22-12-2014

عبدالقدیر علم

مسلمان به خویشان در ستیز اند!
22-12-2014

عبدالقدیر علم

مسلمان به خویشان در ستیز اند!


ام دین ما اسلام ، نام خدای ما سلام، نام پیغمبر ما رحمت وناصح امین، نام کتاب ما نور، صفت خود ما مسلمان ودریچه تلاقی دو مسلمان با کلیمه السلام علیکم باز میگردد، اما مسلمانان سر زمین ما  جلوه از خشونت، الگوی قساوت ،افسانه سنگدلی ووحشت  ونمایه  از جهالت وتاریکی گردیده با شلیک بلا وقفه تیر جفا آغوش مام میهن راسرد وپیکر نیم جانش راخونین ساخته اند.آغوش مام میهن همان آغوش گرم وپر مهر مادریست که محبتش نسبت به طفل موج میزند وطفل هم با اطمینان خاطر درکانون گرمش می آرامد.آغوشیکه گرمی نداشت وازان عطر مهر مادری به مشام نرسید نه آغوش مادراست ونه هم محل امن ومطمئن برای آسایش و آرامش طفل .مامیکه دستهایش را به ابر سیه ظلم وتکبر وپا هایش را در شوره زار جهل وتعصب میخ کوب کرده اند دیگر با گرمی ومحبت وداع کرده است وتند باد سرد وتوفانی با صاعقه های هولناک خزانی برگ های محبتش را پر پر وآغوشش را خالی وسرد ساخته است.بلی سینه سوراخ سوراخ مام میهن  وبال های شکسته وآغوش توفان زده اش دیگر توان پناه دادن جوجه های آواره وبی سر پناه را ندارد، همان است که این فرزندان بیگانه مادر چون دشمنان بخون تشنه در کمین یکدیگر نشسته با بی رحمی وسنگدلی آغوش گرم را به قبر ستان سرد مبدل ساخته اند.دیگر مام میهن ویا مادر آن حرمت وقدسیت را ندارد که در فر هنگ نامه انسانیت واسلامیت  به آن ارج گذاشته  شده بود. بلی حرمت به عظمت آسمانها وزمین  وجایگاه بعد از خدا!.آری ! در زیر سقف کبودیکه من وتو زندگی میکنیم زیر نام اسلام وحقوق انسان آغوش پر مهر مادر را با سر نیزه وتوپ وتفنگ زخمی وخونچکان کرده اند دیگر کام طفل این مصیبتکده بجای شیر با خون خو گرفته وتیر جفای ستمگران جوجه هارا از آشیانه متواری ساخته است .دیگر نه آغوش است ونه محبت وگرمی ونه آرامش است وأطمینان پس ما احترام ومحبت را نسبت به مام میهن  ازکدام گرمی و نوازش مدیون باشیم؟.
نمیدانم نسل حاضر چگونه آغوشی را احترام خواهند گذاشت که در آن نیارامیده واز گرمی ولطفش  بهره نگرفته اند. چشمیکه از روشنی شیر مادر نور نگرفته وکامیکه از شیرینی آن لذت نبرده چه احساسی را در برابر آن خواهد داشت؟، چگونه میتوانیم از موج دود وخون وبلندای تل های استخوانهای در هم شکسته آبا واجداد وحتی برادران وخواهران و فرزندان  به گرمی آغوش مام میهن و لطف بی إنتهایش با امید واری نگاه کنیم ؟.نه خیر دیگر این یک توهم است وآرزوی نا تمام.خوب میدانید که پستان مام میهن از اثر سر طان جنگ وخشونت بجای سفیدی ونور شیر سرخی وتعفن خون را بکام فرزندانش چکانیده است ، پس حرمت کدام مام را باید پاس داشت ؟ مامیکه از سینه شرحه شرحه اش خون مکیدیم وسردی تن بیجانش  گرمی را از وجودما نیز گرفت ؟.ازین مادر بریدیم وچون کبوتر بال شکسته در سایۀ هر کس ونا کس پناه گزیدیم.مادر میهن!مارا ببخش که از سردی آغوشت فرار کردم ودر حراج گذاشتن تن بیمار وزخمی ات در باز های جهانی نقش نداریم.
 

اسلام وحق مادر

مادر حقیقی مادر یک ویا چند تن محدود است  ومادر حکمی یا مام میهن مادر همه باشندگان یک سر زمین است یکی شیر وغذا میدهد ودیگری روح وهوا.ملتیکه از گرمی آغوش مام میهن بی بهره است از عطوفت ومهربانی مادر حقیقی نیز بی بهره خواهد بود. . در سر زمیکنه حرمت مادر لگد مال شده برای احکام وارکان دین هم حرمتی نیست.در جائیکه محبت مام میهن نیست شرینی وحلاوت ایمان نیست، در جائیکه جنگ وخشونت انتخاب اول باشد منطق انسان نیست.بلی با این شوریده حالی نباید ازعظمت اسلام وشرافت انسان سخن گفت واز احساس به هم تنیده انسانها به أعضای تن واحد بنی آدم پی برد. بلی آنوقت به شور بختی من وتو افزوده شد که ایمان واسلام را درحجرۀ مفتیان جاهل وعمامه پوشان باطن سیاه آراستند وخلعت تن ما ساختند وبا این تعبیر وعقیده اسلام را بیچاره تر از مسلمان ساختند... اسلام امروز از من وتو بیچاره تر ودر مانده تر است.اسلام اسیر است، اسلام زخمی است واسلام بی روح وبیجان شده  است همان است که میگویم اسلام را عدۀ بگروگان گرفته اند تا پر وبالش را قبای تن خود ساخته ودر زیر این لباس جهان را پر از ماتم سازند.این دین دیگر از پیام ووحی جبریل امین بیگانه است وپیغمبر هم حوصله دیدن پیکر چند رنگ وزخمی اش را ندارد. بگفته مولانا عبدالرحمن جامی که فرمود.

ای بـه سراپردۀ یثرب بخواب         خیز که شد مشرق ومغرب خراب
دیــن تــرا در پیئ آرایش انـد        در پیئ آرایـش وپیــــرایش انـــــــد
بسکه ببستند بر او برگ وساز      گــر تو ببینیش نشــناسـیـش بــــاز

البته جناب علامه اقبال لاهوری هم از مسخ دین توسط مفتیان وصوفیان وملا های کم نظر شکایت کمی ندارد که به سروده های آن همه شما اشنائید..نه تنها دانشمندان که قرآنکریم نیز از خطر تصرف ملاء ومترف ودین فروشی أحبار ورهبان هوشدار داده است.
امنیت دهلیز دخول در اسلام است:اسلام آزاد پیام امنیت است اسلام خدا با نام خدا که سلام مؤمن ومهیمن است آمیخته است و پیامبر گرامی اسلام افشای سلام ودادن أطمینان خاطر را به جانب مقابل دریچه تعامل انسانها معرفی کرده است واحترام مام ومادر هم در روشنی هدایات اسلام وخدا وپیامبر ص قابل درک وتفسیر است. سلام وامنست تعرسف جنت خداست..اسلام تلاقی دو انسان را با شعاع پر نور السلام علیکم ورحمت الله وبرکاته به تصویر کشیده استثنا وتأویل وتوجیه را با فرموده ( إفشاء السلام علی من عرفت ومن لم تعرف) از میان بر داشته و هیچ مرزی إعتقادی ، قومی وسمتی را شرط سلامتی واطمینان امنیت برای نسل بشر نگذاشته است.اما غاصبان دین دیگر روح را از تن اسلام جدا کرده اند سلامتی وامنیت را که شرط اساسی حیات وزندگیست وشرط اولی قانون پذیری وعدل گستریست از زمین خدا به غارت برده اند.
 

عناصر وجودی اسلام ضامن امنیت است

نام خدا سلام وآرامش.نام دین ما اسلام و تلاقی مسلمانان با اطمینان سلام وآرامش ودخول در جنت را با سلام وامن امر شده  است.وبا ندای ملکوتی لا خوف علیهم ولا هم یحزنون بهترین نعمت خودرا برای انسانها در جنت معرفی فر موده است .پس ای مردم زمین خودارا جنت امن بسازیدو ترس وغم را از روی زمین بردارید .در سر زمینکه ترس وغم حکومت کند دیگر نام از لطف خدا وحکم او نگیریدچه همین امنیت است که راه شمارا بسوی جنت امن باز میکند وفریاد ملکوتی (أدخلوا ها بسلام امنین)  را بگوشها می نوازد ..خداوند ج وقتی انسانهارا به شکر گذاری مأمور ساخت که سر زمین حجاز از دست چور وچپاول وإخنطاف ورهزنی انسانهای ظالم وچپاولگر در امان ماند وراه تجارت بین شام ویمن باز شد واز اثر داد وستد اقتصاد رونق یافت و رفاه وسعادت به سراغ انسانها آنجا آمد وآنگاه خداوند ج فرمود( فلیعبدوا رب هذالبیت الذی أطعمهم من جوع وآمنهم من خوف:) بعد از تکمیل نعمت امنیت  ورفع قحطی وتنگدستی به عبادت وشکران نعمت خداوند بپردازید .مگر در در سر زمینکه من وتو داریم شکر کدام نعمت را بجا آریم ؟ از حواس پرت مادر داغدیده ، مسکین بخاک افتیده وچشم اشک آلود یتیم ،عقیدۀ معلول و اندیشۀ تاریک  پیام آوران جهل و خشونت  کدام عمل ناب وخالص میتراود.
 
امنیت فکری میدان را برای عمل هموار میسازد
وقتی ما عقیده واندیشه اسلامی را برای فرزندان ما تعلیم میدهیم در حقیت امنیت فکری را زیر نام اسلام وسلام ومسلمان تضمین کرده ایم.در فکر واندیشه فرزندان ما امنیت را ترزیق نموده ایم.اگر نا امنی مجال امنیت فکری را از ما گرفت دیگر فضا ومجال امن برای حرکت وعمل ما نیست . امنیت تن را مایه آسایش، روح را سر چشمۀ آرامش، عبادت را منبع حلاوت وعمل را ضامن سعادت است ..اگر فضای زندگی فردی واجتماعی ما امن نباشد هم از خود وهم ازخدا میگریزیم.با نبود امنیت دین وعبادت ناقص وبال پرواز بسوی ملکوت أعلی ومعراج انسانیت شکسته است. نماز خوف نمونه از نقص در دین است. زمین را جولانگاه امن برای عبادت وکار بسازید تا رضای او تعالی را کسب وجنت الفردوس محل امن را منزلگه خود سازید.ما  وقتی در برابرآسایش وآرامش اقتصادی مأمور به شکران میشویم که این نعمت تکمیل شود بلی وقتی پیامبر بزرگوار اسلام مارا مأمور میسازد تا در برابرانسانها سلام بدهیم وکلیمه امن را تحفه ملاقات سازیم معنی اش این است که بهترین ومفدسترین خواست یک انسان از انسان دیگر حصول اطمینان خاطر  وعدم تعرض بر یکدیگر است تا راه رسیدن بکمال انسانیت را با اطمینان خاطر طی کنند.پیامبر میفر ماید مسامان کسیست که مسلمانان از شر زبان ودست آن در امان باشند.وهم فرموده است بخدا قسم مؤمن کامل نیستید اگر همسایه از شر شما در امان نباشد.اما مسلمانان عصر حاضر اگر عقرب نباشند زنبور گزنده هستند که هستند.

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب