22-12-2014

عبدالقدیر علم

در انتظار کنگره جمعیت اسلامی افغانستان
22-12-2014

عبدالقدیر علم

در انتظار کنگره جمعیت اسلامی افغانستان

 

جمعیت اسلامی افغانستان در انتظار کنگره

 
 

هر چند أعضای جمعیت اسلامی  افغانستان بعد از پیروزی مجاهدین بخاطر سامان بخشین به نا رسائیهای تشکیلاتی  جهت دمیدن روح تازه در کالبد این حزب سال ها قبل در انتظار بر گزاری کنگره نشسته اند اما حالا بعد از شهادت پروفیسور استاد بر هان الدین ربانی رهبر جمعیت اسلامی افغانستان ضرورت بر گزاری کنگره  بخاطر تعین جای گزین بیشتر از هر زمان دیگر حاد وجدی شده است.واینکه وارثین جمعیت اسلامی چگونه میتوانند در جهت پر کردن این خلاء بزرگ گام دارند به فراست سیاسی  وبرداشت شان از  یک حزب فراگیر ملی که در فراز وفرود های سیاسی کشور خیلی ها پخته شده ارتباط دارد که شاید در بر گزاری کنگره بیشتر تبلور یابد از آنجائیکه جمعیت اسلامی نیز یک تشکیل سیاسی ویا یک حزب پر سابقه وبا تجربه است باید کمی به ویژ گی های یک حزب هم تماس بگیریم.
 
آیا جمعیت اسلامی یک حزب سیاسییت؟
یک حزب سیاسی دارائی بر نامه ها وپلانهای مشخص بخاطر اداره یک کشور میباشد.بر نامه هائیکه روح سیاستش را تشکیل داده وأعضایش را به همان سمت وسو استقامت میدهد. هدف از ظهور أحزاب سیاسی تمثیل مردم سالاری  ورشد جامعه مدنی بوده تا در نظام حقوقی وسیاسی کشور ها نقش یک بازی گر فعال را ایفا کنند.
 
ویژهگی ها :
امتیازات حقوقی یک حزب
یک تشکل سیاسی که نام حزب سیاسی را بخود میگیرد از طرف نهاد خاص دولت  مستحق کمک مالی بنام سا بسایدی نیز میگردد چون دولت را در امر توسعه مردم سالاری کمک میکند. بناءٌ یک حزب باید در حسابدهی در برابر أعضایش شفا ف عمل کند.حزب از لحاظ  ساختار یک تشکیلی است که طور مستمر ودوامدار وجود داشته وعمرش از عمری أعضایش زیاد تر بوده علاوه از مرکزیت  سیاسی دارائی شعبات ولایتی نیز میباشد.أعضایش را تا رسیدن به سمت های مهم دولتی بسیج مینماید وأهدافش در قلب ها چنگ زند ورأئی دهندگان را بسویش جلب نماید.با آنکه حزب یک گروپ سیایسی است ولی عام مردم را مخاطب قرار میدهد أحزاب سیاسی در رشد جامعه مدنی ودموکراسی نقش داشته ودر جهت خدمتگذاری به مردم از یک کمک محدود دولتی بر خوردار میشوند کمک مشروط آنعده أحزابیکه در انتخابات رأئی بالارا بدست میاورد مورد حمایت مالی دولتها قرار میگیرند چه بدون کمک دولت ها ادامه زندگی برای یک حزب نهایت دشوار است.
وچه خوب است که در آستانه بر گزاری کنگره این حزب بزرگ وقدرتمند طور کلی واجمالی به شاخصه ها ونیاز های اشاره شود که نیاز أصلی بر گزاری کنگره را تشکیل میدهد.
مسلما افغانستان بازار سلیقه ها وذوق های مشابه است. اگر کسی دست به ایجاد شرکت تجارتی زد ده ها وحتی صد ها تن از عین روش پیروی میکنند وبه همین تر تیب تشکیل أحزاب سیاسی وساز مانهای اجتماعی با أهداف کاپی شده وپسوند مترادف چون ملی ومردمی  وهمگی ویا اسلامی وقرآنی ومحمدی و وأصحاب کرام وغیره . در افغانستان کنونی با هجوم فرهنگ فریبندۀ دموکراسی بعد از اسلامی سلیقه ملی جا افتاده چنانچه تشکیلاتی که پشتبانه محلی هم ندارد بوق ملب بودن را بگوشها می نوازند. وحالا چندین حزب سیاسی زیر نام اسلامی وکلیمات مشابه آن وجود دارد.از آنجائیکه ادارۀ یک کشور کار یک تیم ده نفری ویا یک ولسوالی وقریه نیست پیشنهاد مینمایم تا نسل دوم أحزاب اسلامی تفاوت سلیقه هارا کنار گذاشته همه بر محور اساسات اسلام یک حزب سیاسی وسیع وافغانستان شمول را اساس گزاری کنند که روح سیاست شان آسلام مدرن واقعی وخارج از سلیقه ها باشد وبه وارثین جمعیت اسلامی نیز همین توصیه را مینمایم که در استانه بر گزاری کنگرۀ جمعیت زنجیر ها ومرزی های را شکستانده به همه دوستان پیشنهاد تشکیل یک حزب سیاسی اسلام محور را به مفهوم واقعی آن بدهند ودرین نوشته به  جزئیات  اشاره میکنم که امید حین بر گزاری کنگره جمعیت اسلامی مورد توجه قرار گیرد.
1- سا ما ن بخشیدن به ساختار تشکیلاتی  مطابق  نیاز های عصر.
2- ایجاد یک محور مطمئن وهمه شمول برای همه أعضای جمعیت.
3- تجدید اساسنامه جمعیت طورفشرده وقانون مدار (همان انضباط تشکیلاتی).
4- تعمیم ریشه های جمعیت  در بین جامعه از طریق گسترش معرفت دینی .
5- ترسیم بر نامه جدید بخاطر اداره کشور و تربیه جوانان من حیث سر ما یه های با تجربه وسیاستمدارآینده .
6- جلوگیری از رسوبات زنگاری دولتها وارادۀ شخصیت های خود محور در درون جمعیت.
7- شفافیت در حساب دهی وطرح پلان إقتصادی برای تقویه بنیه مالی جمعیت.
8- ارج گذاری به شایسته سالاری در داخل وخارج از جمعیت.یعنی شخصیت های شایسته خارج از تنظیم نیز تأئید شود.
9- برداشتن شبهات قوم گرائی وسمت پرستی ازسیمای جمعیت.
10- رشد وتقویت فر هنگ عالی تفاهم، تحمل ومشارکت در راستای أصل پلورالسم قومی  مذهبی وایدیولوژیک.
 
نیاز های جمعیت اسلامی افغانستان
عصر ما عصر آزمایش وتجربه است وما نه تنها از شرائط افغانستان که سر نوشت ونشیب وفراز های نهظت های مشابه در کشور های دور ونزدیک باید بهره گرفته باشیم .با آنکه جمعیت اسلامی افغانستان یک حزب وسیع وفراگیر ملیست اما نیاز به تغییرات بنیادی دارد .تغییر در نام ، اصلاح اساسنامه ، ساختار تشکیلات جدید نشانی کردن کدر های جدید ونخبه. در آستانه بر گزاری کنگرۀ  من حیث اولویت ها در دست اجرا قرار داده شود.
 
1- شناخت اسیب
جمعیت اسلامی باید به آسیب های متوجه شود که باعث ضعف وناتوانی جمعیت میگردد.ما باید نیاز اول جمعیت را درک کنیم که با شهادت استاد بر هان الدین ربانی کدام خلاء باید اول پر شود.استاد ربانی نه تنها برای جمعیت که برای بسیاری از نیرو های ملی قطع نظر از خصوصیات فکری سمتی وقومی یک محور مطمئن بود وتجربه تعاملات سیاسی سالهای أخیراین واقعیت را به نمایش گذاشت.سعه صدر،تحمل وهمگرائی دور اندیشی از خصلت های است که باید از رهبری به قاعده منتقل شده باشد.
 
2- خلاء محوریت
ما چگونه میتوانیم یک محور  مطمئن وفراگیرایجاد کنیم تا خلاء رهبریت  پر شود.. آیا یک فرد میتواند این کمبودی را جبران کند ویا یک مجموعه هم اهنگ ومتعهد به آرمان واحد من حیث مرجع تضمیم گیر وهدایت کننده این خلاء را پر خواهد کرد.ما نباید فراموش کنیم ویا ازین واقعیت طرفه رویم که برخی از شخصیت های مؤثر با کفایت ونامدار جمعیت اسلامی از اثر تبلیغات زهر آگین حریفان بنام سمت وقوم قسما ترور شخصیت شده اند طوریکه محور برای همه أعضای جمعیت شده نمیتوانند واندکترین کم توجهی درین خصوص زیانهای جبران نا پذیر را نصیب جمعیت میسازد.
3- تشخیص وتثبیت شخصیت های با استعداد ومبتکر از نسل دوم وسوم چه حرکت در راستای روش های فرسودۀ  فاتحه جمعبت را میخواند.مثلا در گذشته فلان آغا منشی بود وآن عضو شورای اجرائیه وباید حالا هم باید به ایشان اقتدا کرد که دیگر تاریخ این نسخه ها گذشته است لذا تکیه بر نیرو ها وعناصر نسل دوم جمعیت که در کوره های داغ مبارزه ذوب وآب دیده شده اند وهمچنان استوار وثابت  باقی مانده مانده اند در همگامی با شخصیت های مجرب این حزب خیلی با ارزش است.
 
4 پاک کردن غبار سمت گرائی از چهرۀ جمعیت
با یک نگاه ژرف از یک أفق وسیع وسیاست های سنجیده شده ومدبرانه بر داشتن سوء تفاهم گرایشات سمتی وقتی از دوش جمعیت به خلاقیت وابتکارجدی نیاز دارد وروی این مسئله تا حدی جبران یک فاجعه باید دقت صورت گیرد البته رفع این نقیصه قربانی وایثار وگذشت میخواهد.اگر جمعیت اسلامی را من حیث تشکل تنومند حامل اندیشه دیک وپیام فکر کنیم افغانستان شمولی آن کار سادۀ است واگر نگاه ما به آن بمثابه یک متاع باشد طبعا وارث آن اقارب ونزدیکان خواهد بود.تفاوت بین متاع واندیشه متناسب با شعاع اندیشه ومکان متاع خواهد بود.
 
أهداف حزب مؤفق
هدف از تشکیل یک حزب رسیدن یک مجموعه هدفمند ونخبه به قدرت است تا ازین طریق بتوانند برای مردم خود خدمت کنند.یعنی قدرت هدف نیست بلکه وسیله است در جهت خدمتگذاری به دیگران.پس دید ونگاه هرکس نسبت به آهداف حزب شخصیت آنرا نیز به معرفی میگیرد.کسانیکه قدرت را وسیله خدمتگذاری می پندارند همیشه ثابت وپایدار اند واما گروهیکه تنها به قدرت می اندیشد همیشه دچار انشعاب واضطراب  بوده هر مرجعیکه به ایشان چراغ سبز قدرت را نشان داد به آن پناه دمی برند واما افرادیکه قدرت را وسیله جهت خدمتگذاری وسعادت دیگران بکار میبرندهمیشه ثابت قدم ومطمئن اند.
تشکیلات در یک حزب سیاسی حیثیت کالبد را دارد وهدف چون روح بیدار ومتحرک در کالبد جهش وتپش می آفریند بناءً تشکیل بدون هدف مقدس شبیه کالبد بی روح است. قبل از اينكه شكل و قالب تشكيلات را مورد بحث ودقت قرار دهیم باید به هدف آن من حیث روح  مقدس ومتحرک بیاندیشیم.درست است که عدۀ از رسیدن به قدرت لذت می برند وبحکم غریزه طبعی میخواهند رئیس جمهور باشند، وزیر ووکیل شوند وبه شهرت برسند ویا بالای چوکیهای سود آورخمیازه بکشندوباید بدانند که این خصلت از أهداف عالی یک انسان تشکیلاتی وهدفمند بعید است  این شکلیست عاری از مضمون ومحتوا.رسیدن به قدرت از مسیریک حزب متشکل خیلی مهم است  بشرطیکه این قدرت هدف نهائی نباشد بلکه قدرت بدست آمده وسیله باشد برای خدمتگذاری به خلق الله. با آنکه هدف خدمت است اما رسیدن بقدرت هم خیلی با ارزش است چون منهای قدرت خدمتگذاری ممکن نیست بناءٌحزب بدون قدرت را بهتر است در سینه سرد قبرستان فرستاد.

 
جایگاه أحزاب سیاسی در افغانستان
أحزاب سیاسی وسیله رشد دموکراسی وجامعه مدنی است اما سیستم ریاستی در نظام سیاسی افغانستان حرکت أحزاب را بسوی آیندۀ اثر گزار به دشوار های گوناگون مواجه ساخته است.با آنکه قانون اساسی حکومت را حامی دموکراسی وارزشهای مدنی معرفی نموده ودرین راستا قوانین جدا گانه بنام قانون أحزاب وقانون رسانه ها ونهاد های دموکراتیک مدنی وغیره تدوین وتوشیح شده است اما گاهی هم این شعار ها در افغانستان جا باز نکرده است.نه حکومت وقوانین موضوعه برای رشد أحزاب سیاسی وقعی گذاشته ونه هم مردم از نام أحزاب سیاسی خاطرۀ خوشی دارند.در کشور هائیکه به دموکراسی می اندیشند تشکیل أحزاب سیاسی ونقش  تناسبی ایشان را در نظام خیلی با ارزش دانشته وبرای هر حزب به تناسب نفوذ آن در جامعه از طرف حکومت سوسبسیدی وصلاحیت داده میشود اما در افغانستان رهبران أحزاب یک نفری و ملیونی یکجا در یک میز مدور می نشینند.همین حالا ده ها حزب سیاسی در وزارت عدلیه ثبت است وبرخی ازین أحزاب به اندازه شمارۀ أهداف شان که در کاغذ سیه کرده اند عضو ندارند.وبرخی هم تنها در مراکز آموزشی وجامعه روشنفکری جا باز کرده ودر بین عام مردم نام شان گرفته نمیشود.یک حزب بخاطر آن تشکیل میشود تا شعاع موجودیت وتناسب صلاحیت خودرا در قانون گزاری وإجرأات دولتی احساس کند اما در افغانستان چنین تصوری عملی نیست همین است که انسان بر ضرورت تشکیل أحزاب شک میکند.
 
تشکیل سیاسی ویا قومی
وقتی به أهداف تشکیل یک حزب نگاه درست انداخته شود به این حقیقت پی می بریم که ساختار تشکیلات سیاسی با ذکر أهداف وسیع وگسترده در افغانستان بیهوده است چون قبلا عرض شد که یک حزب عبارت از گروهی است که در چوکات یک تشکیل با أهداف مشخص آغاز بکار کرده و میخواهند از طریق رسیدن به قدرت أهداف خودرا تطبیق کنند أهدافیکه سعادت مردم وجامعه را در پی داشته باشد.در شرائطیکه دولت پست های دولتی را بالای اقوام وملیت ها به تقسیم نشسته ونقش أحزاب سیاسی در تصمیم گیری های دولتی کم رنگ است پس بهتر است بجای حزب سیاسی به تشکیل نهاد های قومی فکر شود وهدف هم رسانیدن یک قوم وقبیله به قدرت باشد همان هدف متعارف ومعمول در افغانستان. در شرائط فعلی تشکلاتیکه بر مبنی وانگیزه قومی شکل گرفته زود  تر به هدف میرسنده .از طرف دیگر چون اقوام وملیتهای ساکن در افغانستان روشن اند ونیازی نیست  هر روز دست به تشکیلات نو برنند وبر گندگی وضخامت تشکیلات بیافزایند همان اقوامیکه در رسیدن به قدرت با هم میجنکند تشکیلات قومی را درست بر نامه ریزی واحصائیه گیری کنند مطابق نفوس قدرت را تقسیم واگر به دیگران خدمت نمیکنند بخود خدمت کنند این هم یک گزینه است

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب