01-10-2018

عبدالملک اوشانی

پارلمان، راه آسان برای خانوادگی سازی قدرت
01-10-2018

عبدالملک اوشانی

پارلمان، راه آسان برای خانوادگی سازی قدرت
با انتشار فهرست نهایی نامزدان مجلس نمایندگان و آغاز کمپاین های تبلیغاتی دیده می شود که اسامی رهبرزادگان در صدر لیست برای ورود به پارلمان قرار دارد.

پارلمان، راه آسان برای خانوادگی سازی قدرت

نامزد شدن حق هر شهروند است، فرزندان خوش سیما و خالی ایاغ صاحبان زور، زر و تزویر هم میتوانند نامزد شوند... آنهای که همه تخت و بخت را از پدران شان به ارث برده اند و اتفاقآ شانس پیروزی بیشتری هم دارند و خود را از حالا برنده هم میدانند؛ و حق هم دارند که خود را پیروز میدان بدانند چون از لحاظ موقیعت‎‌های مالی و سیاسی در راس هرم قرار دارند. اما مردم باید به خانوادگی سازی نامشروع قدرت نه بگویند و اینرا بدانند که این آقازادگان همانهایی هستند که از آدرس ما و به قیمت خون هزاران جوان این سرزمین این همه چاق و فربه شده اند. این عزیزان که تمام عمرشان را در ناز و نعمت گذرانده‎ اند، فرزندان کسانی اند که باید پرسید این همه ثروت و مکنت را از کجا به‌دست آورده اند!؟!

رهبران میدانند که پارلمان آسانترین راه برای ورود فرزندان شان به زندگی سیاسی و خانوادگی سازی بیشتر قدرت است. فرزندان که نه درس درست حسابی خوانده اند و نه هم در داخل و خارج افغانستان به کدام کار مفید دیگری مصروف بوده‌اند بلکه قدرت و ثروت پدر را در راه عیاشی و بدماشی به‌کار گرفته‌اند. آنها به راحتی میتوانند در محیط آرام و بی خطر پارلمان خود را به جانشینی پدر و بدست گرفتن رهبری احزاب خانوادگی آماده سازند.

این نوع رهبر سازی با عدالت و انتخابات و اصل رقابت آزاد و شایسته سالاری قطعا در تضاد و با قانون اساسی در جنگ است. در احادیثِ از پیامبر اسلام و اندرزنامه های بزرگانِ چون مولانا و سعدی و حافظ میخواندیم که روا داری  و عدالت سلطان و ارادت رعیت و یا به اصطلاح امروزی عدالت اجتماعی و همبستگی و حمایت شهروندان با عث شکوه و پیشرفت ملتهاست. و در کشورهائیکه مردم به مرض نفاق و دو دستگی گرفتار اند تنها ستونهای عدالت میتواند خانه همزیستی مسالمت آمیز را استوار نگهدارد در غیر آن فقر و تنگدستی و نفاق و شقاق منحیث عذاب الهی از زندگی مردم جدا نخواهد شد. افغانستان کشور اسلامی است. مردمش بخصوص رهبر صاحبان هم ادعا دارند که سالها برای خدا و در راه اسلام مبارزه کرده اند. اما چرا روا دار نیستند؟ مگر پیغمبر بزرگوار اسلام نفرموده است که شما در صورتی مسلمان کامل هستید که روا دار باشید یعنی اگر رنج و دردی را به فرزندان و خویشان خود روا دار نیستی به دیگران هم روا دار نباش.
و یا اینکه در رهبری و بزرگی عدالت شرط است؟ من درین نوشته به چند واقعیت اشاره میکنم که تحلیل تحلیلگران و کارشناسان بخاطر نجات افغانستان در شرائط فعلی کاملا بیهوده است که گویا پاکستان چه میکند و امریکا باید چه بکند وایران و سعودی و قطر و روس را به قضیه شامل میسازند و یا اینکه ارکان مصیبت های افغانستان را از بیرون  مرزهای افغانستان حساب میکنند.

1. اقتدار سنتی:
رئیس جمهور به نام انتخاب شد، انتخابات را که شما دیدید؟ اما هفتاد فیصد ادارات کلیدی دولت بطوری ارثی به نزدیکان رهبران اقوام هدیه شده است. رهبرانِ که رنج و مصیبت افغانستان نتیجه و حاصل اختلاف و بی تدبیری چندین دهه رهبری خونین شان بود. رهبرانِ که در ایمانداری ریاکار، درعدالت گستری فقیر، در مدیریت ضعیف و در همپذیری هیچ بودند. با جنگ و اختلاف  تعداد شان بزرگترین جنایت کاران را به اشغال و تجاوز افغانستان فراخواندند و حتی رئیس جمهورهای خودرا توسط بیگانه ها تیر باران کردند وعدۀ هم با این اختلاف و خود کامگی  آبروی اسلام و جهاد را به زمین زدند و افغانستان را ویران ساختند. حالا  دولت افغانستان  طور ارثی به فرزندان همانها سپرده شده. مگر این عدالت است؟ مگر میشود گناه این بی عدالتی  ها را بردوش پاکستان و ایران، امریکا و یا روس انداخت؟

 2. غربال امتحان:
مگر دولت و صاحبان زور و زر فرصت داده اند تا فرزندان با استعداد این سر زمین با پسر ان نشئه و خماری بزرگان کشور یکجا امتحان بدهند و رقابت کنند؟
از رهبران حکومت می پرسم شما که با اتحادیه اروپا معاهده امضا میکنید که مهاجرین به کشور بازگردانده شوند آیا توان تامین عدالت را هم دارید؟ و به مردم وعده کرده میتوانید که بچه های رهبران پولدار یکجا با فقرای بی واسطه به امتحان بنشینند؟ مردم از بی عدالتی فرار میکنند. مردم از ظلم و خود کامگی رهبران حکومت شان فرار میکنند و جنگ هم نتیجه همین بیعدالتی است. من هم میخواهم شمشیر تیزم بر فرق بیعدالتی و مجریان آن فرورود. این خارجی ها نیست که مصیبت آورده اند این بیعدالتی و ظلم و جهالت حاکمان افغانستان است که هم جنگ و کشتار را شدت بخشیده و هم خارجی هارا مهمان و تما شاه چی ساخته اند.

به زودی این بزرگ زادگان نشئه و خماری با گرفتن رای مردم به پارلمان می آیند. اگرچه این عزیزان لیاقت و شایستگی ایستادن در سکوی نمایندگی ملت را ندارند، چون نه دانش دارند و نه زبان اقناع گر و نه هم توانایی مردم داری و طرح و تشریح پالیسی های مدرن را دارند؛ اما باز هم پارلمان آینده پارلمان آقازاده ها خواهد بود. در مبارزات انتخاباتی نیز قدرت، پول و امکانات و خشونت را یک‌جا به نمایش می‌گذارند. و مردم هم آنها را جدی میگیرند، دقیق مثل پدران شان. مثلا وقتی یکی از این جوانان با بیش از صد موتر زرهی و غیر زرهی به یک ولایت عقب مانده جولان بدهد، آیا کسی هست که او را جدی نگیرد!؟!
اما شما از فرزندان نازنین رهبران چی انتظاری دارید؟
تعقیب راه پدر؟

با مهر

اوشانی
المیره - 1 اکتبر 2018
 

 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب