26-01-2015

محمد دین محبت انوری

روابط معلم و شـــاگـــــــرد
26-01-2015

محمد دین محبت انوری

روابط معلم و شـــاگـــــــرد

 

از قدیم تا حال روابط نیک در بین معلم وشاگرد وجود داشته که این روابط به منزله ستون پیشرفت آموزش در معارف بوده است. یقینآ رابطه نیکو معلم وشاگرد باعث تشویق شاگرد به دروس شده وسبب دلگرمی شاگردان نسبت به  مکتب ودرس میشود، همچنان شاگردان از معلمین که رابطه دوستانه با ایشان دارند توقع وامید بیشتر داشته واز رهنمائی وهدایات شان بخوبی پیروی میکنند تحکیم روابط دوستانه دربین معلم وشاگرد باعث ایجاد فضای خوب درسی شده واطمینان بهتر را جهت فراگیری درس به شاگردان میدهدتا شاگردان از برخورد خوب وروش سالم معلم استفاده درست کرده آدم نیکو وصالح به بار می آیند وهمچنان شاگردان که درمکتب با معلمین روابط خوب دارند در فامیل وبین همصنفان شان نیز رابط مناسب داشته وازین عمل معلم خود در زنده گی اجتماعی نیز سود میبرند. طوریکه دیده شده بعضی از شاگردان به شوق وعلاقه زیاد به دروس خود مشغول اند که علت اساسی آن برخورد درست معلم میباشد همانطوریکه شاگردان دروس را ازمعلم می آموزند از کردار، رفتار وبرخورد معلم خود نیز پند میگیرند وآنرا در زنده گی سرمشق خود قرار میدهند روایط معنوی بین شاگرد ومعلم بیشتر از هر چیز دیگر ارزش داشته ودر شخصیت سازی شاگرد اهمیت به سزای دارد. معلمین که دارای شخصیت عالی هستند اکثرآ شاگردان شان نیز لایق وبا شخصیت به جامع  تقدیم میشوند طوریکه دیده شده است شاگردیکه به خوشحالی وسرور به مکتب رفته ودروس خودرا تعقیب مینماید یگانه عوامل آن محیط دوستانه مکتب وروابط نزدیک وصمیمانه بین شاگرد ومعلم است که فرصت بهتر را برای فراگیری درس وتعلیم واشتراک فعالانه در امور مکتب را مهیا میسازد برخی از شاگردان از روابط وبرخورد معملین شکایت داشته واز رفتن به مکتب بیزار هستند وقتی از آنها پرسان شود میگویند معلم ما هر روز مارا توهین میکند وباما برخورد درست ندارد. این گروه از شاگردان همیشه از درس ومکتب گوشه گیری کرده و ولگردی را نسبت به رفتن به مکتب ترجیح میدهند.
ما فضای دوستانه درس را در مکاتیب میابیم که روابط بین شاگردان ومعلمین با حسن نیت ومحبت استوار است برعکس فضای نامناسب درس را درمکاتیب می بینیم که روابط ومناسبات دوستانه بین شاگرد ومعلم وجود نداشته وبی انظباطی وخودسری درمکتب جریان داشته روز بروز بی نظمی زیادتر میشود.
 
یادم می آید وقتی شاگرد مکتب بودم روابط همه معلمین با ما صمیمانه بود ما معلمان خودرا قلبآ دوست داشتیم ودربین معملین ما یکی بامن مناسبات نیک داشت هر روز که به صنف می آمد به چشمانش شفقت ومهربانی را میدیدم او نه تنها با من بلکه به همه شاگردان شفقت ومحبت میکرد من فکر میکردم او مثل پدر وبرادر بزرگ بامن مهربان است به همین جهت روابط نیک با او داشتم ونسبت به معلمین دیگر اوامر وهدایات اورا زودتر عملی میکردم وهم درسهایش را به آسانی یادمیگرفتم ودرجریان ساعت های درسی وی احساس آرامش وخوشی میکردم شندین درس از زبان او برای همه ما لذت خاص داشت اومعلم مهربان ، صمیمی وخوش خلق بود وهمه شاگردان  نسبت برخورد واخلاق خوبش اورا دوست داشتند به همین سبب روابط همه شاگردان مکتب با او بهتر از دیگران بود او همرای شاگردانش شفقت وصمیمت داشت وشاگردانش را مانند فرزندان خود دوست داشت وهرشاگرد گرویده اخلاق نیکویش شده بود در پهلوی آن استاد فراگیری درس برای ما افتخار بود وهمچنان علاقمند صحبت در اوقات فراغت وتفریح باوی بودیم من میدیدم که همیشه شاگردان بدور او حلقه زده بودند وبه سخنان او گوش میدادند که در نتیجه روابط نیک او با شاگردان همه دروس مضامین اورا بدرستی می آموختند وهیچ وقت نمیخواستیم که او از ما آزرده شود.
 شاگردان درمکتب نه تنها بدرس استاد احتیاج هستند  بلکه به شفقت های استادان نیز نیاز دارند شفقت استاد به شاگرد روحیه میدهد.  

 
پایان
چغچران
سرطان١٣۸۹
 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب