24-12-2014

عبدالقدیر علم

اربکی سازی جبران ویا اشتباه مجدد
24-12-2014

عبدالقدیر علم

اربکی سازی جبران ویا اشتباه مجدد


 

تصامیم عجولانه وعدم درک واقعیت ها واولویت ها از طرف حکومت باعث شد تا مخالفین مجددا وارد مناطق مسکونی شده کنترول مردم ومناطق را بدست گیرند، منااطق که افراد مسلح طرفدار دولت  بخاطر دفاع خودی انگیزه مقابله با مخالفین را داشتند اما این نیرو ها قبل از خلع سلاح وختم مخالفین بدون سنجش وعاقبت اندیشی خلع سلاح گردیدند واین عملکرد دولت باعث ایجاد خلاء امنیتی در منطقه گردید. خلاء که بعدا توسط طالبان پر شد نه نیرو های امنیتی.حال که مردم ومنطقه به مخالفین سپرده شدند و بعد با عملیات کور خارجی وإهانت های بیشمار وهنجار شکنی های خیره کننده  طوفان از انزجار ونفرت علیه نظام فعلی براه افتاده دولت تصمیم دارد با ایجاد یک اصطلاح تازه نظامی(اربکی) مردم را دوباره مسلح سازد تا با مخالفین بجنگند.جنگ از انگیزه ومورال نیرو میگیرد لذا با شعار صلح واظهار ملامتی در برابر مخالفین نمیتوان دیگران را بجنگ تشویق کرد ومن در مقاله زیر عنوان آتی این اقدام حکومت را در سال 2005 به تحلیل نشستم که توجه شما عزیزان را مجددا به آن جلب مینمایم....

 

آ یا خلع سلاح به معنی امنیت است

انسان ها بر خلاف سا ئرپدیده های نظام هستی دارایی زندگی مشترک بوده وبرای ادامه حیات به همکاری متقابل یکدیگر نیازمندی جدی دارند.واین رفع نیاز وضرورت متقابل که در حقیقت مفهوم انسانیت را افاده وتمثیل مینماید وقتی در جهان آدمیت تجلی میکند که وجود هرفرد از افراد جامعه مظهر از مهر ووفا.صداقت وراستی.محبت وصمیمیت.والفت وانسانیت باشد واین اوصاف بر جسته وغرائز معنوی انسان را وا میدارد تا دست همکاری ومسا عدت را به سوی همنوع خود دراز وزمینه های جلب منفعت ودفع ضرر متقابل را توأ م با اعتماد واطمینان در فضای امن وآرامش توسعه وگسترش دهندومفهوم انسانیت رابه نمایش بگذارند .             

باانسانیت و یا بعبارت واضح تربا أنس و ألفت  محبت و صمیمیت  روحیه اعتماد واطمینان رازنده وطنین امنیت وآرامش را در گوش دل وجان إنسانها زمزمه میکند

وهمین امنیت وآرامش است انسان هارا به خدانیز  نزدیک میسازد و پیام خدا به انسانها نیز چنین است{فلیعبدوا رب هذالبیت الذی آطعمهم من جوع وآمنهم من خوف.}

نه تنها روابط انسانها مرهون امنیت وآرامش است بلکه عبادت خدا نیز مستلزم امنیت ورفاه وآسایش اجتماع میباشد وخداوند بندگان خودرا بعد ازرفع گرسنگی  ورفع خوف ماموربه عبادت ساخته است یعنی عبادت شکرانه نعمت امنیت ورفاه است که خداوند ج به انسانهای آن زمان ارزانی داشت.

پس ازتوضیح فوق نتیجه میگیریم به همان ترتیبیکه امنیت باعث نزدیکی انسانها بیکد یگر وضامن نز دیکی انسان ها با خداوند میگردد بی امنیتی ودوشمنی باعث ایجاد فاصله در بین نوع بشر وحتی دلیل دوری از خداوند ج میگردد.لذا امنیت در جوامع مذهبی وغیر مذهبی پیش شرط برای انکشاف همه مراحل حیات اجتماعی است.

 

اماافغانستان وامنیت.

  افغانستان از دیر زمان به اینطرف نا امنی،  دوشمنی ؛ اختلاف و برادر کشی را تجربه نموده طوریکه کابوس وحشتناک بی اعتمادی بالای زند گی مردم سایه افگنده و  حال نا امنی وخشونت من حیث یک چلنج بزرگ در سر راه ثبات وامنیت وانکشاف افغانستان قرار گرفته. وکمکهای جامعه جهانی بخاطر اعمار مجدد افغانستان هم مربوط به تامین ثبات وحفظ امنیت در کشور است .اینکه چگونه امنیت درجامعه ما تامین وصلح اعاده میگردد باید در پهلوی اقدامات فعلی به راه برد ها وزمینه های عملی وتجربیات تاریخی کشور خویش نگاه ژرف وعمیق بیاندازیم.              

                                                                            

 تنها با خلع سلاح امنیت تأمین نمیشود:

عده از هم میهنان وصاحب نظران ما بر این باوراند که یگانه راه تامین امنیت و اعاده ثبات در کشور خلع سلاح افراد مسلح است. اما به عقیده من سلاح وسیله است که مانند ابزار دیگر با ابراز شکل وشمائل عقده ها بی امنیتی را تمثیل میکند. بی امنیتی در جوامع بشری ناشی از طرز تفکر واندیسه نا سالم مانند خود خواهی، عقده کینه جاه طلبی ویا عقده های ناشی از بی عدالتی وحق تلفی اقشار جامعه وهم بر داشت نا سالم از عقاید مذهبی است که در نهایت طبیعت انسانی را از مسیر فطری ان منحرف وبه طرف انقام گیری تا دد منشی سوق میدهد.بعد از تراکم عقده ها انسانها با درنده خوی تمام خبث باطنی خویش را با استفاده از سلاح گرم ویا سلاح سرد وحتی زهرعلیه همنوع خویش به نما یش میگذارد .                                                                 

هرچندغرائز حیوانی در وجود هر انسان وجوددارد اما در افغانستان بعد از تجاوز روسها وادامه جنگ وجهاد بدون رهبری سالم دینی وجهت دهی معقول ومنطقی بخاطر اینده آبرومندانه کشتن؛ بستن، سوختاندن وفعلا سربریدن تا حد رشد کرده که فعلا به یک عنعنه تبدیل شده است مثلا بریدن سر در هیچ قانون وکلتور زمینی وآسمانی سا بقه ندارد و به همین ترتیب قتل انسانها ی بیگناه یا انتحار وخود کشی  که ازدیدگاه همه ادیان عمل حرام وممنوع است  اما امروز افراد بنام  حامیان دین ومذهب این آعمال را زیر فتوای أعمال استشهادی انجام  میدهندومطبوعات هم آنرا بگوشها ترانه وار زمزمه میکند مثلا سخنگوی وزارت دفاع اعلان نمود که نیم از سر شخص انتحار کننده رایافته است ویا سربریده شده انجینرهندی رادر دشت های فراه کشف کرده اند ویا سو ختاندن اجساد مرده ها وغیره حوادث اینچنینی که از شنیدن آن باید لرزید اما میبینیم که مردم به این حرف ها عا دت کرده اند وهمه شبه منتظر شنیدن چنین اخباراند. پس معلوم میشود اندیشه وذهنیت مردم مغشوش شده که باید شستشو وپاک سازی شود.

اگر انگیزه های استفاده ازسلاح که همانا اختلافات ودوشمنی های قومی وعقده وکینه دیرینه در بین مردم است از بین نرود گرفتن سلاح از دست مردم سودی نخواهدداشت ما باید شعار دروغ ندهیم که مردم افغانستان یک ملت وبا هم برادر اند باید شعار دهیم که برادر کشی شروع شده دشمنی رشد کرده فاصله ها زیاد شده با خلع سلاح این مشکل حل نمیگردد باید دیانت اخلاص اعتماد ودوستی واقعی بمیان بیاد باز مردم خوذ بخود سلاح را میفروشند ویا تسلیم میدهند.اگر آشتی وإعتماد نباشد خلع سلاح سود ندارد زیرا شخصیکه احساس ترس مینماید وهیچ ضمانت امنیتی برایش داده نشود آخرین سر مایه خودرا حتی دختران خودرا با سلاح معاوضه میکنند تا امنیت خودرا بگیرند ویا از دشمن انتقام خودرا... پس بهتر است اول اندیشه وپندار جامعه را اصلاح نمود وبعد رفتار وکردار افراد جامعه را  چنانچه علامه اقبال لاهوری میگوید.                                  

گرشــود اندیشه قومــی خــراب       ناســـره گرددبدستش سیم ناب

پس نخستین بایدش تطهیر فکر      بعد ازان آسان شود تعمیر فکــــر

قلب تاریک از سلاح کشنده تر است:

هم میهنان ما به یاد دارند در گذشته نه چندان دوراکثریت مردم ما سلاح های مختلف النوع چون یازده تکه،  برنو ، شش تیر؛  پنجتکه ؛ ملشی  دهن پور چهره وغیره داشتند اما این سلاح هارا نه بخاطر دشمنی ومصیبت آفرینی بلکه  بخا طر روز های سرور وخوشحالی استفاده میکردند. چون اندیشه وتفکر دشمنی عقده وغیره خیلی وجود نداشت روحیه برادری ،صمیمیت وهمکاری بین افراد جامعه ما بیشتر  از امروزبود.من نمیخواهم مشروعیت سلاح را در بین مردم توجیح کنم بلکه بر اولویت ها اشاره کرده ام ورنه هیچکس ازنقش خلع سلاح در بهبود وضع امنیتی منکر نیست امااینکه چگونه باید این پروسه عملی گردد جریان است پیچیده وقابل تآمل که باز هم باید به ارجحیتها اولویت ها توج دقیق صورت گیرد. از چند سال به اینطرف نیرو های حافظ صلح بین المللی ونیروهای امنیتی کشور مصروف خلع سلاح قطعات نطامی اضافی وزارت دفاع وگروپ های مسلح غیر مسئول اند اما بد بختانه که وضع امنیتی بد تر شده میرود ویکی از دلایل آن این است که نیرو های امنیتی دولت در برخی از ولا یات از موجودیت گروپ های فعال طالب ها در دره ها وکو ها اطلاع کافی دارند ولی قبل ازاینکه این گروپ هارا محو ونابود سازند به خلع سلاح افراد وگروپ های می پردازند که طرفدار دولت بوده ازترس حملات  ترورست ها سلاح حمل مینمایند و اما حکومت بدون دادن هیچنوع تضمین امنیتی به مردم دورد ست  ایشان را  خلع سلاح ومانند صید بید فاع در معرض خطر هجوم طالبان قرار میدهند وعده بخاطر حفظ جان خود به طالب ها می پیوندند وعدۀ مورد توهین وتحقیر طالبلن قرار گرفته از دولت مأیوس میشوند ودیگر به دولت باور ندارند. اگر وضع چنین ادامه پیداکند دولت مجبور خواهد شد تا دوباره بجای خلع سلاح ملیشه سازی مجدد رادر مناطق وقرأدور دست اغاز کند که این خود عقب گرد به تجارب تلخ وناکام گذ شته است .خداوند ج میفرماید( ولا تکونوا کاللتی نقضت غزلها من بعد قوةانکاثا ) نباشید مانند آن زن کم عقل که رشته خودرا بدست خود میگسلد وباز می ریسد......                                                                             

من تر جیح میدهم که دولت اول خودرا از ختم کامل گروپ های مسلح وابسته به طالبان وترورست ها مطمئن سازد وبعدا به خلع سلاح گروپ های غیرمسئول که در حقیقت مخالف طالب ها اند به پردازند واگر این اولویت مراعات نگردد بعد ازین طالبها نه تنها در کوها بلکه در قریه ها و دشت ها آزادی عمل بیشتری خواهند داشت ودولت هم قادر به افراز قطعات نظامی در هر ده وقریه نخواهد بود ومجبور میشود افراد خلع سلاح شده را دوباره مسلح سازد که سود چندان ندارد....                                                        

 

عبدالقدیر علم

25.11.2010 هالند

 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب