مجلات و کتب

07-11-2018

الحاج امین الدین سعـیـدی

رفع الیدین در نماز
07-11-2018

الحاج امین الدین سعـیـدی

رفع الیدین در نماز

بسم الله الرحمن الرحیم

رفیع الیدین یعنی بلند کردن دستها ،در نماز یکی از موضعاتی است ګه در بین مجتهدین فقهی دراسلامی قابل بحث قرار گرفته ، ما بمنظور روشن  شدن بهتر وبیشتر این موضوع اراء جوانب محتلف غرض معلومات مزید  خوانندگان  تقدیم میدارم .
رفع الیدین در روشنی سنت رسول الله (ص)
در حدیثی که از  عقبة بن عامر در مورد فضیلت رفع الیدین  روایت گردیده است آمده :« قال قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم : یکتب فی کل إشارة یشیر الرجل (  بیده ) فی صلاته عشر حسنات ؛ کل إصبع حسنة» ( یعنی : عقبه بن عامر رضی الله عنه می فرمایند : رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: برای هر رفع الیدینی که فرد در نمازش انجام می دهد ده نیکی نوشته می شود یعنی برای هر انگشت یک نیکی نوشته می شود.)
این حدیث را استادآلبانی رحمه الله درسلسله احادیث صحیحه شماره (3286) تحقیق و بررسی نموده و سپس فرموده که سند این حدیث صحیح است .
استاد آلبانی رحمه الله بر این حدیث تبصره نموده میفرماید :بعضی از بزرگواران در فهم این حدیث دچار اشتباه شده اند و فکر نمودند که مراد از اشاره در این حدیث اشاره و حرکت دادن انگشت سبابه در تشهد نماز است و برای هر حرکتش ده نیکی نوشته می شود ، این یک وهم محض است زیرا در این حدیث آمده (بیده) یعنی بادست و نیامده (باصبعه) یعنی با انگشت، بهمین خاطر است که امام بیهقی این حدیث را در باب رفع الیدین فی الصلاة این روایت را آورده است .
همچنان نکته دیگری که دلالت بر این داردکه مراد از این حدیث (رفع الیدین) در نماز است و نه اشاره با سبابه در تشهد این است که رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در آخر حدیث فرمودند برای هر انگشت یک نیکی ،اگر مراد اشاره در تشهد می بود باید می گفتند برای هر بار اشاره یک نیکی نوشته می شود.
ناگفته نماند که حدیث رفع الیدین درنماز متواتر است و از خلفاء راشیدین وعشره مبشره و سایر صحابه بثبوت رسیده است.
حکم رفع الیدین :
مطابق احادیث نبوی رفع یدین در نماز  يا همان بالا بردن دستها در چهار مکان در داخل نماز به ثبوت  رسیده وعمل  مستحب است و جزو سنت نبوي صلي الله عليه وسلم بشمار میرود : 
موضع رفع الیدین :
همانطوریکه قبلآ یاد اور شدیم رفع الیدین در نماز در چهار جا مستحب میباشد :
اول:هنگام تکبیرة الاحرام:
 همزمان با تکبیرتحریمهیعنې همزمان به اولین تکبیر نماز، یا قبل از آن، و یا بعد از آن، نماز گزار دستهایش را بلند نماید، همه این حالات در سنت  پیامبر صلی الله علیه وسلم به ثبوت  رسیده است . 
درحدیثی  که از ابن عمر رضی الله عنه روایت شده آمده است که : «کان رسول الله صلی الله علیه وسلم إذا قام للصلاة رفع یدیه حتی تکونا حذو منکبیه ثم کبر، فإذا أراد أن یرکع فعل مثل ذلک، وإذا رفع من الرکوع فعل مثل ذلک، ولا یفعله حین یرفع رأسه من السجود. »  (روایت مسلم)
یعنی: (هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و سلم برای نماز برمیخواست دو دستانش را تا نزدیکی دو کتـفش بالا میبرد سپس تکبـیـر میگـفت، وهنگام رکوع نیز همین  کار را میکرد، و هنگام بلند شدن از رکوع نیـز همینطور، و هنگامی که سرش را از سجود بلند میکرد ایـن کار را نمیکرد).
ابن  المنذر گفته است‌: اهل  علـم  اختلاف  ندارند در اینکه پیامبر صلی الله علیه و سلم  بوقت  افتتاح  نماز  دستهای  خود  را  بلند  می‌کرد.  و  حافظ  ابن  حجر  گفته است‌:پنجاه  نفر  ازاصحاب  پیامبر صلی الله علیه و سلم  ازجمله « عشره  
 مبشره‌‌ »  بلند  کردن دستهای  پیامبر صلی الله علیه و سلم  در  اول  نماز  را  روایت ‌کرده‌اند. 
و  بیهقی ازحاکم  روایت‌ کرده ‌که ‌گفته  است‌:«  ‌هیچ  سنتی  از  سنتهای  پیامبر صلی الله علیه و سلم راسراغ  نداریـم‌، که خلفای چهارگانه و «  ‌‌عشره  مبشره‌» ودیگر   اصحاب  در  شهرهای  مختلف  و  دور دست‌،  در روایت  آن  اتفاق  داشته  باشند،  غیر  از  این  سنت  (‌بلند کردن دستها  بوقت  تکبیره  الاحرام‌)‌.  بیهقی ‌گفته  است‌:  استاد  ما  ابو عبدالله  نیز  چنین‌ گفته است.
دوم :هنگام رکوع رفتن:
هنگامی که نماز گزار  از قرائت فارغ شود، به اندازه‌ای که به نفسش بر گردد، سکوت نماید. همچنانکه در تکبیرة الإحرام ذکر شد دستهایش را بلند کند و به رکوع برود.
درحدیثی که آنرا بیست  و  دو  نفر  از  اصحاب  روایت  نموده اند آمده است که «  ‌‌پیامبر صلی الله علیه و سلم  چنین  می‌کرد“‌.  از  ابن  عمر  نقل  شده  است ‌که‌:  ‌“‌پیامبر صلی الله علیه و سلم  هرگاه  به  نماز  می‌ایستاد،  دستها  را  تا  محاذی  شانه‌هایش  بلند  می‌کرد،  سپس  تکبیر می‌گفت‌،  هر وقت می‌خواست  به  رکوع  برود  نیز چنین  می‌کرد  و هرگاه  سرش  را  از رکوع  برمی‌داشت  نیز  چنان  می‌کرد  و  می‌گفت‌:«سمع الله لمن حمده ربنا ولک الحمد.  بخاری  و  مسلم  و  بیهقی  آن  را  روایت ‌کرده‌اند.  و  بخاری  افزوده  است ‌که‌:  ‌“‌ وقتی ‌که  به  سجده  می‌رفت  و  از آن برمی‌خاست  چنین  نمی‌کرد‌«‌.  و  مسلم  نیز  افزوده  است‌:« این  عمل  را  انجام  نمی‌داد  وقتی‌که  از  سجده  برمی ‌خاست  وهمچنین  در  بیـن  سجدتین‌».
سوم: هنگام برگشتن از رکوع: 
در اثنای اعتدال (راست شدن) «سمع الله لمن حمده». بگوید و به کیفیت‌ هایی که  فوق بدان اشاره شد،دستهایش را در اعتدال بلند نماید.
چهارم: 
هنگام برخواستن از تشهد دوم البته در نماز های چهار رکعتی:

از  نافع  و  او  از  ابن عمر  روایت  کرده  است  که‌:  ‌ او  هر  وقت  برای‌ رکعت  سـوم  برمی‌خاست  دستهای  خود  را  بلند  می‌کرد،  و  این  عمل  را  به  پیامبر صلی الله علیه و سلم  نسبت  می‌داد‌“‌.  بخاری  و  ابوداود  و  نسائی  آن  را  روایت‌ کرده‌اند.  و  از  علی  بن  ابی‌طالب  در بیان  چگونگی  نماز  پیامبر صلی الله علیه و سلم  نقل  شده  است  که‌:‌« ‌او  هـر  وقت  از  سجدتین برمی‌خاست  دستهای  خود  را  تا  محاذی  شانه‌ها،  بالا  می‌برد  و  تکبیر  می ‌گفت‌ »‌. ابوداود  و  احمد  و  ترمذی  آن  را  روایت‌ کرده‌اند  و  ترمذی  آن  را  «  ‌صحیح‌»  دانسته است‌. 
هدف  از  برخاستن  از  سجدتیـن‌،  برخاستن  از  دو  رکعت اول  است‌.
 در  این  سنتهای  بلند کردن  دستها  مرد ، زن  مساو‌ی  هستند. شوکانی‌ گفته  است‌: «‌بدان‌که  این  سنت  بین  زنان  و  مردان  مشترک  است‌،  و  چیزیکه  بین  آنها  تفاوت  قایل  باشد،  دراخبار  نیامده  است‌.  و  همچنین  در‌باره  اندازه  بلند کردن  دست  برای  مرد  و  زن  نیز  هیچ  فرقی‌ نیست‌‌»‌.
امام بخاری به شماره (739) آورده و آنرا اینگونه عنوان بندی کرده : « باب رفع الیدین إذا قام من الرکعتین : باب رفع یدین هرگاه از تشهد اول برخیزد».
و از أبی حمید رضی الله عنه روایت شده که او درباره چگونگی نماز پیامبر صلی الله علیه وسلم چنین توضیح می داد: «...ثُمَّ إِذَا قَامَ مِنَ الرَّکْعَتَیْنِ کَبَّرَ وَرَفَعَ یَدَیْهِ حَتَّی یُحَاذِیَ بِهِمَا مَنْکِبَیْهِ ، کَمَا کَبَّرَ عِنْدَ افْتِتَاحِ الصَّلاَةِ» أبو داود (730) وترمذی (304) و ألبانی در «صحیح أبی داود».
یعنی: «..سپس که از خواندن دو رکعت اول بـرمی خواست، تکبیر (الله اکبر) می گفت و دستش را تا برابر شانه هایش بلند می کرد، همانگونه که در هنگام شروع نماز تکبیر می گفت (و دستش را بلند می نمود)».
از ظاهر این احادیث چنین برمی آید که رفع یدین می بایست پس از برخواستن از تشهد اول باشد، یعنی بعد از قیام برای رکعت سوم، چنانکه در متن احادیث آمده : « إِذَا قَامَ مِنَ الرَّکْعَتَیْنِ» یعنی : «هرگاه از خواندن دو رکعت اول برمی خواست، (یعنی قیام می کرد)».
علامه ابن عثیمین رحمه الله نیز همین را ترجیح داده، چنانکه می گوید : «و بر این مبنی؛ مواضع رفع یدین چنین است : در وقت تکبیرة الاحرام آغازین نماز، و در وقت رفتن به رکوع، و در وقت برخواستن از رکوع، و هرگاه از تشهد اول برخواست، و رفع یدین باید زمانی باشد که بصورت قائم ایستاده باشد؛ زیرا لفظ حدیث ابن عمر چنین است : « وَإِذَا قَامَ مِنْ الرَّکْعَتَیْنِ رَفَعَ یَدَیْهِ »، و این جز درحالتی که بصورت قایم نایستد صدق نمی کند، و بر این اساس : نباید درحالتی که نشسته و می خواهد برمی خیزد رفع یدین کند، چنانکه بعضی چنین باوری دارند، و معلوم است که کلمه (وَإِذَا قَامَ) به معنی وقت برخواستن نیست؛ و بین این دو فرق است». (الشرح الممتع ) (3/214).
این چهار مورد رفع الیدین از پیامبر صلی الله علیه و سلم در احادیث پیامبر صلی الله علیه وسلم  وارد شده است و سنت است .
قابل تذکر است که در این چهار موضع رفع یدین در نماز مستحب هست ولی واجب نیست، و با ترک رفع یدین نماز باطل نمیشود، ولی کسی که آنرا ترک کند سنت پیامبر صلی الله علیه و سلم را ترک کرده هست . 
چگونگی  بلند کردن  دستها:
در مورد بلند کردن دستها در احادیث   روایتهای  متعدد ومختلف  نقل  شده‌.  آنچه‌که  جمهور فقهاء  برگزیده‌اند  آنست  که‌:  نمازگزار  دستهای  خود  را  تا  موازات  شانه‌هایش‌،  بلند  کند،  بگونه‌ای‌ که  سر انگشتانش  موازی  با  بالای ‌گوشهاو شستهایش  درمقابل  نرمه گوشها  و کف دستانش در مقابل  شانه‌ها  قرار  گیرد.  و  مستحب  است  که  انگشتان  دست  بوقت  بلند کردن  کشیده  باشند.  از  ابوهریره  روایت  شده  است ‌که‌:  هرگاه  پیامبر صلی الله علیه و سلم  به  نماز  بر می‌خاست‌،  دستهای  خود  را،  بحالت ‌کشیده  بلند  می‌کرد‌. (بجز از ابن  ماجه‌،  پنج  نفر  از  محدثین  بزرگ  آن  را  روایت‌ کرده‌اند. ) 
یادداشت ضروری:
در رفع یدین نماز گزار در حالیکه  انگشتان کشیده شده، دستهایش را بلند کند و دو کف دستش را برابر شانه هایش قرار دهد، وگاهی هم نماز گزار میتواند  در بلند نمودن دستها ی خویش کمی مبالغه نماید ، یعنی میتواند دست های خویش را  نزدیک گوش های خویش نیز برساند ، اما  با انگشتان ابهام نرمه گوش را دست زدن و گرفتن وقرار دادن وصل شده انگشت ابهام به نرمی ویا هم عقب گوش در سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم هیچ  هیچ اصلی ندارد. 
چه وقت  باید دستها  را  بالا برد‌؟ 
طوریکه قبلآ یاد اور شدیم که :  بالا  بردن  دستها  باید  مقارن  با  تکبیره  الاحرام  یا  پیش  از آن و یا بعد از آن،باشد،  از نافع  نقل  شده  است‌ که  ابن  عمر  هر  وقت  به  نماز می‌ایستاد  تکبیر  می‌گفت  و دستها  را  بالا  می‌برد  و  آن  را  به  پیامبر صلی الله علیه و سلم  نسبت  می‌داد‌‌.  بخاری  و  نسائی  و  ابوداود  آن  را  روایت‌ کرده‌اند  باز هـم  از  او  روایت  شده  است‌ که‌:  ‌«‌پیامبر صلی الله علیه و سلم بوقت تکبیردستهای  خود  را  تا محاذی  شانه‌ها  یا  نزدیک
بدانها  بلند می‌کرد»‌.  احمد و  دیگران  این  حدیث  را  روایت‌ کرده‌اند.
احادیث وارده در مسأله رفع الیدین:
1-  «  عن ابن عمر رضی الله عنهما قال كان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم «  إذا افتتح الصلاة رفع یدیه حذاء منكبیه و إذا كبر للركوع رفع یدیه ثم قال سمع الله لمن حمده ثم قال ربنا و لك الحمد»  (  موطا امام محمد محشی 87 ) 
(از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است كه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وقتی كه نماز را شروع می كردند دستها را تا برابر شانه ها بلند می كردند و وقتی كه برای ركوع تكبیر می گفتند، رفع الیدین می كردند و سپس سمع الله لمن حمده و بعد ربنا و لك الحمد می گفتند.
2- « عن علی رضی الله عنه قال كان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم « إذا  قام إلی الصلاة  المكتوبة كبرو رفع یدیه حذو منكبیه و یصنع مثل ذلك إذا قضی قراءته و إذا اراد أن یركع، و یصنعه إذا  رفع من الركوع و لا یرفع یدیه فی شیء من صلاته و هو جالس فاذا قام من السجدتین رفع  یدیه كذلك و كبر   » (رواه الدار قطنی 107 ) 
( از علی رضی الله عنه روایت است كه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وقتی كه برای نماز فرض بلند می شد، الله اكبر می گفت، و دستها را تا برابر شانه ها بلند می كرد و وقتی كه قراءت را تمام می كرد و می خواست ركوع كند رفع الیدین می كرد، و وقتی كه سر از ركوع بلند می كرد هم رفع الیدین می كرد، و در هیچ جای دیگر نماز كه نشسته بود رفع الیدین نمی كرد، وقتی كه بعد از اتمام دو ركعت برای ركعت سوم بلند می شد، رفع الیدین می كرد والله اكبرمی گفت.)
3- عن ابی بكر الصدیق قال: »صلیت خلف رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فكان یرفع یدیه إذا افتتح الصلاة و إذا ركع و إذا رفع رأسه من الركوع » (رواه البیهقی فی سنن الكبری 2/73 رواته ثقات)
از ابوبكر صدیق رضی الله عنه روایت است كه گفت من پشت سر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم نماز خواندم، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وقتی كه نماز را شروع كرد رفع الیدین كرد و همچنین وقتی كه ركوع كرد و از ركوع سر خود را بلند كرد رفع الیدین كرد.
عمل خلفای راشدین در مورد رفع الیدین:
 4- در روایت که محدثین مینویسند آمده است  که حضرت ابو بکرصدیق یق رضی الله عنه در وقت نماز «أنه كان یرفع یدیه إذا افتتح الصلاة و إذا ركع و إذا رفع رأسه من الركوع و قال صلیت خلف رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فكان یرفع یدیه إذا افتتح الصلاة و إذا ركع و إذا رفع رأسه من الركوع  »  (سنن بیهقی 2/73 و التلخیص الحبیر 82 ) (وقتیکه از ابوبكر صدیق رضی الله عنه  نماز را شروع می كرد رفع یدین می كرد ، و همچنین وقتی كه ركوع می كرد، و وقتی كه سر از ركوع بلند می كرد. و گفت من پشت سر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم نماز خواندم، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وقتی كه نماز را شروع می كردند، رفع الیدین می كردند و همچنین وقتی كه ركوع می كردند و از ركوع سر را بلند می كردند رفع الیدین می كردند.)
5- در حدیثی که : عبدالله بن القاسم  روایت نموده است آمده است  « بینما الناس یصلون فی مسجد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم  إذ خرج علیهم عمربن الخطاب فقال اقبلوا علی بوجوهكم اصلی بكم صلاة رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم التی یصلی و یأمر بها فقام مستقبل القبلة و رفع یدیه حتی حاذی بهما منكبیه ثم كبر ثم رفع و ركع و كذلك حین رفع، فقال للقوم هكذا كان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم یصلی بنا  »
(رواه البیهقی فی الخلافیات2/ . وقال الامام تقی الدین فی كتابه الامام: رجال اسناد هذا الحدیث معروفون نصب الرایة 1/ 416 و درایة 86 )
(از عبدالله بن قاسم روایت است كه یك مرتبه مردم در مسجد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم نماز می خواندند ( یا آماده نماز خواندن بودند) كه ناگهان عمر از در رسید و فرمود، به طرف من متوجه شوید كه با شما نماز رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم را بخوانم، آن نمازی كه خود می خواند و به آن امر می فرمود، پس رو به قبله ایستاد و دستها را تا برابری شانه ها بلند كرد و الله اكبرگفت، و دوباره رفع الیدین كرد و ركوع كرد، و همچنین وقتی كه از ركوع بلند شد رفع الیدین كرد، ( و در آخر) گفت: رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم همین طور با ما نماز می خواند  كه من برای شما خواندم )
از این حدیث معلوم شد كه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم برای رفع الیدین كردن دستور هم می دادند، چنانكه لفظ  « و یأمر بها » بر این دلالت می كند.
همین طور از هر چهار خلیفه راشد روایت سنت بودن رفع الیدین و ثبوت آن را امام بیهقی و قاضی القضاة شیخ تقی الدین سبكی ( متوفی 756 هـ ) و حافظ زیلعی حنفی و محدث امام حاكم نقل كرده اند . (  سنن بیهقی 2/81 و نصب الرایة 1/416 و جزء رفع الیدین للسبكی 9 و تعلیق الممجد شرح موطا امام محمد 1/93 و تعلیق المغنی علی الدار قطنی 111 و جزء رفع الیدین گرجاکی).
 و امام بخاری در حدیث متبرکه میفرماید : «  و لم یثبت عن أحد من اصحاب النبی صلی الله علیه وآله وسلم أنه لا یرفع  یدیه»  ( جزء رفع الیدین امام بخاری 12 طبع  دهلی) 
(از هیچ یك از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ثابت نیست كه رفع الیدین نكرده باشد. ) (هدف  امام بخاری از این قول این است كه روایاتی كه درباره عدم رفع الیدین آمده اند صحت ندارند).
 همچنان از سعید بن جبیر رضی الله عنه در مورد  رفع الیدین در نماز سوال بعمل آمد در جواب فرمودند: « فقال هو شی ء یزین به الرجل صلاته، كان اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم یرفعون ایدیهم فی الإفتتاح و عند الركوع و إذا رفعوا رؤسهم»( سنن بیهقی 2/75  )
 (گفت: «  رفع الیدین چیزی است كه مرد به وسیله آن نماز خود را مزین می كند، و اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم هم در شروع نماز و وقت ركوع كردن و بلند شدن از ركوع رفع الیدین می كردند.»
از این روایات و آثار ثابت شد كه نه تنها خلفای راشدین بلكه تمام صحابه رفع الیدین می كردند، و بعضی آثار صحابه كه احناف در تألیفات خود درباره ترك رفع الیدین ذكر كرده اند أولاً اكثرشان سنداً صحیح نیست، ثانیاً در مقابل احادیث صحیح و مرفوع قابل حجت نیستند، چنانكه حافظ ابن حجر شارح بخاری در فتح الباری نوشته اند: «  و أن الصحابی إذا عمل بخلاف مارواه  لا یكون كافیاً فی الحكم بنسخ مرویه، إن الحكم إذا ثبت لا یزیله إلا بشیء مقطوع به وأن الأصل اتباع النبی صلی الله علیه وآله وسلم فی افعاله» (فتح الباری 1/142)  
مخالف بودن عمل صحابی با روایتش در منسوخ كردن روایتش كافی نیست، چون روایت مرفوع و حكمی كه با دلیل قطعی ثابت است، او را هیچ  چیزی از اعتبار ساقط نمی كند مگر دلیل قطعی دیگر، و اصل اتباع كردن رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم است، در افعالش (نه افعال صحابی.)
 الآن باقی ماند روایت عبدالله بن مسعود كه برادران ما در ترك رفع الیدین آن را به عنوان بزرگترین دلیل خود ذكر می كنند.
جواب این روایت را علامه زیلعی حنفی از امام ابوبكر أحمد بن اسحق متوفی 342 هـ محدث و فقیه ذكر كرده اند: «  إن رفع الیدین قد صح عن النبی صلی الله علیه وآله وسلم ثم عن الخلفاء الراشدین، ثم عن الصحابة و التابعین، و لیس فی نسیان ابن مسعود « رفع الیدین ما یوجب أن هولاء الصحابة رضی الله عنهم لم یروا النبی صلی الله علیه وآله وسلم  رفع 
یدیه »(سنن كبری للبیهقی 2/81  )  ما یستغرب قد نسی ابن مسعود من القرآن ما لم یختلف المسلمون فیه بعد و هی المعوذتان، و نسی ما اتفق العلماء علی نسخه كالتطبیق و نسی كیف قیام الإثنین خلف الإمام و نسی ما لم یختلف العلماء فیه أن النبی صلی الله علیه وآله وسلم صلی الصبح یوم النحر فی وقتها و نسی كیفیة جمع النبی صلی الله علیه وآله وسلم بعرفة و نسی ما لم یختلف العلماء فیه من وضع المرفق و الساعد علی الأرض فی السجود و نسی كیف كان یقرأ النبی صلی الله علیه وآله وسلم " و ما خلق الذكرو الأنثی " و إ ذا جاز علی ابن مسعود أن ینسی مثل هذا فی الصلاة  كیف لا یجوزمثله فی رفع الیدین »(نصب الرایة 1/209 للزیلعی الحنفی)
(رفع الیدین از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم و خلفای راشدین و صحابه و تابعین ثابت است و فراموشی ابن مسعود جای تعجب نیست چون ابن مسعود از قرآن معوذتین را فراموش كرده بود كه هیچ یك از مسلمین در آنها اختلاف ندارند، و فراموش كردن آنچه كه علما بر منسوخیت اش اتفاق دارند مانند تطبیق (قرار دادن دو كف دست میان زانوها در ركوع )، و فراموش کرده بود که دو مقتدی پشت سر امام چطور اقتدا کنند (وبایستند)، و فراموش کرده بود آنچه علما در آن اختلاف ندارند، و آن اینکه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم نماز صبح را یوم النحر در وقتش أدا کرد و فراموش کرده بود کیفیت جمع بین الصلاتین رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم را در عرفه، و فراموش کرده بود آنچه علما درآن متفق اند از گذاشتن آرنج و ساق دست بر زمین در حال سجده و فراموش کرده بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم چطور آیه (وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَالْأُنْثى) را قرائت می کرد، و وقتی که امکان دارد که ابن مسعود این همه مسائل را فراموش کند چطور امکان ندارد که امثال رفع الیدین را نیزفراموش کرده باشد.)



ادامه مطلب در اینجا

 

نوشتن دیدگاه