31-12-2018

عبدالکریم غریق

إبراهیم بن مُنذر قرشِي أسدِي حِزامِي مدنِي:
31-12-2018

عبدالکریم غریق

إبراهیم بن مُنذر قرشِي أسدِي حِزامِي مدنِي:


امام ابراهیم بن منذر بن عبدالله بن منذر بن مغیره بن عبدالله بن خالد بن حزام  بن خویلد بن اسد بن عبدالعزی بن قصِي بن کِلاب قرشِي أسدِي حِزامِي مکنی به ابو اسحاق مدنی، از اهالی مدینه رسول الله(ص) و مردی ثقه و حافظ حدیث بوده است، و خالد بن حزام برادر حکیم بن حزام از اجدادش می باشد. موصوف از ابراهیم بن علی رافعِي، ابراهیم بن مهاجر بن مِسمار، اسحاق بن ابراهیم بن سعید مدنِي، اسحاق بن جعفر علوِي، ابی ضَمرَه انس بن عیاض، بکر بن سُلُیم صَوَّاء، حجاج بن عبدالرحمن بن مضرب بن کعب بن زهیر بن أَبِي سلمِي معروف به ابن ذِي الرُّقَیبَه، حسن بن علی بن حسن بن ابی الحسن بَرَّاد، حفص بن سعید قرشِي، حفص بن عمر بن أَبِي عَطَّاف، داود بن عطاء، زکریا بن مَنظور قُرَظِي، سفیان بن حَمزَه اسلمِي، سفیان بن عُیَینَه، صالح بن عبدالله بن صالح، صَدَقه بن بشیر مولی العُمَرِيين، عاصم بن عبدالعزیز أَشجعِي، ابی علقمه عبدالله بن محمد بن عبدالله بن ابی فَروة فَروِي، عبدالله بن محمد بن یحیی بن عروه بن زبیر، عبدالله بن معاذ صَنعانِي، عبدالله بن موسی تَیمِي، عبدالله بن نافع صائِغ، عبدالله بن وهب مصرِي، ابی بکر عبدالحمید بن ابی اویس، ابی جَعد عبدالرحمن بن عبدالله حجازِي، عبدالرحمن بن مغیره بن عبدالرحمن حزامِي، عبدالعزیز بن ابی ثابت زُهرِي، عتیق بن یعقوب زبیرِي، عمر بن عثمان بن عمر بن موسی بن عبیدالله بن معمر تَیمِي، عیسی بن مغیره بن ضحاک حزامی، قاسم بن رشدِين بن عمیر، کثیر بن جعفر بن ابی کثیر، مالک بن انس، خالویش محمد بن ابراهیم بن مطلب بن سائب بن ابی وداعه سَهمِي، محمد بن اسماعیل بن ابی فُدَیک، محمد بن طلحه تیمِي، محمد بن عُتبَه لَهبِي، محمد بن فُلَیح بن سلیمان، مُطَرَّف بن عبدالله یَسارِي، معن بن عیسی قَزَّار، مغیره بن عبدالرحمن مخزومِي، موسی بن ابراهیم انصارِي، ولید بن مسلم، وهب بن عثمان مخزومِي، یعقوب بن جعفر بن ابی کثیر و یوسف بن محمد صیفِي حدیث روایت نموده، و از او محمد بن اسماعیل بخارِي، ابن ماجه، ابراهیم بن احمد بن نعمان أزدِي، ابوعبدالملک احمد بن ابراهیم بُسرِي، احمد بن زَنجوبه مُخَرَّمِي، احمد بن ابِي خَیثَمَه زهیر بن حرب، احمد بن زید بن هارون قَزَّاز مکِي، احمد بن محمد بن حجاج بن رِشدین بن سعد مصرِي، احمد بن مَردک رازِي، ابوبکر احمد بن مَطَر بن ابی الشَعبثاء فَزارِي، احمد بن یحیی ثَعلب نحوِي، احمد بن یحیی حلوانِي، احمد بن یوسف تَغلِبِي، بَقِي بن مَخلَد أندلسِي، جعفر بن سلیمان نَوفلِي مدنِي، جعفر بن محمد بن شاکر صائِغ، حسن بن صَبَّاح بَزَّار، ابوهاشم زیاد بن ایوب طوسِي، عبدالله بن احمد بن ابراهیم دَورَقِي، عبدالله بن سعید بن ماهان کاتب مَطَرف، عبدالله بن صَقر سُکرِي، عبدالله بن عبدالرحمن دارمِي، ابوبکر عبدالله بن محمد بن ابی الدنیا، عبدالملک بن حبیب فقیه مالکِي، عبدوس بن دَیزُویه رازِي، ابوزُرعَه عبیدالله بن عبدالکریم رازِي، ابوبکر عبیدالله بن محمد بن عبدالعزیز عمرِي، عثمان بن سعید دارمِي، عمران بن موسی سختبانِي جرجانِي، محمد بن ابراهیم بن سعید فُوشَنجِي، ابوجعفر محمد بن احمد بن نصر ترمذِي، ابوحاتم محمد بن ادریس رازِي، ابوبکر محمد بن اسحاق صاغانِي، محمد بن عبدالله بن سلیمان حضرمِي، ابویحیی محمد بن عبدالرحیم بزاز معروف به صاعقه، محمد بن علی بن حمزه انصارِي، محمد بن ابی غالب قُومِسِي، محمد بن یعقوب بن فَرجِي، مَسعَده بن سعد عطار مکِي، مُصعب بن ابراهیم بن حمزه زبیرِي و یعقوب بن سفیان فَسَوِي فارسِي روایت کرده اند. احادیثی از او را ترمذِي و نسائِي در کتب شان آورده اند. نسائی می گوید: روایت از او اشکالی ندارد. صالح بن محمد معروف به جزره او را صدوق گفته است. دارقطنِي او را ثقه گفته است. عبدالخالق بن منصور به نقل از یحیی بن معین می گوید: او ثقه است. عثمان بن سعید دارمِي می گوید: یحیی بن معین را دیدم، که احادیثی را از ابراهیم بن منذر به نقل از ابن وهب می نوشت، به گمانم که احادیث مغازِي بود. عبدالرحمن بن ابی حاتم می گوید: از پدرم در باره ابراهیم بن منذر پرسیده شد، پدرم گفت: او ثقه است. ابن وضاح می گوید: او را در مدینه ملاقات کردم، او ثقه است. زبیر بن بکار می گفت: ابراهیم بن منذر عالم به حدیث و مردی صاحب مروت و قابل قدر است. زکریا بن یحیی ساجِي می گوید: برایم از امام احمد بن حنبل خبر رسیده است، که در درباره او حرف می زده، و او را نکوهش می کرده است. یعقوب بن سفیان فسوِي و محمد بن عبدالله حضرمِي می گویند: ابراهیم بن منذر در سال 236 هجری قمری وفات یافت. و یعقوب بر آن افزوده است: وفات او در ماه محرم در زمان برگشت حجاج بوده، و موصوف در مدینه وفات یافته است.
   امام حافظ ابومحمد عبدالرحمن بن ابی حاتم تیمِي حنظلِي رازِي در کتاب الجرح والتعدیل می نویسد: ابراهیم بن منذر حزامی مدینی از اولاد خالد بن حزام بوده، و از سفیان بن حمزه، محمد بن طلحه تیمِي، ابی ضمره و عبدالله بن موسی تیمِي حدیث روایت نموده است. ابن ابی حاتم می گوید: از پدرم و هم چنین از ابازرعه شنیدم، که از پدرم راجع به ابراهیم بن منذر سوال گردید؟ پدرم گفت: او صدوق است. عبدالرحمن از یعقوب بن اسحاق هروِي روایت نموده، که او نامه أی برایم فرستاده، و گفته است: عثمان بن سعید دارمِي می گوید: یحیی بن معین را دیدم، که احادیثی را از ابراهیم بن منذر حزامی به نقل از ابن وهب می نوشت، و به گمانم که درباره مغازی بود.
   امام ابوسعد عبدالکریم سمعانِي در کتاب الأنساب می نگارد: ابواسحاق ابراهیم بن منذر حزامِي قرشِي از اهالی مدینه بوده، و حزامی به کسر حاء مهمله و زاء و میم و بعد الف  نسبت وی به جد اعلی او حزام بن خویلد می باشد. نامرده از ابن عیینه و ابی ضمره انس بن عیاض حدیث روایت نموده، و از او عمران بن موسی سختیانِي جرجانِي و جماعتی دیگر روایت کرده اند. موصوف در ماه محرم سال 236 هجری قمری زمان برگشت از حج در مدینه وفات یافت. مصعب بن عبدالله زبیرِي می گوید: منذر بن عبدالله به بغداد رفت، و تعداد زیادی از برادران اهل فضل، علم و دین بر وی گرد آمدند، و ایام خوشی را فراهم آورده بودند، که جمع می شدند، و مجلس حدیث برپا می داشتند،  و در آن خیر کثیری از جمله اقامه نماز، ذکر و مباحثات علمی بود. ابو کامل بصیرِي در کتاب المضافات ابراهیم بن منذر حزامی را از اولاد حکیم بن حزام(رض) آورده، که اشتباه است، و نامبرده از اولاد خالد بن حزام برادر حکیم بن حزام می باشد. 
   خطیب ابوبکر بغدادِي در تاریخ بغداد می نویسد: ابراهیم بن منذر مردی ثقه است، به بغداد آمد، و در آن شهر حدیث گفت. خطیب می گوید: اما بعضی گفته اند، که در احادیث ابراهیم بن منذر تعدادی احادیث منکر وجود دارد، می گویم: من در احادیثش حدیث منکر نیافتم، اما او از تعدادی افراد مجهول و غیر مشهور در نزد محدثین حدیث روایت نموده، به آنهم یحیی بن معین و دیگران از حفاظ حدیث از او راضِي بودند، و او را موثق شمردند.
   امام محمد بن حبان بستِي خراسانِي در کتاب تقریب الثقات آورده است: ابراهیم بن منذر بن عبدالله بن منذر بن مغیره بن عبدالله بن خالد بن حزام بن خویلد حزامِي قُرشِي مکنی به ابواسحاق از جمله اتباع تابعین و از اهالی مدینه بوده، و در سال 235 با 236 هجری قمری وفات یافته است.

منابع و مآخذ:
1 - تهذیب الکمال – مجلد دوم – صفحه 207، 208، 209، 210 و 211 – به شماره 249 – تالیف جمال الدین مزِي – عربی.
2 – تهذیب التهذیب – مجلد اول – صفحه 169 و 170 – به شماره 299 – تالیف حافظ ابن حجر عسقلانِي – عربِي.
3 – سیر اعلام النبلاء – مجلد دوم – صفحه 1132 و 1133 – به شماره 1798 – تالیف امام ابوعبدالله شمس الدین ذهبی – عربی.
4 – الجرح والتعدیل – مجلد دوم – صفحه 85 – به شماره 450 – تالیف ابومحمد عبدالرحمن بن ابی حاتم رازی – عربی.
5 – تقریب الثقات – صفحه 149 – به شماره 268 – تالیف امام محمد بن حبان بستِي خراسانِي – عربی.
6 – الأنساب – جزء دوم – صفحه 214 – مبحث حرف حاء – تالیف امام ابوسعد عبدالکریم بن محمد بن منصور تمیمی سمعانی – عربی.
7 – تاریخ بغداد – مجلد هفتم – از صفحه 122 الی صفحه 125 – به شماره 3188 – تالیف خطیب ابوبکر بغدادی – عربی.
 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب