18-02-2019

احمد سعیدی

خوردن سوپ "برش" در مسکو، "شورمه" در دوحه، "دال" در اسلام آباد و جنگ در افغانستان
18-02-2019

احمد سعیدی

خوردن سوپ "برش" در مسکو، "شورمه" در دوحه، "دال" در اسلام آباد و جنگ در افغانستان


با درنظرداشتمداخله و دید و بازدید های پشت پردۀ دیروز مقامات پاکستان با طالبان تا مداخله و جلسات روی پردۀ امروز، باید گفت که نشست طالبان با نخست وزیر پاکستان نخستین نشست با کشور ها در سطح منطقه و فرا منطقه نیست؛ چنانچه چندی قبل گروه طالبان نشست های در قطر با نماینده خاص امریکا زلمی خلیلزاد نیز داشته اند و دیدگاه و نظریات خود را پشت درهای بسته با وی شریک ساخته اند. به سلسله همین دید و بازدیدها، نماینده گان طالبان در مسکو با بعضی از نماینده گان احزاب، شخصیت های سیاسی و یک تعداد از حامیان خود طالبان که در حکومت وحدت ملی فعال اند، تحت رهبری آقای حامد کرزی رئیس جمهور قبلی افغانستان نشست دو روزه ای داشتند. طالبان فرصت را غنیمت دانسته در نشست مسکو نظریات و دیدگاه های خود را از جمله آوردن تغییرات در قانون اساسی افغانستان رهایی همه زندانیان آنها که در قید حکومت افغانستان به سر میبرند،  بیرون کشیدن نام شان از لست سیاه و یکتعداد فرمایشات و گفتگو های خود را با رسانه ها در سطح ملی و بین المللی شریک ساختند. اما در حال حاضر که پاکستانی ها تقسيم اوقات نشستهای طالبان را در اسلام آباد با عمران خان، وليعهد عربستان سعودی و نمايندۀ خاص ايالات متحدۀ امريکا در امور افغانستان تدوين و تنظيم نموده اند، به يقين که هدف شان در قدم اول برملا کنندۀ اين حقيقت است که اسلام آباد در تلاش ساختن حکومت موازی با حکومت وحدت ملی از طریق طالبان است. از سوی دیگر دعوتی را که اسلام آباد از طالبان بخاطر نشست و مذاکره با نخست وزیر آن کشور به عمل آورده، میخواهد این پیام را به افغانستان و جهان بدهد که گویا گروه طالبان در پاکستان حضور فزیکی ندارند و ما آنها را از خارج پاکستان بخاطر مذاکره در راه صلح دعوت کرده ایم. نشست اسلام آباد هرچه باشد اگر طالبان واقعاً مستقل و افغان اند، مردم افغانستان انتظار پیام های دیگری را نیز از طالبان در نشست اسلام آباد دارند؛ مثلاً دیدگاه طالبان در مورد اينکه جنبش تحفظ پشتون ها تحت رهبری منظور پشتین که بخاطر غصب حقوق شان علیه مظالم پنجابی ها به پا خاسته اند چیست؟ همچنان در مورد خط فرضی دیورند نظر طالبان در مقابل پاکستان از چه قرار است؟ 
باور دارم با همه مداخله گری های بی شرمانۀ پاکستانی ها در این روز ها، لحظات دشواری را زمامداران پاکستان تجربه میکنند. حمله گروه جهش محمد به حمایت اردو و استخبارات پاکستان بر سربازان هندی در کشمیر، قهر و غضب هند را بر انگیخته است و پاکستانی ها انتظار عمل بالمثل از طرف هندوستان را لحظه شماری میکنند. در چنین وضعیتی مقامات پاکستانی میخواهند از نشست اسلام آباد با طالبان و حمایت آن گروه از پاکستان علیه هندوستان بهره برداری نمایند. روی دیگر صفحه بر میگردد با نقش خلیلزاد و سعودی ها؛ چنانچه آقای زلمی خلیلزاد نماینده خاص وزارت خارجه امریکا بخاطر مصالحه با طالبان سفری را که یکبار دیگر آغاز کرده است، بعد از دید و بازدید ها از کشور های مختلف روز گذشته وارد کابل گردیده و بعد از ملاقات با آقای اشرف غنی رئیس جمهور ومقامات دیگر، با عجله از کابل به اسلام آباد میرود تا یکبار دیگر نشستی با گروه طالبان به میزبانی پاکستان داشته باشد.
 نشستی را که آقای خلیلزاد در این هفته با طالبان در اسلام آباد دارد، تنها نشست طالبان با آقای خلیلزاد نیست. این گروه نشست های جداگانه ای با عمران خان نخست وزیر پاکستان، شاه محمود قریشی وزیر خارجه آن کشور و محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی که با دست پر به پاکستان آمده است. این ولیعهد جوان و مغرورکه در این سفر اضافه تر از 600 نفر نوکر و چاکر وی را همراهی مینماید در حدود یک ملیارد دالر کمک مالی به پاکستان تحفه خواهد داد تا اقتصاد ورشکسته پاکستان بپا ایستاده شود.
همچنان به گفتۀ ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان، هئیت این گروه در روز های اقامت خویش در پاکستان، بر علاوه ملاقات با مقامات پاکستانی ولیعهد سعودی و زلمی خلیلزاد، با مهاجرین افغانستان،  تجار ملی که در آن کشور حضور دارند و یک تعداد اشخاص و افراد دیگر گفتگو و مذاکراتی خواهند داشت. حتی گفته میشود؛ گروه طالبان روی روابط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برای سیاست گذاری های آینده با نخست وزیر پاکستان و ولیعهد سعودی گفتگو مینمایند. 
من نشست طالبان با عمران خان نخست وزیر پاکستان را بدون موافقه و حضورداشت نمایندۀ حکومت افغانستان در اسلام آباد، مداخلۀ آشکارا در امور افغانستان میدانم و از سوی دیگر باور دارم از این نشست نسبت به هر کشور و نهاد های دیگر؛ پاکستان و طالبان مفاد بیشتری خواهند برد.
عمران خان نخست وزیر پاکستان در این نشست درحالیکه از يکطرف نورم های قبول شدۀ ملی و بین المللی را در مقابل حکومت وحدت ملی، زیر پا میکند، از سوی دیگر میخواهد طالبان را نه یک گروه جنگی و تروریستی، بلکه منحیث یک تحریک سیاسی فراگیر در سطح منطقه و جهان معرفی کند.
 به عقیدۀ من مذاکرات مستقیم نخست وزیر پاکستان و محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی با طالبان، تلاشی است بخاطر به انزوا کشانيدن حکومت وحدت ملی و معرفی اسلام آباد منحیث کشور تاثیرگذار برای جهان و بخصوص برای امریکا در تعيين سرنوشت جنگ و صلح افغانستان. همچنان نخست وزیر پاکستان تلاش خواهد کرد تا در نشست های بعدی نقش عربستان سعودی را نسبت به قطر و مسکو برجسته سازد.
 بدون تردید گروه طالبان نشستی که با عمران خان دارند، با وی و مقامات استخباراتی پاکستان اطمینان می دهند که ما اگر با زلمی خلیلزاد نماینده امریکا ملاقات های داشته ایم، یا سفر های به روسیه و کشور های دیگر نموده ایم، در تمام مذاکرات و گفتگو های ما چه در گذشته و چه در آینده، منافع پاکستان برای ما خط سرخ بوده و خواهد بود.
فکر میکنم در این نشست، ظاهراً پاکستان به طالبان خواهد گفت که با حکومت افغانستان نیز مذاکره نمایند، اما این پیشنهاد هرگز صادقانه نخواهد بود. متأسفانه از چندی بدینسو، نشست ها و گفتگو ها با طالبان طوری تدوین و طراحی گردیده است که نقش حکومت افغانستان کمرنگ جلوه داده شود و کوشش ميگردد تا حکومت وحدت ملی به انزوا و بن بست سیاسی مواجه شود.  تنها و تنها این مداخلات و این گفتگو ها که در اسلام آباد طراحی شده یگانه درد نیست، بلکه همه میدانیم کشور و مردم عزیز ما در گذشته و حال در جنگ های نیابتی و رقابتی که دامنگیر آن بوده سرچشمه همه برگرفته از رقابت های هند و پاکستان، روسیه و امریکا، سعودی و ایران و یک تعداد بازیگران دیگر منطقوی و فرا منطقوی بوده است. اما حالا تشویش اينست که یکبار دیگر رقابت های قطر و عربستان سعودی مشکل دیگری را به ما ایجاد نکند که حتماً خواهد کرد.
  با در نظرداشت مخالفت های سیاسی و ایدیولوژیکی که بین قطر و عربستان سعودی وجود دارد قطر در تلاش بود تا عربستان سعودی نتواند گروه طالبان را مانندی که قطر در زیر چتر خود دارد، با خود داشته باشد. اما پاکستان که یار دیرینۀ عربستان سعودی است از چندی بدینسو تلاش میکرد تا زمینۀ ملاقات بین گروه طالبان و محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی را فراهم نماید.
قرار است فردا ملاقات طالبان با ولیعهد سعودی در اسلام آباد صورت گیرد. اما با در نظرداشت رقابت های سعودی و قطر، این ملاقات مشکل دیگری را در سرنوشت صلح افغانستان ایجاد میکند. شما میدانید مخالفت بین سعودی و قطر سابقه طولانی و زیادتر جنبۀ ایدیولوژیکی دارد. بدون تردید مخالفت های این دو کشور زیادتر روي رهبري جريان هاي فكري اهل سنت و جماعت است.
همه میدانند که کشور قطر، حامي انديشه اخوان المسلمين است؛ چنانچه آگاهی دارید به آقای قرضاوي پناهنده گی سیاسی داده است. همین آقای قرضاوی در کشور مصر از جمله رهبران بزرگ اخوان المسلمین شمرده می شود. از سوی دیگر کشور قطر که بعد از کویت در کشور های عربی از جمله سرمایه دارترین کشورها شمرده میشود، از سالیان متمادی در فلسطين به گروه حماس كمك های مالی و حتی لوژستیکی مینماید، سرنوشت خالد مشعل نیز به همه معلوم است. از سوی دیگر حزب حاكم عدالت و توسعۀ تركيه تحت رهبری رجب طیب اردوغان نسبت به سعودی با قطر رابطه بهتری دارد اما برعکس عربستان سعودی از اسلام سياسي یعنی سلفي وهابي حمايت مي كند و تلاش دارد تا اندیشه های اخواني را به انزوا بکشاند و سلفی ها را تقویه نماید. علاوه بران اکثریت اخوانی ها دلایل شکست خود را، به دوش عربستان سعودی می اندازند. در کشور عزیز ما افغانستان نیز حزب اسلامی گلبدین حکمتیار، جمعيت اسلامی، حرکت اسلامی و یک تعداد احزاب دیگر که اندیشه های اخوانی دارند، با ورود عربستان سعودی و نزدیک شدن طالبان به آن کشور منزوي مي شوند. عربستان سعودی تلاش خواهد کرد تا طالبان در آینده رهبری جريان اسلام سياسي در افغانستان را به عهده داشته باشند. البته جريانی كه شديداً متأثر از انديشه هاي سلفي متأثر از ديوبندی ها و بریلوی ها مي باشد.
با نزدیک شدن سعودی با طالبان، حضور قطر به عنوان كشور ميزبان دفتر سياسي طالبان در مذاكرات صلح، وضعیت را در دراز مدت به نفع خود ندانسته، تغییر سیاست خواهد داد.
به نظر من، در صورتيکه پاکستان بتواند نقش عربستان سعودی را در مذاکرات صلح نسبت به قطر و کشور های دیگر پررنگ سازد، درآن صورت قطر و ایران، دو كشور بازندۀ منطقه در قضایای افغانستان خواهند بود.
درچنین وضعیتی، زور آزمایی های منطقۀ عربي خاورميانه، وارد ميدان افغانستان مي شود و سرنوشت صلح را تا زمان نامعلومی تیره تر خواهد ساخت. حضور فعال عربستان سعودی در قضیه افغانستان، بحران موجود افغانستان را چه در سطح داخلي و چه در سطح منطقوی، افزايش خواهد داد.
 گرچه تا کنون نقش امریکا و قطر در سرنوشت صلح نسبت به بازیگران دیگر برجسته تر است، با آنهم اگر حکومت افغانستان نتواند مذاکرات صلح را از انحصار امریکا و کشور های دیگر بشمول قطر، سعودی و پاکستان بیرون نماید و نقش کشور های اروپایی و سازمان ملل متحد را در این راه همسو و همگام به خود نسازد، آیندۀ صلح به هیچ صورت روشن نخواهد بود و این گفتگو های که در سطح منطقه و فرا منطقه بخاطر آوردن صلح و ختم جنگ در افغانستان آغاز گردیده، به زودی نتایج مطلوبی از خود بجا نخواهد گذاشت.
نوت: لحظات که آخرین جملات و کلمات این مقاله را می نوشتم اطلاع یافتم که ملاقات عمران خان با طالبان با در نظرداشت مصروفیت های که بخاطر استقبال محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی داشته لغو گردیده شاید این ظاهر قضیه باشد پشت پرده لغو این ملاقات شاید حرف های دیگری نهفته باشد که ما تا هنوز نمیدانیم.

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب