19-12-2014

دکـتـر بصـیر کامجو

قسمت دوم: کیانیان دومین شاهان داستانی و تاریخی آریایی
19-12-2014

دکـتـر بصـیر کامجو

قسمت دوم: کیانیان دومین شاهان داستانی و تاریخی آریایی

 


  
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
درفش کاویانی (20)
ــــــــ
  
کیانیان دومین سلسلۀ پادشاهان داستانی وتاریخی درآریانا زمين بوده که بعد از پیشدادیان به فرمانروایی آریانا رسیده‌اند.
 کریستن سن (1)  و برخی باستان شناسان و محققین درون مرزی و برون مرزی به استناد اوستا و داستانهای ملی و دینی ساسانیان معتقدند که تاریخ کیانیان واقعی است . وبرمبنای اساطیری استوارنیست .
این سلسله در منابعی مانند : اوستا : کتاب مقدس زرتشتیان ، داستانهایی که در سلسله سامانیان رواج داشته و کتاب های پهلوی کهن مانند : بندهش (2) ، دینکرد (3) ، مینوی خرد (4)  ــ آز آن نیز شایسته تفسیروبیان گردیده است .
همچنین در شاهنامۀ فردوسی نیز تأکید بعمل آمده است که ، سلسلهٔ کیانیان بعد از پیشدادیان به حکمرانی می‌رسد و مؤسس این سلسله نیز بر پایه اطلاعات شاهنامه کیقباد است .  (5)  
 
پادشاها ن سلسلۀ کیانیان بقرار ذیل اند :                
 1 ـ کیقباد
2 ـ کیکاووس فرزند کیقباد
3 ـ کیخسروفرزند سیاوش فرزند کیقباد
4 ـ کی مهراب فرزند کیوجی فرزند کیمنش فرزند کیقباد
5 ـ  گشتاسب فرزند لهراسب
6 ـ  بهمن فرزند اسفندیارفرزند گشتاسب
7 ـ همای بروایتی زن وبروایتی دختر بهمن
8 ـ داراب اول پسرهمای
9 ـ  داراب دوم   (6)
 
 
اول ــ پادشاهی کیقباد
 کیقباد اولین شاه از سلسلۀ پادشاهان کیانی آریانا است . پس از مردن گرشاسب آخرین پادشاه پیشدادی ، بااینکه « توس »  و « گستهم » پسران «  نوذر هشتمین شاه پیشدادی »  در حیات بودند و خاندان فریدون هنوز از میان نرفته بود اما چون  « فر ایزدی » با آنان نبود ، ناگزیر به پادشاهی نرسیدند. (7)
پس از مشورت زال با موبدان ، کیقباد را که دارای « فر ایزدی » و برازنده ٔ تاج و تخت بود به شهریاری برگزیدند . او از اعقاب منوچهر ودر جبال البرز منزوی بود .  و رستم پسر زال به البرزکوه رفت و او را به استخر آورد.
چنانچه که فردوسی مینویسد :
 
به شـــاهی نشست از بــــرش کیــقــباد
                                 همــــان تاج گـــوهر به ســــر برنهـــاد
*****
بعد از رسیدن کیقباد به پادشاهی ،  تورانیان که به سر کردگی « افراسیاب شاه توران  »  به آریانا هجوم آورده بودند، کیقباد بعد از این موقع اولین دفعه با دشمن دیرینه جنگ کرده در محاربۀ تن بتن افراسیاب را مغلوب ساخت وتحصیل شرف و افتخار بزرگ نمود . لیکن پادشاه تورانی بواسطۀ گسیختن کمربندش جان بدر برده فرار کرده ، وبا سپاهیان بکشورش برگشتند.
کیقباد ، بروایت  « آنندراج » بمدت صد سال پادشاهی کرد . (8)  وبعد از جنگ های خونینی میان فرمانروایان ترک توران زمین  وآریایی ها ؛ توانست که میهن خود را ازگزند تعرضات مستدام مصون ، وامنیت وعدل و دادگری را درسرزمین مرد خیز آریائیان تأمین نماید . خاقانی شروانی در تائید این قول میفرماید :
 
تاریخ کیــقـــباد نخــــواندی کــــه در سیَر
                               عدلش ز فضل عاطفه گستر نکوتر است (9)
*****
افتخار بزرگ به ارزشهایی تاریخ باستانی سرزمین ما باید اذعان کرد که : "  به گزارش ميراث آريا به نقل از روابط عمومی سازمان ميراث فرهنگی ، صنايع دستی و گردشگری آذربايجان شرقی ، قلعه کيقباد که دارای تاريخ معادل هزاره اول قبل از ميلاد تا دوران تاريخی می باشد، و با توجه به این اهميت تاريخی اش  ، با شماره 28051 در فهرست آثار ملی آریائیان  به ثبت رسيده است . "  (10)
 
 
دوم ــ پادشاهی کیکاووس
 کیکاووس دومین شاه کیانی بروایت « تاریخ ایران » و « دانشنامۀ آزاد » پسر« کیقباد »   وبقول : « فرهنگ فارسی » نوهٔ  « کیقباد  » و نام دارترین پادشاه این سلسله است. در دورۀ وی داستان هفتخوان رستم ، داستان سیاوش ، داستان رستم و سهراب وغیره پیش آمده که در شاهنامه فردوسی بزرگ مذکور است .  (11)
براساس باورهای آریائیان باستان ، کیکاووس پادشاه برهفت کشور وآدمیان فرمانروایی می کرد . اودر هنگام شاهی اش  درسر کوه البرز از زر و سیم و پولاد هفت کاخ مجلل می سازدوازاین کاخها برهمه فرمان می راند .
" کیکاووس پس از آنکه فریب دیوان ( شیاطین ، اهرمن ، ابلیس ) را می‌خورد، با وجود مخالفت‌های پهلوانان و بزرگان به ویژه زال و رستم ، آهنگ مازندران (12) می‌کند تا آن جا را فتح کند و بر شاه مازندران پیروز شود.... مگردر این نبرد لشکرکیکاووس پراکنده می شود . شاه به  زال ورستم پیغام می فرستد که اورا یاری دهند . زال هم رستم را به یاری وی می‌فرستد و او را روانهٔ مازندران می‌کند. رستم پس از آزمایش‌ها و نبردهای شگفت انگیز از هفت منزل ــ که به هفت خوان رستم نام کرده شده ــ  می‌گذرد و بر شاه مازندران پیروز می‌گردد. "
غم نامهٔ رستم و سهراب و سیاوش نیز به دوران پادشاهی کیکاووس تعلق دارد. کیکاووس در داستان های حماسی آریانای کهن بیشتر به عنوان مظهر و قدرتی یاد شده‌است که به همه غالب گشته ودست یافته است  . وی یکصد و شصت سال سلطنت کرد و پس از او کیخسرو به پادشاهی رسید. (13)
 
سوم ــ پادشاهی کیخسرو
کیخسرو سومین شاه ازسلسلۀ پادشاهان کیانی ست . که در تاریخ کهن وداستان های حماسی آریائیان از او بنام پادشاه  بلندمرتبه و عادل یاد کرده اند .
کیخسرو پسر سیاوش پسر کیکاووس پسرکیقباد بود. مادرش فرنگیس نام ،  دختر افراسیاب پادشاه توران بود .  (14)
فرنگیس پس از اینکه شوهرش بفرمان افراسیاب کشته شد ، پسری آورد بنام کیخسرو . پیران اورا بفرمان افراسیاب بکوه فرستاد تا ازنژاد خود آگاه نباشد وسپس اورا بگنگ دژ(15)  فرستاد .
سرانجام گیو ، پسر گودرز ( که از پهلوانان بزرگ و خوشنام آریانای کهن در شاهنامه است. )  عازم یافتن او شد و او را بیافت وبا مادرش فرنگیس به آریانا آورد . چون کیخسرو به میهن پدری اش رسید بر سر جانشینی او و  « فریبرز » پسر کیکاووس میان پهلوانان اختلاف افتاد وسرانجام قرار نهادند هرکس  « دژبهمن » (16) را بگشاید سزاوار پادشاهی است . کیخسرو که فر( کیانی )  ایزدی همراء او بود ، دژبهمن را گشاد وآنگاه بکین خون پدر به جنگ افراسیاب جد اُمی اش رفت و او و مفسدان را بکشت و ترکستان را به « جهن» که پسر افراسیاب و خال (برادر مادر ) او بود واگذاشته. آنگاه کیکاووس پادشاهی بدو داد . بقول « فارسنامه ابن بلخی »  :   " مدت پادشاهي کيخسرو شصت سال بود. "  نام کیخسرو در اوستا چند بار آمده ودر ادبیات پهلوی نیز در مورد نسبش روایات فوق مزبور است . در تاریخ باستانی سرزمین آریانا از کار های مهم کیخسرو ــ  ویران کردن بتکده دژبهمن به ثبت رسیده است .
سعـــدی مینویسد :
 شـــاهان بر آستان جلالت نهاده سر
                             گــردنکشان مطاوع و کيخسروان گدا
*****
کیخسرو با شناخت دقیق از تاریخ باستان سرزمین آریانا ، از هویت شایستۀ و صلحخواهانۀ این نژاد نجیب وترقی پرور واز دست آورد های بشر دوستانۀ نیاکان خویش ، آگاهی عمیق داشته . با این نگرش بوده که وی ازاندیشه های هوشنگ وجام گیتی نمای فریدون وسخنان نغزجمشید همواره پیروی و عمل می نموده .
 کیخسرو در عدالت و شهامت سرآمد سلسلۀ  شاهان کیانی بود وبه عنوان شاهنشاه عادل و شجاع در دل تاریخ پرافتخار آریائیان جاویدانه باقی مانده و خواهد ماند .
  
چهارم ــ پادشاهی گشتاسب
گشتاسب پسرلهراسب پنجمین شاه از سلسلۀ پادشاهان کیانی است . او خواهان پادشاهی از پدر بود ــ مگر پدر به این درخواست پسر تن در نداد ، گشتاسب رنجیده به روم رفت ودرآنجا « کتایون »  (17) دختر قیصر را که دلباخته او بود بزنی گرفت .
گشتاسب سپس به آریانا برگشت و در بلخ بپادشاهی رسید ، در سی امین سال سلطنت وی زرتشت ظهور کرد وآیین خداپرستى آورد. و گشتاسب دین اورا پذیرفت واز وی پشتیبانی کرد.
ولی موضع گیری متعادل گشتاسب در قبال دین زرتشت مورد دشمنی ارجاسب تورانی واقع شد . ومیان او و گشتاسب جنگ درگرفت . ارجاسب در یک حمله شهر بلخ را گرفت . وبرادر گشتاسب « زریر » در دفاع از بلخ وباختریان کشته شد . 
گشتاســب ابتدا در جنگ شکســــت خورد ، ولی بعد به تدبیر وزیردانای خــود  ، پســــــرش « اسفندیار » را که در بند بود ، آزاد ساخت ووعده داد که اگر ارجاسب شاه تورانی را شکست دهد تخت شاهی را به او واگذارد .  
سپس اسفندیار( رویین تن ) ، شرایط گذاشته شدۀ پدر را پذیرفت وبه پدافند وعملیات رزمی به منظور جلوگیری از موفقیت دشمن پرداخت ودرنبرد رویارویی  با تورانیان ،« ارجاسب » شاه تورانی را شکست داده واو راهلاک کرد . (18)  
 
نام گشتاسب بیش از دیگر پادشاهان كیانى، در اوستا و متون پهلوى آمده است. چنانکه زرتشت سپنتمان پیامبرآریائیان قدیم در اوستایی « گات ها » (19) از گُشتاسب پادشاه کیانی فرمانروای بلخ چهار بار نامبرده است .
در منابع قدیمی، آبادسازی منطقه تالش گشتاسبی را به گشتاسب‌شاه نسبت داده‌اند که این منطقه امروزه در جمهوری آذربایجان قرار دارد.
بروایت شاهنامه فردوسی و کتاب مقدس زرتشتیان ، وداستان های سلسلۀ شاهان ساسانی ومتون پهلوی بعد از پادشاهی گشتاسب : بهمن پسر اسفندیار ، همای ( زن ) دختر بهمن ، داراب اول پسر همای وداراب دوم ، بترتیب حکمروایی تخت شاهی کیانیان را بعهده داشتند . سر انجام داراب دوم آخریان شاه کیانی با اسکندر مقدونی جنگها کرده وشکست خورد ودر نتیجه سلسلۀ کیانیان ازبین رفت .
با عرض حرمت
بصیر کامجو
 
 
دکترنت بصیر کــــامجو
آلمان ــ جولای  2010 میلادی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ                                  
ازاندیشه های هویت شناسی
مبنی برتغییر نام افغانستان به خراسان
 


 
 
 منابع و مآخذ وشرح واژه ها :

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ آرتور کريستن سن . استاد دانشگاه کپنهاگ در 1875م . ولادت يافت و در 1945م . بدرود حيات گفت .تحصيلات او در دانشگاه کپنهاگ بود.
او قريب 60 کتاب و رساله به زبانهای انگليسی و فرانسوی و دانمارکی و آلمانی نگاشت . از کتب معتبر او می توان کتابهای زير را نام برد :
شاهنشاهی ساسانيان ، تحقيق درآيين آریانای قديم ، داستان بزرگمهر حکيم ، کيانيان ، آریانا در زمان ساسانيان ، حماسه شاهان در روايات آریانای قديم ، نمونه های نخستين بشر و نخستين شاه در تاريخ داستانی آریائیان ... وغیره .
2 ـ بندهش : نام کتابی‌است به پهلوی که تدوین نهایی آن در سدهٔ سوم هجری قمری رخ داده‌است. نام این کتاب در فارسی به صورت بندهش هم آمده‌است. نویسنده (تدوین‌کنندهٔ نهایی) آن « فَرنبغ » نام داشت.
« بندهشن» به معنی «آفرینش آغازین » یا «آفرینش بنیادین » است. نام اصلی کتاب احتملاً « زندآگاهی» به معنی « آگاهی مبتنی برزند» بوده‌است چنانکه درابتدای متن کتاب آمده‌است. این خود می‌رساند که نویسنده اساس کار خود را بر تفسیر اوستا قرار داده‌است. بندهشن در 36  فصل نوشته شده‌است. مطالب کتاب در سه محور اصلی است :
آفرینش آغازین
شرح آفریدگان
نسب‌نامهٔ کیانیان.
از این کتاب دو تحریر موجود است اولی موسوم به بندهشن هندی که مختصرتر است و دومی موسوم به بندهشن بزرگ یا ایرانی که مفصل‌تر است. صفت هندی یا ایرانی از آن رو بر آن‌دو نهاده شده‌است که نسخ اولی در هند استنساخ شده‌است و نسخ دومی در ایران.
ــ رجوع شود به : تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام ، تفضلی ، احمد ،  به کوشش ژاله آموزگار ،  تهران : سخن ــ  1376  چاپ سوم 1376  ، صص 141 ـ 145 .
3 ـ  دینکرد :  کتاب سترگی است به زبان فارسی میانه (پهلوی) ، کـــــــــه آن را بــه‌درستی « دانشنامهٔ مزدیسنی »  و یا  « درسنامهٔ دین مزدایی (زرتشتی) »  خوانده‌اند.
واژهٔ « دینکرد »  (dēnkart) در فارسی میانه را می‌توان به « کرده‌ها (کارهای) دینی »  و نیز  «  نوشتهٔ دینی»  برگردانید.
ــ رجوع شود به : زبان پهلوی : ادبیات و دستور آن ، آموزگار، ژاله و احمد تفضلی ،  چاپ سوم ، تهران: معین ، 1380 . 
ــ مفاتیح العلوم  ، خوارزمی محمد ،  چاپ اول، تهران : انتشارات بنیاد فرهنگ ایران،1347.
4 ـ  مینوی خرد : کتابی به زبان فارسی میانه است که صورت پهلوی و پازند : (گویند نخستین سخن از نامه ٔ پازند   ـــ آنست که با مردم بداصل مپیوند. "  لبیبی  "
آن و نیز ترجمه‌هایی به سنسکریت و فارسی کهن (هم نظم و هم نثر) باقی مانده‌است.
اثر در 63  فصل تدوین شده‌است. مینوی خرد به دلیل اشتمال بر نکات و اشاره‌های داستانی اهمیت دارد. زمان تألیف کتاب را به احتمال در اواخر دوران ساسانی دانسته‌اند.
در کتاب کوچکترین اشاره‌ای به تازیان یا دین اسلام نشده‌است، ولی به نبردهای آریائیان با ترکان و رومیان اشاره شده‌است. تأثیر زبان فارسی نو چه از لحاظ دستوری و چه از لحاظ واژگانی در کتاب دیده نمی‌شود.
کتاب مینوی خرد را احمد تفضلی به فارسی امروزی ترجمه کرده است و در سال 1354  چاپ شده است.
رجوع شود به :  تاریخ زبان فارسی ، ابولقاسمی، محسن، سازمان سمت، 1373 .  
ــ تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام تفضلی، احمد ،  به کوشش ژاله آموزگار ،  چاپ سوم تهران : سخن1378 .
ــ مینوی خرد ،  ترجمهٔ : احمد تفضلی ، به کوشش ژاله آموزگار ، ویرایش سوم  ،  توس ، 1380  . 
 5 ـ شاهنامه فردوسی ، به تصحیح : ژول مول ، چاپ پنجم : 1379 ، ایران ، انتشارات بهزاد   ،  ص 78 ، 79 .
ــ کیانیان (Les Kayanides) نویسنده : آرتور امانوئل کریستنسن (Arthur Emmanuel Christensen) ، سال نگارش : 1931 میلادی ، ترجمه : دکتر ذبیح‌الله صفا ، سال ترجمه : 1336 هــ.  برابر با 1957 میلادی ، انتشارات : علمی و فرهنگی ، ص242 .
6 ـ رجوع شود به :
ــ فرهنگ فارسی ، دکتر محمد معین ، تهران ،  چاپ یازدهم : 1376  ، جلد ششم ،  ص 1638 .
ــ جستاری چند در فرهنگ ایران ،  بهار، مهرداد ، تهران : انتشارات فکر روز،1376 .  
ــ کیانیان ،  کریستین‌سن، آرتور امانوئل ، مترجم : ذبیح‌الله صفا ،  تهران : شرکت انتشارات علمی و فرهنگی ، 1381 .  
ــ تاریخ ایران کمبریج ،  یارشاطر، احسان، و دیگران. جلد سوم، قسمت اول  ،  مترجم : حسن انوشه ،  تهران : امیرکبیر،1383 .  ــ حماسهٔ ملّیِ ایران ،  نولدکه ، تئودور ،  مترجم : بزرگ علوی . تهران : موسسهٔ انتشارات نگاه ، 1384 .   
 ــ حماسه سرایی در ایران ،  صفا ، ذبیح‌الله. تهران : انتشارات امیرکبیر،1384 .
7 ــ تاریخ ایران ، سرپرسی سایکس ، ترجمه : محمد تقی فخرداعی گیلانی ، ج اول ، تاریخ نشر : 1370 ، ص 178 .
8 ـ فرهنگ فارسی ، دکتر محمد معین ، تهران ،  چاپ یازدهم : 1376  ، جلد ششم ،  ص 1641 .
9 ـ رجوع به :
ــ تاریخ ایران ، سرپرسی سایکس ، ترجمه : محمد تقی فخرداعی گیلانی ، ج اول ، تاریخ نشر : 1370 ، ص 178 .
ــ مجمل التواریخ و القصص ،  در قرن ششم هجری از نویسنده‌ای نامعلوم ، و در قرن پانزدهم میلادی ، نوشته‌شده بوسیله :  فصیح‌الدین احمد .
ــ تاریخ گزیده : کتابی تاریخی به فارسی نوشته حمدالله مستوفی، دربردارنده تاریخ عمومی جهان از آغاز آفرینش تا زمان نوشتن آن است.
ــ کتاب یشتها ، ترجمه و تفسیر ابراهیم پورداوود ، جلد اول و دوم .
شرحی در مورد یشتها : یَشت‌ نام بخشی از کتابِ اوستا، کتاب دینی زرتشتیان است. یَشت بمعنیِ ستایش و نیایش و پرستش و فدیه است. یشتن در زبانِ پهلوی، بمعنای ستودن و عبادت کردن است.
موضوع یشت‌ها، سرودها و گفته‌های بسیار کهن و حماسه‌هایی در ستایش ایزدان است و عبارتند از اورمزدیشت، اَمِشَ سپنتَه (هفتن یشت)، خورداد یشت، آبان یشت، خورشید یشت، ماه یشت، تیر یشت، رشن یشت، فروردین یشت، رام یشت، ارد یشت، ونند یشت، اشتاد یشت، وَرَهرام‌ یشت، اردیبهشت یشت، مهریشت، زامیاد یشت، هوم‌ یشت و سروش یشت است.
10 ـ به نقل از خبرگزاری پانا ، مورخ 16/03/1389  ، محل ارسال خبر : تبریز ،  زمان : 08:37 .   
11 ـ  فرهنگ فارسی ، دکتر محمد معین ، تهران ،  چاپ یازدهم : 1376  ، جلد ششم ،  ص 1642 .
12ــ مازندران استانی در شمال ایران و در کرانه‌های جنوبی دریای کاسپين می‌باشد .  
13ــ منابع : ــ  ــ کیانیان ، کریستین‌سن، آرتور امانوئل ،  مترجم : ذبیح‌الله صفا ، تهران : شرکت انتشارات علمی و فرهنگی،1381 .
ــ حماسه سرایی در ایران ،  صفا، ذبیح‌الله ،  تهران : انتشارات امیرکبیر،1384 .
ــ حماسهٔ ملّیِ ایران ،  نولدکه، تئودور ،  مترجم : بزرگ علوی ،  تهران : موسسهٔ انتشارات نگاه، 1384 .  
ــ جستاری چند در فرهنگ ایران ، بهار، مهرداد ، تهران : انتشارات فکر روز، 1376.
ــ تاریخ ایران کمبریج ، یارشاطر، احسان، و دیگران. جلد سوم ، قسمت اول ،  مترجم : حسن انوشه ،  تهران : امیرکبیر، 1383 .14 ـ فرهنگ فارسی ، دکتر محمد معین ، تهران ،  چاپ یازدهم : 1376  ، جلد ششم ،  ص ص 1639 .
15 ـ مینوخرد در فصل 62 در فقرات 13 تا 14 مینویسد گنگ دژ درطرف مشرق نزدیک دریاچهٔ سدویس در مرز ایرانویج واقع است.  فردوسی مینویسد :
پـــــرستنده بودم بدین کوهسار
که بگذشت بر گنگ دژ شهریار
16 ـ دژ بهمن ؛ در شاهنامه ٔ فردوسی دژ استوار و سربرکشیده و طلسم شده ٔ بد دینان و بتکده ٔ آنان است . این دژ بر کنار دریاچه ٔ چیچست قرار داشت ، نخست « فریبرز » پسر کیکاوس با توس و لشکری نیرومند به پای دژ رفتند،ولی آنرا گشوده نتوانستند.مگر          « کیخسرو »  با  « گیو »  و « گودرز»   به مدد وستایش خداوند آنرا گشودند.  
ــ از دائرةالمعارف فارسی  ـ  و رجوع به :  تاریخ گزیده ص 93 و یشتها جلد 2 ص 238 و 241 و 308 شود .  
17 ـ کَتایون یکی از نام‌های فارسی برای دختران است. بنا بر شاهنامه فردوسی و مجمل التواریخ و القصص : کتایون زن گشتاسب و مادر اسفندیار بوده‌است که نام دیگرش را ناهید گفته‌اند.  شاهنامه فردوسی که نام او را بصورت کتابون هم آورده، در جایی او را "دختر قیصر روم" نامیده .
18 ــ فرهنگ فارسی ، دکتر محمد معین ، تهران ،  چاپ یازدهم : 1376  ، جلد ششم ،  ص 1705 .
ــ برگرفته از اوستا، گزارش و پژوهش جلیل دوست خواه ، تهران 1374 ص 1046 .
19 ـ گات‌ها : سروده های آسمانی زرتشت را گات ها گویند وآن نخستین منظومۀ آریایی ها ست که از روزگار کهن بجای مانده  وشامل پنج قسمت است :
ــ گاتهای اهنود ؛ 
ــ دوم اشتود ؛
ــ سوم سپنتمد ؛
ــ چهارم وهوخشتر ؛
ــ پنجم وهیشتواشت . و کهن ترین و مقدس ترین بخش کتاب اوستا شمرده می‌شود.
20 ـ درفش کاویانی یا اختر کاویانی، نماد مقاومت وعلم جنبش آزادیخواهی کاوۀ آهنگردر مبارزه علیه بیدادگری و ستم ضحاک پادشاه تازی سوریه ، جهت واپسگیری حاکمیت دوبارۀ شاهان پیشدادی آریانا زمین بود . 
درفش کاویانی عبارت بوده است از یک قطعه چرم پاره مربعی که در بالای یک نیزه نصب شده و نوک نیزه از پشت آن از طرف بالا پیدا بوده و بر روی چرم که مزین به حریر و گوهر
بوده شکل یک ستاره ای بوده مرکب از چهار پره و در مرکز آن دایره کوچکی و همچنین در فوق آن دایره کوچکی است که فردوسی از آن به عنوان اختر کاویانی یاد می کند.
و از طرف تحتانی چرم چهار ریشه به رنگ های مختلف سرخ و زرد و بنفش آویخته بوده و نوک آن ریشه مزین به جواهرات بوده است. درفش کاویانی اسطوره ای آریائیان قدیم است  که به گفتهٔ مورخین اسلامی از عهد باستان  تا پایان ساسانیان (یک میلیون) سکهٔ طلا ارزش داشته‌است .  
 درفش کاویانی نقشی نمادین در بین جنبشهای با تفکرات ملی گرایانه آریائیان از آغاز اسلام تاکنون بازی کرده است. یعقوب لیث صفاری در هنگام قیام خود بر علیه عباسیون در شعری که از طرف او برای خلیفة عباسی ارسال شد، چنین نوشت :  
" درفش کاویان ــ همراه من است و امیدوارم که زیر لوای آن بر ملتها حکومت کنم "
ما امید واریم که در آینده های نه چندان دور شهروندان صلح خواه وتکامل پسند کشورما( به اصطلاح افغانستان )  تحت درفش کاویانی این نماد مقاومت ملی ، همبسته شوند وابراز وجود نمایند وحاکمیت قانون راجاگزین حاکمیت توتالیتر شؤونیزم قبیلۀ افغان ، در سرزمین خراسانیان سازند .    
رجوع شود به : ایران در زمان ساسانیان، کریستـنسن، آرتور، ترجمه رشید یاسمی، تهران، صدای معاصر، 1382، ص 59 ، 61 ، 69 .   
 

نظرات شما

علیرضا افشاری
پیروز و پاینده باشی. نوشته بسیار خوبی بود. <div style="page-break-after: always"><span style="display:none">&nbsp;</span></div> <div style="page-break-after: always"><span style="display:none">&nbsp;</span></div>

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب