25-01-2015

حسام الدین یعقوبیان فیروزکوهی

یــــــاری در پرتو نمی بینم یاران را چه شد
25-01-2015

حسام الدین یعقوبیان فیروزکوهی

یــــــاری در پرتو نمی بینم یاران را چه شد

یاری در پرتو نمی بینم یاران را چه شد
کس به میدان در نمیآید سواران را چه شد
 


نخست به نام بلند و پر افتخار خطه ام غور!
 سپس بر شما ای پرتو نادری!
متوجه هستید آقای پرتو نادری ؟ استاد سخن استاد خلیل الله خلیلی (رح) این گونه تصویر قوی تصویر بلند از غور را ارائه فرموده اند:

« به غور بلند و حصار بلند
که از چرخ گردون نبیند گزند
ز کهسار او کمترین باز ها
به گردون گر شود به پرواز ها
غزالان او کار شیری کنند
به شیران جنگ دلیری کنند

کجائید آقا پرتو  (که منظور همان آقای پرتو هست) شاید شما نسبت به غور بیگانه گی بفرمائید یا غور پذیر نباشید منحصر به دهکده ای که به دنیا آمده اید باشید که این دور از شخصیت جناب عالی است .پرتوی را که من حدس میزدم فکر میکردم دنیا پذیر باشند حال میدانم که اونها غور پذیر نیستند از اینکه شناخت شان نسبت به اسم غور بیچاره وا مینماید هنوز نتوانسته اند اصطلاح کشاورزی را از اسم خاص غور جدا فرمایند در حالیکه من آقای پرتو را به این صفات می شناسم ،پرتو نادری ژونالست ،ادیب ،محقق،شاعر توانا که در مرکز غور در حلقات فرهنگی خیلی ها مطرح بودند (چرا عاقل کند کاری که بار آردپشیمانی ) واقعاً جناب داکتر صاحب محمد ظاهر طنین شناخت شان نسبت به شما تکمیل بود که ما نمیدانستیم ما در مرکز غور متاسف آن هستیم که چرا از خوانش اشعار چنین دوست متعصبی آن هم در مرکز غور لذت می بردیم و به وجد میآمدیم از آن  روز که شما با قاضی صاحب مواجه شده اید لحظات بعد عکس تان را از قطار فرهنگیان پایان و در جمع هم فکرانم به آتش کشیدیم آقای پرتو نادری از شما صمیمانه می طلبم تا از نخبه گان مان جناب حاج سید محمد رفیق نادم جناب قاضی صاحب مستمند غوری جناب ادیب شاعر نویسند محترم محمد رسول خان فایق و فرزانه دهزاد مان لطفاً در یکی از رسانه های معتبر دنیا احترامانه پوزش بطلبند این برداشت نامیمون شما از غور غور را خسته ساخت آقای پرتو نادری غور سر زمین مقدس مان سر زمین نوریان چون مستوره ها امیری فیروزکوهی ها دیوانه مشرب ها محمد سعید مشعل ها که نام بهزاد را یکبار دیگر به فضای روشن و آفتابی غور مان هرات و دنیا به گونه ای ابر های فروردین ماه به حرکت و یورتمه در آوردند از شما عفو میخواهم ( مران ای بیخبر سنگ است اینجا  هزار آئینه در زنگ است اینجا ) جناب شما به بزرگان غور به شرف و عزت غور بر ملا توهین فرموده اید که غور نمی تواند شما را مورد عفو و پوزش قرار دهد آقای پرتو غور سرزمین مقدس نور سر زمین خورشید شبهاش را قرص قمر ماه و ستاره گان روشن و پر نور دارند این خطه صاحب شرف و عزت را چگونه به خود اجاز فرمودید به نکوهش بگیرید شما را ما به اشتباه دنیا پذیر قلمداد می کردیم خیلی متاسفم که با همه ناز و نخره از دهکده آبائی فرا تر قدم نگذاشته اید .                                                                                                    
فروغ دیده ناشاد من غور
حریم ناله و فریاد من غور
گل من گلشن من بوستانم
نهال سرو من شمشاد من غور
(که از هر گونه تعرض تا دیروز خود را مصئون میپنداشت )
 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب