26-12-2014

رسول پویان

ســـوگ وطن
26-12-2014

رسول پویان

ســـوگ وطن

از بس‏که وضع کشور ما تار و مبهم است
در دیـده جای نـور فـقـط خاکه و دم اسـت


احساس و رحم وعاطـفه یارب کجا شدست
در ملک ما سینه فزون لیک دل کم است


خـورشـیـد مـن مکـش دیگـر تـیـغ انتـقـام
خـون شقایق اسـت که در قلب شبنم است


صلح و صـفا بـه دوزخ آدمکـشـان اسـیـر
هرجا که بنگری سخن ازکشته و بم است


در کـام خـشـک مـردم مـا تـابکـی خـــدا
جای شراب ونقل وعسل حنظل وسم است


در زیـر بـار جـور و جـفـای سـتمگــران
پشت وطن شکسته و زانوی دل خم است


در خـانـه خـانـۀ وطـن از بمـب و انتحار
سوزوفغان و ولوله و سوگ و ماتم است


آن یک کشیده خنجر خـونینش از غلاف
تشـنه بـه خـون ما و تـو والله دمادم است


دیگـر فروخت خاک وطـن را به اجنبی
غرق ریال و دالر و کلدار و درهم است


بی‏جـا مـزن بــرای خـــدا لاف دلـبـری
محبوبه نیمه‏جان نه دارو نه مرهم است

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب