27-12-2014

عبدالقدیر علم

تروریزم انتخاری زاده اشغال واختناق
27-12-2014

عبدالقدیر علم

تروریزم انتخاری زاده اشغال واختناق

 

با یک نگاۀ ژرف وعمیق به جهان ما حول وتحولات سریع وتنش آمیز عصر کنونی به خوبی مشاهده میگردد که منطق تروریسم انتحاری مسئلۀ إشغال است نه بنیاد گرائی .بخاطر توضیح بیشتر با مرور بر تاریخ حوادث حملات إنتحاری در دنیا منطق اینگونه إقدامات را ریشه یابی مینمائیم بیساری از حلقات استکبار جهانی این حملات را به بنیاد گرائی إسلامی ارتباط میدهند که به هیچ صورت واقعیت ندارد.توجۀ خونندگان محترو را به واقعیت های ذیل جلب مینمایم.

 

1:- اینکه با ملاحطۀ تاریخ تمدن اسلام وماجرا هائی تاریخی مربوط به اسلام که شامل غزوات وجهاد از زمان پیغمبراسلام، خلفاء، امامان، أمراء إسلامی تا ختم جنگ سرد بین آمریکا وإتحاد شوروی یا بلاک شرق وغرب تا هنوز هیچ مورد حملۀ انتهاری بنام مسلمانان بنام مبارزات إسلامی ثبت نشده ا ست.

2:- خود کشی در اسلام به اساس حکم وهدایت صریح پیغمبر إسلام حضرت محمد {ص}علاوازینکه ثواب ندارد بلکه گناۀ بزرگ پنداشته میشود.پیامبر گرامی اسلام درین مورد چنین فرموده {هر کس به خود کشی دست زند جزائی آن این است که در روز واپسین خودش خود را مجازات میکند طوریکه زنده میشود وباز خودش خودرا میکشد.} وبرائی قتل شرائط پیشبینی شده که در کتب اسلامی کاملا وضاحت دارد.

3:- از أساسات زنده وروشن دین اسلام این است قتل شخص بیگناه در ردیف گناهای کبیره است وحتی قتل شخص گناه کار بدون حکم رئیس وقاضی محکمۀ دولت إسلامی جرم پنداشته میشود.أفراد وگروه ها أگر مسلمان هم باشند صلاحیت تطبیق إحکام راندارند یکی از شروط تطبیق إحکام اسلامی إستقرار نظام إسلامی وتأمین امنیت است و در حالت آشوب حکومت هم حق إجرائی إحکام شرعی به خصوص قتل را ندارد.

                 إحکام دین اسلام به شدت مخالف أعمال إنتحاری است  تاریخ اسلام هیچ مورد إنتهار وخود کشی را شاهد نبوده وتا هنوز هیچ عالم دینی، قاضی محکمۀ إسلامی ومبدأ ومرجع دینی به مشروعیت این عمل ظالمانه حکم نکرده است.اگر حامیان ویا مرتکبین عمل إنتحاری شعار إسلامی سر میدهند به معنی آن نیست که یک عمل شرعی إنجام داده اند بلکه معنی این اقدام این است که انتحارعلیۀ پدیدۀ إشغال در یک سر زمین إسلامی صورت گرفته است که أواخر قرن بیست وأوائل قرن بیست ویک بیشتر کشور های اسلامی محل برای إشغال وإنتحار بوده وهست. أشخاص إنتحار گر که دیگر هیچ وسیلۀ برائی إنتقام گیری ندارند از چنین روش إستفاده مینمایند وبا سردادن شعار های اسلامی  به جلب وحمایت طرفداران خود میپردازند. در وقت إشغال افغانستان توسط شوروی سابق مجاهدین که توانای جنگ جبهۀ را باروسها داشتند هرگز به عمل إنتحاری دست نزدند دریک ونیم دهه جنگ وبیش از یک ملیون شهید هیچ کس شاهد عمل إنتحاری درافغانستان نبوده  پس إنتحار آخرین امکان ووسیلۀمبارزه علیۀ اشغال است. اطلاعات ومنابع تاریخی تصویر تازۀ از أنگیزۀ تروریست هائیکه دست به حملات إنتحاری میزنند رسم میکند وبخوبی درک میکنیم که بنیاد گرائی إسلامی با تروریزم إنتحاری ارتباط نزدیک ندارد.

               بعد از حوادث لبنان گروهی که میتوان آنرا بانی ومبتکر تروریزم إنتحاری در جهان به شمارآورد گروه ببرهای تأمیل سریلانکا است ببرهای تأمیل یک گروه غیر مذهبی مارکسیستی است که از خانواده های هندودر مناطق تأمیل نشین سریلانکا بر خاسته است این گروه نیم تنه های حاوی مواد منفجره را إختراع و در حملۀ إنتحاری سال 1991 علیه راجیو گاندی إستفاده کردند وفلسطنیان نیز این إبتکار را در حملات إنتحاری به کار بردند پس فهمیده میشود که تنها بنیاد گرائی اسلامی در همچو أعمال نقش کلیدی ندارد وأنگیزۀ حملات إنتحاری بطور کلی مذهب نیست بلکه یک هدف کاملا استراتیژیک وأساسی پشت سر آن نهفته است وآن عبارت از وادار کردن کشور های إشغال گر به ظاهر مدعی دموکراسی از سر زمین های ا ست که عاملین حملات إنتحاری آنهارا سر زمین مادری خود میدانند

از لبنان گرفته تا سریلانکا، چیچن، کشمیر، کرانۀ غربی رود اردن، عراق وحال افغانستان که حملات ترورستی به وقوع پیوسته أنگیزۀ أصلی آنرا همین بیرون راندن نیرو های اشغال گر وبظاهر حامل پیام دموکراسی تشکیل میدهد.

               أیادی إستعمار گاهی بخاطر پیروزی در مبارزات سیاسی در داخل کشور خودمانند جورج بوش شعار دادندبرای جلو گیری ازحملۀ ترورستها درداخل کشورباید در خارج  با آنها جنگید . این طز تفکر که با نیروی مسلح ومجهز وجنگ أفزار های سنگین جوامع اسلامی را باید تغئیر داد علاوه ازینکه باعث کاهش حملات إنتحاری نمیشود بلکه أفزایش حملات إنتحاری بیشتر را در بر خواهد داشت..

              از سال 1990 تا کنون که آمریکا ده ها هزارنیروئی زمینی در شبه جزیرۀ عربستان سعودی مستقر کرده عامل و أنگیزۀ أصلی فرا خوان نیرو ازجانب اسامه بن لادن وشبکۀ ألقاعده وجذب آفراد به این سازمان شده است. کسانیکه مانند یوش ا ستدلال میکنند که جنگیدن با ترورستها در مناطق خودشان روش خوب ومؤفق است فکر میکنند تروریزم عبارت از چند صد تن افرد تند رو وإفراطی اند که با منافع شان ویا با دموکراسی در تضاد اند حقیقت چنین نیست بلکه تروریسم فعلی پدیدۀ است که از بطن خواسته های مردم بخاطر بیرون راندن نیرو های خارجی از سر زمین های مادری شان سر چشمه میگیرد به خصوص که جنگ عراق أنگیزۀ تازۀ برای این گونه حملات به وجود آورده است.  

                هر چند رد فرهنگ غرب یکی از عوامل إنتحار در شرائط فعلی به شمار میرود اما حضورنیروهای آمریکائی در سر زمین های کشورهای اسلامی بیشتر در به وجود آوردن حملات إنتحاری نقش دارد عقاید مذهبی در چنین حملات نقش برجستۀ ندارد اگر چنین میبود ما باید شاهد فعالیت گروه عظیم ترورستهائی إنتحاری از کشور های بزرگ اسلامی نظیر ایران باشیم واین کشور با داشتن هفتاد ملیون نفوس دو برابرعراق وعربستان سعودی است اما تا کنون هیچ کس از ایران در حملات إنتحاری القاعده شرکت نداشته است واز حضور ترورست های انتحاری ایران در عراق هم هیچ مدرک در دست نیست.

               کشور بیست ویک ملیونی سودان که مردم آن دارائی عقائد شدید اسلامی است وحکومت آن نیز تقریبا تند رو وإفراطی به حساب میرود مثال دیگری است که باید به آن توجه نمود. اسامه بن لادن دردهۀ 1990 سه سال در این کشور زندگی نمود ومجذوب عقائد اسلامی مردم سودان شده بود با آن هم تا هنوز هیچ سودانی در حملات إنتحاری ترورستی شرکت نکرده.

              حملات إنتحاری شبکه القاعده از سال 1995 تا سال 2004 نمایان گر آن است که هیچ یکی از ترورست هائیکه به أعمال إنتحاری دست زده اند مر بوط به کشور های بزرگ اسلامی نیستند.اگر در اندونیزیا انفجار صورت گرفته نمونه های آن در کشور های غیر اسلامی چون اسپانیه واسکاتلند نیز کم نبوده .خلاصه سه چهارم ترورستهای انتهاری أهل کشور های هستند که در آنها از سال1990 تاکنون آمریکائیها نیروی مسلح دریائی، زمینی ،ومجهز ورزمنده مستقر کرده است.

 

                  در آخر این بحث نگاه به کشور عراق می اندازیم که قبل از إشغال آن هر گز حتی یک حمله إنتحاری در طول تاریخ این کشور روی نداده است با وصفیکه صدام هم کم ظلم نکرده است.ورئیس یک حزب سوسیالستی غیر دینی بنام بعث بوده کس عمل إنتحاری علیۀ آن إنجام نداده است.

                اما از زمان حمله به عراق حملات انتحاری به سرعت چشمگیری آفزایش یافته است.درسال 2003 صرف 20 حملۀ إنتحاری ودر سال2004 تعداد آن به 48 ودرنیمۀ سال 2005به بیش از 60 حمله إنتحاری صورت گرفته است به این حساب با وصف جابجائی بیش از یکصد وبیست هزار نیروی آمریکائی همه ساله حملات إنتحاری به دو برابر إفزایش یافته است.پس این اشغال است که حملات انتحاری را در جهان به ارمغان آورده است نه بنیاد گرائی إسلامی کسانیکه سر زمین شان مورد إشغال قرار گرفته اند بدون داشتن عقیدۀ إسلامی دست به حملۀ إنتحاری زده اند مثلا در لبنان از سال1982 تا1986 از جملۀ 42 حملۀ تروریستی فقط هشت مورد آن توسط تند روهای إسلامی صورت گرفت 27 تن ترورست انتحاری سوسیالست وکمونست وسه تن آن از مسیحیان بودند .وبعد ازینکه إشغال منتفی شد ونیروهای آمریکائی وفرانسوی از لبنان خارج شدند وإسرائیلی ها تا هشت کیلومتری عقب نشینی کردند هیچ ترورست مسلمان وغیر مسلمان تعقیب شان نکرد.

هدف از حملات انتهاری در جهان نه بخاطر عقاید مذهبی است ونه به خاطر کشتن خود بلکه هدف استفاده از آخرین ابزاز برای إظهار تنفر علیۀ إشغال ووارد کردن بیشترین تلفات به کشور های مورد نظر شان است تا مردم دولت هارابرای تغییر درسیاست خود تحت فشار قرار دهند وبه نحو به منطق إشغال پایان دهند.  حال هم گپر نیرو های آمریکا از کشور ها بیرون شوند إنتحار هم کاهش می یابد وحتی به فراموشی سپرده میشود .

               ویتنامی ها در مقابله با إشغال وظلم آمریکا از همه ابزار إستفاده میکردند مگر آنها هم مربوط به بنیاد گرایان إسلامی بودند ؟هرگز نه این مقاوت ها وکشتار ها بخاطر ختم إشغال بود وبیشترین إنتحار ها وترور ها در جهان علیۀ أهداف آمریکائی که خاصیت إشغالگری داشته صورت گرفته است.وآمریکا هم ازین آعمال بهره گرفته با تقدیم چند تن بی پدر وبی مادر حضور خودرا در منطقه توجیح  و مبارزه با تند روی اسلامی را بهانه قرار داده ورؤسائی جبون کشور های اسلامی را از گسترش اسلام إفراطی میترساند.وبه جلب حمایت شان پرداخته است. یا هو

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب