌ام».
از این سخن که: (حَتَّی إِنَّ لِلْمَسْجِدِ لَلَجَّةً : تا اینکه طنین آن در مسجد بلند شد) می توان فهمید که صحابه رضی الله عنهم در نمازهای خود با صدای بلند آمین می گفتند.
همچنین اثر دیگری از ابوهریره رضی الله عنه ثابت شده که او هنگامی که پشت سر مروان بن حکم نماز می خواند، آمین می گفت و آنرا می کشید. 
چنانکه بیهقی از ابورافع روایت کرده که او گفت: «..فکان إذا قال مروان: «ولا الضالین »قال أبوهریرة: آمین یمد بها صوته، وقال: إذا وافق تأمین أهل الأرض تأمین أهل السماء غفر لهم». بیهقی (2 / 59) وقال البانی: إسناده صحیح.
یعنی: «.. بعد از آنکه مروان می گفت: « و لا الضالین»  ابوهریره نیز می گفت: آمین و آنرا می کشید، و می گفت: هرگاه آمین گفتن اهل زمین با اهل آسمان یکی شود برای آنها دعیا مغفرت کنند».
و اینکه ابورافع می گوید: (ابوهریره رضی الله عنه آمین می گفت و آنرا می کشید) دلیل بر اینست که ابوهریره رضی الله عنه با صدای بلند آمین گفته، زیرا اگر بصورت خفی می گفت آنرا نمی شنید.
شیخ ابن عثیمین رحمه الله نیز می فرماید :
«هرگاه فاتحه تمام شد، گفته شود: آمین، هم در نماز سریه (خفیه) و هم جهریه، اما در نماز خفیه نباید با صدای بلند آمین گفت، بلکه در نماز جهریه باید آمین را با صدای بلند گفت».  «لقاءات الباب المفتوح»  (3/488).
آمین ‌گفتن هماهنگ با امام:
آمین گفتن با لجهر توسط مقتدای  ها باید هماهنگ با آمین گفتن امام باشد ، ولی دربرخی از اوقات دیده میشود که برخی از نمازگزاران قبل از اینکه امام بعد از قرائت فاتحه شروع به آمین گفتن کند، آمین می گویند، ولی قول صحیح اینست که مقتدی ها آمین ‌گفتن خویش را با امام هماهنگ سازند ،نباید قبل ویا بعد از آن آمین بگویند ، بنآ کوشش بعمل ارند  تا آمین شان توام باآمین  امام باشد .
از نعیـم مجمّر روایت شده است ‌که ‌گفته است‌: پشت سر ابوهریره نمازگزاردم‌، که گفت‌: «‌بسم الله الرحمن الرحیـم» سپس سوره فاتحه را تا «و لا الضالین»‌ خواند. سپس‌ گفت‌: آمین‌، ونماز گزارا نیز (همراه او) گفتند آمین‌، سپس ابوهریره بعد از سلام دادن نماز گفت‌: سوگند بدان ‌کسی ‌که جانم در دست اوست نمازم از نماز همه به نماز پیامبر صلی الله علیه وسلم شبیه‌تر است‌. بخاری آن را بدون سند ذکر کرده‌، و نسائی و ابن خزیمه و ابن حبان و ابن السراج آن را روایت ‌کرده‌اند.
یادداشت ضروری:
سنت اینست که  آمین با حالت کشیده و مد دار گفته شود.
پیروان مذهب شافعی وحنابله درموردآمین بالجهر:
پیروان مذاهب امام شافعی وامام حنبل  بدین باور اند که : آمین گفتن بعد از فاتحه در تمامی رکعتهای نمازهای سریه (خفیه) باید سریه گفته شود، و در رکعت اول و دوم از نمازهای جهریه نیز باید جهریه گفته شود، چه برای امام یا ماموم..
امام ابن قدامه می فرماید :
امام ابن قدامه که از جمله پیروان مذهب حنبلی است می فرماید :« سنت است که امام و ماموم در قرائت جهری، آمین را جهر گویند، و در قرائت خفی آنرا خفیه خواند». 
« المغنی» (2/162).
و امام نووی :
امام نووی که از جمله پیروان مذهب شافعی می باشد می فرماید:«اگر نماز سریه باشد، هم امام وماموم باید آمین را به نشانه همراهی با قرائت، خفیه بگویند، و اگر نماز جهریه باشد و قرائت بصورت جهریه خوانده شود، برای ماموم مستحب است که آمین را بصورت جهری (با صدای بلند) بگوید و در این مسئله اختلافی (مابین علما) نیست». 
« المجموع»  (3/371)‏.
پیروان مذهب مالکی درموردآمین بالجهر :
پیروان مذهب مالکی ها می فرمایند که :گفتن آمین تنها برای ماموم و منفرد مندوب است، ولی امام تنها در نمازهای سریه باید بصورت خفی آمین بگوید. و مامومین نیز در نمازهای جهریه بعد از پایان قرائت امام با صدای بلند آمین بگویند، اما امام نه بصورت سری و نه جهری نباید آمین گوید.
پیروان مذهب حنفی درموردآمین بالجهر:
طوریکه در فوق هم یاد اور شدیم ، پیروان مذهب حنفی می گویند که :( آمین) بعد از سورﮤ فاتحه باید خفیهخوانده شود نه به جهر.
استدلال پیروان مذهب حنفی :
استدلال  اول :

اولین استدلال شان حدیثی است که آنرا ابن مسعود رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت کرده است :  « اربع یخفیهن الامام و ذکر من جملتها التعوذ و التسمیة و آمین.» 
استدلال دوم:
استدلال دوم پیروان مذهب امام ابوحنیفه  اینست که : کلمه « آمین»  دعاء است لذا بنا به فرموده خداوند متعال،«  ادعوا ربکم تضرعا و خفیة» ، بهتر  است که « امین» به صورت خفیه گفته شود.
اما م ابو حنیفه حدیثی را که امام شافعی رحمه الله تعالی بر آن استدلال نموده ، میگوید آن حدیث برای تعلیم بود .یعنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم به جهت تعلیم و آموزش آن به اصحاب، به صورت جهر و بلند قرائت کرده اند.
( خواننده محترم غرض معلومات مزید درمورد  استدلال امام صاحب ابوحنیفه ، میتوانید به کتاب «الهدایة فی شرح البدایة جلد 1 صفحه 105 » مراجعه فرمائید.
آمین بجهر توسط زنان :
درمورد آمینگفتن زنان در نماز جماعت باید گفت که :اگر زنان در حضور محارمش نماز بخوانند، و نامحرمیدر آنجا حضور نداشته باشد ، زنان میتوانند وبرای شان  جایز است که با صدای بلند وآمین بالجهرنمایند ، اما در نزد موجودیت نامحرم اینکاربرایش جایز نیست،  زیرا ممکن است این عمل موجب فتنه در قلب شود.
شیخ صالح فوزان  عالم شهیر جهان اسلام درجواب سوالی که آیا زن میتواند در نماز های جهری با جهر قرائت نماید : فرمودند :
«برای زن مستحب است قرائت نماز فرض یا نافله (آنهایی که جهریه هستند) را بصورت جهری تلاوت کند، بشرطیکه مردی بیگانه صدایش را نشوند که موجب فتنه در او شود، پس هرگاه در مکانی باشد که مرد بیگانه ای صدایش را نشنود، و در نماز شب باشد، می تواند با صدای بلند قرائت کند، مگر آنکه جهری خواندن موجب تشویش دیگران شود که در آنصورت بصورت سریه بخواند، اما در نماز روز قرائت را خفیه بخواند، زیرا نماز روز سریه است. جهر خواندن نماز روز مستحب نیست، چونکه مخالف با سنت است».    پایان

نظرات شما

يوسفي
بسم الله الرحمن الرحیم سوال عمیق از قلب تحقیق کفر کفر تر و نوکر نوکر تر برای کفار کدام کشور حکمت است؟. ۱-اول آیا حکمت افغانستان کافر تر وضرری آن داخل کشور تا بیرون کشور درجهان بر اسلام ومسلمین حقانی زیاد تر است. ۲-دوم.یا کشورهای ایران و پاکستان کفر ضرر ایشان داخل کشور تا بیرون کشور در جهان بر اسلام ومسلمین حقانی بیشتر است. ۳-سوم.جواب. از نگاه نوکری کفار طواغیت شیطان جهان آمریکا مسوای هستند،. اما از نگاه شیطان بازی ضد اسلام ومسلمین حقانی دعوت کفار بر علیه اسلام ومسلمین ایران مقام اول بدون رقیب است. پس کفر حکمت ایران صد در صد با لا تر از حکمت افغانستان است اثبات با دلیل ازجمله این امور است. ۱- آمدن آمریکا در افغانستان توسطی دعوت ایران آمریکا حمله در افغانستان با همکاری رهنمای کامل ایران آغاز کرد وآمد،حتی کل مناطق حساسی افغانستان را آمریکا به اطلاعات ایران نابود میکرد مشترکن حمله را در آمریکا طراحی کردند دسیسه های مختلف درست کرد بر علیه اسلام ومسلمین افغانستان حمله ور شدند حتی ولآن هم مشترک جنایت میکنند، اموری که ثابت میکند آمریکا ایران یک هستند زیاد است،منجمله حمله آمریکا در تخریب بند کجکی آغاز شد منفعت تخریب بندهای افغانستان کجکی سلمه بنفعی کیست مشخص است ایران. ۲-دوم. شیطانت ایران در نزد کفار طواغیت بود که عراق سلاح هسته این آن دارد سبب اصلی آمدن آمریکا به عراق ایران بود بنفعی هر دو طرف ایشان آمریکا و ایران بود وشد تا نهایت سربازان گمنام امام زمان خمنی مجوسی با آمریکایان یک جا مسلمین واقعی اهل سنت را نابود کردند. ۳-سوم. حکمت ایران است که بر علیه حرمین شریفین مکه مکرمه ومدینه منور حمله های مختلف از قبله انتحاری موشک بمب گذاری ودیگر جنایت کرد ومیکند. ۴-چهارم. در جهان ایران تنها کشوری است که بر مسلمین واقعی اهل سنت در مرکز ایران طهران اجازه مسجد نمیدهد و مسلمین اهل سنت مسجد ندارند ،در حالیکه کل بت خانهای کشورهای مختلف جهان در همان مرکز ایران طهران موجود است،این چی اسلام است . ۵-پنجم. تنها کشوری که بعد از آمریکا شیطان جهان دشمن امتی اسلامی مسلمین واقعی بشر ایران است،خیانت های آن در جهان اعیان است الخصوص در کل کشورهای اسلامی جنایت شیطان بازی میکند و کشورهای مختلف اسلامی را به آتش کشیده وبت پرستی انسان پرستی قبر پرستی تبدیل کرد است. حالا تحقق سوال برای عاقلین کفر کفر تر نوکر و نوکر تر برای کفار کدام کشور حکمت شد حکمت افغانستان که تنها یک خصلت نوکری کفار را دارد ،یا حکمت ایران که کل صفات فوق از نوکری کفار طواغیت تا شیطان بازی جنایت علیه بشریت را دارد ،باز همین کفر کفر تر نوکر و نوکر دروازهای جنت را از افغانستان میدانند جهاد را در افغانستان طراحی اعلان میکنند درحالیکه کفر ایشان ضد برابر اضافه است،باز از همه جالب تر خود اسلام ناب ادعای محبت دوستی اهل بیت جنت هم میکنند درحالیکه کفرفساد همچون گروها بطلان روافض حکمتهای ایشان جهان را بفساد کشید است. پس کسانی که ازحکام حالی ازکفار پیروی میکنند وفسادشان تمام بشر را آلوده کرده اززنا فحشی قتل مسلمین تا دوری از شریعیت اسلامی پس فساد فی الارض هستنده وحکمشان همین است که الله تعالی میفرماید. قال الله تعالی. وإذا قيل لهم لا تفسدوا في الأرض قالوا إنما نحن مصلحون.البقرة, الآية 11:و هنگامی که به آنان گفته شود: «در زمین فساد نکنید» می‌گویند: «ما فقط اصلاح‌کننده‌ایم»! ألا إنهم هم المفسدون ولكن لا يشعرون.البقرة, الآية 12:آگاه باشید! اینها همان مفسدانند؛ ولی نمی‌فهمند.
يوسفي
بسم الله الرحمن الرحیم سوال عمیق از قلب تحقیق کفر کفر تر و نوکر نوکر تر برای کفار کدام کشور حکمت است؟. ۱-اول آیا حکمت افغانستان کافر تر وضرری آن داخل کشور تا بیرون کشور درجهان بر اسلام ومسلمین حقانی زیاد تر است. ۲-دوم.یا کشورهای ایران و پاکستان کفر ضرر ایشان داخل کشور تا بیرون کشور در جهان بر اسلام ومسلمین حقانی بیشتر است. ۳-سوم.جواب. از نگاه نوکری کفار طواغیت شیطان جهان آمریکا مسوای هستند،. اما از نگاه شیطان بازی ضد اسلام ومسلمین حقانی دعوت کفار بر علیه اسلام ومسلمین ایران مقام اول بدون رقیب است. پس کفر حکمت ایران صد در صد با لا تر از حکمت افغانستان است اثبات با دلیل ازجمله این امور است. ۱- آمدن آمریکا در افغانستان توسطی دعوت ایران آمریکا حمله در افغانستان با همکاری رهنمای کامل ایران آغاز کرد وآمد،حتی کل مناطق حساسی افغانستان را آمریکا به اطلاعات ایران نابود میکرد مشترکن حمله را در آمریکا طراحی کردند دسیسه های مختلف درست کرد بر علیه اسلام ومسلمین افغانستان حمله ور شدند حتی ولآن هم مشترک جنایت میکنند، اموری که ثابت میکند آمریکا ایران یک هستند زیاد است،منجمله حمله آمریکا در تخریب بند کجکی آغاز شد منفعت تخریب بندهای افغانستان کجکی سلمه بنفعی کیست مشخص است ایران. ۲-دوم. شیطانت ایران در نزد کفار طواغیت بود که عراق سلاح هسته این آن دارد سبب اصلی آمدن آمریکا به عراق ایران بود بنفعی هر دو طرف ایشان آمریکا و ایران بود وشد تا نهایت سربازان گمنام امام زمان خمنی مجوسی با آمریکایان یک جا مسلمین واقعی اهل سنت را نابود کردند. ۳-سوم. حکمت ایران است که بر علیه حرمین شریفین مکه مکرمه ومدینه منور حمله های مختلف از قبله انتحاری موشک بمب گذاری ودیگر جنایت کرد ومیکند. ۴-چهارم. در جهان ایران تنها کشوری است که بر مسلمین واقعی اهل سنت در مرکز ایران طهران اجازه مسجد نمیدهد و مسلمین اهل سنت مسجد ندارند ،در حالیکه کل بت خانهای کشورهای مختلف جهان در همان مرکز ایران طهران موجود است،این چی اسلام است . ۵-پنجم. تنها کشوری که بعد از آمریکا شیطان جهان دشمن امتی اسلامی مسلمین واقعی بشر ایران است،خیانت های آن در جهان اعیان است الخصوص در کل کشورهای اسلامی جنایت شیطان بازی میکند و کشورهای مختلف اسلامی را به آتش کشیده وبت پرستی انسان پرستی قبر پرستی تبدیل کرد است. حالا تحقق سوال برای عاقلین کفر کفر تر نوکر و نوکر تر برای کفار کدام کشور حکمت شد حکمت افغانستان که تنها یک خصلت نوکری کفار را دارد ،یا حکمت ایران که کل صفات فوق از نوکری کفار طواغیت تا شیطان بازی جنایت علیه بشریت را دارد ،باز همین کفر کفر تر نوکر و نوکر دروازهای جنت را از افغانستان میدانند جهاد را در افغانستان طراحی اعلان میکنند درحالیکه کفر ایشان ضد برابر اضافه است،باز از همه جالب تر خود اسلام ناب ادعای محبت دوستی اهل بیت جنت هم میکنند درحالیکه کفرفساد همچون گروها بطلان روافض حکمتهای ایشان جهان را بفساد کشید است. پس کسانی که ازحکام حالی ازکفار پیروی میکنند وفسادشان تمام بشر را آلوده کرده اززنا فحشی قتل مسلمین تا دوری از شریعیت اسلامی پس فساد فی الارض هستنده وحکمشان همین است که الله تعالی میفرماید. قال الله تعالی. وإذا قيل لهم لا تفسدوا في الأرض قالوا إنما نحن مصلحون.البقرة, الآية 11:و هنگامی که به آنان گفته شود: «در زمین فساد نکنید» می‌گویند: «ما فقط اصلاح‌کننده‌ایم»! ألا إنهم هم المفسدون ولكن لا يشعرون.البقرة, الآية 12:آگاه باشید! اینها همان مفسدانند؛ ولی نمی‌فهمند.

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب