27-01-2015

محمد دین محبت انوری

قــهــــــــــــر و آشتی
27-01-2015

محمد دین محبت انوری

قــهــــــــــــر و آشتی



قسمت اول
رسم بعضی از زنها این است که وقتى از دست‏شوهرایشان ناراحت‏ می شوند قهر میکنند،صورت شان  در هم کشیده میشود و دیگه حرف نمیزنندو یادر گوشه‏اى می نشینند و دست‏به هیچ کارى نمى‏ زنند.غذا نمى‏خورند، بچه‏ها را میزنند، آرام آرام غرغر میکنند.به عقیده آنها قهر و دعوا بهترین وسیله‏اى است که میتوانند به آن متوسل بشوند و از شوهر انتقام بگیرند،ولی رفتار ورویه ‏مذکور نه تنها شوهر رو تنبیه نمیکند بلکه ممکن است عواقب بسیار بدى را هم دردنبال داشته باشد،زیرا احتمال میرود ‏شوهرش نیز مقابله بل مثل بکند و قهرنماید،در اینصورت تا چند روز باید با حالت ناراحتى زندگى کنید،تو کنایه بگوی روبگردانی وحرف نزنى او غرغر بزند،تو اوقات تلخى کنى او اوقات تلخى کند،تو حرف نزنى‏او حرف نزند،تا بالاخره خسته شوید و به وساطت‏یکى از خویشان یادوستان یا با یک بهانه دیگر با هم آشتى کنید،اما این آخرین قهر و دعواى‏شما نیست ‏بلکه طولى نمیکشد که باز از دست‏شوهرت ناراحت میشى وقهر و دعوا شروع میشه یعنى یک عمر را  باید با حالت قهر و دعوا و کینه‏و کدورت زندگى کنید،اینطور هم خودتانرا بدبخت می کنید وهم‏ فرزندان  بیگناه تانرا  را به بدبختى و سیه روزى گرفتار مینماید.
شاید ‏شوهر در مقابل خشم های زن عکس العمل شدیدترى‏نشان بدهد و کار به ناسزاگوئى و کتک کارى برسد.آنوقت زن ناچار میشود به عنوان‏ خفگی  به خانه پدر برود  شکایت شوهرش را پیش آنها  ببرد.و با دخالت  ومیانجی گری اختلافات شما شدیدتر و عمیق‏ترشود ،ممکن ‏شوهرت از این قهر و دعواهاى متوالى بستوه بیاد و جدایى را بر این زندگى رنج آورترجیح بدهد.
در اینصورت هم شوهرت را بدبخت کردى هم خودت را  ولی به طورحتمی تو بیشتر از او ضرر میکنی ،شاید ناچار شوی تا آخر عمر تنها بمانی یا سر بار پدر و مادرت باشی .حتما بعدآ پشیمان خواهى شد ولی وقت ازدستت رفته ودیگه ‏پشیمانى سودى ندارد.
«زنى میگفت:با جوانى ازدواج کردم اما زندگى ما دیرى نپایید.نه‏من از رموز شوهردارى اطلاع داشتم،نه او راه و رسم زن دارى رامیدانست،دایئما با هم کشمکش داشتیم،یک هفته من قهر میکردم و هفته بعداو،فقط جمعه‏ها با نصیحت ومیانجیگری بستگان با هم آشتى میکردیم،این قهر وآشتى‏ها سبب دلسرد شدن شوهرم شد،و به تدریج‏به فکر پیدا کردن همسردیگری افتاد،من هم به علت کمى سن اهمیتى به طلاق نمیدادم و حاضر به‏تجدید نظر در رفتارم نبودم،از هم جدا شدیم،اطاقى براى خودم کرایه ‏کردم و به تنهایى زندگى میکردم،خیلى زود متوجه خطرات شدم،اغلب‏کسانى که با هم آشنا میشدیم در صدد فریبم بودند،تصمیم گرفتم با شوهرم‏آشتى کنم،به خانه‏اش رفتم.آنجا با خانمى روبرو شدم که خود را همسراو معرفى کرد،با چشم گریان به اطاقم بازگشتم‏»
«زن جوان 22 ساله‏اى که با وجود یک فرزند طلاق گرفته و به‏منزل پدرش رفته بود شب عروسى خواهرش دست‏بخودکشى زد».
بنابراین قهر و دعوا نه تنها دردی را  دوا نمیکنه بلکه امکان دارد که صدها گرفتارى و دردسر هم بوجود آورد.
خانم های محترم،از قهر و دعوا جدآ اجتناب کنید،اگر از شوهرت‏عقده‏اى داشتى کمی صبر کن تا اظطرابت کم شود ،باز با نرمى وملایمت موضوع ناراحتى خودت رابا شوهرت در میان بگذار،مثلا با زبان‏خوش نه به شیوه اعتراض بگو:تو در فلان مجلس به من توهین کردى، یافلان حرف را به من زدى،یا به فلان پیشنهاد من عمل نکردى،آیا سزاواراست نسبت‏به من اینقدر کم لطف باشى؟با این قبیل حرفها هم عقده‏ات‏حل میشود یا به اصطلاح خالی میشود،هم شوهرت قدرواتوریته اش پایئن نمیشود. و به طورضروری  در صدد تلافى‏ برمی آید. ترا یک خانم با وفا و خوش اخلاق و اهل زندگى مى‏شناسد وهمین احساس در اخلاق و رفتارش آثار خوبى می گذارد.
گناه قهر با شوهر: رسول خدا(ص) فرمود: هر زنی که از شوهرش قهر کند در حالیکه خودش مقصر باشد در روز قیامت با فرعون و قارون و هامان در پایین ترین جای جهنم خواهد بود مگر اینکه توبه کرده و نزد شوهرش باز گردد
 
قسمت دوم
راستش را اگر بگویم ،  من اصلا لازم نمی دیدم که برای مردها هم یک مطلب بنویسم و بگم " قهر نکنید ".  چرا ؟ چون اصلا مدارا کردن با زن یکی از حقوق زن هست که خدا به مرد واجب کرده است و در حقیقت مدارا کردن با زن یکی از وظایف شوهرهست. اما حالا که شروع به نوشتن کردم بگذارید یک چیزی بنویسم  که به درد هر دوی آنها  بخورد . در حدیث شریف داریم که اگر دوست دارید خدا شما را ببخشد شما هم دیگران رو ببخشید.
اینجاست که منظور بنده از مطلب قبلی  بهتر مشخص می شود . فرصت بدهید با یک مثال حرفم را  بهتر بیان کنم .شما دو استاد را تصور کنید ، اولی استادی هست که تاجری برای درس دادن به فرزندش او را  استخدام کرده است اما وقتی استاد به سر صنف میرود متوجه می شود  که شاگردش یک پسر زشت گو و بد رفتار هست که دائیم به او ناسزا میگوید . دومی استادی هست که درمسیر راه با پسری آشنا می شود  و تصمیم می گیرد  که به او پسر درس بیآموزد ولی بعد از مدتی متوجه می شود ، که شاگردش خیلی بی ادب هست. به نظر شما برخورد این دو استاد با شاگردان شان  یک قسم خواهد بود یا خیر؟
حتما شما هم با من هم فکرهستید . معلمی که شاگردش پسر تاجر هست به کار خودش ادامه میدهد چون طرف مقابلش شاگردش نیست بلکه جانب مقابل خود تاجر هست و تاجر برای همین سختی هایی که او تحمل می کند برایش مزد یا معاش میدهد . اما معلم دوم که حریفش ، خود شاگرد هست ؛ اگر اورا  قدردان زحماتش ببیند به کارش ادامه میدهد و اگرشاگرد را  قدردان زحماتش نبیند حتما رهایش می کند . 
دقیقا ما هم در زنده گی ما این دو نظر را داریم . گاهی مثل استاد دوم اطرافیان خودرا  را رقیب  خود می بینیم و گاهی مثل استاد اول کسی دیگر غیر از اطرافیان  را رقیب خود می بینیم ؟ در حالیکه هیچ کسی نیست
اگر زمانی  همسران ما را اذیت می کنند با ایشان قهر کنیم مثل استاد دوم هستیم ، چون همسران ما قدر زحمات ما را ندانسته اند ما هم با او قهر کردیم.  اگر طرف مقابل خود را  خدا احساس کنیم برای بدست آوردن رضای او و گرفتن دست مزد ( پاداش )  نه تنها قهر نمی کنیم بلکه کار زشت طرف مقابل را هم نادیده می گیریم .  
اینگونه تحمل رفتار ناراحت کننده اطرافیان ما هم برایما آسانتر خواهد بود چون می دانیم هرچند همسرما از ما تشکر نکرده است ؛ ولی خداوند که باید پاداش مارا بدهد  ما را می بیند وخبر است و هیچ وقت این گذشت و فداکاری ما از یادش نمیرود. ومی بیند  که ما بخاطر عمل به دستورات اش( جهت احترام به همسر ) چقدر سختی را تحمل کردیم .
 
پایان
 چغچران
 میزان ١٣٩٠
 
ماخذ ومنابع: سایت ها
 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب