22-12-2014

عبدالقدیر علم

خدا یا عقل را با غرور افغانی یکجا ساز.
22-12-2014

عبدالقدیر علم

خدا یا عقل را با غرور افغانی یکجا ساز.


خدایا همه نعماتت شایسته شکران وسپاس است اما بعضی به تنهای راه را به چاه می برد همان است  که التجا نمودم  خدایا اول غرور ملت افغان را با عقل وحکمت همرا ساز واگر شایسته دو نعمت نیستند  همین غرور کا ذب را  پس بگیر و در عوض عقل وحکمت عنایت فر ما!ا چون غرور بی حکمت تباهی می آفریند..خدا یا ! در قرآن  با ارشاد( صبغت الله ومن أحسن من الله صبغةٌ)  فرمودی بخاطر راست رفتن در راه اوصاف خدائی را زیور وجود خود سازید.اما از ملت افغان این نعمت را دریغ داشتی چون وقتی  قرآن این پیکر اکمل وحی تو را تلاوت مکینم آیاتیکه  از تصرف ،اداره ، قدرت  ومدیریت حکایت  دارند با این دو صفت زیبا وسر شار از حکمت (عزیز  حکیم) خاتمه می یابد.در صفات ذات تو غلبه وحکمت همیشه همراه وتوأم اند، اما بندگان مظلوم ومحرومت در افغانستان در کورۀ داغ وآتشین غرور وغیرت بی حکمت میسوزند. عذاب اقوام وملل دیگر از چهل سال تجاوز نمیکرد اما ملت افغان قرنها ست که در آتش  جهل ونفاق وغرور می سوزند ومیسازند این ملت به لطف بیکران ورحم بی پایان تو نیاز دارد !...
دوستان گرامی  التجا ی رفع غرور از ملت افغان  بخاطر این است که غرور وغلبه بدون حکمت ودانش تباهی میآفریند، واین عقل است که عنان قدرت وغلبه را در دست دارد.شما در تاریخ گذشتگان به نام قدرت های بر میخورید که با غلبه وقدرت خالی از حکمت تنها ویرانی وتباهی به یاد گار گذاشته اند ونام های هتلر وچنگیز وموسلینی وامثالهم از نمونه این شخصیت های مغرور تاریخ است.شاید بگوئید غرور جدا از مغرور بودن است.کاش غرور به معنی بی نیازی میبود که آنرا  تعففف واستغنی تعریف میکردیم.که چنین نیست.غرور همراه با حرص وگدائی  ،غروری کاذب وابزاری برای منافع دیگران است.غروریکه در پای طمع وحرص ذوب وزائل میگردد.
عقل تاج فر هنگ استهم آهنگ با هوشمندی و اوجگیری علم و دانش عقل بشر هم رشد می كند و بالا می آید، دانش غرور می آورد ولی عقل تواضع می آفریند، دانش ویران می كند ولی عقل عمران و آبادانی دارد، هوش شیطنت می آورد ولی عقل فضیلت و انسانیت و شرف می آورد و ملاك برتری انسان ها بر سایر جانداران عالم در این است كه انسان دارای عقل است  
در جوامع پخته ومتمدن  بر هوش و دانش و جمیع شئوون زندگی بشر عقل حاكم می شود و در سایه حكومت عقل همه این ابزارها در مسیر خیر و صلاح و رفاه و سعادت جامعه انسانی مورد استفاده قرار می گیرند. بناء خرد را از ندان هوسها وتمایلات ازاد وبدون ارشاد ورهنمائی عقل هیچ اقدامی نکنید.علم وادب زیب وزیور وجود انسان است اما عقل تاج زرین بر تارک آن است.عقل مغز فر هنگ است.فر هنگ اگر به معنی تأدیب ، تریبت وپرورش انسانها باشد ویا به معنی علم ودانش ویا مجموعۀ آداب ، عادات ورسوم یک قوم باشد باید به زیور عقل آراسته باشد چه منهای عقل همه اینها حبثبت ارزشی نداشته انسان را به بیراهه میبرد.

 
 مبارزه در پرتو عقل وحکمت:
مجادله ومبارزه در اسلام همراه با حکمت توصیه شده  است.وهم دفاع بالمثل علیه تجاوز نه بیشتر از ان .مجادله بایداثر گذار ومثبت باشد.خداوند ج فر موده است(أدعوا إلی سبیل ربک بالحکمة والموعظة الحسنة وجادلهم باللتی هی أحسن) اول مخالفین را با حکمت ومنطق براه راه خدا دعوت کن ومجادله  کن با ایشان به آنطریقیکه نیکوتر باشد. مجادله که ترا به ساحل پیروزی برساند نه آنکه آتش بخر من هستی تو ومردمت بزند ودشمنان را شاد تر بسازد..وهم تر جمه آیت است اگر کسی بالای شما تجاوز کرد شما هم بالای ایشان تجاوز بالمثل انجام دهید.از حد نگذرید که خداوند  ج متجاوزین را دوست ندارد.در افغانستان نه اسلامیت با مدل کشور های اسلامی همخوانی دارد ونه سکولاریسم.تنها مرض خود سری ومهار گسیختگی است که چهره اسلام را در افغانستان غبار آلود ساخته.واکنش های خود سر وغیر رهبری شده در برابر نا ملایمات ونا بسامانیها دمار از روزگار ملت افغانستان کشیده وچهره اسلام را مخدوش ساخته است.تمام کشور های اسلامی در کنش های ضد اسلامی ساکت اند اما چند گروپ خود سر واماتور در افغانستان شکار احسا سات وتحریکات بیگانگان شده بجای دشمن بخود صدمه میزنند که کاریست عاری از حکمت ودانش.نعوذ بالله از فقر عقل....
 
 دشمن واولویت در مبارزه: جهل –فقر خشونت سه دشمن نزدیک، آشتی نا پذیر وخطر ناک،آنچه بسیار مهم است شناخت دشمن واولویت های مبارزه علیه آن است.مسلمانان دشمنان دور ونزدیکی دارند اما همیشه با دشمنان دور سر وکله نرم میکنند وبا دشمنان نزدیک غالبا در سازش وآشتی اند.دشمنان دور چون یهود ونصارا ومشرکین که در قرآن شریف به آن اشاره شده است.اما ایشان دشمن طبیعی نیستند چنانچه خداوند ج میفر ماید( لا ینهاکم الله عن الذین لم یقاتلواکم فی الدین ولو یخر جوا کم من دیارکم عن تبرواهم وتقسطوا إلیهم)در صورتیکه مسئله تجاوز این دشمنان مطرح نباشد شما میتوانید با ایشان دوستی وعدالت را رعایت کنید این را خداوند ج یکنوع احسان گفته است.اما بر عکس سه  دشمن دیگر که جهل ، فقر وخشونت است دشمنان طبیعی بوده آمیزش آشتی وکنار آمدن با ایشان مایه خسران وتباهی است .این سه دشمن کشور وجود مسلمانان را در محاصره خود دارند.تا وقتیکه بر دشمنان نزدیک فائق نیایم پیروزی بر دشمنان دور کاریست دشوار وحتی محال..فقر مارا وادار میسازد تا دست طمع بسوی ایشان دراز کنیم وجهل مارا مجبور میسازد تا از کاروان تمدن بشری دنبال مانده برای همیشه دنباله رو باشیم.ملتیکه فقر فرهنگی دارد برای همیش وابسته است.وجهل در فن وتخنیک امروزی ملل مسلمان را از سازندگی باز داشته، امروز از مخابرات ومواصلات شروع تا لباس ووسائل ساختمانی همه حاصل دست رقبای مسلمانان است که ایشان را دشمن فرضی ودر کمین هم مینامیم. همین دشمنان نزدیک ومسلط بر کشور وجود مارا وادار به وابستگی به یهود نصارا نموده اگر قصد رقابت ویا دشمنی را دارید باید آمادهگی آنرا داشته باشیم باید از طیاره شان استفاده نکنیم از سلاح وغذا ولباس شان سود نبریم نمیشود با یکدست مشت بر سری کسی حواله کنیم ودست دیگری ما بسوی جیب شان دراز باشد.. به همین تر تیب خشونت.دشمنی است که پیام تنفر وانزجار را به جهان میرساند لذا این پدیده شوم انسانهارا در ردیف حیوانات زهر دار قرار داده که از قافله انسانیت دور نگه میدارد.تا وقتیکه مسلمانان بر این سه دشمن نزدیک غالب نشوند مبارزه ورقابت شان با دشمنان دور بیهوده است.لذا دشمن شناسی واولویت در مبارزه شرط اساسی مؤفقیت است.
 

خطاب به حامیان آزادی بیان در مورد به آتش کشیدن قرآن

 
 
 
همین لحظه که میخواهم کلیمه آتش زدن قرآن را بنویسم تمام وجودم میلزرد وبا خود لا حول میگوئیم که کدام وجدان خبیث وقلب تاریک جرأت چنین جسارتی را دارد واین توهم را در قلم بیان وعمل آورده است.؟بحث آتش زدن قرآن، اگر چه تلخ تر و نفرت انگیزتر از آن است که زبان و قلم را یارائی شرح آن باشد، اما این واقعیت را باید با جدیت تکرار نمود که إهانت به قرآن در کنار إهانت به مقدسات دینی إهانت به آزادی بیان است.چون قرآن کلام و بیان رسا ی خداوندی در جهت هدایت بشریت است.وهیچ بیان راسخ تر واضح تر وپیام دار تر از بیان وپیام قرآن نیست، لذا إهانت وآتش زدن قرآن  به معنی اراده خفه کردن بیان از فرش زمین تا عرش معلی است ارادۀ بی اثر وبی ثمر... دولتمردان آمریکایی از جمله اوباما، در واکنش نسبت به این حرکت وحشیانه اعلام کرده اند که مطابق قوانین آمریکا و اعلامیه جهانی حقوق بشر و پروتکل های بین المللی آزادی بیان! که آمریکا امضاء کننده و متعهد به آن است، حق مقابله و پیشگیری از به آتش کشیدن قرآن را ندارند!... باید به این خفاشان شب تاز وتریک دل که از نور قرآن در هراس اند گفت که؛ قرآن کلام و بیان خداست بنابراین به آتش کشیدن آن نقض آشکار و مقابله غیرقابل توجیه  با«آزادی بیان» است و ثانیا؛ در اعلامیه جهانی حقوق بشر تاکید شده است که آزادی های تصریح شده و مجاز در این بیانیه مشروط به آن است که سلب آزادی و یا نفی آرامش و حقوق دیگران را در پی نداشته باشد. اما ببیند این اقدام به چه پیمانه آرامش را از مسلمانان جهان گر فته است.،

اثر این اقدام جاهلانه دشمنان اسلام: یك کشیش جاهل عقده مند وشهرت طلب  در يك شهر آمریکا به قرآن كريم اهانت مي‌كند گمان میکند با آتش زدن کاغذ شعاع نورانی وحیات بخش آفتاب قرآن را از زندگی انسانها گرفته است. نه خیر اين اهانت، جز اينكه جامعه بشري را نسبت به قرآن بيدار كند، هیچ حاصلي دیگری  به دشمنان تحویل نمی دهد. اين اقدام باعث مي‌شود تا قرآن بيشتر وبیشتر براي دنيا وجهانیان معرفي گردد. قرآن، این کتاب عظیم و کلام قدسی وحی، سرشار از معارف نورانی است که هنگام سیطره تاریکی‌ها و ظلمات، همچون چراغی روشن، فراراه زندگی آدمیان، نور و روشنایی می‌افکند و مسیر سعادت را پیش پای انسان‌ها روشن ساخته و پرتوافشانی می‌کند.که جغدان شب پرست تاب وتوان دیدن آنرا ندارند. 
کلمه‌ طیبه‌ قرآن کریم، همچون شجره‌ طیبه‌ای است که به مصداق «أصلها ثابت و فرعُها فی السماء» ریشه در فطرت‌های پاک انسان‌ها و جان‌های آزاده داشته و سر بر ملکوت آسمان‌ها برافراشته است. ، در طول تاریخ و اعصار و قرون همواره گروهی ظلمت ‌پرست، جاهل و تاریک‌ دل بوده اند که چون کشیش جاهل وهم جنس باز شهر فلوریدای آمریکا تاب دیدن انوار معرفت  قرآن را نیاورده  سعی ورزیدند با حربه‌های کور و سخیف  همچون آتش زدن قرآن کریم، چهره اسلام را در جهان مخدوش نموده و از این طریق سدی در برابر قلب‌ها و جان‌های شیفته‌ا ی که تشنه حاکمیت اسلام و ارزش‌های بزرگ آن در جهان هستند ایجاد کند؛ غافل از اینکه طبق سنت اصیل الهی، نور خدا همواره در تلألؤ و درخشش بود ه وهست. 
این اقدام شوم و شیطانی جهان کفر و استکبار، یک بار دیگر این واقعیت را به اثبات رساند که کفر جهانی هیچ شناختی از قدرت معنوی اسلام و کتاب آسمانی‌اش ندارد؛ وگرنه هرگز به چنین حربه‌ کودکانه و رذیلانه‌ای دست نمی‌یازید. اهانت به قرآن کریم آتشی است که کفر جهانی به خرمن خود می‌افکند؛ همانگونه که تاکنون نیز این‌چنین بوده است.

 
اثر فرا گیر این فتنه:
حرکت جنون‌آميزي که  شعائر انسانيت و مقدسات اسلامي را هدف قرار داده، جهان را در لب پرتگاهي سراسر فتنه و آشوب و جنگ و کينه و دشمني و قتل و سلب امنيت قرار مي‌دهد.آنهائیکه با ساختن کاریکاتور وفلم های إهانت بار میخواهند دشمنی خودرا علیه اسلام اشکار سازند مسئول درجه یک  گسترش دشمنی بین ملت ها وائین های جهان اند.اگر در برابر این جنون ودیوانگی مصلحان ملت‌ها چارهۀ نينديشند، غرب و شرق به هم ريخته و بذر دشمني و نفاقي کاشته مي‌شود که قرن‌ها آثار آن گريبان‌گير نسل‌هاي آينده خواهد بود و احتمال اينکه افرادي ديوانه و بي‌منطق مانند همين شخص اهانت‌ کننده به قرآن کريم روزي بر آمريکا و سلاح‌هاي هسته‌اي جهان برانداز آن کشور مسلط شوند و حتي به کاخ سفيد هم راه پيدا کنند، منتفي نمي‌باشد. ملل ودول جهان بايد بسيج شوند و امريکا را از اين ديوانگي و غرور استکباري  و مسيحيت را از اين امواج سهمگين وحشيگري و ارتجاع مهيب خلاص کنند.در مسیحت این جنایت وإهانت جائز نیست.این جنایتکاران جاهل در کلیسا اند که بر ریش دین ومذهب حنا گرفته فساد انگیزی میکنند. 
 

افغانها ومظاهرات خشونت آمیز:
آتش زدن قرآن نتیجه مکر وهیله است که از طرف دشمنان قسم خورده اسلام وقرآن با دقت طراحی شده است.در برابر این مکر ها وترفند ها  باید هوشیاربود وبا منطق وعقلانیت  عکس العمل نشان داد.آنچه در مزار وقندهار اتفاق افتاد قبل ازینکه به دشمنان اسلام صدمه برساند به اسلام وقرآن ومردم افغانستان صدمه زده است.کشیش آمریکائی که هدفش شهرت طلبی است  قرآن را کتاب خشونت خواند ومرتکب جنایت شد ،اما مسلمانان بی دانش با عکس العمل خشونتبار بر ادعایش صحه گذاشتند وبا رسانه ای ساختن این اقدام سخیف وجاهلانه به شهرتش افزودند.یعنی تنها مسلمانان افغانستان اند که  تری جانس خبیث را به هدفش نائل ساختند. همان است که گفته اند        دشمن دانا به از نادان دوست.!   

مسئله أهانت به قرآن مسئله جهانیست:
مسئله اسلام وقرآن به همه مسلمانان جهان ارتباط دارد نه مردم بی رهبر وبی امام افغانستان باید دید که  مسلمانان مکه که در مهبط وحی ونزول قرآن قرار دارند چه میکنند. ومسلمانان تر کیه واندونیزیا وایران وپاکستان وجهان عرب چه میگویند.باید عکس العمل در برابر مکر های دشمنان اسلام منسجم منطقی عالمانه ورهبری شده باشد..!هر اقدامیکه شعاع اثرش مرگ وضایعات جانی ومالی را در پی داشته  باشد بدون امر سلطان و حاکم یا رئیس جمهور مسلمان یک حرکت جاهلانه وغیر اسلامیست. باید مسلمانان چه در افغانستان وچه در هر گوشه جهان به اساس فتوا واجتهاد مجتهدین عکس العمل نشان دهند.حرکت های خشونتبار گروهی وجهه اسلام را نهایت خدشه دار سا خته حربه تیز را بدست دشمنان اسلام میدهد از جمله مظاهرات بدون منبع ورهبری شدۀ افغانستان...مسلمانان جهان هرگز با محکوم کردن ظاهري اين اهانت راضي نمي‌شوند بلکه بايد دنيا عکس‌العمل مناسب و بازدارندة سران امريکا را مشاهده کنند. به عنوان اعتراض با تظاهرات گسترده خشم و انزجار خود را ابراز نموده و مهاجمان به حريم قرآن کريم را براي هميشه پشيمان نمايند. سکوت پاپ و خودداري سران دولت امريکا در عکس‌العمل مناسب و کنترل اين فتنه که خطر جهان‌سوزي دارد، اين افراد گرگ‌منش و مهاجم به انسانيت و آزادي اديان را جسورتر و بي‌باک‌تر مي‌سازد. من یقین دارم انسانهای متمدن و متعهد مسلمان وغیر مسلمان از اين اهانت به ساحت کتاب مقدس آسماني شرمسار و سربه‌زير مي‌باشند 

ما به دنيا اعلام مي‌کنيم که تمام کتاب‌هاي آسماني براي ما مقدس و محترم مي‌باشد و کساني که به قرآن کريم جسارت نمودند کتاب‌هاي ديگر آسماني را هم قبول ندارند و ما مسلمانان حاضر هستيم با دليل و برهان و منطق با همة کساني که ادعاي پيروي از اديان الهي دارد مباحثه و مناظره نماييم. قرآن کتاب همه ادیان است  هم جنس بازان کلیسا های غرب نه اسلام را میدانند ونه هم مسیحیت را منظور شان تنفر آفرینی علیه ادیان الهیست ودشمنی بین بنی نوع انسان..:

به حامیان فرهنگ مظاهره وإعتصاب در غور

 

 

در دل کوه های رنج آشنا وحادثه خیز بابا وفیروز کوه، سکوت، تواضع وفرمان پذیری معرف شخصیت مردمیست که در ایمانداری، دلاوری، شهامت ووطندوستی تاریخ ساز اند، سکوتیکه آنرا با ادب ،اخلاق وحیاء نیز آمیخته اند.حیا ئیکه مانع رسیدن انسانها بحقوق حقه شان میگردد.در یک ضرب المثل عربی هم گفته اند( حیاء مانع رزق است) در عصریکه حق را میگیرند حیاء دلیل محرومیت از حق میگردد بخاطر رسیدن بحق ترک حیاء ووداع با سکوت قابل توجیح است.دلیل آن روشن است.حق خوری وحق تلفی یکنوع بی حیائی وبی ادبی است ونمیشود با حیاء وارد معرکه حیاء باختگان بی ادب شد، اما این حرفم بمعنی خشونت وویرانی نیست.!

از سه روز به این سو صدای مظلومیت مردم غور بگوش میرسد مردمیکه از طرف یک انجو ویا شرکت ساختمانی با بی إعتنائی مورد إهانت قرار گرفته  اند.شر کتیکه ایشان را شایسته ومستحق داشتن دو کیلو متر سرک هم نمیداند وطور خود سر از ادامه کار در بین شهر فیروزکوه دست کشیده وازان گذشته ده ها پروژه سروی شده ونیمه بر رسی شده از طرف حکومت به طاق نسیان گذاشته شده که طبعا با عث فوران عقده تا سرحد  طغیان وطوفان میگردد.در چنین حالتی لازم دانستم خودرا به درد وغم هموطنانم شریک ساخته برسم حمایت وهمدردی ویا تقدیر از ابتکار فرهنگ مظاهره وإعتصاب در شهر فراموش شده چغچران(فیروزکوه)نکات ذیل را بنویسم.

نخست از ابتکار ولقدام شما قدر دانی نموده توقع میرود تا در راه اندازی مظاهره ویا إعتصاب هدفمند باشید  تاخواستهای ملی ومردمی شما مستند بر جسته گردد.طوریکه در قطعنامه نیز اشاره شده است.

* مظاهره وإعتصاب باید حقوق شمارا حفظ کند وبه دارائیها شخصی وملی شما آسیب نرساند.

* مظاهره وإعتصاب باید طور رهبری گردد که در اینده نیز وسیلۀ بسیار مفید ومؤثر در جهت إحقاق حق شماگردد.

* از ورود افراد مغرض ونفوذی که میخواهند فرهنگ مظاهره وإعتصاب رابه یک پروسه خرابکارانه مبدل سازند جلوگیری کنید.

* ضمن تقدیر از شهامت اصنا ف واقشار مختلف جامعه روحانی، فرهنگی، مدنی وکارگری غور میخواهم یاد آور شوم که در بر گزاری تظاهرات که باید همیشه مسالمت آمیز منطقی ومفید باشد نمایندگان تمام اصناف سهم بگیرند ودر آینده در برابر هر تخطی مسئولین دولت، نمایندگان خموش وکم کاروبی إعتنائی شرکت های خصوصی مانند شرکت ساختمانی افغان جرمن تظاهرات را براه اندارند.

* مهمتر از همه این است که صدای شما بگوش حکومت وجهانیان رسانیده شود اینکه راه ان چه هست گمانم جزء داشتن یک مرکز مستقل رسانه ای در غور راه دیگری وجود ندارد، چون در افغانستان ده ها رسانه خبری وجود دارد اما تنها  نمایندگی پژواک در غور فعال است وبیائید در ایجاد یک مرکز رسانه ای که صدای شمارا به همه گوشها برساند کمر همت ببندیم؛ درین مسئله حضور چند تن از شخصیت های فر هنگی کمک اقشار مختلف جامعه  وسائر دوستان کافیست(.صدای فیروزکوه)یا فریاد منار جام) نام این نهاد خبری باشد.تا وقتیکه صدای شما بگوشها نرسد هیچ وجدان خوابیدۀ بیدار نمیشود وهیچ قلب سختی نرم نمیگردد .بیائید یک مرکز رسانهی فعال وملی در غور ایجاد کنید.تشکر.

نتیجه: منظور از نوشته فوق قدر دانی از حرکت فرهنگی ومنطقی اصناف شهر چغچران وگزارشگران با احساس .التماس بر گزاری مسالمت آمیز تظاهرات ودائم بودن این روش ودر نهایت ایجاد یک مرکز رسانه ای ملی وآزاد در غور است.تا گلوی خوبی برای صدای مظلومین ومحرومین باشد یا هو........ از دوستانیکه جریان تظاهرات،إعتصاب أصناف وسیمائی محرومیت شهر چغچران را ترسیم نموده برسانه ها انتقال داده اند نهایت تشکر وسپاس

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب