16-03-2019

عبدالقدیر علم

بمناسبت چهلمین روز عروج ملکوتی داکتر محمد ابراهیم ملکزاده
16-03-2019

عبدالقدیر علم

بمناسبت چهلمین روز عروج ملکوتی داکتر محمد ابراهیم ملکزاده
 

 
بمناسبت چهلمین روز عروج ملکوتی داکتر محمد ابراهیم ملکزاده
 

 
به مناسبت چهلمین روز عروج ملکوتی داکتر ابراهیم ملکزاده روز شنبه 16 مارچ 2019 از طرف ، محصلین،دوستان ، هواداران ،پیروان وارادتمندانش محفل یاد بود در شهر علم ومعرفت ،تاریخ وتمدن هرات بر گزار شد وبه مناسبت این روز خجسته وپر شکوه این یاد واره  را رقم زدم  تا یاد وخاطر این قهر مان مرد تاریخ معاصر کشور در دل ها وخاطره ها ثبت گردد،درین روز دوستان حدیث عزت وآزادی ، شهامت وشجاعت را نجوی میکنند وتلاش میکنند خودرا در آینه تاریخ زندگی اسطورۀ جهاد ومقاومت ، تقوی وصداقت، افتخار وشرافت ببینند واین نوشته گوشه از زندگی پر مخاطره این قهر مان مرد تاریخ معاصر سر زمین مارا با خاطره روز های تشییع وتکریم وتدفیت وتر حیم جنازه به تصویر کشیده است .

* میلاد  نور وشجاعت :
 صبحگا هان 25حمل سال 1344 خورشیدی ستاره ساطع وپر نور از آسمان هستی وافق کوه چهل ابدال  در بین جماعت منتظر دهکدۀ سر جنگل ولسوالی تیوره ولایت غورنور افگنی کرد وبا طلوع این اختر تا بناک گل خوشبوی ایمان، تقوی، صداقت ، شجاعت ،همت وبرد باری  در اطراف چشمه سار های چهل ابدال ودامنه های پر طراوت سر جنگل بنام محمد ابراهیم ملک زاده فرزند فرزانه میرزا عبدالرحمن ملکزاده جوانه زد وبا گذشت هر روز بر شکوفائی وبالندگی  نهال شجاعت ومناعت افزود وبا دادن میوه ثبات وپایداری، حلم وبرد باری ،تقوی وپر هیز گاری کام همه را شرین ساخت.

طفولیت و تبارز او صاف:
طفل آرام وبا صلابت  در حال شکل دهی شخصیت بود واین شخصیت چون در خت پر ثمر بنام محمد ابراهیم ملکزاده با گذشت هفت بهار از زندگی ورویش برای افراد ما حول وکنارش ثمر اخلاق ، مروت وبردباری بار آورد وهمگان را شیفته اخلاق وجوانمردی اش ساخته بود .او در همین سن طفولیت از محیط خانه به سراغ مدرسه رفت . نخست در مکتب  ابتدا ئیه جهل ابدال ولی قدم بر دروازۀ مکتب نهاد وبا اندک زمانی علم را با عقل وادب آراسته ساخت اخلاق حمیده ، نیکووپسندیده آن قلب هارا تسخیر کرد.در سال 1357 خورشیدی با تحولات دراماتیک سیاسی در کشور جغد سیاه نا آرامی ونا سازگاری بر زندگی آن نیز سایه افگند ومانند همه فرزندان پاک دل ونیک  سرشت میهن از مکتب ومعارف محروم وبا مشکلات فزاینده دست وپنجه نرم میکرد.

نو جوانی ومسئولیت های بزرگ :
داکترمحمد ابراهیم ملک تازه قدم در آستانۀ جوانی گذاشته  بود که مستولیت های بزرگ خانواده بدوشش گذاشته شد.در سال  1358 خورشیدی پدر وبرادر ارشد داکتر ابراهیم ملکزاده از طرف حکومت مداران مردم آزار زمان به سلول های زندان قند هار افتاد وملک زاده  نو جوان نا خواسته  سر پرستی فامیل وخانواده  را عهده دارشد .درین ایام  سر در گمی وتلخ کامی را تجر به میکرد از دولت  باید میترسید وبه گروپ های مسلح کم سواد بنام مجاهدین  هم باید پاسخ میداد ونیاز های خانواده را نیزبر آورده میساخت. او در زیر چنبره مشکلات وناگواری ها  به دور خود میچر خید اما سر انجام مؤفق وسر فراز ازین امتحان بدر آمد تا اینکه پدر مهربان وبرادر ارشدش محمد طاهر ملک زاده از زندان قند هار رها  وبه محیط بر گشتند ومحمد طاهر ملک زاده بصفت فر مانده نستوه وسلحشور مجاهدین در آمد وبار سنگین مشکلات را از دوش برادر کهتر وتنها (محمد ابراهیم ملکزاده )بر داشت واورا دوباره بسوی مکتب ومدرسه فرستاد.

پروانۀ که سر انجام شمع شد:
تازه جوان شده بود که پروانه وار بدور شمع علم ومعر فت به پرواز امد به سراغ مکتب ومدرسه وقلم وکاغذ شتافت عشق سر شارش به کتاب وکتابت بر حسن وزیبا ئی نوشتار وگفتارش افزوده بود تا وقتیکه در وازۀ مکاتب بروی شاگردان باز بود در مکتب متوسطه عاشقان وسپس لیسه مرکز ولسوالی تیوره درس خواند بخاطر عشق وعلاقه ایکه بدرس داشت در سال 1362 هش  راه پاکستان را در پیش گرفت در اولین امتحان کانکور افتخار شمولیت  در یکی از مراکز تحصیلی رابطه عالم اسلامی  را که به  نام معهد انصار المهدی  را  بدست آورد وی دوسال مکمل درین کا نون علمی به فرا گیری علوم دینی ،سیاسی  وزبان عربی پرداخت در ضمن کورس شش مایه تاریخ تمدن اسلام را نیز تعقیب کرد ودر سال 1364 تا سال  1366 به یکی از مراکز تحصیلی  طب وطبابت بنام   ‘IMC)شامل شد  طی دوسال درس پیهم دپلوم داکتر داخله واطفال را بدست آورد دوباره به وطن بر گشت وی طی دوسال مصروف ارائه خدمات اجتماعی وصحی به مردم بود که نا گهان به آموزن دیگری گر فتار شد.

آزمون راه قهر مانی اواخر 1368 هش:
داکتر محمد ابراهیم ملک زاده مصروف کار های فر هنگی وارائه خد مات اجتماعی وصحی  بود که برادر ارشد ش محمد طاهر ملکزاده نا گهان شهید شد و در آز مون جدید قرار گرفت این حادثه نا گوار وتکان دهنده داکتر ابراهیم ملکزاده را نا خواسته در مسیر آزمون خطر ناکی قرار داد .او نمیخواست یک نظامی باشد وتفنگ بدوش گیرد اما نا گزیر در چنین مسیری قرار گرفت مسیری که انجامش قهر مانی بود. او بد ترین خاطرات وتلخ ترین تجر بیات  زندگی پر نشیب زوفرازخودرا از هنجار شکنی ها و در گیری داخلی حکایت میکرد و میگفت کاشکی این صفحه تاریک تاریخ را نا خوانده عبور کنیم.درین مقطع پر شور واضطراب تاریخ آنچه را نمیخواستیم بوقوع پیوست قربانی های فراوان دادیم وسر مایه های زیادی از دست رفت. باید هرکس در تلاش جبران کاستی های گذشته باشد این دید وپالیسی اورا در مسیری رهبری قرار داده بود همه مردم را دوست داشت واحترام میکر هیچ نوع تعصب وبد بینی در دل نداشت.

پیروزی مجاهدین ومرحله امید های بباد رفته.
ثور 1371 هش:اوائل سال 1371 خورشیدی داکتر محمد ابراهیم ملکزاده همز مان با پیروزی مجاهدین یکجا با کاروان شکوهمند رهبران ، واعضای حکومت مؤقت وشورای رهبری جهادی در حالیکه لوای توحید بر فراز کاروانها ی شان در اهتزاز بود از پیشاور بسوی کابل حرکت کرد ویکجا با شهید استاد بر هان الدین ربانی رهبر فرزانه جمعیت اسلامی افغانستان وارد ارگ ریاست جمهوری شد ودر قصر نمبر یک  همراه با رهبر رحل اقامت گزید  وبعد از مدتی از طرف وزارت داخله حکومت مجاهدین بصفت فر ماندۀ رسمی ( قوماندان امنیه ولسوالی تیوره تقرر حاصل نمود وبخاطر اجرای وظیفه به تیوره آمد اما دران وقت اختلافات تنظیمی چانس حکومت ومدیریت یکدست را از ایشان گرفته بود وگاهی هم بر خورد های صورت میگیرفت  وضعیت نازک وشکسته امنیتی را بد تر میساخت که بطور قطع با طبع ومزاج ایشان برابر نبود.در بحبوحه چنین نو سانات نیروی نو ظهور طالبان چالش غیر منتظرۀ بود که با عث در گیری های زیاد شد.با آنکه طالبان تقریبا همه افغانستان را زیر ورو کردند اما در کوه پایاه های غرور آفرین غور سنگ مقا ومت داکتر ابراهیم ملکزاده شیشه آرزو های شان را شکست وپیشروی طالبان در شمال ولسوالی تیوره به بن بست رسیده بود اینجا بود که قدم به پله های قهر مانی گذاشت.او چون کوه استوار در برابر تجاوز وهجوم طالبان مقاومت کرد ودر کوه پای های غور آدرس مقاومت مستقل وبی پشتوانه را رقم زد.

تاریخ زرین مقاومت: 1376 خورشیدی تا 1382:
داکتر محمد ابراهیم ملکزاده در برابر هجوم ولشکر کشی نیرو های طالبان چون دژ مستحکم وسنگر فولادین استاد وتاریخ زندگی را با مقاومت کم نظیر در برابر ظلم، تجاوز وبیعدالتی رقم زد.مقاومت نا باور کردنی ،با امکانات محدود وبدون پشتبانه وعقبه تا آنجاذ ئیکه ملا عمر در تماس تلیفونی بوی گفته بود.اول همت وغیرتت را می ستایم دوم میپرسم شما بخاطر چه میجنگید؟ آنها ئیکه در شمال می جنگند  پشتبان وعقبه دارند مثلا روسها وهندی ها وبرخی کشور ها آنهارا حمایت میکنند واگرر فشار بیشتر وارد شود از دریا عبور میکنند وپناه میگیرند آخر تو به کجا میروی نه راه فرار داری ونه هم پشتبانه وکمک بیرونی؟اما ملکزاده یک جواب میدهد وآن اینکه: من علیه زور، تبعیض تجاوز وبیعدالتی می رزمم ، جز خدا هیچکس را ندارم وبکسی جزء خدا پناه نمی برم واز هیچ کشور خارجی  هم کمک نمیگیرم واز کسی هم نمی ترسم .ولی تحریک طالبان سه ماه مکمل در فراه رود ، پایحصار،اطراف قلعه سیفرود از زمین وهوا بر سنگر های داکتر ملکزاده بم وخمپاره ریختند وده ها حمله وضد حمله را تنظیم کردند اما سر انجام جز شکست هیچ دست آوردی نداشتند.اینجا بود که فریاد ملک زاده ملکوتی شد وبگوشها رخنه کرد وقهر مانی مردی از تبار سلاطین غور در تاریخ معاصر مسجل شد.

شهید احمد شاه مسعود و ملکزاده:
قهر مان ملی کشور شهید احمد شاه مسعود گاهی هم ملکزاده را ندیده بود اما گفته بود: در شرائط سخت وفشار دشمن صدائی قهر مان مردی در دل کوپایه های غرور آفرین غور برایم قوت قلب است. مردی که هرگز از دشواری ها شکایت نمیکند واز دشمن نمیترسد، از شکست سخن نمیگوید من آرزوی دیدن چنین مردی را دارم که تا هنوز ندیده ام. مسعود گفته بود:بلندی همت داکتر ابراهیم را نمیتوان سنجش کرد ویا با کسانی که من دارم مقایسه کرد ،مخابره های دشمن را میشنوم که میگویند : داکتر ابراهیم محاصره است، آنرا با هاوان زدیم ، بمباردش کردیم،  نا بودش کردیم مهماتش تمام شده اما وقتی من با آن صحبت میکنم چنان با اعتماد واطمینان صحبت میکند  گو اینکه هیچ مشکلی ندارد ومیگوید دشمن هیچ کاری کرده نمیتواند ومن با امکانات کم دشمن را درس خواهم داد .باور کنید از همت این مرد شگفت زده میشوم ومن شخصا در انتظار دیدن چنین مردی هستم.  به همسنگرانش گفته بود.اگر زنده بودم وآنرا دیدم خودم میدانم چگونه ازوی استقبال کنم واگر مردم همه شما دین دار آن هستید هیچ چیزی از وی دریغ نکنید. مقاومت علیه تجاوز لشکر سیاه ونیرو های نیابتی پاکستان یک تاج پر افتخار بر تارک تاریخ افغانستان بود واما داکتر ابراهیم ملکزاده نگین  پر نوراین تاج بود که قهر مان ملی کشور افتخار داشتن آنرا در کنارش به انتظار نشسته بود.
ملک زاده در حکومت با روح مقاومت:بعد از سقوط  تحریک طالبان ملکزاده سمت ولایت غور را بدوش داشت ولی با حفظ روح مقاومت ، با آنکه والی بود نماد از مقاومت و پر خاش علیه تجاوز وبیعدالتی شنا خته میشد. ،او الگوی شجاعت ، صداقت تقوی ومناعت بود.از سال 1381 تا سنبله 1383 خورشیدی مسئولیت ولایت غور را بعهده داشت هیچ خبری از حضور وظهور مجدد طالبان نبود.بعدا بناء بر تجربه ومهارت که در امور امنیتی داشت بحیث مشاور امنیتی وزارت امور داخله بر گزیده شد ودرین مدت خدمات ورهنمود های چشمگیری را انجام داد وطرح دایاک ودی دی آر را بخاطر کمیت کمی نیرو های امنیتی مورد نقد قرار داد ومیگفت تا وقتیکه کمیت نیرو های امنیتی افزایش نیابد وخلاء امنیتی را پر نکنند خلع سلاح  قوت های مسلح ضد طالبان باعث ایجاد خلاء امنیتی میشود واین خلاء را دولت پر کرده نمیتواند وطالبان فراری از کوه ها بر میگردد واین سیاست زمینه بر گشت مجدد طالبان را مساعد مسازد ومردم را از دولت نا امید میسازد واین نظر داکتر ابراهیم ملکزاده کاملا منطقی ، مسلکی ووطندوستانه بود اما افرادی که در درون نظام  با طالبان همگرائی وسمپا تی داشتند طرح دایاگ را بخاطر چانس دادن دوباره به طالبان وتقویت پارت خود علیه رقبای سیاسی عملی کردند که امروز از آن پیشیمان اند .بخاطر جبران این پالیسی نادرست طرح های بدیل  ما نند ملیشه سازی واربکی وخیزش های مردمی وپولیس محلی واردوی منطقوی ساختند ولی باز هم  نتوانست جای افراد مسلح با تجربه وپخته کار طرفدار دولت را بگیرد.به همین دلیل نیرو های امنیتی در برابر دشمنان با تجربه وجنگ آزموده تلفات سنگین متحمل شدند وتا هنوز تاوان این پالیسی نا درست مشاورین امریکا را مردم می پردازند.

 عضو مجلس نمایندگان وعقاب روئین تن فضای نبرد:
با فرا رسیدن زمان بر گزاری انتخابات پارلمانی کشور در سا ل   1384 از پست مشاوریت  امنیتی وزارت داخله استعفا وخودرا به صفت وکیل مردم ولایت غور در ولسی جرگه کاندید  نمودوبا بدست آوردن بیشترین آراء به حیث وکیل ونمایندۀ مردم ولایت غور انتخاب گردید.وکیل دورۀ پانزدهم وشانزدهم..وتا هنوز وکیل مردم در پارلمان کشور بود. ملکزاده رسما وظیفه ملکی دارد اما بخاطر  حفظ ثبات وامنیت روحش بلند پروازش در فضای بیکران انقلاب ونبر در گردش بود وی هنگا میکه طالبان از ولایات هلمند وفراه بخاطر آزار واذیت مردم غور لشکر میکشیدند بصورت فوری با چوکی پارلمان وداع میگفت وجهت کوبیدن مشت بر سر وسینه دشمن به نیرو های امنیتی می پیوست چنانچه در سال 1397 خورشیدی بیشترین وقتش را در مقابله با دشمن سپری کرد گاهی در پرچمن وگاهی در ولسوالی های تولک وشهرک وساغر برای دشمن متجاوز درس عبرت میداد. ملکزاده در انتخابات پارلمانی  سال 1397 باز هم با بدست آوردن بیشتر آراء محبوبیتش را به نمایش گذاشت به همه فهماند که نماد ایمانداری، صداقت، رشادت  ودلاوری افسانۀ تاریخ معاصر است ودر قلب مردم جا دارد.او بع صلح وآرامش می اندیشید وخیلی امید وار بود با ادامۀ مذاکرات صلح  دیگر نفیر گلوله را نشنود وبرای چند سالی یکجا با اطفالش آرالم زندگی کند اما دریغ که با رسیدن پیک اجل ااین ستاره پر فروغ شب دوشنبه بر سه شنبه  16 دلو 1397 در اثر یک  تنفس کاربن مونوی اکساید وقطع  آکسجن در اطاق خوابش از آسمان هستی افول و نا گهان بر گوشها نا قوس غم نواخته شده وجهانی را ماتم نشین فرش غم ساخت  ( إنا لله وإنا الیه راجعون.)
این ضایعه بزرگ وجبران نا پذیر را برای امت اسلامی ، ملت رنج آشنائی افغانستان ، مردم محروم ومظلوم غور وفامیل درد مند این بزرگ بزرگ تسلیت عرض نموده همه با هم از فرزندان برادران ورهروان این نماد عزت وشرف وآزادی حمایت میکنیم راهش جاوید ویادش گرامی باد.

من و خبر مرگ داکتر ابراهیم ملک زاده:
روز سه شنبه پنج فبروری 2019ساعت 9 صبح به وقت اروپا و12.30 به وقت افغانستان.زنگ مویابل بگوشم رسید در صفحه مویائل نام رفیق برادرم ظاهر شد با خود گفتم خبری هست تا پرسیدم سلام چه حال داری؟ گفت حالی ندارم. توقف کردم گفتم نپرسم آخر گفتم چرا؟ گفت در کابل حادثه شده داکتر صاحب فوت کرده با همه نا باوری ها پرسیدم فوت؟ گفت بلی میگویند گاز گرفته.گفتم خدا حافظ نمیدانم چه حالتی بر سرم آمد مادر اولاد ها پرسید چه کار شده؟ گفتم کاری که نباید میشد گفت بگو گفتم به یکبلرگی فریاد کشید گفت نه باورم نمیشه من هم حوصله پاسخ دادن نداشتم.همان لحظه تکت کابل را گرفتم..مادر قادر جان به استا نبول تماس گرفت طوری معلوم شد که خانم داکتر صاحب خبر نداشت گوشی را زود قطع کرد ولی خانم داکتر صاحب از صدای مادر قادر جان فهمیده بود که حادثه شده ولی نمیدانست داکتر بر حمت حق پیوسته دوباره پیوسته زنگ میزد  وپیام میگذاشت مادر قادر جان صدایت خراب بود به تشویش هستم..گفتم جواب نده شاید خالد جان خبر شود بوی اطلاع دهد.
به خالد جان زنگ زدم گفت: بلی همین لحظه خبر شدم دیگر حرفی نزدیم گفتم من حرکت میکنم با استاد محمد عارف ملکزاده ساعت ضض شام از امستردام پرواز کردیم حین تبدیلی طیاره در استا نبول خالد جان را به داخل هوا پیما ترکش آیر لین دیدیم مادرش در کنار بالای دو چوکی با چادرش پیچیده بود حرفی نزدیم با اشاره جور پرسانی کردیم چوکی های ما نزدیک بود یک قطار دنبال تر .طیاره حامل ما ساعت 24.30 شب پرواز کرد وقرار بود ساعت شش ونیم صبح روز چهار شنبه ششم فبروری به کابل برسیم اما از قضا طیاره حامل ما در نزدیکی های  فضای مشهد ایران عوارض پیدا کرد وخلبانان مارا دوباره بطرف استا نبول بر گرداندند  اما نا رسیده در یکی از شهر های تر کیه بنام ترابزون نشست کرد. یک روز مکمل در ترابزون بودیم ساعت چهار عصر روز سه شنبه دوباره از ترابزون به قضد کابل حرکت کردیم وساعت هشت شب به کابل رسیدیم درمیدان هوای  کابل فریاد های سلام خان یاور داکتر صاحب گوش های مارا می آزرد وقلب های مارا جریحه دار تر ساخت .سر انجام رفتیم به محل که برای مهمانان وفاتحه داران در نظر گر فته شده بود خانه حاجی کاتب در محله شیر پور نزدیکی خانه داکتر صاحب بود خیلی خسته وپراگنده وشوریده حال بودیم مارا رهنمائی کردند.
دو سالون بزرگ با دو طبقه ستیژ ومکرافون وقاری ها ومسائل آب ونان وچای همه از طرف داکتر عبد الله عبد الله برای مهمانان تدارک دیده شده بود. طوری که روزانه هزار نفر رفت وآمد میکرد وبرای همه آب ونان تهیه دیده شده بود..وقتیکه رفتم بسم الله محمدی وزیر دفاع سابق وحاجی عبدالقهار عابد رئیس دفتر داکتر عبد الله عبد الله ومشاورینش با قوماندان جان احمد حقجو فر ماندۀ شهیر شمالی ، حاجی میرداد خان نجرابی،حاجی عبدالسمیع صمیم نماینده ووکیل مردم  فراه حاضر بودند وفامیل ها واقارب وبرادران ما وداکتر صاحب را نیز از غور وهرات به کابل انتقال داده بودند/.همه منتظر ما بودند وگفتند فردا پنج شنبه جنازه را دفن میکنیم..ولی من گفتم نه خیر جنازه را روز جمعه از چهار صد بستر بر میداریم وبه جوار پارلمان کشور دفن میکنیم وروز شنبه هم فاتحه گیری میکنیم .همه قبول کردند فردا روز پنجشنبه هم تا شام مردم آمدند ودعا کردند وافراد مؤظف از طرف ریاست اجرائیه با صداقت ومحبت مهمانداری کردنذد  ودرین روز به دیدن داکتر ابراهیم ملکزاده رفتیم  جنرال عبدالحق غوری با استفاده از امکانا تش ماری یاری کرد. رویش را باز کردیم تو گوئیی که می خندد وبه سراغ چیزی رفته که انتظارش را داشته خیلی عادی ونورانی سیمای ملکوتی ودوست داشتنی.درین روز درست فریاد کشیدیم وفرش رخسار را با آب گرم دیده شستیم ودل ها همچنان در لرزه بود..

روز جمعه 8 فبروری 2019 آغاز مراسم رسمی تشییع و تدفین جنازه.
طبق گلان از قبل طرح شده ساعت هشت صبح روز جمعه هشت فبروری به شفا خانه چهار صد بستر سردار محمد داود خان رفتیم  محمد اشرف غنی ریئیس جمهور  وداکتر عبد الله عبدالله با معا ونین شان به مقر شفا خانه آمدند تا برسم احترام  جنازه ملکزاده را به دوش بگیرند بلی چنین کردند  هم رئیس جمهور وهم رئیس اجرا ئیه اول صحبت کردند ومن هم به نمایندگی از فامیل از ایشان تشکر کردم هردو جنازه را با آغاز مراسم رسمی وتشریفات کامل نظامی بدوش گر فتند وقدم زدند وبعد به اقارب وفامیل سپردند خیلی قدر دانی کردند.سپاس.
تا ساعت ده روز جمعه جنازه را به  زیارت گاه اعضای شورای ملی در جوار پارلمان بردیم ونماز جنازه با حضور جمع بزرگ از مردم افغانستان واراکین دولتی  واعضای شورائی ملی بر گزار گردید وهمه دوستان به نوبه صحبت کردند.از خاطرات خود واوصاف بر جسته مرحوم داکتر محمدابراهیم ملکزاده  ذکر کردند که از همه سپاسگزاریم خصوصا داکتر عبد الله عبدالله که واقعا زحمت کشید اما سخت ترین لحظه که فرمان را از دست وپایم گرفت.زما نیکه بیل را گرفتم تا خاک بگیرم وبر قبر داکتر ابراهیم ملکزاده بریزم.درین لحظه با خود گفتم دنیا چقدر بی وفا ودوستان چقدر بی مروت اند که آخرین تحفه شان برای نزدیکترین عزیز شان گذاشتن زنگ بر سینه وریختن مشت خاک بر سرش است.آخر این شد دوستی ومهر بانی؟ راستی نا خود آگاه بیل را گذاشتم وبر انسانیت نفرین فرستادم وگفتم این چه لطف ومحبت است که بر سر  وروی عزیز ترین دوست خود سنگ وخاک می اندازی ..
روز شنبه بر گزاری مراسم فاتحه در مسجد ریاست پنج مقابل شورای ملی: دفتر دارالانشاء شورای ملی تشریفات وتر تیبات امنیتی فوق العاده گرفت ومردم غور درین روز به رسم احترام وتشریفات دو ساعت کامل در بیرون مسجد مهمانان را پذیرائی کردند ومسجد همیشه پر بود.یاران داکتر ابراهیم ملکزاده مانند انجینر مقبل ضرار وداکتر مشاهد تا آخر محفل نشسته بودند.ورقیه نائل وکیل مردم غور در تشییع وتدفین جنازه مانند مردان شرکت کرد ودر مراسم اتحاف دعا نیز مردانه وارآمد ودر صف مردان در مسجد نشست که جا دارد برای همیش ازین بانوی با احساس وقدر دان قدر دانی کرد.
همدردی وغمشریکی همه دوستان  از شرق تا غرب واز شمال تا جنوب  افغانستان بار بزرگ غم را از دوش ما بر داشت وشخصیت های چون داکتر عبد الله عبدالله، محترم عبدالمتین بیک، داکتر یاسین ضیاء ، محمد شریف یفتلی، محترم امر الله صالح بسم الله محمدی قوماندان جان احمد حقجو ومیرداد خان نجرابی ومحترم عبدالسمیع صمیم وکیل فراه وعبدالکریم ایماق احمد ولی خان مسعود وغیره زحمات فراوان کشیدند که از لطف ومهربانی شان نهایت سپاسگزارم.  آنها ئیکه بخانه تشریف آوردند مانند محترم صلاح الدین ربانی، حنیف اتمر، محمد یونس قانونی محترم کلیم الله خان نقیبی وتمام محاسن سفیدان وسران ملکی ونظامی ولایات قندهار ارزگان وزابل وهلمند ، محترم میرویس یاسینی بار بار تشریف آورد.زحمت کشی هخای همه وطنداران غوری ما خصوصا سناتور محمد داود غفاری ، معاذ الله دولتی، مولوی دین محمد عظیمی ، واحمد سعیدی وجنرال عبدالحق غوری سنگینی بار غم را کاهش داده بود از همه سپاس گزاریم.

15 مارچ 2019
المیره هالند

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب