27-12-2014

عبدالقدیر علم

غصب وغارت حقوق زنان توسط حکومتها
27-12-2014

عبدالقدیر علم

غصب وغارت حقوق زنان توسط حکومتها

 

محرومیت زنان افغانستان از حقوق شان در طول تاریخ نتیجۀ بی توجهی دولتها بوده وهست .اگر امکانات وظرفیت های زنده گی از طرف دولت ها آماده میشد زنان افغان ازین حق استفاده میکردند متأسفانه همه ساله در همه محافل حقوق زن را با نثار چند کلیمۀ رنگین وجذاب چون فرشته ، شمع ،گل وآغوش گرم وغیره ادا میکنند هیچگونه بر نامۀ عملی مؤثر درین زمینه وجود ندارد. تفاوت حضور زنان افغان در عرصه ها ی سیاست و اجتماع در مقایسه با جهان غرب وکشور های متمدن متناسب با تفاوتهای است که در ظرفیت ها، امکانات وشرائط زنده گی وجود دارد.مانند تفاوتیکه در بین زنان کابل وسائر ولایات افغانستان وجود دارد یعنی در محدودۀ شهر کابل که امکانات نسبی وجود دارد زنان به همان تناسب در صحنه حضور دارند، اگر امکانات وشرائط مناسب وجود نداشته باشد زنان از چه بنام حق استفاده کنند وبخاطر چه وارد کوچه وبازار شوند.؟

نه تنها ولایات دور دست حتی زنان ولسوالی های اطراف کابل مانند بگرامی، موسائی، قره باغ ،بگرام، پغمان وچهاردهی هم از کوچکترین امکانات حقوقی به مفهوم واقهی آن بهرۀ ندارند. دربین زنان این مناطق وزنان مرکز کابل فاصله زیاد وجود دارد که بازهم مسئلۀ امکانات وظرفیت های مطرح میشود.بدون تردید زمینه ساز حقوق زنان ومردان دولتها وسیستم هاست . متأسفانه دولت های مستبد افغانستان در طول تاریخ بجای حق وقانون از صلاحیت دولت ومسئولیت رعیت ویا مردم صحبت کرده اند.نه به زن حق قائل شده اند ونه به مرد.

ارتقاء ظرفیت ها باعث گسترش حضور وسهمگیری زنان در جامعه میشود.

نقش زنان درامور سیاسی واجتماعی مربوط به ظرفیت های موجود در جامعه است، آب در جای میریزد که ظرفیتش باشد اگر ظرف نباشد ریختن آب هم عبث  و بیهوده است .

هر جائیکه امکانات برای زنان بیشتر مساعد است به همان تناسب زنان هم بیشتر در صحنه حضور دارند.مثل اینکه زنان مرکز کابل نسبت به زنان ولسوالی های اطرفش وولایات غور ،فاریاب ،ارزگان ،بامیان،بدخشان وفراه وسائر ولایات افغانستان از آزادی عمل بیشتر بر خورداراند .اگرشرائط وامکانات کابل به سطح اروپا می بود زنان هم در همان موقعیت قرار میگرفتند که زنان اروپا قرار دارند .پس بدرستیی فهمیده میشود که تغییر وضعیت اقتصادی وتولیدی، خود بخود به تغیر موقعیت زنان در جامعه می انجامد. نه اینکه تنها شعار سر دهیم . لذا فریاد کشیدن برای زنان افغانستان بخاطر بیرون پریدن از قفس خانه بدون داشتن ظرفیت ومحل بهتر ومفیدتر از محیط خانه به مفهوم فرا خواندن ایشان در سرک های خشک و خالیست.ما با این فریاد بجای تضمین حق ایشان را ملعبه وتماشا گه عام وخاص قرار میدهیم.

اگر زن کابل ویا هر شهر دیگر از خانه بیرون میشود بخاطر کار وإجرائی وظیفه است. یا به مکتب میرود ویا دفتر ویا کدام مؤسسۀ تولیدی که محل شغلش میباشد، نه اینکه بدون هدف از خانه بیرون شود تا به این کار از حق خود استفاده نماید ویا آزادی را تمثیل کند . شاید هیچ زن عاقلی بنام حق وآزادی دیوانه وار در کوچه ها نگردد . زنان سائر ولایات افغانستان که درانجا نه شغل است  ونه هم مراکز تربیتی بخاطر رشد ظرفیت ها پیشبینی شده ونه هم مراکز تفریحی خارج از ساحۀ خانه برای شان وجود دارد، در صورت بیرون شدن از خانه چه خاک بر سرشان باد کنند ؟اگر پشت رمه وگله بروند باز همان اهانت وتحقیر مطرح میشود واگر به دشت وصحرا بگردند میگویند دیوانه اند واگر بیکار به کوچه بگردند  مردم ما چه خواهند گفت ؟؟؟ لذا میدان دادن بزنها در شعار ضمن اینکه یک فریب است فاجعه آفرین نیز میباشد. باید در عمل زمینه های اشتغال وتشبث در محیط خارج از خانه برای زنان تدارک دیده شود. وحق زنان را بجای ریختن به جیب، بخود ایشان بدهیم. شاید عدۀ استدلال کنند که حقوق زنان تنها بیرون رفتن از خانه نیست مسائل چون خشونت خانوتده گی واز دواج های اجباری وغیره که در فامیل ها وجود دارد.در جواب این واقعیت باید عرض کرد که همه خشونت ها ناشی از فقر اقتصادی وبی بر نامه گی است.

حق زن را نباید با الفاظ وکلیمات ادا نمود.

حق زنان عبارت از چند کلیمۀ ادبی نیست که گاهی در قالب نثر مسجع وزمانی شعر گونه نثار روی زن ومادر میکنند.بلکه زنان حق دارند در هر نقطۀ افغانستان مراکز تحصیلی ابتدائی وعالی داشته باشند، زنان حق دارند باغ های تفریحی داشته باشند، زنان حق دارند مراکز برای رشد استعداد های شان داشته باشند..زنان حق دارند محل مناسب برای اشتغال وکار داشته باشند که هیچ یکی ازین حقوق را دولت ها تدارک ندیده اند وصرف شعار میدهند زنان باید بیدار شوند واز حقوق خود استفاده کنند! کدام حق ؟ حق جنگ وجدال با والدین .یا با فامیل شوهر؟.دیگر حقی برای شان از طرف مسئولین مساعد نشده.ویا منظور شعار دهندگان این است تا والدین از تربیت اولاد های شان سر باز زنند.؟؟نه خیر در تمام دنیا مادران بیشتر مصروف تربیت اطفال شان هستند.

حق بر نامه ریزی وفرصت سازی.

 حق با ساختن پلان وبرنامه و مصرف پول میسر میشود. پولی که وزیر صاحب عشر آنرا در حساب شخصی واریز کرده ومتباقی را نسبت نداشتن پروژ وبر نامه کاری جهت ارتقای وضعیت زنده گی مردم محروم افغانستان دوباره به حساب کشور های کمک کننده مسترد نموده است. در پاسخ این سوال استدلال کرده که شرائط برای برنامه سازی مساعد نبود. کس نیست بپرسد ای خائن حقوق زن ومرد!؟ اگر در هلمند وارزگان امنیت نبود در غور بامیان وفاریاب بدخشان بادغیس  وسائر ولایات چه مشکل داشتی؟؟؟

همین وزیر صاحبان ومسئولین عالی رتبه با دریشی ولباس تمیز وشیک همه ساله در روز هشتم مارچ {روز جهانی زن} عقب میکرافون قرار میگیرند ومیگویند زنان در ولایات واطراف زیر ساطور ظلم شوهران قرار دارند.باید عرض کنم که اول تر از همه خود شعار دهندهگان زمینه ساز محرومیت زنان در ولایات افغانستان اند. ایشان اند که بنیاد ظلم وبیعدالتی را در حق زنان از مرکز طرح ریزی میکنند ،برای بهبود وضعیت زنان هیچ کاری انجام نمیدهند. همین حالا اگر برنامه های انکشافی وزارت خانه ها بر رسی شود، شما می بینید که هیچنوع توازن وتعادل در جهت رشد وانکشاف زنان در افغانستان وجود ندارد.مسئولین وزارت خانه ها اول برای رشد وانکشاف وضعیت زنان هیچ پلان وبرنامۀ ندارند واگر دارند صرف در سطح مرکز وچند ولایت محدود است که به نحو با ایشان ارتباط شخصی دارند.

بیائید مطالعه کنید که این آقایون که دم از حقوق زن میزنند با امکانات دست داشته از مجموعه بودجۀ انکشافی چقدر را در جهت بهبود وضعیت زنان درولایات مصرف کرده اند؟ دریک ولایت ملیون ها دالر مصرف میشود ودر ولایت دیگر به چند هزار افغانی اکتفا شده.همه مؤسسات مسئول و ذیربط شعار میدهند{ ما کورس های خیاطی وکورس های تربیه قابله را در ولایات دور دست راه اندازی کرده ایم}.وزارت زنان ،وزارت انکشاف دهات، وزارت کار وامور اجتماعی، وزارت صحت عامه ودیگر مؤسسات غیر دولتی . در سطح غور وبامیان زابل،  فاریاب وارزگان وفراه وبادغیس خوست وپکتیاوغیره با تدویر کورس های کوتاه مدت قابلگی اکتفا میکنند این شد حقوق زن؟؟! دیگر هیچ بر نامه برای اشتغال یابی وجود ندارد .مگر میشود همه زنان ولایات محروم قابله باشند؟؟؟

اگر زنان غور ،بامیان فاریاب، وارزگان وهر ولایت محروم دیگر از نعمت سواد بر خوردار باشند  آیاحاضر نیستند اقلا شاگردان مکاتب را درس بدهند ویا در مراکز صحی کار کنند  ویا هر شغل دیگر را که آبرو مندانه باشد اجرا نمایند؟ بدون تردید تمام دختران غور وبامیان وولایات دور دست دیگر بدون داشتن معلم هر روز بروی زمین های نمناک در زیر سایه درختان ویا دیوار های خرابه بدون داشتن معلم .معلمه به انتظار آینده نشسته اند تا در س بخوانند؟؟ وصاحب شغل شوند تا در داخل وخارج از خانه کار کنند.. کار وعاید به مفهوم حق است حقیکه استقلال اقتصادی  ورشد فرهنگی را تضمین میکند  .حقوق منهای این دو  حقیقت ذوق وسلیقه ای بیش نیست..

حق آزادی در انتخاب شغل و عمل:

 کدام شغل وکار برای زنان تدارک دیده شده که هموطنان ما زنان را منع کرده باشند؟ وکدام مکتب ساخته شده که دختران از رفتن به آن منع شده باشند؟اگر منظور زمان طالبان دلیل باشد آن« هم به مرحله خاص وکوتاه مربوط میشود .}کدام مر کز تفریحی وجود دارد که زنان ازان بهره نگرفته باشند ؟ زنان را در بیرون از خانه بخاطر چه دعوت میکنند؟ قبلا عرض کردم زنان که نه کاردارند ونه هم جای برای گشت وگذار  اگر از خانه بیرون شوند چه کار کنند ؟ صرف پوشیدن لباس های عجیب وغریب وگشتن در بازار حقوق زن است.زنان گدائی گر هم بیشتر از زنان دیگر در بازار سرگردان اند آیا از حقوق خود بیشتر استفاده میکنند.؟

آزادی تنها رقصیدن در محافل نیست، آزادی تنها در پوشیدن لباس خارج از کلتور وعنعنات نیست وآزادی به معنی فرار از کلتور خود و پناه بردن به کلتور بیگانه هم نیست.در تمام دنیا تمام ملل جهان در جهت حفظ اصالت فرهنگی وهویت ملی خود تلاش میورزند اما در کشور ما تلاش بخاطر فرار از کلتور وعنعنات جامعه است.همین حالا در جوامع متمدن وپیشرفتۀ اروپا دولت ها وتأسیسات غیر دولتی قبل از همه به حفظ کلتور وفرهنگ خود میکوشند تلاش میکنند تا مردمان مهاجر را به هر شکل ممکن به کلتور وجامعه خود انطباق وآمیزش دهند واصالت فرهنگی وکلتوری خودرا حفظ نمایند. درین امر کسی اختیار خود را ندارد، اما شعار دهندگان کلتور گریز افغانستان تلاش دارند تا زیر نام آزادی وحقوق زن از حریم کلتور خود بیرون شوند و به کلتور بیگانه ها خود را پیوند دهند؟؟ یکی لباس آمریکائی میپوشد یکی پاکستانی، یکی ایرانی ،یکی روسی هر کس عضو استخبارات هر کشور باشد تمام فامیل حتی درسطح پوشیدن لباس تا نواختن موسیقی از همان دولت پیروی میکند.یکی رقص آمریکائی میکنند یکی آواز هندی میخواند و یکی روضه خوانی دارد تمام مظاهر کشور های خارجی در عمل کابلیان عزیز ما تمثیل میشود مثل اینکه از خود کلتور نداشته باشند.درست است انکشاف در همه عرصع های زنده گی خوب است اما به شرط حفظ اصلت فرهنگی وکلتوری خود مان.

برداشتن تفاوت بین زنان ومردان إحقاق حق پنداشته نمیشود. شعار وقتی خوب ومؤثر است که در خارج از ذهن ما مصداق عملی داشته باشد.حذف یک پدیده با انتخاب گزینه وبدیل بهتر میتواند شایسته ومعقول باشد.

تفاوت بین زن ومرد در تمام جهان وجود دارد .در اروپا تعداد زنان در کابینه، پارلمان وپست های حساس دولتی به مراتب از مردان کمتر است.حضور زنان درپارلمان از بیست فیصد تجاوز نمیکد ودر کابینۀ عدۀ انگشت شمار وجود دارد وگاهی اتفاق می افتد که یک زن در کابینه وجود دارد وبس. هیچکس ادعا ندارد چرا فیصدی زنان در دولت کم است چرا فیصدی زنان در پارلمان کم است. در حالیکه سویه تحصیل وعلمی زنان اروپا به حدیست که وزراء مارا شاگردهم نمیگیرند.اما در افغانستان همه چیز بحساب چوب خط است. باید حتمی فیصدی زنان بالا برود مهم نیست سطح دانش وسواد آن بلند است ویا نه.هر کس استعداد، علم تحصیل وتوانائی داشته باشد چه مرد وچه زن وارد صحنه میشود.تاکی انتصاب...؟.این انتصاب خود بخود اهانت به زنان است ایشان برای همیش خودرا مرهون إحسان انتصاب گر میداند .بالتبع استقلال عمل خودرا از دست میدهد وبه اشارۀ کسی کار میکنند که آنرا به صحنه آورده است.

بگذارید زنان با فراگیری علم ودانش دارای مقام وجایگاه عالی شوند ودر مقام رهبری قرار گیرند. بیائید حقوق زنان را در  مهیا ساختن زمینه کار وفعالیت و ساختن مراکز تر بیتی علمی، وایجاد تفریح گاها وغیره بر آورده سازیم نه در شعار وپوشیدن لباس.

تفاوت مرد با زن به معنی تسلط مرد بر زن نیست.

اگرچه در نقش‌هاي مربوط به زنان و مردان تفاوت‌هاي چشمگيري در فرهنگ‌هاي مختلف جهان وجود دارد، اما بطور مشخص جامعه‌اي كه زنان آن قدرتمندتر از مردان باشند وجود ندارد. زنان در همه‌جا با پرورش كودكان، نگهداري و ادارة خانه سروكار دارند، درحالي‌كه فعاليت‌هاي سياسي و نظامي عمدتا مردانه است. در هيچ جاي دنيا مردان مسئوليتي اساسي براي پرورش كودكان ندارند. در جوامع صنعتي البته تقسيم كار ميان زن و مرد كمتر از جوامع غيرصنعتي مشخص و آشكار است، اما شمار مردان در همة قلمروهاي قدرت و نفوذ هنوز از زنان بيشتر است. مردان به علت نيروي برتر فيزيكي يا توانايي‌هاي فكري خاصي بر زنان مسلط نيستند، بلكه به اين علت بر آنها تفوق يافته‌اند معمولا زنان اسير ساختمانِ بيولوژيكي خود نیز هستند. بارداري پي‌درپي و مراقبت مستمر از كودكان مشکلات است که بیشتر دامنگیر زنان است..که با طرح پلان وبرنامه قابل جبران است.

در اروپا هم در بسیاری از موارد کار زنان  از مردان فرق دارد. زنان در دفاتر ،در مغازه ها، در مکاتب در مراکز صحی وهر جائی دیگریکه متناسب به ساختمان فزیکی شان باشد مصروف اند. هر گز زنان را به کار های ساختمانی نمی فرستند ودر صنایع سنگین هم کار نمیکنند مگر اینکه در بخش های اداری ومحاسباتی. زنان حتی در وسائل نقلیه کلان که مواد انتقال میدهد هم مشغول نیستند ، تنها در سرویس های شهری عدۀ محدودی طور استثنائی کار میکنند.این به معنی تبعیض نیست در هر جا تناسب را در نظر میگیرند نه اینکه بدون تمیز وتشخثص بگویند هر کار مرد میکند زن هم باید انجام دهد.

حق ضمانت حقوقی واقتصادی:

شعار های خشونت خانوادگی از دواج اجباری تبعیض جنسی وسانر حق تلفی ها ناشی از طبیعت ذاتی یک کشور نیست، که بگوئیم این خصوصیت ها مربوط به کشور های اسلامی است ویا مربوط به کشور های کدام قاره است . این همه نا بسامانی ها زاده فقر عقب مانده گی اقتصادی وبی بر نامه گی است که حاصل دسترنج دولتمردان کشور های فقیر است. ودر تمام نقاط جهان وجود دارد.

 در کشور های ثروتمند اگر زنان با شوهرشان سر نا ساز گاری را میگیرند ویا از یکدیگر جدا میشوند ایشان یا استقلال اقتصادی دارد ویا تمام زنده گی شان از طرف دولت بیمه است. همان است که در اثر نا سازگاری خانواده گی میزان طلاق با استفاده از آزادی در کشور های غربی تا 80 % میرسد که خود بخود به معنی مخالفت ونا سازگاری خانواده گی است .

در افغانستان که کوچه ها پر از گدائی گر است اگر زنیکه شغل ووظیفه هم ندارد از خانه شوهرش بیرون شود کجا برود؟  اگر خانۀ والدینش برود باز آنرا بنام بیوه ارزانتر میفروشند.مجبور است زخم زبان خشو، خسر بوره و ننو را قبول کند تا از کدائی گری در کوچه وبازار نجات یابد. دولت چه تضمین میدهد با آنعده زنانیکه بدون ظلم آباد شوهرش سر پناه دیگری ندارد؟

قضاوت با شما؟مردان ولایات محروم به حق زنان شان بیشتر ظلم میکنند ویا وزیر صاحب مدرن وشیک پوش که حقوق زنان ولایات محروم را به ایشان نداد واز بودجه وامکانات در جهت ارتقا وبهبود وضعیت زنان استفاده نکرده ؟بودجه انکشافی بدون مصرف باقی مانده وآنجه مصرف شده صرف نیاز جیب وزیر صاحب را بر آورده ساخته وبس. سال مالی 1385 به پایان رسید واما وزرأ نخبه وصافی شدۀ غرب صرف 30% فیصد بودجۀ انکشافی را به مصرف رسانیده اند متباقی دوباره پس بحساب بانک جهانی وکشور های کمک کننده میرود چون بودجۀ انکشافی یک بودجۀ مشروط به ساختن بر نامه، پلان وجذب امکانات است که کابینه منتخب نسبت نداشتن استعدا و پلان قادر به جذب آن نشد حال شما قضاوت کنید که چه کسی بیشتر ظلم میکند.؟

از خشونت روانی علیه زنان صحبت میکنند.اگر وزیر امور زنان، رئیس کمیسیون حقوق بشر وزراء وزنان شان را بدون شغل وظیفه و عاید بخانه نگهدارید آن وقت می بینید که خشونت روانی در خانه شان به چه پیمانه بیداد میکند.  همه نا رسائی ها زادۀ بیکاری، بی شغلی ونداشتن عاید در خانواده هاست .که دولت ها ونهاد های مسئول باید به رفع آن اقدام نما یند واز شعار بدون عمل اجتناب ورزند.

در افغانستان قبل از ریشه یابی عوامل وانگیزه های محرومیت زنان ومردان بیشتر به شعار وتکرار مفاهیم کلی درین خصوص إکتفاء میشود.در حابیکه ریشۀ تمام مصائب ونار سائیها در کشور زادۀ فقر وبیسوادی است. دولت ها وکسانیکه بر تریبونها دسترسی دارند وهمه ساله به بهانۀ هشت مارچ روز جهانی زن شعار میدهند خود مسئول این محرومیت ها میباشند.

.کمیسیون مستقل حقوق بشر  افغانستان در بخش حمايت و انکشاف حقوق زنان، عوامل عقب مانده گی زنان افغانستان را به شرح ذیل بر شمرده که ماده وار تحریر یافته.وبنده درین مورد به جواب توضیحی  پرداخته ام که توجه خوانندگان محترم را به تشریح آن جلب مینمایم.

   1  فرهنگ مرد سالاری که در جامعه ما در مفکوره و خيال مرد ريشه دو آنیده است. توضیح:بلی هر کسیکه نان آور خانه باشد دست بالایی دارد. در تمام کشور ها رسم چنین است. واز طرف حقوق متناسب با موقعیت اجتماعی است. نمی شود که مرد با زدن بیل وکلنگ در بیرون خانه خرچ ومصرف زن را هم آماده سازد وبعددر خانه وظیفـۀ آشپزی را هم انجام دهد وشب تا صبح بخاطرمراقبت از طفلش بیدار خوابی بکشد. کس نیست از دولت ومدعیان حقوق زن بپرسد  کدام شغل وعاید را برای زنان آماده ساختید که مردان قصدا ایشان را ازین حق شان محروم کرده باشند.؟  در خانواده های شهر نشین که زن ها وظیفه وشغل خودرا دارند متکی به اقتصاد خود میباشند  فرهنگ مرد سالاری در محیط آن خانواده قطعا وجود ندارد.  اگر مرد خانه بیکار باشد  فرهنگ زن سالاری دران فامیل کا ملا روشن است.

- 2      عدم سطح آگاهی و درک عمومی زنان از حقوق شان.توضیح آیا این تقصیر هم بدوش مرد خانه گذاشته میشود؟ مرد ویا شوهریکه خودش تا هنوز از نعمت سواد بهره مند نشده برای زن چه بیاموزد؟

-  3     نداشتن استقلال اقتصادی زنان باوجود آنکه در بدست آوردن عايد در پهلوی مرد زحمات را متحمل ميگردند استقلال اقتصادی ندارند. توضیح: زنا نیکه استقلال اقتصادی ندارند بخاطر این است که خود شان عاید ندارند وعاید شوهر شان هم بقدر کفایت نان ولباس شان است. به همه ما وشما معلوم است که در افغانستان به استثنائی عدۀ محدود که سرمایه دار ویا تجار اند سائر مردم ما غیر از مصرف نان ولباس دیگر چه عاید دارند که استقلال اقتصادی داشته باشند ؟ فیصدی زیاد از مردم قادر به پرداخت کرایه خانه خود هم نیستند.در اطراف همه داروندار مردم بقدر آذوقۀ شبانه روزی شان است.دردهات و هم در شهرها زنان تجار وسر مایه دار هیچ وقت از خانه بیرون نشده واز حقوق خود شکایت نکرده اند .

تنها از طریق کار وعاید میتوان استقلال اقتصادی داشت فرق نمیکند که مرد باشد ویازن.

 در افغانستان به کسانیکه در دفتر کار میکنند چه زن وچه مرد به دیده قدر دیده میشود. حقوقش را هم کس تلف نمیکند. کمتر شنیده شده  زنی شکایت کرده باشد که  در بیرون از خانه کار کرده  و معاشش را شوهرش بزور غصب نموده باشد. بلکه فریاد از حنجرۀ ناتوان کسی بلند شده که فقر وگرسنگی در محیط خانواده اش بیداد میکند وشوهرش از دست بیکاری وفقیری أعصابش را از دست داده و محیط خانه را از دست تهی دستی ونا توانی جهنم ساخته. هر بلاییکه  میاید به سر مردمان غریب وفقیر جامعه ماست، که نه اقتصاد دارد ونه هم استقلال ووابستگی اقتصادی در حق شان صدق میکند.

-  4     نداشتن سواد يا کم سوادی. توضیح. قبلا عرض شد وظیفه با سواد ساختن زن از مکلفیت های مرد خانه نیست. آن هم مردیکه خودش  سواد ندارد پس چگونه میتواند زنان بیسواد را کمک کند؟. این وظیفه دولت است که مشکل بیسوادی زنان را در کل کشور رفع نماید نه مرد ویا شوهر .وزیر صاحب صاحبان وسائر مسئولسن درروز هشتم مارچ بجای شعار باید عمل کنند.

-  5     عدم آگاهی مردان از حقوق زنان. توضیح: این هم نتیجۀ بیسوادیست. نه زنان بیسواد حقوق مردان را میدانند ونه هم مردان بیسواد حقوق زنانرا، هردو مساوی اند. از ذکر این شعار ها به این واقعیت پی می بریم که مسئول همه محرومیت ها در کشور دستگاه های حاکمه وسازمان های اند که در روز جهانی زن با شعار های دروغین این مسئولیت را بدوش دیگران می اندازند .

-    6   سوء استفاده از اصول احکام دين مقدس اسلام عليه حقوق زنان. توضیح: این هم نتیجه بد فهمیدن دین است. در جامعه ایکه سواد نباشد فهمیدن اصول دین هم آسان نیست.همان است که بر داشت نادرست اصول دین را از عادات ورواج های مبتذل وغیر شرعی تفکیک کرده نمیتوانیم وهمه را بدامن دین می اندازیم. فهمیدن همه مسائل مدیون سواد ودانش است . نمیشود از افراد بیسواد انتظار فهمیدن اصول واحکام دین را داشته باشیم بناء بهتر است بجای اصول واحکام دین کلیمه کلتور ورواج های غیر عادلانه رانام ببیریم که به دین نسبت داده داده شده لذا دین فهمی هم سواد میخواهد.

-  7     تاثيرات ناگوار جنگ های خونين. توضیح: مسلما چنین است. جنگ تأثیرات منفی را بر تمام ابعاد زنده گی مردم ما گذاشته است. اما باباید یاد آور شوم که قبل از جنگ های خونین بغیر از چند شهر نشین کابل حال واحوال سائر زنان افغانستان چگونه بود؟ باید بگوئیم تا وقتیکه مسئولین با سواد ،حقوق دان ،دلسوز  وبا وجدان نداشته باشیم نه وضعیت زنان خوب میشود ونه مردان. قبل از جنگ ها هم مردان زیاد در کنج سلول های زندان با زنده گی وداع گفته اند.در جریان جنگ ها اگر بزنان تجاوز صورت گرفته باشد مردان  هم یا زنده بگور شده اند ویا در کانتینر ها سوختانده شده ویا اینکه جسد  بی سرشان  پیش روی عدۀ بی خبر از دین وانسانیت رقصیده است.

-    8   بيکاری مردان و فقر اقتصادی در خانواده.توضیح: همه مشکلات واقعا همین  بیکاری و فقر است که همه فرضیه هارا مطرح میکند.اگر خشونت است اگر محرومیت است واگر وابستگی اقتصادی مطرح میشود همه زادۀ فقر فرهنگی و اقتصادی است. ما که مشکل اقتصادی مردم راحل کرده نمیتوانیم پس چرا از نقض حقوق زنان صحبت میکنیم ؟حق که وجود نداشته باشد نفی واثبات آن چه معنی دارد؟

-    9   معتاد بودن مردان به مواد مخدره و مشروبات نشه آور. توضیح: بلی دردهات مردان فقیر از بیکاری تریاک وچرس میکشند ودر شهر ها مردان ثروت مند شراب مینوشند. ومردان فقیر بوتل های ثروتمندان را آبکش میکنند. این مشکل هم ناشی از بیکاریست. انسان مسئول که دارائی شغل ووظیفه باشد هر گز خود را دیوانه ومست نمیسازد. دولت مشکل بیکاری را رفع نماید تا مردان معتاد نشوند.طبق گزازش وزارت صحت تعداد زیاد از زنان کشور نیز از بیکاری معتاد شده اند.

-  10     محروم شمردن زنان از ميراث. توضیح : از پول مهریه ومیراث کسی سعادتمند نشده هر کس باید متکی بخود باشند .حال کسانی از محرومیت زنان از میراث صحبت میکنند که خود شان هم به اصل میراث عقیده  ندارند. در کشوریکه فقر ومحرومیت خصوصیت ذاتی ساکنانش باشد وارث از چه میراث می برد وکدام سعادت را نصیب میشود؟

-  11     ميراث قرار دادن زنان بيوه و مانع شدن ازدواج آنها به خواهش خودشان . توضیح :در بعضي نقاط افغانستان . بازهم بی سوادی وپابندی به خرافات وکلتور محلی باعث چنین اقدام میشود.که ریشه در بی سوادی دارد.اگر مردم سواد کافی داشته باشند از اصول واحکام دین وآیات قرآن باخبر شوند بدرستی میدانند که فریاد رسائی قرآن مردم را به این ندا فرا میخواند که{ ولا ترثواالنساء کرها.

-    12   موجوديت ريشه خشونت در قوانين و غير مسلکي بودن اکثر قضات افغانستان .توضیح وقتیکه قوانین ریشه خشونت داشته باشد رواج ها وعادات حاکم در جامعه طبعا خشونت آفرین است.وقتیکه واضعین قانون از نعمت سواد قانون گذاری بهره مند نباشند از سائر مردان بیسواد چه انتظار برده میشود.

-  13     پايان بودن موقف اجتماعي زنان و حاکميت سلاح  و  موجوديت سلاح بدست افراد غيرمسئول : توضیح: این فرضیه مربوط به دورۀ مشخص است سالهائیکه حاکمیت سلاح نبود دران زمان هم وضعیت زنان افغانستان بد تر از دوران حاکمیت سلاح بود.اگر زنان در سطح پائین تر قرار دارند بخاطر این است که عاید ودر آمد شان پایانتر است والا در شهر ها که زنان عاید دارند خودرا کمتر از مردان حساب نمیکنند.

نتیجه: همه مردان بنام شوهر مسئول نقض حقوق زنان در کشور نیستند.مسئولیت بیشتر بدوش کسانیست که صلاحیت دارند وکاری نمیکنند.

اگر زن ویا مادر در ولایات کشور شوره حیوانات را بدوش میگیرند و بعد ازطی مسافت آنرا بروی زمین میپاشند مسئولیت آن بدوش وزراء زراعت است.

اگر زن ویا مادر در اثر مریضی های گونا گون جان خودرا از دست میدهد مسئول آن وزیر صاحب صحت عامه است.

اگر زن ویا مادر حقوقش را نمیداند وزارت های معارف وتحصیلات عالی در طول تاریخ مسئول بوده وهستند.

اگر جایگاه اجتماهی زن در مرحله پائین تر قراردارد تقصیر از وزارت های فرهنگ ،کار وامور اجتماعی است.

اگر وضعیت اقتصادی زنان خوب نیست واستقلال اقتصادی ندارند وزارت های پلان، آقتصاد وتجارت مسئول اند.... در مجموع این دولت های بی کفایت افغانستان اند که حقوق ملت را أعم از زن ومرد تلف کرده اند..

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب