12-12-2014

عبدالقدیر علم

فر هنگ وفر هنگ سازی در افغانستان
12-12-2014

عبدالقدیر علم

فر هنگ وفر هنگ سازی در افغانستان

اول باید عرض کنم که در تمام جوامع بشری به نوعی فر هنگ وجود دارد چه ضعیف وچه قوی ویا هم خوب وبد. خلاصه بنوعی جود دارد لذا منظور ما از ذکر کلیمه فر هنگ سازی همان رشد وپویائی آن به نحو أحسن وبهتر است که ماهیت وهویت جامعه مارا بلند برده ونحوۀ معاشرت وزندگی را با صفا تر وبا ارزشتر بسازد واگر درین نوشته به فرد ویا قشر بی فرهنگ خطاب میشود منظور همان فرهنگ ضعیف ویا بد است که نبودنش بهتر از بودنش .. روزی در فیس بک نوشته بودم که فرهنگ سازی پروسه ساختن یک نسل است نه پروژه هفته وماه وسال. فرهنگ تنها دانش وعلم نیست بلکه امیزه از علم وعقل وادب واخلاق عالیست که با کار برد معقول ومنطقی در تعامل با فرد وجامعه وا ستفاده از ارزش های مادی ومعنوی در تمام ابعاد زندگی شهروندان شکل میگیرد.فرهنگ سازی از بستر خانواده ،نهاد های علمی وتر بیتی می آغازد وبه همین تر تیب نسل با فرهنگی را ببار میآورد . نسل مزین به زیور علم , عقل ،ادب واخلاق پسندیده ونیکو و در نهایت ساختن فرد وجامعه به مفهوم واقعی انسانیت .در جوامع که فرهنگ سازی نشده ویا از فرهنگ بد فهمی شده باشد اصلاح آن نهایت دشوار است. شاید برای شما این سوال دست دهد که برای یک کشور یکه دارائی تاریخ پنجهزار ساله است تازه فرهنگ سازی کردن دور از منطق و حکمت خواهد بود؟ اما باید عرض شود که ارزش ها اگر حراست وپاسداری نشود پویائی را از دست داده فراموش میشود و زمانی هم هم پدیده ها وهنرها ویا فن آوری های نو به فر هنگ سازی نیاز دارد.مثلا فر هنگ استفاده از اختراأت قرن بیست وبیست ویک مانند موبائل ، انترنت وغیره.


اهمیت فرهنگ از بعد مفهوم

شما میدانید در عصر فعلی بسیاری از معلومات ضروری در سایتها انتر نتی به زبانهای مختلف ارشیف شده که انسان را از ورق زدن کتاب های ضخیم وتمرکز بر خطوط باریک وگاهی هم کمرنگ بی نیاز میسازد واگر به تحلیل وتجزیه تمام تعاریف ومعانی گسترده فرهنگ از زبان وقلم دانشمندان وعلماء که تا حدود سه صد و چهار صد تعریف صورت گرفته بپردازیم شاید هواس ما پراگنده و اصل مطلب وهدف را از دست بدهیم چون توجه انسان‌شناسان و جامعه‌شناسان و فلاسفه به فرهنگ و فرهنگ‌شناسى سبب ارائه تعاريف گوناگونى از اين مقوله مهم انسانى شده است. حدود 400 تعریف درباره فرهنگ درلغت نامه های فارسی، عربی، اروپایی(غربی) دال بر ارزش و وسعت مفهوم این واژه است. از زمان پيدايش و رشد جامعه‌شناسى علمي، انسان‌ شناسى و ديگر شاخه‌هاى مختلف علوم انساني، هريک از صاحب ‌نظران به‌ زعم خود تعريف تازۀ براى فرهنگ ذکر کرده‌اند برخی هم فرهنگ و تمدن را يکى دانسته وعدۀ آنها را به‌عنوان دو مقوله جداگانه مورد بر رسی قرار داده‌اند.ولی از مطالعه تمام تعبیر ها طور ساده این نتیجه بدست میاید که: فرهنگ تبلور از صداقت ، فراست ،قناعت ، مناعت، علمیتی آمیخته با عقل وادب واخلاق فرد وجامعه است.


تعریف جامع از فرهنگ

قبلا عرض کردم که پیچیدن به معانی ومفاهم متعدد فرهنگ کمی زمانگیر وحتی گیج کننده است اما بخاطر توضیح بیشتر ناگزیریم به یک ویا دو معنی تحت اللفظی وعمومی این مفهوم اشاره کنیم. مثلا:
معانی تحت اللفظی کلمه فرهنگ: * 'فرهنگ بر وزن فرهنج است که علم و دانش و عقل و ادب و بزرگى و سنجيدگى و در کتاب لغت فارسى و ... شاخ درختى را نيز گويند که در زمين غرس و از جاى ديگر سر برآورد همچنین کاريز آب را نيز گفته‌اند چه دهن فرهنگ آن جائى کاریز را گويند که آب آنجا برروى زمين آيد'
* در فرهنگ جهانگیری آمده است که فرهنج و فرهنگ شش معنی به شرح زیر دارد: دانش – ادب – عقل – کتابی که مشتمل باشد بر لغات پارسی – نام مادر کیکاوس – شاخه درختی را گویند که آن را بخوابانند و خاک بر زیر آن بریزند تا ریشه بگیرد و بعد از آن، آنرا کنده به جای دیگر نهال کنند. 
* فرهنگ نفیسی: فرهنگ عبارت است از نیکوئی ، تربیت ، پرورش ، بزرگی ، عظمت و بزرگواری ، فضیلت و وقار ، شکوهمندی و دانش ، حکمت و هنر و علم و معرفت.
* در اصطلاح بين‌المللى واژه کالچر (Culture)، از واژهٔ لاتينى کالچورا (Cultura)، گرفته شده که خود از کالچورر (Culturer)، به معنى پروراندن، روياندن، بارورى و يا پرداخت و آرايش زمين و درخت است. اصطلاح اگريکالچر 
(Agreculture)، به معنى کشاورزى از همين ريشه است.اما تعریف عام قبلا طور خلاصه در ذ یل پروگراف دوم نوشتم ولی بازهم تعریف جامع تر از نظر من تعریفی است که (تایلر) دانشمند غربی گفته('فرهنگ مجموعهٔ آميخته و پيچيده و نظام يافتۀ است از دانستنى‌ها ، شناسائى‌ها، هنرها ، باورها ، آئين‌ها، حقوق ، آداب و رسوم، منشاء خوبى‌ها و بسيارى چيزها که انسان از جامعه خويش کسب کرده است (کتاب فرهنگ ابتدائى)
بطور عام وساده فرهنگ عبارت از طرز رفتار گفتار وپندار مردم یک جامعه است که مشمول عقاید سنت ها رواج ها آداب رسوم وهنجاری های عقیدتی وآموختنی است که از نسل به نسل منتقل میگردد ودر دوام روزگار تغییر ورشد میکند.


ویژگی های فرهنگ :
1- فرهنگ از آموزش وپرورش جان میگیرد یعنی آموختنی است.
2- اثر پذیر واثر گزار است لذا از نسلی به نسل دیگر انتقال میابد .
3- بنا می شود بر نمادهایی مثل زبان نژاد ومسائل زنیتیکی.
4- رشد میکند ویا عقب میماند یعنی پویاست و قابل تغییر است به همین دلیل جوامع با فر هنگ غنی .فقیر داریم.
5- یکپارچه است و تغییر یک بخش فرهنگ سایر چیزها را متأثر میسازد.

 

عوامل اثر گزار بر فر هنگ:
از دیدگاه جامعه شناسان عوامل موثر بر فرهنگ سازی عبارتند از :‌ 
1-دین و فرهنگ 2-- آموزش وپرورش 3- رفتار وکردار درست الگو ها 4- خودشناسی 5- خانواده 6- محیط و نهادهای مردمی 7- نشریات،‌رسانه ها وابزار فرهنگی 8- زبان 9 زمان یا عصر 10- خلاقیت،‌نو آوری و فن آوری نوین . 11- تاریخ 12- تبلیغات 13- زمامداران ، سیستم ها وروش های اقتصادی 14 نژاد واثر ژنیتیک 15- نفوذ فرهنگ ها و تاثیر پذیری از تمدن های پیروز.
وسائل وامکانات فرهنگ سازی در افغانستان: در هر کشور وسائل خاص برای فر هنگ سازی وجود دارد ومهمتر از همه درک وفهم درست از فرهنگ ومعارف بشری اثر گزار درین زمینه است.مثلا ما کشوری اسلامی هستیم باید مسلمانان ودانشمندان امور دینی اخلاق ومعارف دینی را درست بفهمند ودرست القاء برسانند والااثر مخالف میگذارد.وبرخی وسائل وابزار اثر گزار در فرهنگ سازی قرار ذیل است.
1-فرهنگ سازی توسط متولیان جامعه یعنی حکومت وجهت دهی درست که حیثیت الگو را داشته باشد.
2- تبلیغ اندیشه های دینی بر مبنای قرآن و احادیث از زبان علمای دینی که درک ،تعبیر وقرائت درست دارند.
3- توضیح وتشریح دستورات دینی و اظهار نظر مبلغان دینی همراه با اخلاق عملی که باور مردم را جلب کند.
مثلا مردی ، دم از دین می زند و مردم را به دوری ازتجملات و دنیا گرایی، دعوت می کند و خودش در قصرها زندگی کند و به وسائل نقله مدل بالا سوار می شود. و یا مردم را به صبر و قناعت و پاکدامنی سفارش می کند ولی فرزندان او، غرق در شهوت و ثروت هستند و برخلاف گفتار خود رفتار می کنند. که این مسائل باعث بد نامی فرهنگ ودین گریزی جوانان می شود و به همین دلیل فرهنگ قناعت، شهادت و جهاد،‌کم رنگ می شود و کم کم رنگ می بازد به همین دلیل ما شاهد تردید و ضعف دینی و ناهنجاری هستیم. امروزه ، دغدغه جوانان، دین است و وقتی این چیزها را می بینند، به اسلام بدبین می شوند ودر تلاش یافتن گم شدۀ خود در فر هنگ های دیگر هستند.


4- نهاد های عرضه خدمات نوین :مانند مخابرات ومواصلات
5- رسانه ها:رسانه ها در تبلیغ وترویج فر هنک تدثیر فوق العاده دارند. متأسفانه گاهی رسانه ها هم مزین به زیور فر هنگ نیستند وقتی متناسب به خواستهای فرهنگی وعقیدتی یک جامعه نباشد لباس فرهنگ را از تن کشیده اند .وقتی جاذبه نداشته باشد واثر گزار نباشد دیگر أهمیت وارزش خودرا از دست میدهند
توضیح ویا رفع ابهام: علم با تر بیت سالم واخلاق فرهنگ میشود لذا هر عالم با فر هنگ نیست باید این علم با زیور عقل وادب آراسته باشد.همین است.گاهی مردم میگویند داکتر بی فرهنگ چون رویه واخلاق درست نداشته ویا معلم بی فر هنگ چون با شاگردان بر خورد غیر عاقلانه وغیر مؤدبانه داشته و طریق استفاده وکار برد از تخصص وعلم را ندانسته وبا عث آزار روحی وافسردگی خاطر شده به همین دلیل عاری از فرهنگ ویا فرهنگ ضعیف گفته میشود..
در افغانستان پدیده ها قبل از فرهنگ سازی مورد استفاده قرار میگیرد یعنی فر هنگ استفاده از نو آوری ها کمتر وجود دارد یعنی برای فن آوری های جدید نیز فر هنگ سازی نشده آنانیکه اختراعا ت نو را عرضه میکنند باید دلسوزانه برای مردم طریق استفاده درست را رهنمائی کنند مثلا صحبت با موبائل باید حد واندازه داشته و مطابق نیاز باشد .به همین تر تیب استفاده از انتر نت و ستلایت .فر هنگ استفاده از وسائط نقلیه وجاده ها ..قبلا عرض شد فر هنگ وجود دارد ولی ضعیف وگاهی هم بد. مانند فرهنگ مصارف بیجای عروسی ها، فرهنگ مهمانی ها، فرهنگ محیط زیست . فرهنگ ملاقات با مردم، فر هنگ راه رفتن در اجتماع خصوصا جوانان ان هم طبقه ذکور که شهر وجاده را حق شخصی خود دانسته بطرف دختر خانم ها نگاه ها وحرکات عجیب وغیر اخلاقی دارند.در جاده وسرک در هیچ کشوری به اندازۀ افغانستان ضعف فرهنگی وجود ندارد.فرهنگ تعامل بین داکتر ومریض.


1- نمونه یک داکتر متخصص با فر هنگ در برابر مریض

• در یک جامعه با فر هنگ ایجاب میکند تا دا کتر یا متخصص مروت ،سلیقه وقناعت داشته باشد.هدفش قبل از پول معالجه مریض باشد.سالون انتظار ومحل کارش تمیز وپاک باشد تا مریض ها از مشاهدۀ ان مریض تر نشوند.در سالون میز وچوکی بیشتر از مراجعین باشد.امکانات چون آب وپیاله چای آماده باشد.جهت سر گرمیبرای کلان سالها مجلات طبی خصوصا از تحقیقات شخص داکتر وبرای اطفال سامانهای کوچک بازی. در هر ساعت چهار مریض را معائنه کند وفیس مطابق وقت مصرف شده بگیرد.
• حین پذیرش مریض متخصص از دفتر کارش به سالون آمده نام مریض را میگیرد که نوبت ملاقاتش هست باوی دست میدهد ووی را با خود به اطاق معائنه میبرد وبعداز معائنه ودادن نسخه دوباره تا دروازه اطاق مریض را بدرقه میکند.دوباره میرود .مریض بعدی را نام میگیرد وبه همین تر تیب تا اخر....داکتر ازوقت ونسخه خود فیس میگیرد گرفتن پول دوا وظیفه دوا فروش است.
• تکلیف مریض را جزء به کسیکه خو مریض اجازه میدهد به کسی نمیگوید یعنی در مجالس عام نگوید فلانی را هفته قبل معاینه کردم متأسفانه سرطان داشت ویا فشار وغیره این راز مریض است.. ملاقات بعدی را جهت کنترول مشخص سازد.
• مریض ویا مراجعین باید فر هنگ واخلاق مراجعه حضور داکتر ومتخصص را رعایت کنند.یعنی همه ندوند که داکتر صاحب مه چطور واز مه چطور شد؟ باید هیچکس تلاش نکند بنام وزیر ودبیر وکیل وزور مندتا نوبت شخصی دیگری را بگیرد. گرفتن نوبت دیگران به معنی غصب حق وقانون شکنی بود وعامل آن هرکس باشد بی فر هنگ است...مراجعین نظافت را در سالون مراعات کند با صدای بلند صحبت نکند وبر داکتر متخصص داد نزند که چرا بخاطر صحبت بیشتر با مریض پنج دقیقه وقت من بیشتر ضایع شده.. یک نمونه بود به همین تر تیب در تمام شئون زندگی اخلاق وادب را با علم یکجا سازد.عالم بی عقل وادب هم بی فرهنگ است یا ضعیف الفر هنگ•

 

منابع ومأخذ

لغتنامه فرهنگ فارسی دهندا.
کتاب فرهنگ عمومی : سعیدی کیا.
• سایت http://fa.wikipedia.org/wiki
سایت: http://www.mashreghnews.com/fa/news
یاد داشتها ونوشته های نویسنده...

- See more at: http://www.firozkoh.com/archive/siasi/abdul_qadir_alam/0226_04052014_alam.htm#.VIoJsjGG9TQ

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب