26-12-2014

رسول پویان

نسیم محبت
26-12-2014

رسول پویان

نسیم محبت

 

رسـید مژده که جـوش بهار می آید
گل از دریچۀ خلوت به بـار می آید


شکوفه هم نفس باد صبح خواهد شد
به دشت و دامن دل مهر یار می آید


بگوش دخت رزان گوشوارمروارید
پر از شـراب و عسـل آبـدار می آید


نوای باد خنگ پر ز بـوی نوروزی
ز طرف باغ و بـر جـویبار می آید


سرود سرخوش حافظ و نغمۀ جامی
بـه گوش دل ز نـوای هـزار می آید


شمیم خاک وعلف تاهنوز می شنوم
هـوای خاطـره از کـشـتزار می آید


نـرفـته از سر مـن نغـمۀ هـریـرودم
بضرب تنبک وصوت دوتارمی آید


همیشـه یـاد کنم خاطـرات کابـل را
بـویـژه بـوی گلی زان دیـار می آید


هزار جان ودلم نذر چشم مخمورت
که مـستی ابـدی زان خـمـار می آید


پـیام وحـدت دلـهای مـا مبارک بـاد
که زان ترانۀ وصل و قرار می آید


به بـوسـتان دل خسـته سـرو آزادم
چو پادشاه به چمن تاجـدار می آید


پسند بر آتش و درره گلاب افشانید
که بـا نـسـیـم محـبـت نگارمی آیـد

 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب