20-12-2014

عبدالقدیر علم

میلاد النبی یا مبداء تاریخ آزادی
20-12-2014

عبدالقدیر علم

میلاد النبی یا مبداء تاریخ آزادی

 

بسم الله الرحمن الرحیم
 

وقتی سخن از میلاد النبی ص بمیان میآید ابعاد مختلف زندگی اخلاقی، اجتماعی سیاسی و واقتصادی آن گوهرنایاب الهی در پیش چشمان مان جلوه نمائی میکند. وقتی میگویئم مسلمانیم وپیرو خط آنحضرت میباشیم دیگر از بر شمردن مواصفات ومعجزات بی شمار بی نیازیم چون بعد از إعتقاد راسخ ودرک درک کامل محمد ص رامن حیث الگوی بشریت پیشوائی خود بر گزیده ایم که باز هم مارا از ذکر دلائل بی نیاز میسازد.
أهمیت در کجاست:؟ أهمیت وارزش خصوصیت های فردی یک شخص حتی پیامبر ها به عمق وگسترۀ اثرگزاری صفات وکردار شان بر اجتماع وملتها قابل ارج واحترام است .اگر مسئله کمال انسانیت،عدالت آزادی از پیامد های میلاد النبی ص نبودی او هم شخص عادی بود ولی می بینیم که میلاد النبی در عمل یعنی تولد آزادی ونجات انسان از قید بندگی انسان است ، میلاد النبی یعنی درخشش شعاع آفتاب علم ودانش در دل تاریکی های جهل ونا دانی وتابش نور یکرنگی که خط وسایۀ شوم تبعیض وبیعدالتی را در نوردید وچه خوب است که به افتخار ومناسبت میلاد با سعادت پیامبر بزرگوار به یکی از پیامددهای طلوع طلیعه پر طلعت شان در جهان بشریت اشاره کنیم .( پیام آزادی إنسان از بند انسان)


نخست ذکر چند مشخصه:
* - روز میلاد النبی ص از نظر أهل سنت دوشنبه دوازدهم ربیع الأول واز دید أهل تشیع روز جمعه هفدهم ربیع الأول میباشد.با تأسف باید گفت که مسلمانها حتی در مورد این روز مهم وتاریخی که جهان را دگرگون ساخت هم اتفاق نظر ندارند.
مکان تولد: ولادت حضرت محمد «ص» در مکه بوده، و در شعب ابى طالب که بعد ها در این محل مسجد ساخته شد وسپس کتابخانه که حالا بنام مکتبه مکة المکرمه یاد میشود.
حوادث شب تولد پیامبر اسلام ص: درشب تولد پیامبر بزرگوار اسلام نشانه های بزرگی از معجزات آشکار شد که عبارت بود از.
* فرود آمدن ستارگان به زمین - افتادن بت ها- شکست ایوان کسرى -خاموش شدن آتشکده‏هاى فارس که هزار سال بود خاموش نشده بود در آن شب خاموش گردید. شکست طاق کسرى از وسط – پدید آمدن نورى از سمت‏حجاز که به بسمت‏مشرق رفت ونشانه های دیگر.
نامگذاری پیامبر ص : روز هفتم فرا رسید.«عبد المطلب‏ جد آن بزرگوار،براى عرض سپاسگزارى به درگاه الهى گوسفندى کشت و گروهى را دعوت نمود و در آن جشن با شکوه،که از عموم قریش‏دعوت شده بود،نام فرزند فرزند خود را«محمد»گذاشت.وقتى از او پرسیدند:چرا نام وی را محمد انتخاب کردید،در صورتى که این نام در میان اعراب کم سابقه است؟گفت:خواستم که در آسمان و زمین ستوده باشد.در این باره‏«حسان بن ثابت‏»شاعر رسولخدا ص چنین مى‏گوید: 
فشق له مـــــــــن اسمه لیجـــله فذو العرش محمود و هذا محمــــد
آفریدگار،نامى از اسم خود براى پیامبر خود مشتق نمود.از این جهت(خدا) «محمود»(پسندیده)و پیامبر او«محمد»(ستوده)است و هر دو کلمه از یک ماده مشتقند و یک معنى را مى‏رسانند. 
معلم اخلاق والگوی انسانیت:حضرت محمد(ص) برای رشد و تکامل ارزشهای اخلاقی مبعوث شده است و خود نیز از نیکوترین اخلاق ها برخودار بوده است تا جاییکه خود ایشان فرمودند (بعثت لأتمم مکارم الاخلاق. )وبرای اثبات این حقیثقت کافیست که ذات اقدس الهی میفر ماید «انک لعلی خلق عظیم» همانا تو بر اخلاق بسیار نیکویی هستی، ایثار و از خودگذشتگی و عفو و گذشت از حقوق فردی و شخصی، تقدم در سلام کردن، عیادت بیماران، مهمان نوازی و اطعام مساکین، تواضع و فروتنی ترحم بر اطفال معاشرت أحسن با خانواده وزنان و... جلوه هایی از سیره اخلاقی نبی اکرم ص می باشند.که ذکر هر کدام ازین فراز های اخلاقی ایجاب نوشتن یک کتاب را مینماید.
از انجائیکه عنوان مطلب به بهانه میلاد النبی ص میلا د آزادی انسانیت است درین نوشته بر نقش میلاد النبی در جهت شکستن حلقه زنجیر بردگی بیشتر تمرکز صورت میگیرد وبحث را زیر عنوان پیام آزادی انسان در میلاد النبی ص ادامه میدهیم.
میلاد النبی یعنی میلاد آزادی وعدالت:
برای درک ارزش آزادی بایست معنی ومفهوم بردگی را بدانیم واینکه برده کیست؟تصویری که از برده و برده داری در ذهن ما وجود دارد تصویری است درد آور و ناراحت کننده اینکه انسانی هم نوع خود را چون حیوانی در بند کند و او مجبور باشد بدون هیچ اعتراضی انواع و اقسام آزار و اذیت ها را تحمل کند.بیان تاریخ برده داری تصویر خصلت ستمگرانه انسانهای است که روح شان از آدمیت وانسانیت فاصله داشت. افرادی که با تکیه بر زر و زور بخود اجازه میدادند انسانی دیگر را در بند کرده و او را با عنوان برده به دارائی های خود اضافه کنندو هنگام نياز آنان را به قيمت مناسبي به فروش برسانند.

ایراد بر قانون غلام وکنیز در فقه اسلام:
معمولا ایراد بر اسلام را بر دشمنان اسلام نسبت میدهند ومن قبل از دشمن متعارف سه عنصر فقر،، جهل وخشونت را دشمن أصلی مسلمانان دانسته سپس مینویسم برخی معاندین بی توجه به أصل وجوهر واقعی معارف و احکام اصیل اسلامی طور سطحی و غیر کارشناسانه و یا هم مغرضا نه زبان به طعن و ایراد گشوده میگوینداگر اسلام مخالف بردگی انسانهاست پس تنظیم این همه احکام و قوانین فقهی برای غلام وکنیز برای چیست؟ ابواب وفصول زیر عنوان کتاب الرقیق در فقه اسلامی که حالا هم در مساجد ومدارس تدریس میشود دلیل بر مشروعیت نظام بردگی در اسلام است.برای پاسخ به این ایراد توجه شمارا به تفصیل ذیل معطوف میدارم.
پاسخ ایراد: چرا اسلام در نخستین روز های ظهورش برده داری را ممنوع قرار نداد.؟
بلی اسلام بجای منع فوری به اصلاح وتنظیم نظام برده داری پرداخت وبر خلاف سائر محر مات برده داری را به شدت منع نکرد که دلائلش حضور دوستان عرض میگردد.

چرا اسلام بجای منع، قانون برده داری را که بیشتر به اسرای غیر مسلمان تعلق داشت تنظیم کرد؟
اصولا نظام‏های اجتماعی در هر دوران متأثر از مجموعه شرایط اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ما قبل خود میباشد. همانگونه که امروزه نظام کارگری و کارفرمایی در جهان حاکم است و شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی خاص خودرا دارد و نمیشود به سرعت آنرا تغییر داد ، مسئله وجود ظلم وبرده داری قبل از اسلام نیز به همینگونه بوده که در تاروپود ساختار اجتماعی آن زمان تنیده شده بود داشتن برده ونوشیدن شراب وپرستش بت هاجزء از ارکان اساسی کلتور وفرهنگ جامعه وقت همان بحساب میرفت. چنانچه در جوامع غیر اسلامی تاچند قرن پیش در تمامی جهان نظام برده‏داری روش مناسب برای اداره امور بحساب میرفت وهیچ کس در مورد قانونمند شدن این روش وحتی محو آن لب به سخن نمی گشود؛..یا اینکه شکستن غرور ونخوت برده داران کاری سادۀ هم نبوده اسلام هم با توجه به اینکه تغییر اساسی در سیستم اجتماعی آن روز مشکل وحتی نا ممکن بوده، به اصل این مسأله تا یک زمان صحه گذاشت،ولی با گذشت زمان و تغییر ذهنیت ها نخست قوانین سختگیرانه وضع کرد با این روش نخست دروازه های برده گیری را می بست ودریچه رهایی ایشان را باز گشوده بود .
مثلا اول : منشأ بردگي را تنها در اسرای مشركان و برده‎زادگان منحصر نمود. و برده كردن انسان‎هاي آزاد را به شدت ممنوع ساخت و در جنگ‎ها مشركان را اول به پذيرش اسلام و يا پرداخت جزيه در صورت عدم پذيرش مسئله برده شدن بعد از اسارت را به ایشان هوشدار میداد.
:ثانیا توصیه های قرآن به رهائی بردگان وملاطفت به آنها: البته احادیث شریف درین مورد زیاد است که به ذکر برخی اکتفا شد. واما آیات قرآن کریم.
وَ الَّذينَ يَبْتَغُونَ الْكِتابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ فَكاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فيهِمْ خَيْراً وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذي آتاكُم ( سوره نور آیه 33 ) 
و آن دسته از بردگان و کنیزان شما که خواستار قرارداد برای آزاد شدن هستند ، اگر درآن ها خیر و توان زندگی آزادانه یافتید آزادشان کنید و از مال خود بدانها ببخشید.


تشویق بر های بردگان: 
الله تعالی در قرآن بارها مسلمین را به آزاد کردن برده ها و کنیزان دعوت کرده است . حتی خداوند کفاره ی بسیاری از گناهان را آزاد کردن برده ها قرار داده است . 
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلاَّ خَطَأً وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْريرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى‏ أَهْلِهِ إِلاَّ أَنْ يَصَّدَّقُوا فَإِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْريرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ إِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ ميثاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى‏ أَهْلِهِ وَ تَحْريرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ عَليماً حَكيماً ( سوره نسائایه 92 ) 
که در این آیه کفاره ی قتل خطایی را ازاد کردن یک برده میداند و اگر ممکن نشد کفاره های دیگری معرفی میکند ... 
همچنین در قرآن ، یکی از مجازات های شکستن قسم ، ازاد کردن برده است : سوره ی مائده آیه 89 
همچنین کسی که زنش ( همسرش را ) ظهار کند ( ظهار یعنی آزار دادن زنان به شکلی خاص است ) باید یک برده ازاد کند ( و اگر نشد دو ماه روزه بگیرد ) سوره مجادله آیه 3 
همچنین به فرموده ی قرآن ، آزادکردن بردگان موجب نجات از سختی های روز قیامت می شود . ( سوره شماره بلد آیه 13 ) 
سوم ـ تنظیم قوانین: سلام با تنظیم قوانین وتقسیم برده بنام ه واقسام گوناگون راههاي مختلفي را براي آزادي ایشان ايجاد كرد كه بعضي از اين راهها الزامي بود مانند آزاد شدن خود به خود كنيزي كه از صاحبش فرزند‎دار شده بعد از مرگ صاحب كه در اصطلاح به آن «ام ولد» مي‎گفتند به همین ترتیب مکاتب ومدبر روی شرائط خاصی به تدریج آزاد می شدند واین قانون دریچۀ برای آزادی بردگان بود..البته پالیسی رهای بردگان به تبلیغ وآماده سازی ذهنیت ها صورت میگیرفت.


تذکر:
اگر در آیات قرآنکریم وتر تیب نزول دقت شود منع وحرمت شراب نیز به سرعت صورت نگرفت چون نوشیدن شراب جزء فرهنگ وتنیده در تار وپود جامعه آن وقت بود به همین دلیل بطور سریع وقطعی ممنوع نشد وسالها در بین مسلمانان رائج بود وقرآن بطور تدریجی بر ممنوعیت آن حکم کرده است مثلا در روز های نخستین بر مفید بودن شراب نیز اشاره شد.چنانچه خداوند ج فرمود:یسئلونک عن الخمر والمیسیر قل فیهما اثم کبیر ومنافع للناس) بخاطریکه مردم معتاد قبل از اصلاح از دین فرار نکنند وهمانها بودند که باید مسلمان میشدند. واگر بیکبارگی حرام قرار داده میشد شاید عدۀ از اسلام فرار وعدۀ علیه آن شورش کردی وبعدا آیه:لا تقربوا لصلوة وانتم سکری) می بینیم ممنوعیت در زمان ومکان خاص ایراد شده یعنی وقت ومحل نماز. این آیه مبارکه هم دلالت بر این دارد که در اوائل مسلمانان در حالت های غیر از نماز خمار بوده ولی در مرحله نهائی وآخری که ذهنیت ها عملا به پذیرش ضرر ها وخطر های شراب وقمار وخوبیها احکام دین اسلام آماده شد آیه شریف ممنوعیت قطعی را اینطور حکم فرمود.
إإنمالخمر والمیسر والأنصاب والأزلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه.:) اینجاست که قرآن بطور قطع نجس بودن شراب وممنوعیت آنرا حکم میفر ماید.یعنی به مرور زمان به همان اندازه که یک پدیده در جامعه ریشه دوانیده برای محو ونابودی آن حکمت وقت زیادی را ایجاب میکند.
ریشه ایراد در کجاست؟
ریشۀ این ایراد در یکی دانستن دو موضوع متفاوت از هم نهفته است. اول اسیر کافر در اسلام دوم برده داری در غیر اسلام.که با کمی دقت در این دو موضوع (اسیر کافر در اسلام – برده داری در غیر اسلام) به این واقعیت پی می بریم که در اسلام چیزی به معنای برده و برده داری به همان معنای معروف و مشهور وجود نداشته و ندارد. هیچگاه اسلام بردگی انسانی برای انسان دیگر را تشویق وتأئید نکرده است.بلکه اسلام اسرای جنگی داشته ازینکه کشتن اسیر ممنوع ورهائی آن قبل از تربیت خطر ناک بود لذا گزینه سوم یعنی اسیر باقی میماند هم تربیت میشد وهم مکلف به خدمت بود که زیر عناوین مختلف زمینه رهای آن نیز پیشینی شده.
البتّه بايد گفت كه در فرهنگ اسلام مسئلة بردگي با فرهنگ غرب فرق زيادي دارد و در اسلام به برده به عنوان انسان نگريسته مي‎شود و بودند بزرگاني كه در صدر جريانات فرهنگي سياسي اسلام قرار داشتند و در اصل برده بودند كه مي‎توان از اجلاي اصحاب پيامبر مانند سلمان و بلال حبشي و سُهيب رومي نام برد همچنين بسياري از بردگان بودند كه از فرماندهان حكومت اسلامي بودند. چنانكه گوستلونوبون تصريح دارد كه بردگي در ميان كشورهاي اسلامي با بردگي در غرب به كلي متفاوت است و بردگان در مشرق زمين مانند خدمتگزاران در غرب مي‎باشند.


برده داری تا یکصد وبیست سال قبل در کشور های غیر اسلامی عملا رائج بوده:
در كتاب دائرة المعارف و كتاب المذهب و الاخلاق تاليف جان هيسينك طبع بريتانيا و كتاب مجمل التاريخ تاليف ه . ج . ولز طبع بريتانيا و كتاب روح القوانين تاليف مونتسكيو چاپ تهران مى‏نويسند که برده داری در قرن ۱۳ ميلادى به طور كلى لغو گرديد و اما در روم غربى روش برده‏گيرى به طور كلى لغو نشد ، 
در سال ۱۷۶۱ افكار عامه مردم عليه رقيت و برده‏گيرى به هيجان آمد و طوائفى عليه اين روش قيام نمودند تا آنكه در سال ۱۷۸۲ قانونى وضع كردند كه هر كسى از هر كجا به كشور بريتانيا وارد شود آزاد شناخته مى‏گردد و در سال ۱۷۸۸ بعد از آمارگيرى دقیق معلوم شد كه اين كشور سالانه دوصد هزار برده معامله مى‏كرده و بردگانى را كه از آفريقا جمع آورى نموده و تنها به كشور آمريكا صادر مى‏كرده‏ بالغ بر صد هزار نفر در سال بوده است . 
در آمريكا در سال ۱۸۶۲ حكم به لغويت روش مزبور گرديد ، تا آنكه قرار داد بين المللى بروكسل در سال ۱۸۹۰ ميلادى مبنى بر لغويت روش مزبور منعقد گشته ، دولت‏ها و ممالك يكى پس از ديگرى آنرا امضاء كردند و بدين وسيله روش برده‏گيرى در دنيا لغو و ميليونها نفر از نفوس بشرى از قيد بردگى آزاد شدند . 
ایراد دوم:این سوال ویا ایراد نیز مطرح میشود (با آنکه قرآن وپیامبر برده داری مذموم ورهای آنرا سبب کفاره گناهان میدانست وبنا بر حکمت ها طور تدریجی به لغو آن کوشید پس چرا تا هنوز فقه اسلامی حاوی مطالب چون غلام وکنیز واقسام برده ها چون ملک یمین ام ولد ومدبر ومکاتب وغیره.است؟
پاسخ ویا گریز:بلی وقتی از بر تری های اسلام صحبت میکنیم معنی اش این نیست که مسلمانها بدرستی ادای تکلیف کرده اند نه خیر مسلمانها در بسیاری موارد باعث ایراد اتهام بر اسلام شده اند.اول اینکه اسلام را به فرق مختلف تقسیم کرده وبا مثال زدن گلهای مختلف یک باغ خودرا برائت میدهند .ثانیا مسلمانها وکشور های اسلامی دارائی مرجع واحد فقهی نیستند که احکام اسلامی را همز مان با تطورات وتحولات مانند زمان پیامبر اسلام طوریکه در مسئله حرمت شراب ذکر شد منطبق سازند وفتوا بدهند ودر نهایت مسلمانها در مسئله اعلان حذف ابواب وفصول کتاب الرقیق از متن کتب فقهی نیز کوتاهی جدی کردند اصلا به احکام قرآن عمل نکردند ورنه ایجاب میکرد مسلمانها قبل از نشست سال 1890 میلادی سران کشور هادر بروکسل واتفاق جهانی بر لغو ومنع نظام برده داری موقف خودرا اعلان میکردند. و در حذف قوانین برده داری از متون فقه اسلامی پیشقدم می بودند ودر رسانه ها ومطبوعات اعلان میکردند که نکردند.با آنکه غیر مسلمانها عملا برده داشتند واما تنظیم قانون غلام وکنیز را که یک تئوری در فقه اسلامی بود محکوم مینمودند این انتقاد ها وایراد ها زادۀ بی تفاوتی ضعف ونفاق مسلمانهاست.

منابع مورد استفاده :

نخست دقت شخص نویسنده.
استفاده ازصحیح البخاری شریف
روائع البیان علی صابونی
کتب فقه اسلامی هدایه و بحرالرائق
ومطالعه آثار نویسندگان چون.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر: 
1. بردگي در جهان، احمد فرامرزي. 
2. بردگي از ديدگاه اسلام، مصطفي حسيني. 
3. برده و برده داري(ترجمه مقاله) احمد سميعي. 
4. بردگي: موريس لانژله ترجمه فضل اللهي.

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب