26-12-2014

رسول پویان

حدیث جوانه
26-12-2014

رسول پویان

حدیث جوانه

فسانه شـد غـم دل از فسانه می‏گویم
حـدیث خـسـته دلان زمـانـه می‏گویم


بزن بربط وچنگ‏ورباب ای مطرب
که از سنایی و حافظ ترانه می‏گویم


نگاه شوخ تو از بسکه می‏کند مستم
حکایت و غـزل عـاشـقانـه می‏گویم


زتار بخت خود و زلفکان شبگونت
گهی به آیینه گاهی به شانه می‏گویم


شکوفه گرچه به دست بهار پرپرشد
به گوش خار حدیث جوانـه می‏گویم


نشد کسی به منی خسته دل اگرهمدم
ولـی ســرود ورا دلـبرانـه می‏گـویـم


مـن از همای سـعادت گرفته ام الهام
بر اوج قله نه از آب و دانـه می‏گویم


شکست جورزمان گرچه بال پروازم
هنوز زنـده ام و لانـه لانـه می‏گـویـم


12/1/2014

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب