مجلات و کتب

17-11-2014

سرمولف عبدالغیاث غوری

ضرورت مبرم زمان بر ایجاد تشکیل دو ولایت از ولایت غور


 

پیشینۀ تاریخی ولایت غور

غور ولایتی است کوهستانی وصعب العبور که در مرکز افغانستان موقعیت دارد، مرکز آن فیروزکوه است. این ولایت بشمول مرکز ولایت دارای ده واحد اداری( ولسوالی های لعل وسر جنگل، دولتیار، چهارسده، دولینه، شهرک، تولک، ساغر، تیوره، پسابند وشهرفیروزکوه مرکز ولایت) و2539 قریه می باشد. مساحت آن به36637.40 کیلومتر مربع میرسد، که بعد از ولایت هلمند از لحاظ وسعت به درجۀ دوم قرار دارد و نفوس آن بیش از598600 نفر است.
قبل از سال1343هجری شمسی حکومت کلان غورات که مرکز آن غور(تیوره) بود، در تشکیلات واحدهای اداری مملکت مربوط ولایت هرات محاسبه می شد وبر علاوۀ واحد های اداری موجود آن به استثنای دو ولسوالی لعل وسرجنگل و دولتیار، واحدهای اداری فرسی پرچمن که فعلاً مربوط ولایات هرات و فراه اند، جزء حکومت کلان غورات بودند. بعداً حکومت کلان به سبب، موقعیت، بعد مسافه ها، وسعت ومسدود شدن راهها در پنج ماه اخیر سال و به منظور رفع مشکلات و تامین رفاه مردم به حکومت اعلی ارتقاء کرد. اما به موجب مخالفتی که میان محمد حنیف خان حاکم اعلی آن وقت غورات ویک تعداد شخصیت های غور پیداشد، حاکم اعلی توانست با استفاده از نفوذ واعتباری که در دولت وحکومت داشت، مرکز حکومت اعلی را از غور به چغچران(فیروزکوه امروز) انتقال داد و واحدهای اداری فرسی وپرچمن از حکومت اعلی غورات مجزا و مربوط ولایات هرات وفراه گردیدند. همزمان با انتقال مرکز، شکایات ونارضایتی مردم ولسوالی های شهرک، تولک، ساغر، غور(تیوره)، پسابند، دولینه، فرسی وپرچمن به مقامات صالحه بلند گردید وطی عریض متعدد خواست واقعی ومشروع خویش را ابراز نمودند. امانه گوشی بود که بشنود ونه چشمی بود که حقیقت را به بیند.
باالآخره با انفاذ قانون اساسی سال 1343 هجری شمسی بنابر ضرورت زمان و بمنظور رفاه زنده گی مردم و انکشاف بیشتر، حکومت اعلی غورات به ولایت غور ارتقاء و عوض شد.
 

مشکلات

مردمان سرزمین غور به مشکلات گوناگون ومتعدد دچار اند، از کمترین توسعه و انکشاف در این ولایت خبری نیست. برای مزید معلومات از برخی مشکلات مردم ولسوالی های دولینه، شهرک، تولک، ساغر، تیوره و پسابند که در آن طرف بند باین قرار دارند واین بند در پنج ماه اخیر سال به سبب برودت شدید وبرفباری های زیاد مسدود می باشد، بطور کوتاه یاد آور می شوم:
در اثرمسدود شدن بند باین از اواسط فصل خزان تا اوایل فصل بهار اهالی ولسوالی های دولینه، شهرک، تولک، ساغر، تیوره وپسابند نمی توانند به موقع به کارهای رسمی وشخصی ودیگر امور اداری ودعاوی خود برسند وبه مرکز داد ستد نمایند، که این خود باعث شده تا امنیت ولسوالی های آن طرف بندباین ، روز بروز نا امن تر شود و در نتیجۀ آن  مشکلات اجتماعی و اقتصادی مردم افزایش یافته و کیفیت امور صحی، خدمات عامه و تعلیم وتربیه کاهش یابد.
 

پیشنهاد

بادر نظرداشت مشکلات ذکر شده و خواست دیرینه وبرحق مردم و به منظورتسهیل عرضۀ خدمات اجتماعی، فرهنگی، اداری، اقتصادی، صحی ، تعلیمی وتربیتی وحکومتداری خوب ومهمتر از همه تامین امنیت عامه وفراهم شدن فرصت مشارکت برای همه شهروندان در امور توسعه و انکشاف ورفاه مردم، پیشنهاد می گردد تا ولایت غور به شرح آتی به دو ولایت تقسیم گردد:
یکی ولایت غور که مرکزش شهر فیروزکوه(شهر چغچران سابقه) می باشد، بر علاوۀ شهر فیروزکوه، ولسوالی های دولتیار، چهار سده و لعل وسرجنگل شامل گردیده و از جمله ولسوالی لعل وسرجنگل به دلیل داشتن نفوس زیاد ووسعت اراضی به دو ولسوالی لعل وسرجنگل منقسم شود وبه منظور تسهیلات عرضۀ خدمات بهتر دو ولسوالی جدید به نام های مرغاب واله یار نیز ایجاد گردند.
ولایت دومی به نام ولایت مندیش که مرکز آن سیفرود که محل وسیع وپرآب بوده ودارای مرکزیت خوب می باشد ایجاد شود، در تشکیل آن بر علاوۀ ولسوالی های دولینه، شهرک، تولک، ساغر، تیوره و پسابند ولسوالی پرچمن که فعلاً مربوط ولایت فراه می باشد دوباره به این ولایت مربوط گردد وبه خاطر عرضۀ خدمات هرچه بیشتر در چوکات این ولایت دو ولسوالی دیگر هم در نیلی وآخری ایجاد شود.
به این ترتیب، با منظوری وایجاد دو ولایت جدید توسط مقامات صالحه آرزوی مردم نه تنها در رفع مشکلات آنها با کوتاه ساختن فاصله های زیاد تا مرکز برآورده می شود، بلکه تسهیلات لازم در عرصه های مختلف زنده گی اجتماعی، اقتصادی، اداری، تعلیمی وتربیتی، امنیتی، رفاه همگانی، حکومتداری خوب وایجاد فرصت مناسب مشارکت برای همه شهروندان که حقوق حقه ومشروع آنها است مساعد می شود.
توجه مقامات صالۀ دولت وحکمت را در زمینه آرزومندم.
 
با تقدیم احترامات مزید
 

نظرات شما

محمود
نظر خیلی جالب ومطلوب. اما بشرطی که مرز بین هردو ولایت پیشنهاد شده بند باین تعیین شود ودرتشکیل ولسوالی های دولینه وشهرک تغییرات بنیادی رو نما گردد بدین معنی که شمال بند باین شهرک یک ولسوالی شود وجنوب آن ولسوالی دیگر. همچنان شمال دولینه از جنوب آن از طریق بند باین جدا گردیده قسما مربوط ولسوالی شمال شهرک وقسما مربوط ولسوالی چغچران گردد. هکذامناطق جنوب باین که مربوط چغچران است ، به دولینه ادغام گردد تا درایام برف باری وسیلاب ها که ارتباط شمال باین بجنوب قطع میگردد، مرد م دیگر به مشکلات مواجه نشوند واگر چنین نشود، این بار مردم شمال باین بهمان معضله گرفتار میشوند که مردم جنوب پیش ازاین به آن مبتلا بودند یعنی این بار مردم شمال بند باین مثل کمینج ومناطق اطراف دریای هریرود باید غرض دادخواهی به سیفرود بروند که درآنصورت بازهم همان بند باین وهمان راه بندی وهمان مشکلات است. لذا ازدست اندرکاران تشکیل دوولایت دوستانه تمنا دارم تا روی جنبه های منطقوی وحل سازی نهایت از دقت وپشت کاری کاربگیرند تاخدا نخواسته باز مردم غور بهمان منجلاب بدبختی قبلی گرفتار نشوند.<br /> بااحترام دوستانه<br /> محمود بی پروا شریفی
محمد عمر شجاع
یک پیشنهاد ملی و واقعی است ، توجه مقامات صالحه را در زمینه آرزو مندم

نوشتن دیدگاه