25-01-2015

حسام الدین یعقوبیان فیروزکوهی

بیــــــــــــــا آقا تمشا کن، که دلبندت نشد داماد
25-01-2015

حسام الدین یعقوبیان فیروزکوهی

بیــــــــــــــا آقا تمشا کن، که دلبندت نشد داماد

بیــــــــــــــا آقا تمشا کن، که دلبندت نشد داماد
بجای رخت دامادی ، حله ،بخون، دل بتن دارد


تازه جوان عبد الطیف جان (( شوقی )) گرم وسردی های ، دنیارا ندیده، تلخ ها وشرین هاش را، نه چشیده ، با این عجوزه ، به مرگ اسف بار، دربستر شمالی کاخ آ جوری حاکم صاحب غورداعی اجل را لبیگ گفت. رود هریرود این جوان مان را تنگ به بر گرفت خیلی ها جدال کرد که واپس ندهد ، مگر جوانان هم دوش ومهربان مرکز غور ،خستگی ناپذیر بدوکنار رود اشک می ریختند وجوانان آب باز مان بدون ترس وحراس گم کرده شان را دراین گرد آب زیردرجه ، یا هم زیریگانه کاخ وپل اجوری مرکز غور باقوت تمام جستجو وپنجه نرم می نمودند ، تا اینکه اقای نبی جان جوان با بــروبازو، قوی پنجه مرکز غور ازقهر گردآب که 20 متر عمق دارد چه شور شوق هلهله به پا نمود کهن سالان فریاد مرحبا عطا می فرمودند وجوانان چشم انتظار دوکنار رود گوی به عــــــــــروسی عبدالطیف جان شادی سر داده اند دردو کنارش به ناله دف رباب چنگ پا کوبی وصدای چکه ایشان محشر به پا نموده بود، آری من به نمایندگی ازایشان به جناب حاکم صاحب مان رخ می آورم تا تلاش خستگی نا پذیر فرمایند وبه این جنگ نا خواسته بین ایماق فروزکوهی وایماق تایمنی های عزیز مان درگرفته وتاهنوز به قول خبر رسانی چهار سوق های مرکز غور که 10 کشته  وچندین زخمی ازدوطرف بجا گذاشته است  به این جنگ نا خواسته که آب با آسیاب بیگانه فرومی ریزیم با معنویت که دارند پایان بخشند وهمه این جوانان به من وظیفه سپرده اند تا ازشورای محترم بازارگانان شهر ونهادهای معدنی مقیم مرکز غور وویژه ازجناب جنرال صاحب قد ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی  قوماندان امنیه غور وحاج مجیدی صاحب وخطبای محترم مساجد جامع شهر انتظار برم تا این ساحه خطرناک را زون ممنوع آب بازی ، سروریش شوی اعلان فرمایند ازاینکه همه ساله دراین زمان ازسال دراین مکان ازرود ماشاهد ماتمیم تشکر ازشما که جوانان را کمک می فرمائید و دیگر بااین قسمت ازرود به عجل معلق اندر نشویم وتشکر ازسایت جام غورمان که درد مان را به حضور شخصیت های محترم جامعه مان می رسانند !!!
 
پناه به یــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکتای بی همتا
 

دردی، دردی کشیده ام که مپــرس
زهری، زهری چشیده ام که مپرس
کشته ام زیر اب این سو آن ســــــو
جام می سرکشیده ام که مپــــــــــرس  

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب