17-11-2014

جام غور

منار جام کهن سالترین برج آجری در جهان
17-11-2014

جام غور

منار جام کهن سالترین برج آجری در جهان

پس از اين تاريخ  باستان شناسي افغانستان روز بيست و هفتم جون دوهزارو دو ميلادي را  به حيث يك روز مهم و پر افتخار به حافظه خواهد داشت . افغانستان محل تلاقي چندين تمدن بزرگ جهانيست و از اين نقطه نظر فكر ميشود كه اين كشور داراي يكي از ارزشمند ترين گنجينه هاي باستان شناسي جهان است . با اين حال اين نخستين باريست كه سازمان آموزشي وعلمي – فرهنگي وابسته به سازمان ملل متحد، يونسكو در همين روز ((منار جام ))را از جلسه يي كه در شهر بوداپست مركز مجارستان راه اندازي شده بود در فهرست آثار مهم جهان ثبت كرد .اين جلسه كه به وسيلهء دانشمند كشور هنگري ((  Tamas Fejerdy  ))گرداننده گي مي شد، علاوه بر منار جام هشت اثر و ساحهء فرهنگي ديگر از كشور هاي آلمان ، مصر ، هنگري ، هند ، ايتاليا  و  مكسيكو نيز در فهرست آثار فرهنگي جهان  اضافه گرديده است. اساساً افغانستان به سال 1982 ميلادي از يونسكو خواسته بود تا منار جام در غور ، تنديس هاي بودا در باميان ، حوزهء باستاني آي خانم در تخار و ساحهء باستاني شهر هرات را در فهرست آثار فرهنگي جهان جاي دهد . از آن شمار منار جام نخستين اثر فرهنگي افغانستان است كه به حيث يك اثر فرهنگي جهاني پذيرفته شده است . مسالهء منار جام در سال 2002 ميلادي در سازمان جهاني يونسكو زماني به گونهء مطرح گرديدكه اخيراً ((فرانچسكو باندراين))   مدير مركز حفظ ميراث هاي فرهنگي جهان وابسته به سازمان ملل متحد از كميتهء ثبت آثار فرهنگي جهان خواست تا به سرعت به درخواست افغانستان براي ثبت منارآجري جام رسيده گي كند. به گفتهء  فانچسكو باندراين از شمار چهار اثر وساحهء باستاني پيشنهاد شده منار جام ويژه گيهاي دارد كه ثبت آن را در فهرست آثار مهم باستاني جهان بيشتر موجه جلوه ميدهد .كارشناسان عرصهء باستان شناسي در يونسكو منار جام را يكي از سازه هاي خارق العادهء معماري و كهنسال ترين  برج آجري باقيمانده در جهان ميدانند.غير از اين گفته شده است كه منار جام سنت معماري كهن و سبك هنري قديمي در منطقه را در آخرين حد كمال و زيبايي آن نمايندگي ميكند .
بدون ترديد ثبت منار جام در فهرست آثار فرهنگي جهان به وسيلهء يونسكو براي جامعه فرهنگي افغانستان خبر بسيار خوش آيندي است؛ولي در عين زمان خبر ناخوش آيند در اين ارتباط اين است كه منار جام در فرداي همان روز در فهرست آثار فرهنگي در معرض خطر نيز جا داده شد. اين امر بدين مفهوم است كه خطر سقوط، منار جام را تهديد ميكند . بر اساس گزارشهاي رسمي يونسكو هم اكنون از شمار آثار ثبت شده در فهرست آثار فرهنگي جهان سي وسه اثر با خطر فروپاشي روبه رو است . هر چند يونسكو در چنين مواردي رشته برنامه هاي اضطراريي دارد تا از فروپاشي و نابودي اينگونه آثار جلوگيري كند ؛ولي عمدتاً اين حكومت ها و كشورها هستند كه ميتوانند اجراي موفقانهء چنين برنامه هايي را تضمين كنند . منار جام يكي از تماشايي ترين ابنيه هاي تاريخي افغانستان است و گفته مي شود كه پس از قطب منار در دهلي بلند ترين منارجهان است . باستان شناسان عقيده دارند كه قطب منار به الهام از منار جام در اوايل سدهء سيزده هم ساخته شده است كه درازاي آن هفتادو سه متر اندازه گيري شده است . در ارتباط به درازاي منار جام چه در مطبوعات كشور و چه در اسناد مربوط به سازمان ملل متحدرقم يگانه يي ذكر نشده است . چنانكه درازاي آن را گاهي 63/3متر وگاهي هم 65 مترنوشته اند غير از اين در بعضي اسناد ديگر درازي آن 63 متر قيد شده است . قطر قاعدهء منار هشت متر اندازه شده است كه به بلنداي تقريباً دو متر از سطح زمين دروازهء كوچك ورودي به داخل منار ديده ميشود . منار جام در ميان سلسله كوه هاي ولايت غور در خم دره يي در ساحل جنوب هريرود برپا شده است . اين منطقه از سطح بحر يكهزارو نهصد متر بلندي دارد.  بر اساس تخمين ها، دهكدهء جام در شصت و دو كيلو متري شمال شرق ولسوالي شهرك موقعيت دارد . در اسناد يونسكو گفته شده است كه اين منار به سال 1194 ميلادي در دوران سلطنت سلطان غياث الدين غوري 1163-1202 ساخته شده است و اما تا هنوز معلزم نيست كه تكميل منار چند سال را در بر گرفته است.
 در شمارهء ششم كتيبهء نشريه انجمن حفظ ميراث هاي فرهنگي افغانستان – سپك- آمده است كه سازندهء منار معماري بوده است به نام علي كه نام او در دو جاي در منار ديده مي شود  و به همين گونه در پاي منار نيز نام شاه غياث الدين به چشم مي خورد . در ميان بعضي از آموزش ديده گان  ولايت غور يك چنين باور هاي وجود دارد كه سلطان غياث الدين ، علي را جهت ساختن چنين يادگاري از ثمرقند فرا خوانده بود . ساكنان محل باور دارند كه آجر هاي به كار رفته در منار در دهكدهء ((شيرجه))تهيه ميشده است . و باز هم به روايت مردم علي دست كم هفت سال مشتاقانه كار كرد تا يكچنين يادكار بزرگي را در آن دره يي كه امروز خاموش و آرام به نظر مي آيد بر افراشت. در شمارهء ششم كتيبه همچنان در ارتباط به ساختمان دروني و نماي بيروني منار جام چنين تصويري ارايه شده است :  (( از پاي تا سر  منار، زينهء پيچا پيچي در دو كنارهء داخلي آن بالا رفته و به دالان بالايي مي رسد نماي بيروني منار با خشت هاي برجستهء فيروزه يي درخشان بر زمينهء گلابي و نوار نوشته سورهء نزدهم قرآن مجيد آراسته شده است .))  در گزارش كتيبه آمده است كه پژوهشگران در اين ارتباط كه آ يا منار جام بخشي از كدام مسجد و يا نمادي از پيروزي غوري ها بوده است هنوز به تحقيقات خويش ادامه مي دهند . اين در حاليست كه هنوز در اطراف منار نشانه يي از هيچ مسجد و مدرسهء مذهپي كشف نشده است. ظاهراً گمان ميرود كه ابنيه يي به اين شكوه و بزرگي ميبايستي در شهر بزرگي بنا ميشد نه در يك چنين درهء تنگي . اين پرسشي است كه از سال ها بدين سو ذهن كارشناسان عرصه باستان  شناسي را به خود مشغول ساخته است . منارجام سده هاي درازي به گونهء يك زيبايي فراموش شده در خم دره يي خاموشانه ايستاده بود. شايد بتوان گفت كه از كشف آن بيش از پنجاه سال نميگذرد. چنان كه باستان شناسان روز هجدهم 1957 ميلادي را به نام روز كشف منار جام تلقي مي كنند. در همين روز گروهي از باستان شناسان غربي به رهنمايي باستان شناس افغانستان احمد علي كهزاد به خم درهء در دهكدهء جام رسيدند كه ناگهان با آن تجسم زيبايي روبه رو شدند. تماشاي منار باستان شناس فرانسه يي را ((    Andre Marieq  )) چنان شگفت زده ساخت كه براي يك لحظه احساس ميكرد كه با برج جادويي رو به رو شده است .
 باستان شناسان به اين باور اند كه اهميت منار جام تنها در زيبايي آن نيست ؛ بلكه اين منار ميتواند كليدي باشد در جهت گشودن راز هاي دورهء غوريان در افغانستان . پس از آن دانشمند ايتاليايي اندريه برنو  از منار جام ديدن كرد و در نتيجهء چنين ديدار هايي بود كه منار جام از گمنامي رهايي يافت و ظرف اضافه از چهل سال گذشته مسايل و موضوعات زيادي در ارتباط به چگونه گي ايجاد اين منار ، اهميت تاريخي و خطراتي كه متوجه آن بوده است در مطبوعات افغانستان و اسناد سازمان ملل متحد مطرح شده است . خطرهاي كه منار جام را تهديد مي كند ميتوان به دو دسته تقسيم بندي كرد . نخست خطر هاي طبيعي دو ديگر خطر هاي كه در يكي دو دههء اخير ساكنان محل و گروه هاي تفنگدار به وجود آورده است . با گذشت ساليان رودخانه هري تدريجاً ساحل جنوبي خود را تخريب كرده و بستر خود را به سوي منار گسترش داده است .چنان كه همه ساله در فصل بارندگي با افزايش سيلابها و بلند رفتن سطح آب رودخانه  خطرطبيعي چندين برابر شده است . بر اساس نخستين آزمايشهاي كه به سال 1971 ميلادي به وسيلهء كارشناسان صورت گرفته است منار جام به اندازه دو درجه به سمت شمال رو به سوي هري رود ميلان پيدا كرده است . دو درجه ميلان براي يك چنين برج بلند و آن هم در وضعيتي كه تخريب هري رود كماكان ادامه دارد واقعاً ميتواند خطر بسيار بسيار جدي به شمار آيد.  اين در حاليست كه به گفتهء بعضي از ساكنان ولايت غور ظرف بيست و اند سال گذشته اين منار هر از گاهي آماج شليك گلوله هاي تفنگدارقرار داشته است . رواياتي وجود دارد كه بعضاً گروه هاي تفنگدار به گونهء تفنن و نشانه زني قسمت هاي از برج را آماج گلوله هاي خود قرار مي داده اند .  در اين سالها اين ابنيه ء بزرگ تاريخي افغانستان هيچ گاهي مورد مواظبت مقانات محلي قرار نداشته است .نگراني ها در ارتباط به آيندهء منار جام زماني افزايش يافت كه در سال 1995 ميلادي كار شناسي به نام  نجمي پس از يك سفر به منطقه ، به سازمان حفظ ميراث هاي فرهنگي افغانستان – سپك- پيشنهاد كرده بودكه هر چه زود تر در امتداد ساحل جنوبي هريرود با استفاده از سنگ وسيم ديواري ساخته شود تا منار از خطر سقوط و فروپاشي نجات يابد.
بررسي هاي بعدي نشان داده كه تخريب ساحل هريرود يگانه خطري نيست كه منار را تهديد ميكند ؛ بلكه كندن كاري هاي خود سرانه در اطراف منار به وسيلهء ساكنان محل و پروژهء راه سازيي كه از نزديكي هاي منار ميگذرد همچنان آينده منار را به خطر انداخته است. شاهدان عيني ميگويند ظرف دو دههء گذشته كندنكاري غير قانوني در اطراف منار بسيار گسترده بوده است . اين سالها گروه هايي به گونهء دوامدار شب و روز در اطراف منار مشغول كندنكاري غير قانوني بوده اند .كاوش هاي غير قانوني در سال هاي اخير در ساحات باستاني افغانستان زماني افزايش يافت كه طالبان با گرفتن خمس از آثار پيداشده در اثر كاوش هاي غير قانوني ، قناعت كردند.  اين امر به صورت غير مستقيم شبكه هاي قاچاق آثارتاريخي افغانستان تشويق كرد تا بدون دغدغه به كاوش هاي غير قانوني در ساحات باستاني كشور بپردازند .د رجهت ديگر در اين سالها در گيري هاي نظامي ، موقعيت دور منار و يك رشته عوامل ديگر سبب شد تا انجمن حفظ ميراث هاي فرهنگي نتواند به اجراي برنامه هاي عاجلي در اين زمينه بپردازد .با وجود چنين مشكلاتي- سپك- به سال 1997 ميلادي     برنامه بر پايي ديوار  سنگي را در امتداد ساحل جنوب هريرود روي دست گرفت .مواد ساختماني به ساحه انتقال يافته بود و هنوز سنگ روي سنگ گذاشته نشده بود كه دور ديگري جنگ ها در منطقه آغاز يافت . اين دور درگيري ها تقريباً دو سال دوام كرد تا اينكه اندريه برونو مهندس ايتاليايي و اكبري مهندس آب شناسي افغانستان و نماينده گاني از رياست آبده ها ي تاريخي شهر هرات به منطقه رفتند و متوجه شدند كه به جز سنگ ها، ديگر همه مواد ساختماني غارت شده است ..با اين حال هيْت به انجمن حفظ ميراث هاي فرهنگي افغانستان تاكيد كرد كه پيش از رسيدن فصل بارنده گي و سيلاب هاي بهاري بايد ديوار سيم پيچ سنگي در امتداد ساحل جنوب هريرود ساخته شود . كار ساختمان اين ديوار آبگردان به وسيلهء سازمان غير حكومتي پيام غور ، در همكاري مالي و تخنيكي انجمن حفظ ميراث هاي فرهنگي افغانستان سر انجام در فيبروري دو هزار ميلادي تكميل گرديد .غير از اين با استفاده از سنگ و چوب داربست در اطراف قاعدهء منار نيز متكاي ساخته شد . بعداً يك منبع حفظ ميراث هاي فرهنگي افغانستان در اسلام آباد اظهار داشت كه هم اكنون منار جام در موقعيتي مطميني قرار گرفته است . انجمن حفظ ميراث هاي فرهنگي افغانستان پس از آن كه طالبان تنديس هاي بزرگ بودا در باميان را از ميان بردند دفاتر خود در كابل را تعطيل كرد . از آن زمان تا كنون هيچ گروهي از باستان شناسان وضعيت منار جام را از نزديك برسي نكرده است . اخيراً يك منبع –سپك- در پاكستان گفته است كه بر اساس گزارش رسيده از ولايت غور ديوار سنگي ساخته شده در ساحل هريرود به اثر سيلاب از بين رفته است. چنين گزارش ها نشان ميدهد كه يك بار ديگر منا جام با خطر فرو ريزي روبه رو شده است . منبع – سپك – همچنان اظهار داشته اند كه قرا است در آيندهء نزديك گروهي از كار شناسان – يونسكو و سپك به منطقه رفته و وضعيت منار را از نزديك برسي كنند . منار جام آن قامت بلند زيبايي ، سده هاي درازيست كه همچنان در دل سلسله كوه هاي غور در خم آن دورهء دور  ايستاده و زيبايي خود را در آيينهء هميشه جاري هريرود تماشا مي كند . آيا يك بار ديگر اسطورهء نارسيس در هيْت منار جام تكرار خواهد شد ؟  هيچ كس چيزي نميداند . گويي همه دلهره ها در هيت رود خانهء هري در كنارهء منار جام جاريست و سرود غمناك آن با صداي كلنگ كاوشگران غير قانوني در آن سوي مي پيچدو بر دل تنگي دره مي افزايد .ايشاره ها
 
* مير غلام محمد غبار در جلد اول افغانستان در مسير تاريخ  آغاز سلطنت سلطان غياث الدين را 1162 و سال مرگ او را 1201ميلادي نوشته است .
* از يك نقطه نظر اين روايت شايد چندان از حقيقت به دور نباشد براي آنكه يك چنين هنر معماريي در سده دهم ميلادي در بخارا به اوج كمال خود رسيده بود .
 

 

 درخواست ثبت منار جام افغانستان

 
قرار است برای نخستين بار، مرکز حفظ ميراث فرهنگی جهان يک محل خاص را به افغانستان اختصاص دهد.  "فرانچسکو باندارين"، مدير مرکز حفظ ميراث فرهنگی جهان وابسته به سازمان ملل متحد از کميته ثبت آثار فرهنگی جهان خواسته است به سرعت به درخواست افغانستان برای ثبت برج آجری موسوم به "منار جام" متعلق به سده دوازهم ميلادی در فهرست آثار مهم فرهنگی جهان رسيدگی کند. با ثبت اين اثر باستانی، اميد می رود از ويرانی آن جلوگيری شود. از لحاظ نظری، افغانستان بايد صاحب يکی از ارزشمند ترين گنجينه های باستانشناسی جهان باشد. اين کشور در محل تلاقی سه تمدن باستانی مهم يعنی تمدن و فرهنگ اسلامی، هندو و بودايی واقع است. تعدادی از فاتحان نامدار جهان، از اسکندر يونانی گرفته تا تيمور لنگ و چنگيز خان، آثار فتوحات خود را در اين سرزمين برجای گذاشته اند. با اينهمه، جنگ و غفلت طولانی باعث شده است تا بخش مهمی از اين يادمان های فرهنگی از ميان برود.
 

حمايت يونسکو


اينک سازمان آموزشی، عملی و فرهنگی سازمان ملل متحد، يونسکو، در صدد برآمده است تا افغانستان را بر نقشه فرهنگی جهان قرار دهد. در سال 1982، دولت افغانستان از کميته ثبت آثار فرهنگی جهان درخواست کرد چهار اثر باستانی آن کشور را در شمار ميراث مهم فرهنگ بشری قرار دهد. اين آثار عبارت بودند از شهر باستانی هرات، مجمسه های بودای باميان، آثار باستانشناسی آيخانم، و برج آجری منار جام که از قرن دوازدهم برجای مانده است.  به گفته فرانچسکو باندارين، مدير مرکز حفظ ميراث فرهنگی جهان، از ميان اين چهار محل، تنها شرايط منار جام به گونه ای است که گنجاندن آن در فهرست آثار مهم باستانی جهان را موجه جلوه می دهد. آقای باندارين می گويد که "برج منار جام احتمالا يکی از سازه های خارق العاده معماری و کهنسال ترين برج آجری باقی مانده در جهان است." اما اين برج نيز در معرض خطر قرار دارد.  جريان رودخانه و نفوذ آب باعث فرسايش پی های اين برج شده و عمليات راهسازی در نزديکی منار جام بر اين ساختمان تاثير منفی گذاشته است. همچنين، اهالی محل برای يافتن اقلام باستانی متعلق به دوره روم به کاوش و حفاری در منطقه مشغول بوده اند.
 

ثبت برج منار جام

آقای باندارين به کميته ثبت آثار فرهنگی جهان دستور داده است تا با تسريع در تشريفات اداری، در جلسه بعدی خود که ماه آينده ميلادی در بوداپست، پايتخت مجارستان تشکيل می شود، به درخواست افغانستان رسيدگی کند. به گفته وی، هدف از صدور چنين دستوری ارسال يک پيام روشن بوده است. آقای باندارين می گويد: "نمادها هميشه اهميت بسيار دارند و با انضمام يک اثر باستانی در فهرست آثار فرهنگی جهان، جامعه بين المللی به مردم اين کشور و به تمامی جهان اين پيغام را ارسال می کند که توجه و تلاش لازم وجود دارد و می توانيم با استفاده از آن، از ميراث يک کشور حفاظت کنيم."  با اينهمه، آقای باندارين اذعان دارد که نمی توان با قاطعيت گفت که آيا کميته ثبت آثار فرهنگی جهان درخواست افغانستان را خواهد پذيرفت يا نه. اما وی اطمينان دارد که اين کميته بر اهميت تصميم خود وقوف خواهد داشت و اميدوار است برای نخستين بار يکی از نمونه های ميراث فرهنگی افغانستان را که دارای اهميت جهانی است، به ثبت برساند.
 
 

 

 -  منار جام :

 
اینکه سر بر فلک مینای مینا فام است
افـتـخـار وطـن غـور مـنـار جـام است
 
  در شصت ودو کیلو متری شمال شرق والسوالی شهرک در قریهء موسوم بجام، جای که دریای جام ( از جنوب بطرف شما ) بدریای خروشان هریرود ( که از شرق بجانب غرب جریان دارد ) میریزد و در زاویهء تلاقی آن دو دریا، کنار فشنگ و با عظمتی بارتفاع 63،3 متر جلب نظر میکند.        
منار جام از حیث عظمت معماری و تزئینات عالی و نوشته های کوفی خود بعد از قطب منار دهلی که داری ارتفاع 73 متر بوده و در زمرهء عجائب هفتگانهء جهان محسوب میشود و منار بخارا که 65 متر ارتفاع داشته ( این هردو مناز نیز از شاهکارهای احفاد غوریان است ) از بزرگترین و با عظمت ترین منار ها در جهان شمرده می شود.
بانی و موسس این منار تاریخی سلطان غیاث الدین محمد ابوالفتح بن سام غوری است که از بزرگترین شاهان غور محسوب میگردد، این سلطان بین سنوات (558  -  599 هـ ق ) مدت چهل سال سلطنت کرد و منار مذکور را بین سنوات ( 1193 – 1202 م ) اعمار نموده است. منار جام از لحاظ قدمت تاریخ معماری آن نسبت به دو منار دیگر یعنی قطب منار دهلی و منار بخارا برتری دارد.
اولین کسیکه بکشف منار جام در قرن بیستم موَفق شد، شاغلی عبدالله ملکیار والی هرات بود که بقول شارل کیفر دانشمند فرانسوی، ایشان منار جام را در ضمن سفر های خود به غور کشف نمود و به آقای احمد علی کهزاد از آن خبر داد. شارل کیفر این مطلب را در مقالهء که در سال ( 1960 م ) بنام منار سلطان غیاث الدین فیروزکوه نشر کرده است، تحریر داشت. کشف دوبارهء منار جام بتوسط اندره ماریک دانشمند بلژیکی در 17 اگست 1957 میلادی سر و صدای زیادی در محافل علمی جهان تولید نمود، کتی بیسوار عالم انگلیسی آنرا بزرگترین موفقیت در کشفیات جدید خواند. اندره ماریک منار جام را طور مفصل مطالعه نمود و سپس در سال 1959 م نتایج مطالعات خودرا ضمن مقالهء به نشر سپرد. (1)
این بود گزارش پوهاند پنجشیری از منار جام و کشف آن لکن، این گزارش استاد خلیلی تحت عنوان ( یک نکتهء قابل تذکر ) این طور می نگارد:
درین اواخر در یکی مجلات مطبوع کابل خواندم که منار جام توسط آندره ماریک دانشمند بلژیکی در سال 1957 میلادی کشف شده، اگر مراد از کشف دیدن و پیدا شدن منار است، این منار سوزن نبود که از نطر مردم هرات و غور مخفی می ماندف تا یکی از بلژیک می آمد و آن را کشف می کرد. خصوصاّ که تا چندی قبل غور و هرات در تقسیمات اداری یک ولایت بود و دانشمند هرات در حفظ و احیای آثار خود علاقهء فراوان داشتند، تاریخ رسالهء مزارات هرات با ذیل های خود گواه این مدعاست. کتاب روضات الجنات معین الدین اسفزاری و جغرافیای حافظ ابرو در این باب، از متون معتبر و بی مانند است.
در سال 1308 هـ ش که این نا توان به هرات بودم روایت ها و حتی افسانه ها از غور و آثار آن از چشمهء آزان آن، از غار پر از مسکوکات آن ، از مسجد چهلستون و قصر نازنین آن می شنیدم که در آنجا جمله غوری ها و هراتی ها از منار جام بانواع مختلف و با آب و تاب صحبت میکردند. و چون هر اثرزیبا را از عهد بهزاد و بنای در روزگار سلطنت حسین بایقراء میداستند، منار جام را نیز بعضی بناء کردهء عهد سلطان حسین بایقراء می گفتند و من در همان سال 1308 هـ ش در جلد اول کتابی که بنام آثار هرات نوشته و در هرات طبع کرده ام، یعنی چهل و هشت سال قبل در صحفه 118 از منار جام به تفصیل ذکر نموده ام و قول راویان همان وقت را مذکور داشته ام که البته چند سال قبل از کشف آن دانشمند بلژیکی بود، اما اینکه آن دانشمند بلژیکی در جزئیات منار نه در کشف آن تحقیقات عالمانه نموده قابل قدر است. (2)
آندره ماریک، در بارهء منار جام می نگارد: در همان نقطهء که آب قریهء جام با هریرود می پیوندد، در مینا محیطی اذ کوه های تیره رنگ، شبحی زرین یک برج مطنطن قد بر افراشته بود و در قسمت علیای آن کمر بند های از کاشی نیلگون نظر را جلب می نمود. وقت و درستی تناسب سه طبقهء آن در وقت ساختمان سنگینی برج را تحمل پذیر ساخته است. دور نمای برج بلا درنگ نمای قطب منار دهلی را بیاد می آورد که چند ماه قبل مشاهده کرده بودم. جدار طبقهء نخستین تماماّ از رویه های تزئینی پوشیده است که در دور آن نوشتهء بر سم الخط کوفی پیچیده است، آن آذین ها طوری مرتب گردیده است که آن را ساده به نظر می آورد، و چار کمربند بزرگ خط کوفی جهش عمودی منار را شکسته و بنا را بیشتر مجلل جلوه میدهد. قاعدهء برج هشت گوشه بوده و حاصل سه قنداق که بر روی هم قرار گرفته بشکل مخروطی است که اکنون ویران گردینه است، وقنداق سوم با فانوسی متوج گشته بود که پوشی نداشت باشد.
همین قدر باید بگوئیم که اندازهء یک سوی قاعدهء هشت گوشه، سه و نیم متر میباشد، امروز بداخل منار از دریچهء کوچکی میتوان رفت که بسمت شمال افتاده است بر روی پله ها از یک زینه طوری پائین می آئیم که بدور یک ستون مرکزی دور می خورد، چنان به نظر می آید که همین زینه تا پائین راه می یافت که اکنون ریختگی مصالح ها وغیره آن را مسدود کرده است. همین خصوصت است که هیچ دروازهء دیده نمیشود. گویا بر سنتی که بوده است راهی از زیر زمین از تحت دریا تا داخل قصر امتداد داشته است ( ملتفت باید بود که منظور آندره ماریک از قصر در اینجا همان قصر فیروزکوه میباشد چه وی به این عقیده است که محل فیروز کوه در همین جام موجود بوده است. ) که خرابه های آن تا حال هم آن طرف دریا نمایان است.
برای رسیدن بر واقک نخستین باید بیش از یکصد و پنجاه پله زینه را پیمودف و برواقک دوم یا پنج زینهء کوچک که دریک طرف واقع است و هر یک ده پله دارد می توان رسید و تا پنج گنبد که هر کدام بزوایای قنداق ها وصل گردیده و مدور اند بوسیلهء چهار تا پوشش گچ کاری شده میتوان رسید و از آن سوتر وسیلهء  فرارفتن وجود ندارد.
یکی از منار های بلندی که با منار جام قریب بوده و اکنون معدوم شده است، منار شیروان بوده است و درهمان منطقه در و جوار هریرود در مسافهء ده کیلو متری غرب اوبه برپا گردیده بود.
بروی عکاسی ها و وضح گران و وزین منار جام را میتوان بخوبی اندازه کرد که بصورت بسیار مستحکم آباد گردیده، ساختمان جالب آن است که با تزئینات که قسمت پائینش را پیچانده و آن را زیبائی و جالبیت خاص بخشیده منار را به نظر کوچک جلوه می دهد، دیده اندوزی و نظر فریبی این برج بزرگ که کاملاّ تزئین گردیده است، چنان است که هیچ نقطهء آن زاید به نظر می آید، و در افق خود خیلی جالب است. تزئینا آن مجموعاّ خیلی عالی و مطنطن است و به معمار آن افتخار بزرگ دست داده است که چنان شاهکاری را در جای چنان مناسب بوجود آورده است، زیرا بنای عمارت در حالت فعلینه به تناسب بلندی آن بطور کلی متناسب به نظر می آیدف چندانکه ( فان برخمن ) نوشته است : تزئینات تمام سطح بنا را پوشانیده و بدرجء علیای غنا و صفا میرسد. بخش پائین برج تا آنجا که کمربند کتیبهء کاشی آغاز می یابد از تزئینات قالینی پوشیده شده و دور از حشو و زواید است، و لباس مرتب را نمایش میدهد و دارای اهمیت اساسی و خاصی میباشدف نفاست کار و ساختمان آن زیور زیبا که از پارچه های کوچک آجر ساخته شده و بر روی گچ وضع گردیده است خیلی جالب توجه و گیرا میباشد.  این ورق شانی بهشت قسمت افقی تقسیم گردیده که سقف ها و سفحات مدور به اشکال و فواصل مختلفه تعبیه گردیده استف نظم و نسق خاص آن هویداستف طوریکه تنوع آن حیرت آور است..... ترکیب خطوط هندسی خیلی متنوع و همیشه خوانا است و دلالت بخوب و قوت نزئین می نماید و هر گاه که روشنی بر روی آنها می تابد آن را بسار دلربا و جالب می سازد.
 

نوشته ها :

 بر هشت روی قسمت سفلای منار، توشتهء طویلی ثبت گردیده ست. متن نوشته بلافاصله از قسمت زیرین وجه هموار بشکل مدور با کاشی آغاز می یابد و در وجه نمر 3 و 5 متن بشکل شروع به نظر میآید. این متن از جزء نوزدهم قرآن و از سورهء حضرت مریم انتخاب گردیده و مجموعاّ 976 کلمه میباشد ( شروع آن بر روی یک و دو به وضاحت تشخیص نمی گردد و رویاهای دیگر همه بر روی بر جستگی های نوشته تدقین گردید و ترتیب آن چنین است: روی 3 آیه سی ویک، روی 4 آیهء چهل و سوم، روی 5 آیهء پنجاه و چهارم، روی 6 آیهء هفتاد و هفتم، و روی 7 ایهء نود ودوم می باشد. این کتیبهء دینی نتیجه چنان نظم و نسقی است که انگیزهء ان معلوم بوده و به منظور خاص تثبیت گردیده است. ثبت آیات قرآن کریم بر روی ابنیهء کار تصادفی نیست، بلکه با هدف ساختمانها و تسمیهء ان رابطه داشته است و با آن زیبایی دنیا و حسن آخرت و افتخار می خواسته اند.
غیاث الدین محمد بن سام بانی این مناره علاقه داشت که نسخه های قرآن کریم استنساخ گردد و آن ها را درمدار سی خود بنیاد نهاده بود، بوقف می گذشت. ( کتیبه های دیگر که در قسمت های وسطی و فوقانی منار قرار دارد  از شرح آندره ماریک ذیلاّ بطور خیلی فشرده تذکر می دهیم : )
1 -  متن کتیبهء نخستین ال بالا و پائین با کلمهء طیبه شهاد آغاز می یابد:
(( اشهد ان لا اله الا الله محمد رسول الله ))
2 – نبشتهء دوم این آیهء قران کریم است : ( نصر من الله و فتح قریب و بشر الموَمنین یا ایهاالذین آمنوا)) بدنبال این آیهء کریمهء ( آیه 61 سورهء 13 ) سه کلمه از آیهء مبارکه آمده است ( ای کسانیکه گرویده اید! ) که همین سبک را در کتیبه های زبان فاطمیان هم می توان دید و این روش از آن هم فراتر میرود.
3 – نوار نوشتهء کوفی که در قسمت ثمینه علیای آن ثبت گردیده است، ساده میباشد : (( السلطان المعظم غیاث الدنیا و الدین ابو الفتح محمد بن سام ))
4 – نبشتهء مرکزی از کاشی است، در آن فقط همان القاب و عناوین ثبت گردیده است که رسماّ به آن مخاطب بوده است و شش کلمهء آخر که بالای سطر جا داده شده با خط زیر میباشد:
 (الف) السلطان المعظم شاهنشاهء الاعظم غیاث الدنیا و الدین معزالاسلام المسلمین ابوالفتح محمد بن سام.
(ب ) قسیم امیر الموَمنین خلد الله ملکه....
5 – بر فراز دومین متن دراز رخ بعد از بنشته پیشینه در زیر آغاز سطر دوم، دو سطر بخط نسخ کتابت شده است. سه کلمهء نخستین خوب خوانا نیستند و به مشکل خوانده میشود و آن دستخط کسی است که آن تزئین را بخشیده و جالب تر آنکه امضای معمار آن عمل علی بن ... نیز دیده می شود.
تذکر باید داد که عصری را که ما مطالعه می نمائیم در آن خط نسخ و کوفی همدوش هم بر روی  بنای ثبت گردیده است.
6 – نبشتهء زیر بنا بحدی افتادگی دارد که تنها دو کلمهء ان خوانا میباشد.
ان نوشته سبک زیبای هنری کوفی بافت خورده و از نوع خط برجسته است. چهار شکل ثبت گردیده که سه از آن مختلف است و بسمت راست و چپ بر روی هر رویه طوی گره خورده که قلبی ( دل ) را بوجود آورده است، خوانده میشود:
ابوالفتح که عبارت ما بعد آن همان غیاث الدین محمد خواهد بود. این کلمان بر روی 8 ثبت گردیده است.
این نبشته های خیلی ظریف کار گردیده و تمام دقایق نوشته ابنیه که در فارسی به نظر می خورد، در آن رعایت شده است ، چنان احساس می شود که نوشته ها بشکل که انسجام یافته بذات خود زینت عمارت را تشکیل داده است...))
مقالهء آندره ماریک که در سال 1959 میلادی در بارهء منار جام منتشر شد، حاوی مطالب سودمندی بود، به اساس کشف و اطلاع عبدالله ملکیار والی اسبق هرات در سال 1943 م آقای احمد علی کهزاد به جام سفر کرد و مقالهء در مورد جام در مجلهء کابل به نشر سپرد و در سال 1952 میلادی نتایج تحقیق خویش را به زبان انگلیسی نشر کرد.
آقای شارل کیفر فرانسوی در سال 1960میلادی ضمن نضر مقالهء از چگونگی کشف منار جام به وسیلهء عبدالله ملکیار مطالب دلچسپ ارائه کرده است، اما کشف مجدد و نشر مقالهء آندره ماریک واقعاّ فصل جدید را در تحقیقات علمی پیرامون تاریخ غوریان و غور نوشته شده بصورت عموم مربوط به سالهای بعد از سال 1957 میلادی میباشد.
در سال 1960 میلادی لی بر مدیر هیآت باستان شناس فرنسوی در افغانستان برای مدت کوتاهی در پای منار جام خاک برداری مقدماتی بعمل آورد، متاّسفانه نتیجهء تحقیقات وی تا جای که اطلاع داریم تا هنوز بدسترس علاقه مندان گذاشته نشده است. به اساس همین یادداشت ها بود که (( شارل کیفر )) خوانندگان را از تحقیقات (( لی بر )) مطلع گردانید. اولین کسیکه بعد از (( لی بر )) در سالهای (1962 و 1963 م ) منار جام را از نظر معماری مطالعه کرد، مهندس ایتالوی (( اندریا برونو)) می باشد، نامبرده در سال 1975 میلادی مامور شد منار جام را با وسایل تخنیکی ترمیم و از خطر سقوط نجات دهد. در خلال سالهای ( 1970 – 1971 میلادی ) مهندسی آلمانی (( ورنرهیربرگ )) به افغانستان سفر نموده و منار جام را از نظر معماری و هنر اسلامی مطالعه کرد. وی در جملهء اروپائیانی که جام را دیده اند، یگانه کسی است که عکس های جالب و اسناد مهم دیگر از منارجام در اختیار دارد.
 

خطر سقط منار جام:

آندره ماریک در رساله اش راجع به منار جام متذکر شده است که منار جام بواسطء تمایلی که پیدا کرده است، مشرف به سقوط میباشد. این امر را مهندس ایتالوی آندریا برونو نیز تائید تموده برای نخستین بار در رسالهء کوچک خود هشت رسم تخنیکی منار جام را با جزئیات آن بصورت خلاصه ارائه نمود.
ضمناّ از خلال رسالهء (( کیفر ) تا اندازه از خاک برداری معدماتی  (( لیبر )) مطلع میگردیم. اندازه گیری و تحقیق معماری که (( کورت شمبد )) و (( ورنرهیربرگ)) در سال 1971 میلادی در پای منار جام آنجا داده اند، همین نظریه را مبنی بر خطر سقوط منار جام تائید کردند.
منار جام فعلاّ در یک زاویهء خیلی کوچک قرار داشته و ساحل چپ آن بواسطهء جریان آب دریای هریرود پیوسته تخریب می شود. این امر بعقیدهء (( ورنر هیر برگ )) باعث شده تا منار به اندازهء دو درجه بسوی دریای هریرود میلان پیدا کند.
مواد ساختمانی منار که در سال (1972 م ) به کوشش (( ورنرهیربرگ ) در پوهنتون تخنیکی شهر میاینس تجزیه گردیده ، خاصیت ارتجاعی داشته در صورت تمایل بیشتر منار مواد از هم گسیخته باعث سقوط منار می گردد. (3).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1)       جغرافیای تاریخی غور ص 184 به بعد.
(2)       احوال و آثار حکیم سنائی، تالیف استاد خلیلی چاپ بیهقی کابل  1365 ص 112.
(3)     جغرافیای تاریخی غور از 184 به بعد با تلخیص و اختصار بسیار.
 

  

About minaret of  Jam

 
The Minaret at Jam stands alone in a remote valley surrounded by barren mountains.  The Hari Rud river flows rapidly by the lonely tower, which was once surrounded by a great mosque at Firuz Koh.   Built in the 12th century, it is the only well-preserved monument from the Ghorid period.  It measures 65 meters (213 feet) tall and is accessable through a set of double sprial stairs that run from the octagonal base to the circular top.  The tower is decorated with kufic calligraphy etched in stucco and accented with turquoise ceremics.  Along the shaft are several balconies and at the top is a large lantern.
The minaret was heavily damaged during the Soviet incursion and the Afghan civil war.  It was probably not
The Minaret of Jam and Qasr Zarafshan, August 2005
The Minaret of Jam is a UNESCO World Heritage Site in western Afghanistan. It is located in the Shahrak District, Ghowr Province, by the Hari Rud river. The 65 metre high minaret, surrounded by mountains that reach up to 2400 meters, is built entirely of baked-bricks. It is famous for its intricate brick, stucco and glazed tile decoration, which consists of alternating bands of kufic and nashki calligraphy, geometric patterns, and verses from the Qur'an (the surat Maryam, relating to Mary, the mother of Jesus).
For centuries, the Minaret was forgotten about by the outside world, until it was re-discovered in 1886, by Holdich, working for the Afghan Boundary Commission. It did not come to world attention, however, until 1957 through the work of the French archaeologists André Maricq and Wiet. Herberg conducted limited surveys around the site in the 1970s, before the Soviet invasion of 1979 once again cut it off for the outside world.
The archaeological site of Jam was successfully nominated as Afghanistan's first World Heritage site in 2002. It was also inscribed in UNESCO's list of World Heritage Sites in Danger, due to the precarious state of preservation of the minaret, and results of looting at the site. Minaret of Jam
 
Decorated exterior of the Minaret of Jam, August 2005
The circular minaret rests on an octagonal base; it had 2 wooden balconies and was topped by a lantern. It is thought to have been a direct inspiration for the Qutub Minar in Delhi, which was also built by the Ghurids. After the Qutub Minar, the Minaret of Jam is the second-tallest brick minaret in the world.
The Minaret of Jam belongs to a group of around 60 minarets and towers built between the 11th and the 13th centuries in Central Asia, Iran and Afghanistan, eg. the tower at Ghazni. The minarets are thought to have been built as symbols of Islam's victory, while other towers were simply landmarks or watchtowers.
The minaret of Jam is currently threatened by erosion, water infiltration and floods, due to its proximity to the Hari Rud and Jam Rud rivers. Another threat are the earthquakes which happen frequently in the region. Looters and illegal excavations have also damaged the archaeological site surrounding the minaret. The tower has started to lean, but stabilisation work is in progress to halt this danger.
The archaeological landscape around Jam also includes the ruins of a 'palace', fortifications, a pottery kiln and a Jewish cemetery
History
The Minaret of Jam is probably located at the site of the Ghurid dynasty's summer capital, Firuzkuh (Firuz Koh). The 12th and 13th century Ghurids controlled not only Afghanistan, but also parts of eastern Iran, Northern India and parts of Pakistan.
The Arabic inscription dating the minaret is unclear - it could read 1193/4 or, more likely, 1174/5. It could thus commemorate the victory of the Ghurid sultan Ghiyas ud-Din over the Ghaznevids in 1192 in Delhi, or the defeat of the Ghuzz Turks at Ghazna in 1173. The assumption is that the Minaret was attached to the Friday Mosque of Firuzkuh, which the Ghurid chronicler Juzjani states was washed away in a flash-flood, some time before the Mongol sieges. Work at Jam by the Minaret of Jam Archaeological Project, has found evidence of a large courtyard building beside the minaret, and evidence of river sediments on top of the baked-brick paving.
The Ghurid Empire's glory waned after the death of Ghiyath ud-Din in 1202, as it was forced to cede territory to the Khorezm Empire. Juzjani states that Firuzkuh was destroyed by the Mongols in 1222.
   
 
Three Routes to Jam Distance Time
1) From Chakhcharan, via Ghar-i-Payon 113 km; 71 mi. 4½ hrs.
2) From Shahrak (Chapter 32) 66 km; 41 mi. 4 hrs.
3) From Herat, via Kamenj 313 km; 196 mi. 12 hrs.
 
Altitudes:
Chakhcharan: 2250 m; 7382 ft.
Jam: 1830 m; 6004 ft.
Shahrak: 2380 m; 7809 ft.
Chisht: 1550 m; 5086 ft.
 
Accommodations: Jam: camping facilities.
Shahrak: ATO tents; meteorological station; chaikhana.
Obey: Hotel, good
Refreshments: Jam: Chaikhana in village.
Shahrak: Chaikhana.
Obey: Hotel, on request with considerable advance notice.
Please be advised that all information on the routes to the “minaret” is subject to change — drastic change. On reading the description of route 1) via Ghar-i-Payon, it will be obvious that weather and maintenance are crucial to its use. Weather can cause the routes from Shahrak and Kamenj to be closed as well. Up-to-date information from the Afghan Tourist Organization in Kabul or Herat, or the authorities m Chakhcharan or Shahrak should therefore be sought before embarking on this particular adventure. Proposals to repair the bridges at Jam and outside Chist were under active consideration in 1976.
The “hotel” which was built at the foot of the “minaret” has no beds or bedding, food or cooking facilities. It simply offers shelter and you will need all your own equipment. Food is available, however, in the village of Jam.
1) To Jam from Chakhcharan via Ghar-i-Payon: 113 km; 71 mi; 4½ hrs.
This new road was begun under the Food for Work Programme after serious drought hit this area in 1971. Under this scheme of the World Food Programme, an international organization jointly sponsored by the United Nations Development Programme (UNDP) and the Food and Agriculture Organization (FAO), workers are paid scarce food commodities in return for roadwork which was still in progress in 1975.

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب