20-05-2019

بهرام نورمحمد

ادبیات نامرئی فارس و کمی هم ترک
20-05-2019

بهرام نورمحمد

ادبیات نامرئی فارس و کمی هم ترک


ادبیات نامرئی فارس و کمی هم ترک


قسمت دوم افتضاحی به نام زبانشناسی آکادمیک
 

همه مکتوبات اقوام و زبانهای کنونی منطقه بعد اسلام و با خط عربی و بعضا عبریست. هر ادعایی ورای این حقیقت حدس و گمانهای غیر علمی و بدون سند هستند و همگی برای قدمت تراشی برای زبانهاست و منشاء ملیگرایانه دارند.
“کهن‌ترین نوشته به‌دست‌امده از زبان فارسی نو به خط عبری کتابت شده‌است. نمونه‌های بسیار کهن دیگری هم از نوشته‌های متعلق به یهودیان فارسی زبان به دست آمده‌است که دارای مختصات گویشی خاص خود است. “(24)
“چند اثر غیر ادبی روشن می‌سازد که یهودیان ایرانی در دو سه قرن اول‌ هجری،در هندوستان و ترکستان چین نیز بسر می‌برده‌اند،و هم به زبان فارسی سخن‌ می‌گفته‌اند،و هم این زبان را در کتابت خود بکار می‌برده‌اند منتها با خط عبری”. (17) “
“ مؤلفان،تقریبا بی‌استثناء کتابهای خود را به معرفی شاعران و نویسندگان‌ فارسی زبانی محدود کرده‌اند که زبان فارسی را به خط عربی نوشته‌اند.درحالی‌که حقیقت آن است که با این کار،آثار متعدد و با ارزش گروهی از هموطنان ما که در قرون پیشین به زبان فارسی سخن می‌گفته‌اند و به‌ زبان فارسی شعر می‌سروده‌اند و چیز می‌نوشته‌اند،ولی از نظر دینی،خطی بجز خط عربی بکار می‌برده‌اند نادیده گرفته شده است.در صورتی که در هر دو نوع کتابهای‌ تاریخ ادبیات ما(تاریخ ادبیات فارسی یا تاریخ ادبیات در ایران)بحث بر سرزبان‌ فارسی و ادبیات فارسی است،بی‌توجه به آن‌که آثار مکتوب این زبان به چه خطی‌ نگاشته شده باشد. “  (17)
“فارسیهود قدیمی در عین اینکه حاوی بیشترین خصوصیات پارسی نو است، هم‌زمان برخی از خصوصیات پارسی میانه را نیز دارد. فارسیهود قدیمی جزء بسیار مهمی برای درک تکامل فارسی نو است... زبان و سبک اسناد فارسیهودی قدیمی نشان‌دهنده صورت‌های قدیمی پارسی نو است و مرحله انتقالی از پارسی میانه به پارسی نو را نشان می‌دهد . “(25)و "حاوی طیف گسترده‌ای در زمینه واژگان است. عبری آرامی، عربی و زبان‌های ایرانی سازنده بخش بزرگی از اجزای این زبان‌اند. درصد نسبی استفاده از هر یکی از این واژگان بسته به سبک، نوعِ متن (ژانر) یا نویسنده، متغیر است”(25)
“گذشته از قدمت این‌گونه اسناد معدود غیر ادبی،آثار منظوم یهودیان فارسی زبان‌ ایران مکتوب به خط عبری،از نظر کمیت و کیفیت نیز درخور توجه است،” (17)
گستره ادبیات فارسیهود علاوه بر جمع کثری از شاعران یهودی “پاره ای از این شعرا مانند فردوسی، سعدی، شمس تبریزی، حافظ و غیره نام شان به احترام یاد شده است. به طوری که از نسخه های خطی روشن می گردد، آثار این شعرا را از دیرباز به خط عبری درآورده و آثار شعرای زیر تاکنون به خط عبری دیده شده است: ابن یمین، اهلی شیرازی، بابا طاهر عریان، جامی، حافظ، خاقانی، خواجوی کرمانی، خیام، سعدی، سلمان ساوجی، شاه نعمت الله ولی، صائب تبریزی، عبید زاکانی، عرفی، عطار، فردوسی، فغانی، مغربی، مولوی، نظامی، وحشی بافقی... . “ (8) و برخی از شاعران دورهء قاجاریه چند کتابخانهء خارجی موجوداست
“شاعران و نویسندگان فارسی یهودی آثار فراوانی را در تفسیر کتاب مقدس، دستور زبان و فرهنگ لغات عبری، هلاخا، میدارش، اشعار، امثال و حکایات، جادو، نامه‌ها و اسناد حقوقی، در قالب این خط عرضه نمودند”. (18)
“کثرت نگارشات فارسی”یهودی که به صورت دست نویس باقی مانده و بعضی ویرایش و منتشر شده اند، گواه فعالیت مستمر ادبی یهودیان ایرانی در دوران پیش مدرن ایران است. لیست کامل موضوعات و انواع دست نوشته های فارسی”یهودی که توسط یک دانشمند و کتاب دوست اروپایی در قرن نوزدهم از جوامع یهودی ایران و آسیای مرکزی خریداری شد، نشانه ی موضوعات مورد علاقه ی جوامع یهودی است. علاوه بر متون فارسی”یهودی، فهرست زیر نشانه ی تنوع ذائقه و دیدگاه های فرهنگی یهودیان ایرانی قرن بیستم است. این فهرست در ۱۸۹۸ تهیه و منتشر شد.” (7)
“وسعت اینگونه ادبیات که اینک از آن نمونهای فراوان یافته اند از نثروشعر تا به حدی است که بی تردید از وجود یک فرهنگ همه جانبه خبر میدهد و چنا متنوع است که نمیتوان آنرا حاصل تفنن و تقلید گرفت.  بی گمان این انبوه تدارکات کتبی با متون حکمی و فلسفی و ادبی و غیره را فقط برای جمعی می توان نوشت که بر لغت فارسی به کمال مسلط باشند و آن را زبان اصلی خود بدانند. “(22)
“یهودیان ایران در سخت‌ترین شرایط و حتی به هنگامی که تحت تعقیب و تفتیش عقاید بودند، به مذهب و عقایدشان پایبند باقی ماندند، اما همین جامعه همواره آماده اخذ فرهنگ و ادبیات ایرانی و حفظ آن به منزله فرهنگ خویش بوده‌است.”  (25)
“در برخی از نامه  های شخصی از گنیزای قاهره، که به فارسی یهودی قدیمی نوشته شده اند، متن پارسی به خط عبری نوشته شده است. نکته جالب در این نامه ها نوشتن عبارات عربی میان متن به خط عربی است. به نظر میرسد در ذهن نویسندگان نامه ها، پارسی، برخلاف عربی، زبانی یهودی در نظر گرفته میشده است. “(21)
“اساطیر ایران هم بشکلی کاملا نمایان در شعر فارسی ایرانیان یهودی راه یافته است و از این نظر نیز می‌توان گفت بین ایرانی مسلمان و یهودی تفاوتی وجود ندارد. در بسیاری از موارد اگر ندانیم ابیات یا نوشته‌ای را که مطالعه می‌کنیم از خط عبری به خط عربی‌ برگردانیده شده،و گوینده یا نویسندهء آن یهودی بوده است،بی‌شک آن را از شاعر یا نویسنده‌ای فارسی زبان و مسلمان خواهیم پنداشت. “(17)
“متون فارسی 
 یهودی به لحاظ زبان‌شناسی یک‌دست نیست و با توجه به محل تألیف متون فارسی موجود، می‌توان در آن‌ها مشخصه‌های لهجه‌ای را مشاهده کرد. فارسیهودی تنها محدود به کتاب‌های مذهبی نمی‌شود و آثار ادبی و غیرمذهبی را نیز در برمی‌گیرد.  متون فارسی  یهودی به لحاظ تاریخی بسیار قدیم‌اند.” (15)
 “با توجه به محل تألیف متون فارسی موجود، می‌توان در آن‌ها مشخصه‌های لهجه‌ای را مشاهده کرد. فارسی “ یهودی تنها محدود به کتاب‌های مذهبی نمی‌شود و آثار ادبی و غیرمذهبی را نیز در برمی‌گیرد  توصیف لهجه‌های ایرانی 
 یهودی نیز می‌تواند به ما اطلاعات ذیقیمتی در مورد گذشته‌ی لهجه‌های مناطق مختلف بدهد.“(15)
“گویش های گوناگون کلیمیان است که از کهن ترین ویژگی های زبان های ایرانی برخوردار است و گاه، همپایه با زبان های فارسی باستان می شوند و گاه کلید گشایش برخی رازها در زبان فارسی تاکنون در مطالعات انجام گرفته در این زمینه، از گویش های کلیمیان اصفهانی، یزدی، کرمانی، شیرازی، همدانی، کاشامی، خوانساری، مشهدی، ملایری، اراکی، تویسرکانی، استرآبادی، نهاوندی، بروجردی، گلپایگانی، کردستانی، و کرمانشاهی یاد شده است. البته پژوهش های زبان شناسانه ی مستقلی نیز درباره ی برخی از این گویش ها، از جمله گویش های کلیمیان در اصفهان، یزد و همدان انجام پذیرفته. “(14)
اما “زبان ادبیات فارسی در همه مناطق و دوره ها از بیدل دهلوی و تا نظامی کنجوی و حتی فوزی موستاری همگی بر یک لهجه خاص که ویژگی و هویت مکانی ندارند . انتساب این لهجه به هر منطقه از نقاط فارس زبان ساده انگارانه ترین  برخورد در زمینه منشاء  و خاستگاه زبان فارسی است
. “ (3)
کسانی که خاستگاه  زبان فارسی ناحیه خویش و ادبیات این زبان را منتسب به خود میدانند بعد از سالیان متمادی آموزش این زبان هنوز هم نمیتوانند آثار ادبیات فارسی مانند اشعار فردوسی و رودکی و ...  را صحیح و بدون لهجه بخوانند. (3)
با نگاهی به اولین متون متوجه میشویم فارسی نو(دری) بعد از ظهور طوفانی، عاری از تحول وطی قرون متمادی است  . جالبتر اینکه هیچ نشانی از زیانهای پهلوی ساسانی یا اشکانی و... نیست حتی اثری از لهجه های فارسی مراکز فارس نشین وجود ندارند
. (2)
اگر یک اثر کمتر شناخته شده  مطالعه شود تخمین قدمت ، (از نخستین قرون اسلامی تا دوره معاصر) وتعیین منطقه نگارش ( از هند تا عثمانی ) تقریبا غیرممکن است مگر اینکه نام شاعر همراه با نسبت مکانی و دوره زمانی  همراه شود . فاخرترین آثار دوره بازگشت اگر لغات عربی زیاد شود متواند سبک عراقی باشد و درصورت استفاده کمتر از لغات عربی ،سبک خراسانی شوند
 (2)
“ آثار فارسیهود رااز دیدگاههای مختلف به انواع گوناگون تقسیم و طبقه بندی کرده اند. آمنون نتصراین آثار را به ترتیب زیر تقسیم نموده است:از نظر زمانی، بدو دورۀ قبل و بعد از مغول؛ فارسی یهودی كهن یا پیشا مغولی 7”2ق و فارسی یهودی نو یا پسامغولی 7هجری به بعد تقسیم كرده اند و از نظر متن، به مطالب مذهبی و غیر مذهبی. (16)(18)
“کاربرد صور لهجه‌ای در دوران پیش از حمله ویرانگر مغول بسیار زیادتر بوده است و بعد از این دوران است که صورت‌های گویشی در متون فارسی 
 یهودی کم‌تر به کار رفته است. “ (15)
“هر دو دسته‌ی فوق، دارای خصوصیات زبانی منحصر به فردی هستند که آن‌ها را از سایر متون که به خط عربی 
 فارسی نوشته شده‌اند، متمایز می‌کنند. در متون اولیه‌ای که بعد از قرن چهارم هجری، (تقریباً تا قرن ششم) به خط عربی  فارسی نوشته شده‌اند، به خصوص متونی که جنبه‌ی ادبی کمتری دارند، کاربرد صور گویشی و گفتاری فراوان دیده می‌شود. این امر در تفسیرها و ترجمه‌های قرآنی، بسیار بارزتر است. “(9)
“برخلاف آثار عامیانۀ فارسی” یهودی از قیبل ترانه‌‌های عامیانه، قصه‌ها، افسانه‌ها و تفاسیر منابع مذهبی به زبان محاوره که در آنها تأثیر زبان روزمره و تعداد واژگان عبری و آرامی و اصطلاحات مذهبی زیاد است، در آثار منظوم شعرای یهود ایران بیشتر از زبان فارسی ادبی استفاده شده است. “(19)
معیارسازی زبان روندی است که در آن یک گونه زبـانی مـعین بـه گـونه مـعیار تـبدیل برتر نسبت به سایرمی شود و ویژگی های تلفظی و املئی و دستوری آن 
٬به عنوان هنجار گونه های اجتماعی و محلی ٬قبول عام و گسترده پیدا می کندمعیارسازی دارای مراحل متعددی استهادسن ) (Hudson 1980, p. 34می گوید که هر زبانی باید چهار مرحله را طی کند تا تبدیل به زبان معیار شود (11
“در اغـلب جـوامـع زبانی 
٬از طریق تدوین فرهنگ ها و دستورها و قواعد نوشتاری ٬زبـان نـوشتار ثـبات وهمگونی نسبی پیدا می کند.  مـعیارسازی یک گـونه زبـانی درطول زمان و تحت تأثیر تاریخ و فرهنگ جامعه صورت می گیرد. یکی از مراحل معیار شدن یک گونه زبانی پذیرفتاری جامعه زبانی است. “ (11)
زبان فارسی با رسم الخط عربی 
٬ در طول فرایند تاریخی و طبیعی ٬به زبان معیار تبدیل نشده است هم زمان با تحولات تاریخی اجتماعی پیش نرفته است و ٬در عین حال ٬در گذشته تاریخی خود مـتوقف نیز  نشده  و حتی طی زمان به  قهقرا رفته است.
پل دولاگارد  دربار
ە فارسییهودی را از دیدگاه زبانشناسی چنین عرضه کرد: ,از این پس هیچکس نمیتواند ادعا کند که واژگان فارسی نو را میشناسد، مگر اینکه با ترجمە تمام این متون (فارسییهودی) از آغاز تا به پایان کار کرده باشد,.
“بررسی های تاریخی در زبان، دیدی تاریخی نسبت به تغییرات زبان در طول زمان دارد. این تغییرات معمولا نمودارهای مناسبی از پدیده انتقال فرهنگی جوامع در طول تاریخ است . “(20)
 “با نگاهی به اسناد متون قدیمی فارسی یهودی دراین متون است که میتوان نقطقه آغازین تولید وابداع یک زبان را دید. واژه های غریبی از هر نوع زبان در آن به کار رفته است. این ها تمام می رساند که یافتن منبع و مدرکی که آغاز پیدایش زبان فارسی کنونی را اعلام کند، فقط با بررسی متون فارسی یهودی میتوان پیدایش،  سیر تحول زبان ولهجه های زبان فارسی را مطالعه کرد . “(1)
 در حالیکه مهمترین ویژگی  زبان فارسی با رسم الخط عربی سکون و عدم تغییروتحول است. بگونه ای که قدیمی ترین متون فارسی شبیه ترین آثار به دوره معاصر و نزدیکترین ادبیات به زبان معیار استو شاید کلید معمائ زبان فارسی در زمینه خاستگاه ،شکلگیری وپیدایش،تغییر وتحول زبان وتکامل آن،تنوع لهجه وجواب سوالات دیگر در متون فارسی 
 یهودی مستتر باشد.
زبان شناسی علمی را وارونه نعل زده اند. مطالعات تاریخی در زبانشناسی آکادمیک بجای سیر منطقی پیدایش ،تغییر و تحول و تکامل، دارای دوره های متوالی اوج و حضیض هستند مرحله اولیه ادبیات زبانهای ترکی و فارسی ، فاخرترین آثار ادبی قرار میگیرد، این زبانها بعد از ظهور پرشکوه با ادبیات نسبتا فاخر که از وجود یک زبان کهن با ادبیات غنی حکایت میکند  در یک روند واپسگرایانه، سیر قهقرایی به خود میگیرد به گونه ای که در دوره میانی به عینه شاهد یک زبان تازه متولد و نوزاد هستیم این دوره که میتوان ادبیات نامرئی ملت ترک و فارسی نامید در زبان ترکی ادبیات دیوانی و در زبان و ادبیات فارسی که قدمت خیلی بیشتری نسبت به ترکی دارند ، متون فارسی_یهود نامیده میشود.
در مطالعات تاریخی زبانشناسی کاملترین  درجه ی پیشرفت ادبی زبان فارسی از همه جهات مربوط نخستین آثار ادبی زبان فارسی است. این زبان بعد از ظهور پرشکوه،
  در یک روند واپسگرایانه و قهقرایی تا آنجا پیش میرود که در دوره مغولی شاهد یک زبان تازه متولد و نوزاد هستیم که در کنار ادبیات رسمی به وجود آمده ست. ادبیاتی که به جهت تراکم واژه ها مغولی و بیگانه و همچنین وجود لغات دشوار و غیر مانوس زبان فارسی همچون هزوارش ها دیگر قابل فهم نیست. (3)
پیدایش فارسی نو نزول دفعی این لهجه از فارسی آغاز میشود و این ظهور دفعی بصورت سروته و وارونه است یعنی ابتدا ادبیات غنی و فاخر سبک خراسانی قرار دارد. در صورتیکه این یکسانی لهجه اکنون به مدد آموزش عمومی و رسانه های جمعی هنوز هم بطور کامل محقق نشده است. خنده دارتر از همه موارد اینکه مناطقی که بعنوان خاستگاه زبان فارسی معرفی میشوند این لهجه حتی برای فارس زبانان آن مناطق غریب و ناآشناست. آثار و متون فارسی با زبان معیار شروع میشود جالب اینکه نزدیکترین ادبیات به زبان معاصر است جالبتر اینکه حتی مضامین و عناصر جدید نیز در آنها فراوانند

شعر دوره خراسانى و عراقى از فخامت و استوارى خاصى برخوردار است. شعرا در استفاده از واژگان نهایت دقت و ژرف نگرى را به کار گرفته اند. “ (6)
جالب آنست که این عربی 
 فارسی‌نویسی آب‌نکشیده درست زمانی آغاز می‌شود که کم‌کم نفوذ سیاسی عربان در ایران کاهش یافته و دستگاه حکومت در دست ایرانیان و ترکان بوده است. یعنی زمانی که نیاز جدی به رابطه با دستگاه خلافت بوده عربی بجای خود و فارسی بجای خود بکار می‌رفته و نمونه‌های پاک و تر و تازه‌ای که از نثر دورۀ سامانی مانده نشان می‌دهد که آمیختگی فارسی و عربی درست و بقاعده و در حد نیاز بوده است “ (4)
زمانی که دیگر نیاز به زبان عربی نبوده بخش عمده‌ای از این واژه‌های عربی آب‌نکشیده و عبارتهای قلنبۀ خنده‌دار که اهل قلم و هنرمندان «صناعت دبیری» در زبان فارسی باب کرده‌اند، که هیچ عربی نیز از آنها چیزی نمی‌فهمد، در حکم هزوارشهای زبان فارسی است و هیچ ضرورت و نیاز واقعی در ورودشان دست اندر کار نبوده است. “ (4)
به کار گرفتن این اصطلاحات دشوار و غیر مانوس زبان فارسی در عرصه شعرو کلام منظوم است {بعضا اشعاری که} به جهت ترکم واژه ها مغولی و بیگانه دیگر قابل فهم نیست” (5)
"زبان{ادبیات سبک خراسانی مانند} مقدمۀ شاهنامه ابومنصوری، که کهنترین متن مانده از فارسی (دری) است، با زبان امروزی ما فاصله‌ای چندان ندارد و هر فارسی‌زبان باسواد می‌تواند آن را بخواند و بفهمد، اما زبان میرزا نصرالله منشی یا میرزا مهدی خان منشی یا هر متفنن پرگوی بیهوده‌گوی زبان‌باز را تنها ادیبان اریب می‌فهمند!! . “ (4)
“ادبیات دیوانی ترک، هم از حیث ظاهر و شکل آثار و هم از حیث محتوا تحت تأثیر ادبیات فارسی قرار داشته است. ورود لغات و اصطلاحات تمام زبان های امپراطوری عثمانی و خیل عظیم لغات عربی؛ به خصوص فارسی وارد زبان ترکی شد. ورود لغات و ویژگیهای زبانی از زبان فارسی به ترکی در این دوره به قدری زیاد است که گاه ساختار زبان را تحت تأثیر قرار میدهد و آن را برای مخاطب عامی و نا آشنا به زبان فارسی و عربی غیر قابل فهم می کند.علاوه بر لغات، ترکیب های وصفی نیز که از ویژگیهای زبان فارسی است، این موضوع حتی در تلاش پیرایندگان زبان ترکی از لغات و نشانه های زبان فارسی به وضوح دیده می شود. تأثیر و سلطه زبان فارسی بر ترکی در تمام دوره های ادبیات ترکی قابل مشاهده است. “(12)
در میان قرن هشتم و سیزدهم که دوران مهاجراتها و جابه جا شدن اقوام متکلم به این لهجه ها بوده به هیچ اقری در این لهجه ها برنمی خوریم . مانند ادبیات فارسی با به کار بردن واژه‌های فارسی و عربی هر چه بیش‌تر در اشعار خود، از زبان مردم کوچه و بازار فاصله گرفتند و بیانی تصنعی را برگزیدند.“ (13)

“ادامه, ادبیات دیوانی, بدون وجود دبدبه اشرافی و شرایط پرزرق و برق و شکوه درگاه جهان گشایان ممکن نبود. از خصوصیات دیگر ادبیات دیوانی ترک، ایرانی بودن منشأ آن است. ادبیات دیوانی دارای زبانی شد تا قراردادهای خاص خود این زبان)، نه فارسی و نه عربی بوده و نه شباهتی به ترکی داشت. سبک شعر دیوانی ساده نیست وصول به معنی اصلی آن نیازمند دانستن مقدماتی ست  و در گرو گشودن رموز آن به سر انگشت تجربه و مهارت! . “ (13)    
“این زبان انباشته از لغات عربی و فارسی که به الفبای عربی تحریر میشد از طرف خود ترکان نه زبان ترکی، که زبان عثمانی نامیده می شد.”  (70) “. این ادبیات در بیرون از آن، تکیه‌گاهی نداشت چنانکه در میانة‌ انقراض دولت سلجوقیان و آغاز قدرت و حشمت آل عثمان که کار به دست امرای سادة محلی افتاده بود رشتة‌ زرین این ادبیات نیز از هم گسست.“ (13)

“ادبیات تنظیمات به ادبیات عثمانی در فاصله سال های ۱۸۶۰ تا ۱۸۹۶ م گفته می شود. این ادبیات با روی گردانی از ادبیات دیوانی و با توجه به ادبیات غرب و به ویژه ادبیات فرانسه شکل گرفته است. محور اصلی در شکل گیری این ادبیات ملیت است . “(12)

“با رسمی شدن زبان ترکی، این زبان رفته رفته به نضج و پختگی زبان رسمی و ادبی نزدیک میشد. حمایت بیگ های ناآشنا با زبان فارسی، روند این ماجرا را تندتر کرده بود. در این زمان یعنی حدود نیمه اول قرن چهاردهم و پانزدهم میلادی آثار نوشته شده نسبتا از لغات و اصطلاحات ترکی بیشتری تشکیل شده است. “(23)

“زبان شناسی نوین درباره زبان بر بنیاد اطلاعاتی قرار دارد که از مشاهدات عینی زبان به دست می آید در حالی که اکثر مطالعات قدیمی زبان فاقد یک بنیاد علمی بوده و بیشتر بر حدس و گمان و تصورات فردی اتکا داشته است. “ (10)  توجه به واقعیات عینی و اسناد مشهود در رابطه با تکامل خط و ابزار نگارش یکی دیگر ازجنبه های مطالعات بنیان اندیشی و وجه تمایز آن از سایر مطالعات است.

(این متن بر اساس اطلاعات و اسناد بنیان اندیشی تهیه و تنظیم شده است) 

#افتضاحی_به_نام_زبانشناسی_آکادمیک 1مقدمه و خلاصه 2ادبیات نامرئی فارس و کمی هم ترک  ادامه دارد...
 

منبع اصلی

1. سلسله کتابهای "تاملی در بنیان تاریخ ایران،" ،ناصر پورپیرار، انتشارات کارنگ، ، 1379 تا 1394

سایر منابع

2. جایگاه زبان رسمی و معیار در ادبیات فارسی، بهرام نورمحمدی، سومین همیایش ملی زبان،ادبیات و بازشناسی مشاهیر و مفاخر، انتشارات چشم انداز قطب، 16 اسفند1397 مشهد مقدس

3. تبعيد فارسي به شرق، بهرام نورمحمدي ، 1398، پنجمين همايش ملي پژوهش هاي نوين در حوزه زبان و ادبيات ايران (با رويكرد فرهنگ مشاركتي)، تهران، خانه فرهنگ مشاركتي ايران،https://www.civilica.com/Paper-MTCONF05-MTCONF05_069.html

4.  بازاندیشی زبان فارسی (ده مقاله) داریوش آشوری  نشر مرکز  ۱۳۹۶

5. توضیح برخی از لغات و اصطلاحات مغولی در زبان و ادبیات فارسی مهری باقری زبان و ادب فارسی  1378

6 . بازگشت ادبى و مختصات زبانى شعر آن دوره اكبر شاملو كاظم دزفولیان ، تاریخ ادبیات ،زمستان 1387

7. فرزندان استر، هومن سرشار مترجم: مهرناز نصریه ،انتشارات کارنگ، ۱۳۸۷

8. آمنون نتصر، منتخب اشعار فارسی از آثار یهودیان ایران، انتشارات فرهنگ ایران‌زمین، 1352

9. آذرتاش، اذرنوش ، تاریخ ترجمه از عربی به فارسی (از آغاز تا عصر صفوی) ، انتشارات سروش ، 1375

10 . محمد رضا باطنی، زبان و تفکر، تهران: فرهنگ معاصر، 1369،

11 . زبان معیار چیست و چه ویژگی هایی دارد؟، والی رضایی ،نامه فرهنگستان ، تابستان 1383

12. تأثیر زبان و ادبیات فارسی در ادبیات دیوانی عثمانی، دکتر اسدالله واحد ودیگران ، زبان و ادب فارسی، سال 1368

13 . ادبیات‌ دیوانی‌ ترک‌ و نائلی‌/ تالیف‌ علی‌ نهاد تارلان‌؛ مقدمه‌ و ترجمه‌ حمید نطقی  موسسه فرهنگی منطقه ئی ‌ ۱۳۴۹

14. بَر بال خِرَد، گوئل کهن ، بنیاد آموزشی حاخام یدیدیا، 2010

15. فارسی  یهودی، مهرداد نغزگوی کهن، بخارا ، مهر و آبان ۱۳۸۶

16. فارسیهود میراث مکتوب یهودیان ایران دکتر ناهید پیرنظر برگرفته از نشریه ایرانشناسی "آمریکا" ، بهار 1381

17. اهمیت آثار ادبی فارسی یهودیان جلال متینی ایران نامگ سال اول ، شماره ۳، بهار ۱۳۶۲

18. عناصر عرفانی در ادبیات فارسی- یهودی', منصور معتمدی و مریم پورصادقی, .پژوهشنامه ادیان بهار تابستان 1393

19. زمینۀ فکری و اعتقادی شعرای یهود ایران داوید‌ یروشلمی ایران نامگ، تابستان ۱۳۹۵

20. نقش زبان شناسی تاریخی در کشف معانی رمزی و تحلیل محتوایی اسطوره فرزاد قائمی و...، كاوش نامه، 1388

21. مقدمه‌ای‌بر‌فارسی‌یهودی، تامار‌گیندین، ایران نامگ، سال ،۱شمارە ،۲تابستان ۲۰۱۶/۱

22. فارسی یهودی استاد وبسایت بنیان اندیشی http://www.haghosabr.ir

23. تاثیر زبان ادبیات فارسی در ادبیات دیوانی عثمانی،دکتر اسدالله واحد و دیگران،زبان و ادب فارسی، بهار و تابستان94

24.  . An Early Jewish-Persian Argument , D. N. MacKenzie. Bulletin of the School of Oriental and African Studies, University of London1968

25.. JUDEO-PERSIAN LANGUAGE, Gindin, Thamar E“”. In Encyclopædia Iranica.. 2011.

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب