21-12-2014

عبدالقدیر علم

تجربه کدام نظام سیاسی برای افغانها مفید است
21-12-2014

عبدالقدیر علم

تجربه کدام نظام سیاسی برای افغانها مفید است

ینکه افغانستان از لحاظ رهبری واداره کشور تا هنوز خام است از نظر کسی پوشیده نیست.اگر از تجاهل عارفانه بگذریم و إعتراف کنیم که کشور ما تا هنوز در همه عرصه وابسته به کمک ها ومشوره های جامعه جهانیست  وتیم حاکم بر سرنوشت ما با عبور از فلتر سازمان سیا وآزمایشگاه بن بر حاکمیت امارت اسلامی وانارشیزم مجاهدین نقطه پایان گذاشت گامی نزدیکتر به حقیقت خواهد بود تااینکه بحکم نا آگاهی مرکب تهدید کنیم که( افغانستان لابراتوار ساختارهای سیاسی بیگانگان نیست. وما اجازه نمیدهیم هیچنوع نظام سیاسی دیگر در کشور ما آزمایش شود). افغانستان نیاز دارد بخاطر نجات ازبحرانهای کهن وپوسیده نسخه های متعددی را آزمایش کند.تهدید اجازه نمیدهیم از حس خود خواهی وحب قدرت ریشه میگیرد وقطعا به مفهوم تفاوت گذاشتن بین بن وبر لین است .اگر کسی از راه بن بر گردۀ مردم تحمیل میشود قانونی ومردم سالاریست واما مشوره ورایزنی در بر لین بخاطر کاهش حجم استبداد گناهیست نا بخشودنی!؟ فرار فرهنگ تحمل، تسامح ویکدیگر پذیری بیدرنگ مارا بدامن دیگران می اندازد.وهمین حالا حاکممان قصرریاست جمهوری وجنرالان وزارت دفاع داخله ووزراء بعد از آزمایش در لابراتوار مغز مشاورین خارجی ها بکار گماشته میشوند.وابسته ترین نظام بخارجی ها همین نظام است که از سفر دیگران بخارج در هراس است.
 
حاکمان قانون گریز
طوریکه معلوم میشود، سلاطین وحاکمان ما قانون اساسی را برای یکمرتبه هم مرور نکرده اند.اگر کسی مادۀ سی وچهارم قانون اساسی را که اینطور صراحت دارد(آزادی بیان از تعرض مصئون است....وهر افغان حق دارد مطابق به احکام قانون، به طبع ونشر مطالب بدون ارائه قبلی آن به مقامات دولتی بپردازد...)مطالعه نماید در مورد إظهار نظر شهروندان کشور بخاطر تغییر نوعیت ویا بهبود ماهیت نظام سیاسی آنقدر اشفته وهیجانی نمیشود، لذا منطق ،قوانین نافذه کشور ومعیار های دموکراتیک واخلاق سیاسی حکم میکند تا رئیس جمهور در برابر خواست رهبران جبهه ملی ویا هر حرکت سیاسی دیگریکه خواستار تغییر در ماهیت ویا نوعیت نظام اند یک واکنش قانونی داشته باشد مثلا بگوید ما خواست برخی از ساز مانها ویا فعلان سیاسی کشور را در مطابقت به بند دوم مادۀ یکصد ویازده قانون اساسی که به تعدیل قوانین اشاره دارد ویامادۀ 150 قانون اساسی که در مورد تشکیل هیئت طرح تعدیل مواد قانون پیسبنی شده تحت غور وبر رسی قرار میدهیم نه اینکه تهدید کند ما هر گز اجازه نمیدهیم کسی در کشور نفس بکشد.حکومتی که همه دست آورد هایش را دموکراسی ودفاع از حقوق بشر بحساب میگیرد نباید مردم را به سکوت تهدید کند ورنه از همه خطوط قرمز عبور کرده وبر قانون اساسی کشور پشت کرده است.
 
عقدۀ کور
از ارشادات پیامبر بزرگوار اسلام است که( دوست داشتن چیزی ترا کر وکور میسازد) نه عیب خودرا میبنی ونه هم میشنوی البته تأثیرات منفی عقده هم کمتر از افراط در محبت نیست.وقتی رهبر افغان ملت که از برکت وزارت مالیه ووزارت تجارت خون در شاهرگ های خشکیده حزبش جاری شد در یک گرد هم آئی  ناشیانه خواست خودرا نیروی مقابل جبهه ملی وانمود سازد إظهار داشت(عقب مانده ترین نوع نظام سیاسی در جهان نظام فدرالی است} این عقده گشائی خیلی خنده دار بود. اول تبلیغ فدرالی بجای پارلمانی بخاطر تخدیر وتحریک أذهان جامعه صورت میگیرد که جبهه ملی تا هنوز این مسئله را مطرح نکرده است.ثانیا این جناب عقب مانی نظام های فدرالی را از کجا فهمیده ؟شاید از از ایالات متحدۀ آمریکا ، آلمان فدرال ، سویس ویا هندوغیره ومدرنیته را در امارت اسلامی طالبان. بلی نقطه مقابل فدرال امارت کور طالبی است که ایشان زمانی از آمریکا این امارت را حمایت سیاسی میکردند وحالا عقده مندانه دکتورین سیاسی خودرا در بطلان نظام فدرالی وارتجاعی بودن این نظام به نمایش گذاشت.ثالثا اگر جناب أحدی دارائی اندیشه واقعا سیاسی هستند فراموش کردند که دلیل استعفای خودرا بی کفایتی شخصی حامد کرزی ورهبری دولت عنوان کردند وباز کدام کفایت ودرایت غیبی از آسمان فرود آمد که ایشان پیر گیلانی را وادار ساختند تا دوباره ایشان را شامل کابینه سازد ورنه ریشه حزب افغان ملت دوباره خشکیده بود.
 
چالش ها وچلنج ها
در کشور مسائل زیادی وجود دارد که گاهی حکومت وزمانی اپوزیسیون را به چالش میکشد اما تحولات أخیرربیشتر از هرر زمان دیگر طرفین را جدی ساخته  طوریکه خواست ودید گاه جبهه ملی رئیس جمهور وتیم مربوطش را به بر پرخاش وتهدید واداشت واین چالش در طرز بیان وافادات قاطع رئیس جمهور که گفت هر گز اجازه نمیدهم کشورش آزمایشگاه نظام های سیاسی باشد بدرستی مشهود بود که نگرانی وترس رئیس جمهور را از سیر تحولات جاری در کشور بیان میکرد.در کنار آن چالش ها وتحرکات باز دارنده در برابر حرکت جبهه ملی هم کم نیست.مهمتر از همه اینکه صلاحیت تشکیل هیئت طرح تعدیل ویا فراخوانی جرگه بزرگ به این منظور طبق مواد قانون اساسی از صلاحیتهای رئیس جمهور است.تلاشهای جبهه وقتی با نتیجه ومؤفق خواهد بود که دانه های درشت در رهبری این حرکت أهداف وآرمان را که مطرح کرده اند قربانی چوکی وقدرت نسازند بلکه آمادۀ قربانی برای آرمان وهدفی باشند که راه را برای آیندگان در جهت حاکمیت بر سر نوشت شان هموار میسازد.ناظرین اوضاع سیاسی که از کذشته سیاسی رهبران جبهه برداشت منفی دارند تا هنوز به قاطعیت وصداقت شان باور مند نیستند چه این إئتلاف ها در گذشته با یک چوکی ویا امتیاز کوچک دیگری معاوضه شده .یعنی برای رئیس جمهور طرح بر نامه تغییر نظام سیاسی که با أهداف برخی إئتلاف ها همخوانی دارد واز زحمایت طیف عظیم مردم نیز بر خوردار است چالش بزرگ بحساب میرود واما دوام واستقامت در مبارزه برای رهبران جبهه نیز دغدغۀ کوچکی نیست. چالش دیگریکه رئیس جمهور را به میدان میکشد مؤفقیت غیر منتظره حاجی ظاهر قدیر یکی از منتقدین بیباک وجسور حامد کرزی در پست معاونیت اول پارلمان است که بعید نیست رئیس جمهور را به استناد مادۀ شصت ونه قانون اساسی به خیانت ملی متهم  وبا ضربه زدن به شخصیت رئیس جمهور بحران سیاسی کشور را عمیق ترسازد.طوریکه از قرائن بر میآید إئتلاف حمایت از قانون در داخل پارلمان با استناد به مواد قانون اساسی وخوصا مادۀ 140 و141 که تا هنوز حتی در کابل عملی نشده ویا عقد قرار داد ها از طریق فرا خوانی جرگه غیر تعریف شده در قانون اساسی بر شمار چالش های احتمالی خواهد افزود.
 
راه میانه ویا راه حل
هر چند قانون اساسی کشور که دارائی تناقضات، تداخلات وتشابهات فراوان است واز طرف  یک کمیسیون اضطراری لوی جرگه قانون اساسی تحت نظر خارجی ها تدوین یافته  وتا هنوز مورد تحلیل وتأئید جرگه بزرگ که در مادۀ یکصد وده هیمن قانون تعریف شده قرار نگرفته  باز هم مادۀ یکصد وسی وهفت این قانون راه حلی را برای طرفین یا حامیان تمرکز قدرت ومدعیان تمرکز زدائی در نظرگرفته است که میتوانند بر مبنی ضرب المثل معروف نه سیخ بسوزد ونه کباب هردو طرف را قسما قناعت دهدچه این ماده حکم میکند(حکومت با حفظ أصل مرکزیت به منظور تسریع وبهبود امور إقتصادی،اجتماعی وفر هنگی وسهمگیری هر چه بیشتر مردم در انکشاف حیات ملی صلاحیت های لازم را به ادارۀ محلی تفویض مینماید}  میشود این صلاحیت ها تا انتخابی بودن مسئولین محلی ویا آنچه برای اداره مهم ومؤثر است وراه حلی را جستجو کند نیز تفسیر شود.
امید وارم حکومت ،نهاد های سیاسی و پارلمان کشور بحکم خرد ورزی بجای بحرانی ساختن اوضاع سیاسی کشور راه حل که از منطق، تحمل، مدارا ویکدیگر پذیری ریشه گرفته باشد جستجو کنند در غیر آن افغانستان همان سر زمین خواهد بود که سیمایش در صفحه ذهن جهانیان قبلا نقش بسته وبا پیشرفت وتکامل جهان این گوشه کرۀ زمین همچنان در چنگال عفریت خشونت تعصب واستبداد خواهد ماند ومردم چون پرندگان پریده از اشیان در هر گوشه دینا آواره خواهند بود.
 
عبدا

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب