11-05-2019

عبدا‌للطیف سهاک

نامۀ سرگشاده عبداللطیف سهاک به رئیس جمهور
11-05-2019

عبدا‌للطیف سهاک

نامۀ سرگشاده عبداللطیف سهاک به رئیس جمهور


نامۀ سرگشاده عبداللطیف سهاک به رئیس جمهور


جلات‌مآب محترم داکتر محمداشرف غنی رئیس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان!

نخست از همه عرض سلام، درود و احترام دارم خدمت شما!
امیدوارم جور و صحت‌مند باشید و این نامه را باحوصله‌مندی مطالعه بفرمایید. پیش‌ازپیش تشکری می‌کنم که امروز ثمرۀ شانزده‌ساعت‌کار هر شبانه‌روزی شما را در زمینۀ آوردن حاکمیت قانون، عرضۀ خدمات‌اداری و فضای باز دموکراتیک، شهروندان بلخ و ولایات دیگر عینی ‌و ملموس می‌بینند.

جناب رئیس صاحب،
اجازه بفرمایید خودم را برپایۀ مکتوب پیش‌نهادی شماره ٢٧ وزارت مالیه به تاریخ ٢٠/١١/١٣٩٧ به قلم پروفیسور محمدهمایون قیومی سرپرست وزارت مالیه و مشاور ارشد مقام عالی ریاست جمهوری، به مقام عالی ریاست جمهوری معرفی کنم که در آن چنین آمده است:
«به مقام عالی ریاست جمهوری اسلامی افغانستان، احتراماً پیش‌نهاد می‌گردد!
حسب لزوم دید و به منظور بهبود امور ارائۀ خدمات‌بندری در قسمت تخلیه‌وبارگیری اموال تجارتی، تقرر شاغلی عبداللطيف سهاک که دارای تحصیلات عالی و از تجارب‌کاری لازم برخوردار می‌باشد، به حیث رئیس عمومی اجرائیوی شرکت سهامی مختلط استراس احتراماً پیش‌نهاد و استهداد می‌گردد.
متمنیست مقام عالی مراتب فوق را منظور فرموده امتنان بخشند.» و برپایۀ حکم شماره ٢٧٠٥ مقام ریاست جمهوری اسلامی افغانستان به تاریخ ٢٩/١١/١٣٩٧ مکتوب پیش‌نهادی من منظورگردید.

جناب رئیس صاحب،
به تاریخ ٧ حوت من با هیأت مشاور معینیت وزارت مالیه و رئیس عمومی تصدی‌ها و ریاست‌های دولتی با مکتوب منظوری‌ام به مقام محترم ولایت بلخ تشریف بردیم و شجاع‌الدین شجاع معاون مالی ‌و اداری با ما دیدند و به فردای آن‌روز، زمینۀ ملاقات‌ را با محترم محمداسحاق رهگذر، والی بلخ فراهم ساختند.
به تاریخ ٨ حوت هیأتی از کابل با والی بلخ دیدند و والی از آن‌ها چند روز فرصت خواستند. بعد به تاریخ ٢٧ حوت، من با نزدیک به سه‌صد نفر از بزرگان، مو‌سفیدان، علما و جوانان بلخ به تالارنشست‌ مقر مقام ولایت بلخ تشریف‌بردیم و محترم محمداسحاق رهگذر پس از خوش‌آمدگویی به ما گفت: «لطیف سهاک را از نزدیک نمی‌شناسم، نیروی جوان نیاز است؛ اما حکومت مرکزی با ما مشوره نکرده». این گفتۀ ایشان به من و حاضران در مجلس دور از انتظار بود: اگر مشوره اصل می‌بود، رقابت آزاد معنا نداشت، من که پس از کامیابی امتحان رقابتی و طی‌ مراحل‌ قانونی امر معارفه‌ام را با هیأتی از مرکز آوردم.

جناب رئیس صاحب،
امروز ۱۰ حمل، صدها شهروند در برابر شورای ولایتی بلخ گردهم آمدند و از آن‌جا تا مقابل مقام ولایت راه‌پیمایی‌کردند و خواهان تأمین امنیت، خلع سلاح افراد مسلح غیرمسئول، پایان انحصارطلبی، تعیینات به اساس شایسته‌سالاری و تطبیق حکم رئیس جمهور شدند.
قابل یادآوری می‌دانم که وقتی گزینۀ انتصاب محترم محمداسحاق رهگذر در بین شهروندان بلخ و حکومت مرکزی به بررسی گرفته می‌شد، هیچ اعتراضی نسبت به حضور و سابقۀ محترم محمداسحاق رهگذر وجود نداشت. امروز نیز شهروندان بلخ از ایشان یک شخصیت مردمی، میانه‌رو و  محافظه‌کار مصلح شناخت دارند. تعللی که به امر معارفۀ من و گاهی به چالش‌رفتن قانون اساسی و سایر قوانین نافذۀ کشور وجوددارد، محصول میراث حکومت‌داری هفده‌سالۀ «شبکۀ مگو» است، که والی بلخ را محاصره‌کردند.

جناب رئیس صاحب،
اجازه بفرمایید که از شهروندان بلخ بنویسم: پس از توافق بُن همه خوش‌بین بودند و دست‌به‌دست هم دادند و برای یک افغانستان ویران کارکردند. این فرصت از روی اعتماد، همبستگی و کمک‌های سخاوتمندان جامعۀ جهانى به میان آمده بود. همه درآغاز، حکومت‌داری و بازسازی را تجربه می‌کردند. همه خوش‌بین بودند و همه برابری را به فرصت‌های بازسازی و در تحول ارزیابی می‌کردند. مسأله حاد شهروندان این نبود که در بلخ‌ما کی و یا کی‌ها‌ در رأس حکومت قراردارند – درک درستی از یک‌ دست‌سازی و متمرکزسازی اقتدار به اساس خیرمطلق‌وشرمطلق یک فرد خاص مذبذب را نداشتند. شهروندان کارکرد ساختارهای تبعیض آلود و قوام روزافزون آن را درست درک نمی‌کردند و یا هم ضریب آسیب‌رسانی آن را در زنده‌گی روزمرۀ خود احساس نمی‌کردند؛ تا این که همه چیز با پیش‌انگاشت‌ها به روی شهروندان بسته شد و شما در سال ٢٠١٤ پیروز انتخابات ریاست جمهوری شدید. پیروزی شما این اقتدار ‎درون‎به‎درون که آنا هارنت از آن در کتاب «بین گذشته و آینده» به لایه‌های «پیاز» تشبیه‌کرده است، رو به لغزش نموده و تدبیر خردمندانۀ شما سبب دل‌گرمی شهروندان شد.
اجازه بفرمایید رئیس صاحب، آن‌چه را در دل دارم به عاریت‌گیری سناریوی تحلیل‌شده بیان‌کنم. استاد عمر صدر به استناد کتاب «چگونه شورش‌گری پایان می‌یابد» در «تحقیق الگوهای حل منازعه در افغانستان» می‌نویسد که تحلیل‌گران به این باور بودند که رهبر ببرهای تامیل «ویلوپلای پرابکاران» به دلیلی مذاکره را ردکرد که باورنداشت، بتواند در سریلانکای پسامنازعه به چهرۀ سیاسی معمولی مبدل شود؛ اما ما پس از توافق بن، این تجربه را برعکس داشتیم. فرصت‌ها به هیچ‌کس نگرانی تولید نمی‌کرد، اعتماد بدون حساب‌وکتاب را به همراه‌داشت. معلوم شد که چیزی را در آغاز حکومت‌داری هفده‌سال پیش می‌بایست تجربه می‌کردیم، با انتقال قدرت از یک رئیس جمهور به رئیس جمهور دیگر به تجربه نشستیم. دلیل اصلی آن تأکید اصولی شما به حکومت‌داری خوب، گردآوری مالیات و یک افغانستان خودکفا در آینده است. پرسشی که در بین شهروندان افغانستان به ویژه بلخی‌ها مطرح بود که رئیس جمهور چگونه می‌تواند موفق شود؟ جای‌خوشی است که شهروندان به فراست و شگردهای کم‌هزینۀ شما باورمند شدند که تا اکنون، هر تدبیردلسوزانۀ شما به خوبی نتیجه داده است.

رئیس صاحب بزرگوار،
این احساس در من به عنوان یک شهروند با دغدغۀ بلخ و به ویژه به عنوان یک مأمور حکومتی برای جمع‌آوری مالیات و تسهیل‌کنندۀ عرضۀ خدمات‌اداری در آینده طغیان می‌کند که با آشنایی دقیق از وضعیت تعهد و بینش خودم را بیان‌کنم و تعللی که در امر معارفۀ من وجود دارد، به گونۀ ریشه‌ای روشن بسازم. ازهمین‌رو، پوزش می‌طلبم که زیکزاکی از آغاز و اکنون حرف می‌زنم. مانکور لوید اولسون جونیور، یکی از با نفوذترین اقتصاددانان متفکر علوم اجتماعی امریکا در اواخر قرن بیستم، در کتاب «استبداد، مردم‌سالاری و توسعه» می‌نویسد که در هنگام دانش‌جویی، تحت تأثیر این روایت که از زبان یک روستایی سلطنت‌طلب در جنوب ایتالیا توسط نوشتۀ ادوارد کریستی بانفلید (که یکی از سرآمدان علوم سیاسی در امریکا و یکی از مشاوران رؤسای جمهور جموری‌خواه از نیکسون تا ریگان بود) قرارگرفتم: «پادشاهی بهترین نوع حکومت است، چرا که پادشاه مالک کشور است و هم‌چون مالک خانه‌ای، وقتی چیزی یا سیم‌برقی در خانه خراب می‌شود و از کار می‌افتد، آن را تعمیر می‌کند». اما بانفلید پس از سال‌ها تلاش و مکاشفه به روش مقایسه‌ای انگیزۀ حاکم خودکامه و تبیین اصول مردم‌سالاری دست‌یافت. انگیزۀ چنین حاکم خودکامه را در ارتقا و در افزایش بازدهی و بهره‌وری هر آن چیزی و هر آن کسی که در ملک‌وسرزمین او قراردارد، اصل دانست و رعایای چنین حاکمی نیز از این انگیزۀ او سود خواهند برد. از سویی دیگر، در او این انگیزه رانت انحصار (Monopoly Rent) پرورش‌یافته که به هر چیز مالیات ببندد و از جمله نیروی کار انسانی، عوارض باج انحصار (Monopoly Charge) طلب‌کند.

جناب رئیس صاحب،
توضیح بالا با وضعیت پیش از پیروزی انتخابات شما در بلخ صدق می‌کند. شما در عمل ثابت ساختید که جزیرۀ قدرت را با تدبیر، کارگروهی و مشوره‌های بزرگان در سطح ملی‌ ومحلی بدون حساسیت‌ها و رقابت‌های ناسالم گذار به پاسخ‌گویی به حکومت مرکزی و شهروندان قانع نمودید. اگر یکی از دست‌آورد کلان حکومت‌داری شما پس از صلح با «حزب اسلامی افغانستان» در تاریخ کشور نسل‌های آینده بخوانند و افتخارکنند، انتقال قدرت و کارا ساختن حکومت محلی بلخ است. حالا برما مأموران دولتی است که با حمایت اکید و اصولی شما در جزئیات روی کارشیوه‌های نتیجه‌بخش در سطح محلی کارکنیم تا مستفید شونده‌گان و مشترک‌های اداری، از روند کارما نظارت و ارزیابی داشته باشند.

جناب رئیس صاحب،
در پایان از بارگاه متعالی خداوندمنان به شما صحت‌وسلامتی استدعا می‌نمایم تا کارهای نیمه‌تمام کشور را با جدیت همیشه‌گی‌تان دنبال‌کنید و به امر معارفۀ قانونی من نیز صورت عملی ببخشید.

باحرمت و عزت فراوان!

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب