12-01-2019

عصمت الله راغب

آیا گفتگوهای اخیر صلح افغانستان نتیجه می دهد؟
12-01-2019

عصمت الله راغب

آیا گفتگوهای اخیر صلح افغانستان نتیجه می دهد؟


علی‌ارغم اینکه تلاش های اخیر دولت برای تامین صلح بسیار بی پیشینه است و همه باید نسبت به صلح افغانستان به چشم امید دید، اما من روی چند دلیل  نسبت به گفتگوهای اخیر پیرامون صلح در افغانستان باورمند نیستم:
۱- تجربه ثابت ساخته است که کشورهای ذیدخل در جنگ افغانستان هیچگاهی به تلاش های صلح افغانستان پابند نبوده و نیستند، اما تنها کوشش می کنند به حمایت از طالبان بطور موسمی در فصل سرمای زمستان باب گفتگوهای صلح را مقطعی بگشایند و برای آنها در خاک افغانستان در این فصل پناهگاه امن فراهم کنند.
2- سیاست خارجی افغانستان اخص در امور کشورهای منطقه یی مثل پاکستان، هند، ایران...یکی از عوامل جدی بازدارندگی رسیدن به نتیجه صلح و برعکس وسیله برای تداوم جنگ های نیابتی در افغانستان است. همیشه عدم توجه به سیاست های موازنه یی یکی از عوامل جدی بوده که به کشورهای مداخله گر مخصوصاً کشورهای همسایه فرصت داده تا در امور داخلی ما مداخله کنند.
3- تضاد کشورهای همسایه در سر منابع افغانستان، اخص منابع آبی... به عبارت دیگر می توان گفت که منافع کشورهای همسایه قدرتمند در حفظ ناتوانی و ضعیف ساختن کشورماست. بنابر این تا زمانی که تضاد منافع کشورهای جهانی و منطقه ی در افغانستان از بین نرود، کشورهای ذینفع از مداخله در امور افغانستان دست برنخواهند داشت.
4- اگر واقعا کشورهای متهم به حمایت از طالبان به پایان جنگ افغانستان پابند اند، پس لطف کنند بجای ادبیات شعاری و فریبنده منابع مالی آنها را بخشکانند، وقتی طالبان منابع مالی شان قطع باشد، به هیچ عنوانی قادر به تداوم جنگ افغانستان نخواهند بود.
5- از طرف دیگر سخنان اخیر ترامپ که تلویحاً اشاره به خروج نیروهایش از افغانستان داشت، در حقیقت تمام تلاش های صلح افغانستان را نقش بر آب کرد. دشمنان افغانستان باردیگر اطمنان یافتند که امریکا از جنگ افغانستان خسته شده و بزودی از این کشور خارج خواهند داشت. و اخراج نیروهای خارجی، طالبان و حامیان آنها را به تداوم جنگ های نظامی تا پیروزی، از نو امیدوار ساخت.
6- مشکلات دیگر فرا راه تامین صلح افغانستان چالش های داخلی افغانستان است که شامل امور سیاسی، فرهنگی، مذهبی و زبانی می گردد. با کمال تاسف با گذشت هر روز شکاف های درون قومی و سیاسی فربه تر شده می رود. و کلان ترین چالش هویت های قومی در افغانستان اینست که فقط در حد ادبیات شعاری برادر همدیگر اند، اما در عمل همه با یکدیگر اغیاری بیش نیستند، ادامه این گونه تنش ها و چالش موانع محکمی فرا راه صلح افغانستان گفته می‌شود.
7- - ناکارایی شورای صلح و عملکردهای منفعلانه این نهاد یکی دیگر از موارد است که امید مردم را نسبت به پروسه صلح قطع ساخته است.
8- چالش دیگر سر راه صلح افغانستان اینست که طرف مقابل هنوز از موضع مشخص وارد گفتگو نمی‌شود، اول چند دسته گی طالبان و بی اختیار بودن آنها عامل جدی ناکامی صلح است و بعد فرض بگیریم که اگر طالبان صلح کردند، با بقیه گروه های مثل داعش و القاعده.... چه خواهند کرد؟؟.
9-  ما مردم افغانستان تا رسیدن به صلح نیازهای جدی داریم که باید روی آن تمرکز بیشتر شود و بخش از آن نیازها عبارت اند از؛ تلاش در راستای کاهش شکاف های سیاسی و فرهنگی میان هویت های قومی. تلاش در راستای همدیگرپذیری و تحقق وحدت ملی. بلند بردن سطح آگاهی مردم با توجه به زیرساخت‌های تعلیمی و تحصیلی در درازمدت می تواند مردم افغانستان را به صلح دایمی امیدوار سازد.
10- عامل بازدارنده دیگر فرا راه صلح افغانستان، تضاد در برداشت ها و باورهای یک دیگر است، طرف مقابل دولت افغانستان در پی تاسیس امارت اسلامی است و زمامداران صاحب قدرت، طرفدار جمهوریت در سایه دموکراسی، چیزی که از بنیاد بر پایه های فکری و عقیدتی دشمن افغانستان جور در نمی آید. پس چه گونه می توان با گفتگوهای اخیر که تنها حامیان طالبان کما فی السابق در پی برقراری ملجای امن در فصل سرمای زمستان است، به آینده صلح افغانستان خوشبین بود.
11- به هرحال اگر گفتگوهای صلح فرصتی شود که مردم بی گناه ما برای یک روزهم که می شود کشته نشوند، ما از آن استقبال می کنیم، اما می دانیم صلح افغانستان پیچیده تر از هر موضوع دیگر در این کشور است که تا رسیدن به آن زمان زیاد می طلبد.
مسئولیت نسل جوان ما چیست؟
ملت افغانستان بخصوص نسل جوان افغانستان همه باید در پی دریافت پاسخ یک سوال باشند؛ او اینکه؛ در این عصر جهان شدن و رفتن بسوی ارزشهای جهانی، چگونه تنها کشور ماست که بر خلاف سایر کشورهای همسان ما که دارای تنوع قومی، زبانی ومذهبی می باشند؛ بازهم به صلح رسیده اند و برای آبادی و منافع کشور خود تلاش می کنند؛ اما این تنها ماستیم  که هرقدر به پیش می رویم برخلاف ارزشهای جهانی شدن شکاف ها میان ما بیشتر می شود، همدیگرپذیری و حسن اخوت و هم شهری بودن در حد شعار باقی میماند و بس؟!
به باور من دست یافتن با این همه پاسخ ها و علاج این همه بیماری های مزمن و ویرانگر که همانا عصبیت های تباه کننده قومی، زبانی و مذهبی باشد، یگانه راه غالب شدن به آن در این شرایط حساس تنها و تنها با همت جوانان دلسوز و بادرک امکان پذیر است و بس. یعنی این تنها رسالت خطیر جوانان است که در عصر نوین دور از هر دغدغه دیگر با استفاده از تجهیزات و امکانات دنیای مدرن در امر پخش و نشر پیام های مملو از اخوت و برادری تلاش نمایند تا گم شده ی مردم افغانستان را که همانا به پرواز درآوردن کبوتر صلح در آسمان جنگ زده افغانستان است به آن برسیم.
ما همه تشنه صلح هستیم و برای بدست آوردن آن قاطعانه می کوشیم و می رزمیم.

با احترام
راغب
22/10/97

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب