04-12-2018

عبدالکریم غریق

نافع مولای عبدالله بن عمر:
04-12-2018

عبدالکریم غریق

نافع مولای عبدالله بن عمر:

نافع مولای عبدالله بن عمر بن خطاب قُرَشِي عَدَوِي بوده، و مکنی به ابوعبدالله مدنی می باشد، او را اصالتاً از منطقه ابر شهر نیشابور و اسم پدر او را هرمز و یا کاوس گفته اند،  اما بعضی از مؤرخین می گویند: او از اسیران کابل بوده است، و عده أی گفته اند: او از ناحیه برازنده از جبال طالقان می باشد، و تعدادی نیز اصلیت او را از مغرب و نژاد او را بربر گمان کرده اند. او در یکی از غزوات به عبدالله بن عمر(رض) پیوست. موصوف از ائمه تابعین، شخصیتی دانشمند، عالمی برجسته، فقیه بزرگوار، و محدثی ثقه و قابل اعتماد بود، او از تعداد زیادی از صحابه رسول الله(ص) حدیث شنید، و آن را به عده أی کثیری آموزش داد. نافع تعداد زیادی شاگرد داشت، و شمار زیادی را تربیت نمودد، که یکی از برجسته ترین شاگردانش امام مالک بن انس پیشوای مذهب مالکی یکی از مذاهب چهارگانه اهل سنت و جماعت می باشد، او بعد از نماز صبح در مسجد رسول الله(ص) در مدینه می نشست، و به شاگردانش فقه، حدیث و دیگر علوم اسلامی را آموزش می داد، نامبرده را عمر بن عبدالعزیز خلیفه عادل باری به یمن برای جمع آوری صدقات، و بار دیگر به مصر به جهت تعلیم مردم فرستاد. نافع از ابراهیم بن عبدالله بن حُنَین، ابراهیم بن عبدالله بن معبد بن عباس، أسلم مولای حضرت عمر فاروق، حنین پدر عبدالله بن حنین، رافع بن خدیج، زید بن عبدالله بن عمر، برادرش سالم بن عبدالله بن عمر، سعید بن ابی هند، عبدالله بن حنین، عبدالله بن عبدالله بن عمر، عبدالله بن عمر، عبدالله بن محمد بن ابی بکر صدیق، عبیدالله بن عبدالله بن عمر، عمار بن ابی عمار مولای بنی هاشم، عمرو بن ثابت عُتوارِي، قاسم بن محمد بن ابی بکر صدیق، مَسرُوح مؤذن عمر، مغیره بن حکیم صَنعانِي، نُبَیه بن وهب عَبدَرِي، ابی سعید خُدرِي، ابی سلمه بن عبدالرحمن، ابی لبابه بن عبدالمنذر، ابی هریره، ربیع دختر مُعَوِّذ بن عَفراء، سائبه مولای فاکِه بن مغیره، صفیه دختر ابی عبید همسر عبدالله بن عمر، عائشه و ام سلمه همسران رسول الله(ص) حدیث روایت نموده، و از او أبان بن صالح، أبان بن طارق، ابراهیم بن سعید مدنی، ابراهیم بن عبدالرحمن، اسامه بن زید بن اسلم، اسامه بن زید لیثِي، اسحاق بن عبدالله بن ابی فَروَه، اسماعیل بن ابراهیم بن عقبه، اسماعیل بن امیه قرشِي، أَوفی بن دَلهَم عدوِي، ایوب بن ابی تمیمه سختیانِي، ایوب بن موسی قرشِي، بُرد بن سِنان شامِي، بکیر بن عبدالله بن أَشج، ثابت بن زهیر، جریر بن حازم، ابوبِشر جعفر بن ابی وَحشِیه، جُوَیریه بن اسماء ضُبَعِي، حجاج بن أرطاة نَخَعِي، حَضرمِي بن لاحِق، حفص بن عِنان شامِي، حکم بن عُتَیبَه، ابوصخر حُمَید بن زیاد مدنِي، ابوخطاب حمید بن یزید، حمید طویل، حنظله بن ابی سفیان جُمَحِي، خارجه بن عبدالله بن سلیمان بن زید بن ثابت، خالد بن زیاد ترمذِي، خالد بن ابی عمران تُجِيبِي قاضی افریقیه، خلاد بن سلیمان حضرمِي مصرِي، داود بن حُصَین مدنِي، داود بن ابی صالح لیثِي، رقبه بن مصقله عبدِي، زید بن محمد بن زید عمرِي، زید بن واقد شامِي، سالم ابونضر، سعد بن ابراهیم بن عبدالرحمن بن عوف، سعید بن میمون، سعید بن ابی هلال، سلمه بن عَلقَمه تمیمِي، سلیمان بن موسی دمشقِي، سلیمان أعمش، شعیب بن ابی حمزه حِمصِي، صالح بن کیسان، صخر بن جویریه، ضحاک بن عثمان حِزامِي، عبدالله بن دینار، عبدالله بن سعبد بن ابی هند، عبدالله بن سلیمان طویل مصرِي، عبدالله بن عثمان بن خُثَیم مکِي، عبدالله بن عمر عمرِي، عبدالله بن عون، پسرش عبدالله بن نافع، عبدالحمید بن جعفر انصارِي، عبدربه بن سعید انصارِي، عبدالرحمن بن ابی بکر مُلَیکِي قرشِي جُدعانِي، عبدالرحمن بن عبدالله بن ابی عتیق، عبدالرحمن بن عبدالله سراج، عبدالرحمن بن عمرو أوزاعِي، عبدالرحمن بن یزید بن جابر دمشقِي، عبدالعزیز بن ابی رَوَّاد، عبدالعزیز بن عمر بن عبدالعزیز، عبدالکریم بن مالک جزرِي، عبدالکریم ابوامیه بصرِي، عبدالملک بن جُرَیح، عبدالواحد بن قیس سُلَمِي، عبیدالله بن أخنس، عبیدالله بن ابی جعفر مصرِي، عبیدالله بن عمر عمرِي، عطاء خراسانِي، عَطَّاف بن خالد مخزومِي، عقیل بن خالد أیلِي، علی بن حکم بُنانِي، عمر بن حسین مکِي، عمر بن صُهبان أسلمِي، عمر بن محمد بن زید عمرِي، پسرش عمر بن نافع، عمرو بن سعد فَدَکِي، عیسی بن حفص بن عاصم بن عمر بن خطاب، عیسی بن عمر بن موسی تیمِي، عیسی بن ابی عیسی حَنَّاط، فُضَیل بن غَزوان ضَیِي، فُلَیح بن سلیمان مدنِي، کثیر بن فَرقَد، لیث بن سعد مصرِي، لیث بن ابی سلیم کوفِي، مالک بن انس، مالک بن مِغوَل کوفِي، مبارک بن حسان، محمد بن اسحاق بن یسار، محمد بن ثابت عبدِي، محمد بن جُحاده، محمد بن سعید شامِي مَصلوب، محمد بن سُوقه، محمد بن سیرین، محمد بن عبدالرحمن بن ابی ذِئب، محمد بن عبدالرحمن بن عَنَج، محمد بن عبدالرحمن بن ابی لیلی، محمد بن عَجلان، محمد بن علی قرشِي، محمد بن عون خراسانِي، محمد بن مسلم بن شهاب زهرِي، محمد بن ولید زُبیدِي، محمد بن یزید بن ابی زیاد، مصعب بن ثابت بن عبدالله بن زبیر، مَطَر وَرَّاق، مُطعِم بن مِقدام، مُعاذ بن عَلاء مازِنِي، مغیره بن زیاد مَوصلِي، منصور بن مُعتَمِر، موسی بن عقبه، موسی بن یسار شامِي، موسی جُهَنِي، میمون بن مهران جزرِي، نافع بن عبدالرحمن بن ابی نعیم قارئ، نَجِیح ابومعشر مدنِي، هشام بن سعد، هشام بن غاز جُرَشِي، همام بن یحیی، واسط بن حارث، واقد بن محمد بن زید عمرِي، ولید بن کثیر مَخزُومِي، ولید بن ابی هشام، یحیی بن سعید انصارِي، یحیی بن ابی کثیر، یزبد بن ابی حبیب، یزید بن عبدالله بن هاد، یزید بن عبدالرحمن بن ابی مالک دمشقِي، یَعلی بن حکیم، یونس بن عبید، یونس بن یزید أیلِي، ابواسحاق سَبِيعِي، ابوبکر بن محمد بن زید عمرِي، پسرش ابوبکر بن نافع، ابوکَرِب أَزدِي و ابوهند صدیق روایت کرده اند. عجلی می گوید: نافع مولای ابن عمر مدنی، تابعی و ثقه است. ابن خراش گفته است: نافع شخصی ثقه، ارجمند و بزرگوار است. نسائی او را ثقه گفته است. خلیلِي می گوید: نافع از ائمه تابعین در مدینه بود.  در تاریح وفات نافع اختلاف است. هارون بن حاتم می گوبد: نافع در سال 116 هجری قمری وفات یافت. همام بن یحیی، حماد بن زید، ابونعیم، ابوبکر و عثمان پسران ابی شیبه، یحیی بن معین، علی بن مدینِي، یحیی بن بکیر، هیثم بن عدی و ابوعبید وفات او را در سال 117 هجری قمری آورده اند. سفیان بن عیینه و احمد بن حنبل وفات نافع را در سال 119 هجری قمری نگاشته اند. بعضی از مورخین از جمله ابوعمر ضریر گفته اند: نافع در سال 120 هجری قمری وفات یافته است.
   امام محمد محمد بن حبان بستی در کتاب تقریب الثقات می نویسد: نافع مولای عبدالله بن عمر بن خطاب(رض) مکنی به ابوعبدالله از جمله تابعین مشهور بوده است. در اصل و نسبش اختلاف است، که آن در جایگاهش تاثیری ندارد، وی در سال 117 هجری قمری وفات یافته است.
   امام شمس الدین ذهبی در کتب سیر أعلام النبلاء و الکاشف آورده است: نافع مولای عبدالله ابن عمر مکنی به ابوعبدالله قرشِي عدوِي عمری امام، مفتی، عالم برجسته اهالی مدینه و از ائمه تابعین و بزرگان شان بوده است. نسائی می گوید: طبقه اول از اصحاب نافع: ایوب ، عبیدالله و مالک بوده اند. طبقه دوم: صالح بن کیسان، ابن عون، ابن جریج، و یحیی بن سعید بوده اند. طبقه سوم: موسی بن عقبه، اسماعیل بن امیه و ایوب بن موسی بوده اند. طبقه چهارم: یونس بن یزید، جویریه بن اسماء، و لیث بوده اند. طبقه پنجم: ابن عجلان، ابن ابی ذئب و ضحاک بن عثمان بوده اند. طبقه ششم: سلیمان بن موسی، برد بن سنان و ابن ابی رواد بوده اند. طبقه هفتم: عبدالرحمن سراج و عبیدالله بن أخنس بوده اند. طبقه هشتم: ابن اسحاق، اسامه بن زید، عمر بن محمد، صخر بن جویریه، همام بن یحیی و هشام بن لیث بوده اند. طبقه نهم: لیث بن ابی سلیم، حجاج بن ارطاة، أشعث بن سوار و عبدالله بن عمر بوده اند. طبقه دهم: اسحاق بن ابی فروه، ابومعشر، عبدالله بن نافع، عثمان بُرِي و طائفه دیگر بوده اند. امام ذهبی می گوید: در باره اصالت نافع اختلاف است، بعضی می گویند: او بربری است. عده أی گفته اند: او نیشابوری است: تعدادی او را دیلمی، شماری طالقانی، و افرادی او را کابلی گفته اند. اما آنچه که مسلم است او از اهل فارس است. عبدالرحمن بن خراش گفته است: نافع مردی ثقه و بزرگوار است. از ایوب روایت شده است که عمر بن عبدالعزیز برای جمع آوری صدقات نافع را یه یمن فرستاد. زید بن ابی انیسه از نافع روایت نموده، که گفت: من در سی و چند حج و عمره به همراه عبدالله بن عمر(رض) بودم. ابن وهب از مالک روایت نموده، که گفت: من نوجوان کم سنی بودم، که به نزد نافع می رفتم، او می نشست و برایم حدیث می آموخت، و او همیشه بعد از نماز صبح در مسجد می نشست و تا طلوع آفتاب به آموزش حدیث می پرداخت، بسیاری اوقات اگر چیزی در دهنش بود، با کسی حرف نمی زد، و همیشه جامه و چادر(پتو) سیاهی می پوشید، و همیشه او را بعد از نماز صبح با همان چادر سیاه می دیدم. مالک می گوید: وقتی نافع حدیثی را روایت کند، حاجت به دیگری نیست. عبدالحمید بن عبدالعزیز بن ابی رواد از پدرش و او از نافع نقل می کند، وقتی که نزدیک مرگ نافع بود او گریه می کرد، برایش گفته شد: برای چه گریه می کنی؟ گفت: حدیث رسول الله(ص) در هنگام وفات سعد بن معاذ(رض) و قصه عذاب قبر به یادم می آید. از ابی  ابراهیم منذر حزامِي روایت است، که می گوید: من هیچ گاه از هشام بن عروه حرف زشت نشنیده بودم، مگر روزی مردی آمد، و گفت: یا اباالمنذر! نافع مولای ابن عمر می گوید: پدرت عروه از برادرش عبدالله بن زبیر افضل بود. هشام گفت: دروغ می گوید دشمن خدا، و او را دشنام داد، و گفت: به خداوند سوگند: عبدالله بهتر و افضل تر از عروه بود. نافع در سال 117 هجری قمری وفات یافته است.
   ابن کثیر دمشقی در کتاب البدایه والنهایه می نگارد: نافع مولای عبدالله ابن عمر مکنی به ابوعبدالله مدنی اصلش از بلاد مغرب است، و بعضی او را از نیشابور، تعدادی از کابل، و برخی از دیگر جاها گفته اند. او از مولایش ابن عمر و جماعتی از صحابه مثل رافع بن خدیج، ابی سعید، ابی امامه، ابی هریره، ام المومنین عائشه، ام المومنین ام سلمه و عده أی دیگر و نیز جماعتی از تابعین و دیگران حدیث روایت نموده، و از افراد ثقه و بزرگوار و از ائمه برجسته بوده است. بخاری می گوید: صحیح الاسناد ترین احادیث مالک به روایت نافع از عبدالله ابن عمر است. و دیگران گفته اند: نافع را عمر بن عبدالعزیز به مصر فرستاد، تا به مردم آن دیار سنن رسول الله(ص) را آموزش دهد. و عده أی کثیری از ائمه به توثیق او شهادت دادند. موصوف بنا بر روایت مشهور در سال 117 هجری قمری وفات یافت، خداوند او را رحمت کند.
   محمد بن سعد در کتاب طبقات می نویسد: نافع غلام آزادکردۀ عبدالله بن عمر بن خطاب است. کنیه اش ابوعبدالله و از مردم ابرشهر(نیشابور) بوده، که عبدالله بن عمر در جنگ ها او را به دست آورده است. محمد بن عمر واقدی ما را خبر داد، و گفت: نافع بن ابی نُعیم، اسماعیل بن ابراهیم بن عقبه و ابومروان عبدالملک بن عبدالعزیز بن ابی فروة همگان برای من نقل کردند، که مجموعه أی احادیثی که نافع از ابن عمر شنیده بود، در صحیفه أی نوشته بود، و ما همان را پیش او می خواندیم، و به او می گفتیم: ای ابا عبدالله! اینک که این صحیفه را پیش تو خواندیم، اجازه داریم، بگوئیم: نافع برای ما حدیث کرده است؟ گفت: آری. محمد بن عمر واقدی ما را خبر داد، و گفت: خودم از نافع بن ابی نعیم شنیدم، که می گفت: اگر کسی به تو خبر داد، که بر کسی از اهل دنیا نافع وابستۀ ابن عمر چیزی خوانده است، باور مکن، زیرا نافع ناتوان تر از ابن بود، که چیزی را درست بخواند، و اعراب کلمات را غلط می خواند. عارم بن فضل از حماد بن زید و او از عبیدالله ما را خبر داد، که می گفته است: نافع چیزی را تفسیر نمی کرد. محمد بن سعد می گوید: از قول سفیان بن عیینه به من خبر دادند، که می گفته است: اسماعیل می گفت: کوشش می کردیم، نافع را از غلط خواندن باز داریم، و نمی پذیرفت. با این همه سفیان بن عیینه می گفته است: کدام حدیث از حدیث نافع استوارتر است. عارم بن فضل ما را خبر داد، و گفت: حماد بن زید از گفتۀ عبیدالله بن حفص برای ما نقل کرد، که می گفته است: عمر بن عبدالعزیز(رح) نافع را به مصر گسیل داشت، که سنت های اسلامی را به آنان بیاموزد. محمد بن عمر واقدی و جز او گفته اند: نافع از ابن عمر، ابوهریره، رُبَیع دختر معوذ، صفیه دختر ابوعبید و از اسلم بردۀ آزاد کرده و وابسته حضرت عمر بن خطاب(رض) حدیث روایت کرده است. نافع محدثی مورد اعتماد و بسیار حدیث بوده است، او در مدینه به سال یکصد و هفده به روزگار خلافت هشام بن عبدالملک درگذشته است.

منابع و مآخذ:
1 – تهذیب الکمال – مجلد بیست و نهم – از صفحه 298 الی صفحه 306 – به شماره 6373 – تالیف جمال الدین مزِي – عربی.
2 – تهذیب التهذیب – مجلد پنجم – صفحه 589 و 560 – به شماره 8323 – تالیف ابن حجر عسقلانی – عربی.
3 – تقریب الثقات – صفحه 1216 – به شماره 14400 – تالیف امام محمد بن حبان بستی – عربی.
4 – سیر اعلام النبلاء – مجلد اول – صفحه  1423، 1424 و 1425 – به شماره 117 طبقه دوم – تالیف شمس الدین ذهبی – عربی.
5 – الکاشف – جزء سوم – صفحه 182 – به شماره 5868 – تالیف امام شمس الدین ذهبی – عربی.
6 – البدایه والنهایه – مجلد پنجم – صفحه 332 – وقایع سال 117 هجری قمری – تالیف ابن کثیر دمشقی – عربی.
7 – طبقات – جلد ششم  - صفحه 131 و 132 – تالیف محمد بن سعد کاتب واقدی – ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی – فارسی.

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب